سفری به یاد ماندنی به دو شهر بانکوک و پاتایا

4.2
از 29 رای
تورهای ایرانگردی لست‌سکند - جایگاه K دسکتاپ
سفری به یاد ماندنی به دو شهر بانکوک و پاتایا
آموزش سفرنامه‌ نویسی
14 مرداد 1402 12:00
37
9.6K

سلام بر دوستان عزیز...

به علت علاقه زیاد به سفر و مرور خاطرات شیرین تصمیم گرفتم یک سفرنامه بنویسم و تجربیات سفر تایلند خودمون رو با شما عزیزان به اشتراک بزاریم. بعد عید پس از سفر آنتالیا با همسرم تصمیم گرفتیم که دیگه پولامونو جمع کنیم و تا شش ماه جایی نریم که برای سفر بعدی یک‌ جای جدید و شگفت انگیز تجربه کنیم.

خوب در ماه اردیبهشت خستگی سفر در رفته بود و باز شیطان تو جلد ما فرو رفت(وسوسه های شیطان به اینصورت بود که مگه ما چندبار بدنیا میایم،مگه دوباره به این سن برمیگردیم،تا دست و پا داریم باید بریم سفر و ...) خلاصه شیطان رجیم موفق شد و ما تصمیم گرفتیم برای تعطیلات خرداد برنامه سفر بچینیم.

خوب رسید به قسمت مورد علاقه من پیدا کردن مقصد و تور سفر...خوب ما تجربه سفر به وان،استانبول،ترابزون،ازون گول، باتومی،تفلیس،آنتالیا و دبی داشتیم و دنبال یک جا جدید بودیم که با تحقیقات تایلند و انتخاب کردیم.

با جستجو روزی ۵، ۶ ساعت در سایت لست سکند و مقایسه قیمت آژانس های مختلف ما یک آژانس رو انتخاب کردیم و تلفنی کارهای اولیه قرارداد انجام شد. تور تایلند 7 روزه (۴شب پاتایا و ۳شب بانکوک)به قیمت نفری ۳۵ میلیون خریداری شد و ما با خیال راحت پول اولیه رو پرداخت کردیم چون آژانس مورد تأیید سایت لست سکند بود.

مدارک لازم برای ویزا تایلند :

پاسپورت با اعتبار حداقل ۶ ماه

یک قطعه عکس ۴×۶ با زمینه سفید

نامه تمکن مالی به مبلغ ۵۰ میلیون برای هر نفر(از هر بانکی که حساب دارید)

کارت واکسن دیجیتال با حداقل دو دوز واکسن به زبان انگلیسی

ما برای نامه تمکن مالی ۲۴ ساعت مبلغ ۵۰ میلیون در حساب من بود نامه از بانک گرفتم و فردا پول به حساب همسرم واریز شد و بعد ۲۴ ساعت نامه تمکن ایشونم هم گرفته شد. 

اگه مبلغ ۱۰۰ میلیون هم داشته باشید یک نامه تمکن برای زن و شوهر کفایت می‌کنه.

تاریخ پرواز ما ۱۴۰۲/۰۳/۱۱ با هواپیمای ماهان ساعت ۲۱:۳۰ بود.روز موعود فرا رسید و ما به سمت فرودگاه امام خمینی حرکت کردیم. ارز مسافرتی به مبلغ 500دلار به هر مسافر داده میشه، که ما یک هفته قبل به بانک ملت شعبه فردوسی مراجعه کرده بودیم و با دادن معادل ریالی ۵۰۰ دلار حواله گرفته بودیم. بعد گرفتن کارت پرواز و رفتن به سمت سالن انتظار کلی دستگاه ای تی ام هست که با توجه به بانک مورد نظرتون با وارد کردن کد ملی و شناسه حواله دلارتون و از دستگاه میگیرید و این همه تکنولوژی شما رو شگفت زده می‌کنه.

هواپیمای ما با ۱۰ دقیقه تاخیر به سوی آسمان بیکران پرواز کرد(رویاییش کردم) صندلی های هواپیما نسبتاً بد نبود و روی صندلی برای هر نفر پتو و بالش قرار داشت.مهماندارها محترم و خوش برخوردی بودند.بعد یک ساعت شام داخل پرواز داده شد که شامل سبزی پلو با گوشت،سالاد،یک پیش غذا،نوشابه و دسر میشد. در طول پرواز هندزفری هم داده شد و از طریق مانیتور ها میتونید فیلم،سریال،انیمیشن،کتاب صوتی و موزیک انتخاب کنید. طول پرواز حدود ۶:۳۰ هستش و وعده صبحانه داده شد که لذت بخش بود.

ساعت حدوداً ۷ به وقت بانکوک بود که رسیدیم اختلاف ساعت بانکوک با تهران ۳:۳۰ هست. تو فرودگاه از لیدر فارسی زبان خبری نبود با کلی دور خودمون چرخیدن بلاخره کارگزار رو دیدیم که آقایی تایلندی بودند،به ما نفری یک سیم کارت با ۵۰۰ مگابایت اینترنت داده شد بعد از اون ما سوار یک ون ۱۰ نفره شدیم که خیلی تمیز و مرتب بود و حرکت کردیم به سمت پاتایا...مناظر در طول مسیر بسیار زیبا بود ولی من تا خود هتل بیهوش شده بودم.

حدود ساعت ۱۱/۱۲ بود که به هتل چهار ستاره آسیا پاتایا رسیدیم.هتلی بزرگ بر روی بلندی قرار داشت که منظره بسیار زیبایی به روی دریا داشت.قطعا گوشه ای از بهشت شبیه استخر و منظره حیرت انگیز محوطه پشتی هتل پاتایا هستش. تو لابی هتل تور لیدر ما برای تور پاتایا که یه آقای مسنی بودن تایم صبحانه و اطلاعات اولیه رو دادن و شروع کردن به معرفی تورها و ما باتوجه به مطالعاتی که داشتیم ترجیح دادیم تور نخریم چون مقرون به صرفه نبود.خلاصه ساعت 14 اتاق رو تحویل گرفتیم. اتاق ما در طبقه ششم و رو به محوطه باغ بود و منظره زیبایی از پنجره نمایان بود. اتاقهای رو به دریا به مهمان های هندی که برای برگزاری مراسم عروسی در هتل مستقر شده بودند اختصاص داده شده بود. اتاق ها تمییز و مرتب و فشار آب خیلی خوب بود و ما با دیدن شلنگ در دستشویی در پوست خود نگنجیدیم.

اتاق هتل آسیا پاتایا

منظره اتاق هتل آسیا پاتایا

من و همسرم با مرتب کردن چمدان ها سریع لباس عوض کردیم و رفتیم که با شنا کردن خستگی راه رو در کنیم. آخ که چه استخری! زلال و تمیز! 

محوطه هتل آسیا پاتایا

محوطه هتل آسیا پاتایا

بعد کمی استراحت با دوتا از دوستامون که با ما در سفر همراه شده بودن به سمت بیگ بودا پاتایا حرکت کردیم و با یه تاکسی و توافق با راننده به قیمت 100 بت مارو به بیگ بودا رسوند که از قضا بسیار نزدیک بود.

معبد بیگ بودا بسیار زیبا بود و بر روی بلندی قرار داشت و منظره شهر از اون بالا بسیار دیدنی بود. اگر شما با شلوارک یا تاپ باشید به شما پارچه هایی داده میشه که به احترام بودا بدنتون رو با اون بپوشانید.

در راه برگشت به هتل به سراغ ماساژ رفتیم. یک مغازه کوچیک که چهارتا خانم مهربان در اون مشغول به کار بودند، و با کلی خوشرویی و لبخند مارو دعوت کردند. با ایما و اشاره هر کدوم گفتیم چه ماساژی می‌خوایم. به من ماساژ تایلندی پیشنهاد شد و رفتم طبقه بالا یک ساعت ماساژ در عرض دو دقیقه تمام شد چون آنقدر لذت بخش بود که متوجه گذر زمان نشدم. یک ساعت ماساژ فقط 200 بت و هرکدوم نفری 20بت هم انعام دادیم بعدش با یک چای خوشمزه ازما پذیرایی شد. 

شب اول ما به خیابان واکینگ استریت پاتایا رفتیم که پر از کافه و کلاب های مختلف با موسیقی های بسیار خوب و زنده داشت و یک خیابان زنده در دل شب که بی نهایت فضای شادی داره اگر در سفر همگی بزرگسال هستید برای گشت و گذار به این خیابان سری بزنید. این خیابان برای کودکان و نوجوانان مناسب نیست.

روز دوم ما با برنامه ریزی قبلی تصمیم داشتیم به جزیره مرجانی یا همان Koh larn بریم. صبح پس از صرف صبحانه در هتل که باب میل من نبود(غذاهای تایلندی از جمله برنج تایلندی،خوراک مرغ،سوسیس در آبپز کالباس آبپز و سبزیجات پخته و ...) با نصب برنامه bolt که مثل اسنپ عمل می‌کنه تاکسی گرفتیم و به اسکله بالی های پاتایا رفتیم قیمت تاکسی 96بت شد و در اسکله با لنج به مبلغ 20 بت به سمت این جزیره زیبا حرکت کردیم. از روی آب مناظر بینظیری پیدا بود که هر لحظه غافلگیرمون میکرد.

ایشالا خودتون برید ببینید. بعد از 45 دقیقه به جزیره رسیدیم و در جزیره از فروشگاه سِوِن اِلِوِن که در سطح شهر به وفور یافت میشد آب و بستنی خریدیم تا اون گرما و شرجی رو بشوره ببره. ساحل جزیره خیلی شلوغ بود و من قبلن در سفرنامه ها خونده بودم که یک ساحل خلوت تر به اسم (samae) هست که بسیار زیباست. با وانت های خطی جزیره به ساحل samae رفتیم. از مناظر تو مسیر که نگم براتون، انقدر محو این مناظر بودم که اصلاً خودم عکس نگرفتم دوست داشتم با تمام جان و دل این مناظر به خاطرم بسپرم.

در جزیره تخت نفری 100بت اجاره کردیم فقط بدی این ساحل نبودن امکاناتی مثل دوش و سرویس بهداشتی بود که یکم اذیت میکرد ولی میشه بخاطر زیبایی بی بدیلش چشم پوشی کرد. شن های سفید،موج های بلند ،ساحل خلوت،کوه های سبز مناظر زیبا جلو روی شما خود نمایی می‌کنه. حدود ساعت 4 بود که برگشتیم اسکله و مجدد سوار لنج شدیم و حرکت کردیم به سمت پاتایا و بعد از اون هتل.

نزدیک هتل ما فروشگاه سِوِن اِلِوِن بود که تا گرسنگی بر ما غلبه میکرد به اونجا می‌رفتیم و از اسنک های بسته بندی خوشمزه ای که داخل فروشگاه برامون گرم میکرد نوش جان میکردیم. تو مسیر هتل یه خانم جوانی بود که با میوه های تازه و یخ اسموتی درست میکرد و ما مشتری پر و پا قرصش بودیم. در حالی که اسموتی اول هنوز تموم نشده بود میوه های اسموتی بعدی رو انتخاب میکردیم. دوست داشتم تا آخر عمرم کنار دکه اون خانم جوان ویتامین گیری کنم.

با رسیدن به هتل سریع رفتیم استخر ،بعد اون گرما و آب نمکی دریا، استخر تمییز و زلال استخر معجزه کرد و نشاط و طراوت رو به ما برگردوند. ساعت حدود ۷ بود تصمیم گرفتیم بریم نایت بازار پاتایا از طریق bolt تاکسی گرفتیم و هزینه تاکسی تا نزدیک نایت بازار در خیابان ساحل حدود ۱۰۵ بت شد چون ترافیک بود. روبروی مرکز خرید رویال گاردن پلازا به یک سالن ماساژ خیلی شیک رفتیم و ماساژ با روغن انتخاب کردیم که اصلاً راضی نبودیم ماساژور ها کاملاً از روی شکم سیری ماساژ می‌دادند و به خودشون هیچ فشاری نمیاوردند و هر ۴ تامون با دادن دوبرابر پول ماساژ ناراضی اومدیم بیرون و تصمیم گرفتیم از فردا پیش همون سالن ماساژ کوچیک و با صفا دم هتل خودمون بریم. 

به مرکز خرید رویال گاردن پلازا (جلوی ورودی آن یک هواپیمای قرمز قرار داده شده)رفتیم.در طبقه اول قیمتا بسیار مناسب بود و ما کلی خرید کردیم و طبقه دوم یه فروشگاه کره ای بود که خیلی چیزهای خوب و عالی ای داشت، حتمن به این مرکز خرید برید. طبقه سوم تونل وحشت و اتاق فرار داشت که حتی اگه بلیطش (مجموع تونل وحشت،اتاق فرار،سینما...حدود ۴/۰۰۰ بت بود)نخرید میتونید از محوطه بیرونش که بازدید از اون رایگانه بازدید کنید، محوطه دارای کلی تابوت و جنازه های ترسناک و افرادی که مثل زامبی گریم شدن و دنبالتون میکنن هستش،کلی میتونید تفریح کنید و لذت ببرید.

ورودی دیگر مرکز خرید رویال رو به خیابان ساحلی هست،که خیلی خیابان زیبا با نخل های بلند و کنار دریا هستش.حتمن از این خیابان دیدن کنید. بعد از گشتن در مرکز خرید رویال به سمت نایت بازار حرکت کردیم ولی چون تقریباً ساعت ۱۱ بود همه مغازه های بسته شده بود ولی در روزهای دیگر مراجعه کردیم راضی بودیم،جنسهای خود تایلند رو داشت و برای سوغاتی خریدن مناسب بود.

روز سوم برنامه ما بازدید از یکی دیگر از جاهای دیدنی پاتایا به نام پناهگاه حقیقت (Sanctuary of Truth Museum)بود. با گرفتن تاکسی با ۱۱۲ بت رسیدیم به موزه و بلیط‌ به مبلغ نفری ۵۰۰ بت تهیه کردیم. وای وای وای زبان آدم از دیدن این عمارت تماماً چوبی بند میومد تو عکس زیبایش واقعاً نمی‌گنجید.تور در خود موزه به چندین زبان مختلف بود که ما با انگلیسی انتخاب کردیم گروه گروه رفتیم.کلاه ایمنی و چتر داده میشه و با تور لیدر داخل کارگاه ساخت و محوطه می‌شوید.در معبد پناهگاه حقیقت هم خانم ها با تاپ و شلوارک نمیتونن وارد بشن.یکی از بهترین جاهایی که در شهر پاتایا میتونید برید همین معبد هستش به نظرم اصلا از دست ندید. داخل محوطه کافی شاپ،فیل سواری،اجاره و عکاسی با لباس های محلی،جنگل و برکه خیلی زیبایی هم داشت.

معبد پناهگاه حقیقت

خلاصه من دلم نمی‌خواست از معبد بیام بیرون چون هر سمتش و نگاه میکردی یه زیبایی جدید می‌دیدی ولی گرما و خسته شدن دوستانمان منو مجبور کرد از اون همه زیبایی دل بکنم. از معبد حقیقت با یه تاکسی به مرکز خرید اوتلت پاتایا رفتیم که با یه گشت کوتاهی متوجه شدیم قیمتا بالاست بنابراین خیلی شیک و تمیز مجدد تاکسی گرفتیم و رفتیم مرکز خرید رویال و دوباره خرید کردیم.

در مورد غذا بگم که من و همسرم کلن غذای تایلندی و بوی خاصی که میداد رو نمی پسندیدیم و به ذائقه ما خوش نمیومد. ما در رستوران هندی، عربی بیشتر غذا میخوردیم. با سرچ در اینترنت متوجه شدیم رستوران هندی مادراس در پاتایا بهترینه،بله درست بود ما اول یک پرس سفارش دادیم متوجه شدیم خیلی خوشمزه است مجدد سفارش دادیم.کلا در تایلند گوشت گوسفند طعمش با ایران فرق می‌کنه و ما خیلی مزه شو دوست نداشتیم.حتی رستوران زنجیره ای مک دونالد که همه جا یه طعم میداد گوشت برگرش اون طعم جادویی خودشو نداشت و ما که تو همه مسافرتهامون مشتری پر و پا قرص مک دونالد بودیم در تایلند یکبار بیشتر نرفتیم.توصیه میکنم حتمن با خودتون تعدادی کنسرو و تن ماهی ببرید.

IMG_20230604_193625.jpg

روز چهارم پاتایا من و همسرم تصمیم گرفتیم در هتل بمانیم و از دریا و استخر استفاده کنیم و یکی از بهترین تصمیم های زندگیم همین بود چون هوا بینظیر ابری استخر زیبا که اختصاصی برای ما بود و نم نم باران باعث شد یکی از بهترین روزهای عمرمون رقم بخوره. بعدظهر به بام پاتایا( view point pataya) رفتیم و از اونجا منظره ای زیبا از شهر پاتایا جلو رویتون بود.(هزینه رایگان)

ویو پوینت پاتایا

شب با هوس غذای ایرانی،به رستوران سلف سرویس حاتم که تبلیغاتشو دیده بودیم رفتیم.هر چی از بد بودن و بی کیفیت بودن غذاش بگم کم گفتم. خورده و نخورده پاشدیم و من حتی به صاحب رستوران که یه آقای ایرانی بود گفتم واقعن بدترین غذایی بود که در پاتایا خوردم و جواب چیزی جز عذر خواهی کوتاه و از سر واکنی نداشت که بده. شب آخر پاتایا با یک ماساژ عالی تمام شد.

صبح ساعت ۱۱ ون اومد دنبالمون و به سمت بانکوک حرکت کردیم.ساعت یک بود به هتل چهار ستاره پرینس پالاس بانکوک رسیدیم.لابی هتل شیک و تمیز بود و هر چی تو هتل می‌گشتیم از زیباییش بیشتر شگفت زده میشیدم بعضی از قسمت های مثل قصر های قدیمی بود.اتاق رو تحویل دادن منظره ای از طبقه ۱۶ به شهر بانکوک داشت.از اتاق هم خیلی راضی بودیم.

اتاق هتل پرینس پالاس

منظره اتاق هتل پرینس پالاس بانکوک

محوطه هتل پرینس پالاس بانکو بر فراز آسماننمای شهر بانکوک از بالای هتل پرینس پالاس

تور لیدر تور بانکوک ما اومد آقایی جوان به اسم علی آقا بودند و از روی تجربه و تحقیقاتی که از قبل کرده بودیم متوجه شدیم مثل لیدر های دیگه فقط فکر منافع خودشون نیستند. در مورد شهر و مراکز خرید هم برامون توضیح دادند. تور سافاری رو ما از ایشون به مبلغ نفری 1/600 بت همراه با ترنسفر در اختیار و ناهار سلف سرویس خریدیم،این قیمت منطقی بود. 

شب هم به خیابان معروف بانکوک سوخومیت رفتیم که ارزش دیدن داشت.شام رو هم در یک رستوران عربی به اسم ابوسعید خوردیم.قیمت یک پرس غذای بریانی گوشت دونفره 450 بت شد.

رستوران هندی

روز اول بانکوک

صبح ساعت ۹ برای صرف صبحانه رفتیم، تنوع غذایی خیلی بهتر از هتل پاتایا بود.ساعت ۱۰ ون خیلی تمییز که راننده یک آقای تایلندی خوشرو بود به دنبالمون اومد و به سمت باغ وحش حرکت کردیم. تا خود سافاری بانکوک که تقریباً یک ساعت از شهر فاصله دارد خوابیدم. در باغ وحش که بسیار محیط زیبا و سرسبزی داشت برامون بلیط خریده شد و دستبندهایی به دستمون بسته شد که نشون دهنده بلیط و شرکت در شو های مختلف و ناهار بود.

شو اورانگوتان ها رو از دست دادیم نمایش بعدی شو فیل ها بود که خیلی جالب بود،شلوغی و گرما یکم آزاردهنده بود ولی دلیل بر این نشد که از اومدن به سافاری پشیمون بشیم. شوهای بعدی نمایش دلفین ها،جنگ ستارگان و شیر دریایی بود که آخریشو به علت کلافه شدن از شلوغی ما نرفتیم. اونروز فک کنم کل بچه های مدرسه و مهدکودک بانکوک رو برای اردو به باغ وحش آورده بودند. بعد از اتمام نمایش ها با دوستانمان سوار همون ون تور خودمون شدیم و وارد محوطه آزاد حیوانات شدیم.تجربه جالبی بود ما داخل ماشین کمتر از یک متر با ببر و شیر و پلنگ فاصله داشتیم.حدود نیم ساعت طول کشید.

سافاری ورلد بانکوک ۲

سافاری ورلد بانکوک ۱

سافاری ورلد بانکوک ۳

سافاری ورلد بانکوک ۴

سافاری ورلد بانکوک 5

به سمت هتل حرکت کردیم ترافیک تهران در مقابل ترافیک وحشتناک بانکوک هیچ هست. خوابیدیم،بیدارشدیم،سر راه از فروشگاه سِوِن اِلِوِن خرید کردیم،دوباره خوابیدیم و خلاصه ساعت 6 اینا بود که بلاخره به هتل رسیدیم.

شب من و همسرم رفتیم مرکز خرید آیکون سیام که خیلییی مدرن و حیرت انگیز بود به نظر شخصی من خیلی از دبی مال طراحی و موقعیت مکانیش خاص‌تر و زیباتر بود.یکی از ورودی های مرکز خرید ایستگاه قایق ها و کشتی های تفریحی بود که بر روی رودخانه چائوپرایا قرار داشت. ما سوار یکی از اتوبوس دریایی شدیم و دو ایستگاه باهاش طی کردیم مناظر زیبایی بود بعد از یک باران بسیار شدید هوای ابری و آسمانخراش هایی که تا نیمه در ابرها قرار گرفته بودند مثل یک تابلو نقاشی خودنمایی می‌کردند.

مرکز خرید آیکون سیام بانکوک

در جلوی مرکز خرید آیکون سیام ایستگاه مونوریل قرار داشت و ما همیشه در سفر از مترو استفاده میکنیم.کارت مترو خریدیم در کل سه تا قطار عوض کردیم هزینه اش 98 بت شد. بعد از بیرون اومدن از ایستگاه ما به دنبال بازار پتونم بانکوک گشتیم یکم دیر وقت بود و خیابون ها یکم حالت خوف انگیز داشت به خودمون دوتا حسابی دلداری دادیم.

این بازار شبانه که از جاهای دیدنی بانکوک هست، هم جالب بود،خرید کردیم و قیمت ها خیلی مناسب بود،ولی با شروع شدن بارون کم کم همه غرفه ها شروع به جمع کردن وسایلشون کردند و ما هم می‌خواستیم تا آخرین لحظه از وقتمون استفاده کنیم،چی بهتر از یک ماساژ پس از کلی خستگی! قیمت ماساژ تایلندی یک ساعت نفری 250 بت شد و خیلی راضی هم بودیم.دیگه ساعت 2/3 شب بود که به هتل رسیدیم

روز سوم بانکوک(شهربازی و پارک آبی سی‌ام)

صبح ساعت ۱۰ من به همراه همسرم دوتایی یه تاکسی از برنامه bolt به مقصد پارک آبی سیام گرفتیم. پارک چون خارج از شهر بود ۲۵۰ بت کرایه شد و راننده از ما سوال کرد اگه مبلغ ۷۵ بت عوارضی اتوبان رو پرداخت کنید نیم ساعت زودتر می‌رسید و ما با کمال میل اینکار و انجام دادیم چون وقت در سفر طلاست. بعد از طی کردن ۵۰ دقیقه به پارک رسیدیم و از راننده خواهش کردیم اون برامون بلیط تهیه کنه. بلیط پارک آبی و شهربازی روی هم با استفاده نامحدود نفری 1/000 بت شد.

شهربازی بسیار خلوت و زیبا و تمیز بود انگار آخر دنیا بود و وهیچکس جز ما تو کره زمین نبود.هر بازی با خوشرویی اختصاصی برای ما دونفر به کار مینداختند.حتی چند بازی ترن که من بخاطر ترسم سوار نشدم تنها دستگاه با اون عظمت فقط برای همسرم روشن میکردند.(جل الخالق) کشتی صبا رو من خودم رفتم تنها سوار شدم و برای من یک نفر کشتی به اون بزرگی به زحمت افتاد و ما رو شرمنده کرد. شهربازی خیلی خوب بود. ساعت تقریباً 1ظهر بود که به سمت پارک آبی حرکت کردیم دم در بهتون نقشه هر دو پارک داده میشه و راحت همه وسایل و میتونید پیدا کنید.

پارک آبی 4 سرسره داشت که انتظار مدرن و هیجان انگیز بودن نداشته باشید.پارک آبی بسیار مناظر زیبایی داشت و بیشتر احساس آرامش میداد تا هیجان و من خیلی دوست داشتم.یک استخر بزرگ موج داشت که مثل ساحل مالدیو درست شده بود خیلی زیبا بود.ما با تحقیق به این پارک رفتیم چون تجربه بهترین پارک آبی که آتلانتیس دبی هست رو داشتیم از این پارک انتظار مناظر بی بدیل داشتیم که انتظارمون کاملاً برآورده شد.در پارک یک پیتزا هاوایی که داخلش آناناس بود همراه با سیب زمینی سرخ شده و 4عدد ناگت مرغ خوردیم ،125 بت شد.

شهربازی و پارک آبی سیام پارک بانکوک

شب هم مجدد به خیابان سوخومیت رفتیم و شام خوردیم شب آخر سفر ما بود و فردا به سمت تهران پرواز داشتیم. من دوست داشتم فردا برم به مدت سه روز در هتل پاتایا خستگی سفر رو درکنم،ولی افسوووس...

کار و زندگی در انتظار ما بود و بهمون می‌گفت بسه بسه جمع کنید برگردید به کارتون برسید.صبح پس از صرف صبحانه و جمع کردن وسایل اتاق هارو تحویل دادیم. چمدان هارو در هتل گذاشتیم و یادم رفت بگم که هتل ما از طبقه 11 شروع میشد و زیر برج مرکز تجاری بود که عمده فروش هم بودند و مثل بازار خودمون،قیمت ها خیلی مناسب بود و ما کلی وسیله و سوغاتی خریدیم.حتمن در سفر به بانکوک به این مرکز خرید سر بزنید.ساعت 4 ترنسفر فرودگاه دنبال ما آمد و متاسفانه مسافران دیگر که دوتا زوج بودن مارو ۱:۳۰ در ون منتظر گذاشتند واین خیلی باعث تأسف بود که چهارتا انسان بالغ یه برنامه ریزی کوچیک برای به موقع رسیدن نتوانند بکنند.

خلاصه ون بدون این مسافرها حرکت کرد یکربع از حرکت ون گذشته بود که از آژانس زنگ زدن به راننده که شما حق نداشتید مسافرها و جا بزارید،متاسفانه هموطنان ما پس از دو ساعت تاخیر زنگ زدن به لیدر که این راننده ما رو جا گذاشته ماتو هتل بودیم و به ما خبر ندادند. راننده که مردی ۵۰ ساله بود بنده خدا دوباره این مسیر برگشت و این دوستان رو سوار کرد.خیلی جای تأسف داشت بجای اینکه از کارخود پشیمان باشند باهم میگفتند می‌خندیدند که مثلاً ما زرنگیم تونستیم ترنسفر رو از نیمه را برگردانیم.خلاصه این قضیه خیلی مارو ناراحت کرد از طرفی هم ترافیک وحشتناک بانکوک ترس از جا موندن از پرواز رو هم به جونمون انداخت.با کلی سلام صلوات بلاخره پس از ۳ ساعت به فرودگاه رسیدیم.

کارت پرواز و گرفتیم.تایم پرواز ساعت ۹:۳۰ شب با هواپیمای ماهان بود که با یک ساعت تاخیر پرید‌.صندلی های این پرواز واقعاً من و اذیت کرد و خواب بر من حرام شد.

نمای شهر بانکوک از آسمان

در نهایت ساعت ۲صبح به وقت تهران هواپیمای ما به زمین نشست و زندگی به روال عادی خودش برگشت. امیدوارم تجربیات سفر ما بتونه کمکی کنه برای سفر خاطره‌انگیز تری برای شما عزیزان.

این سفرنامه برداشت و تجربیات نویسنده است و لست‌سکند، فقط منتشر کننده متن است. برای اطمینان از درستی محتوا، حتما پرس‌وجو کنید.

اطلاعات بیشتر