Close

در امتداد آلپ (سفرنامه سوئیس و ایتالیا)

4.6
از 44 رای
این کوه ها یادآور خاطرات کودکی دهه شصتی ها هستند! +تصاویر دیگر قسمت ها

KHAREJI-HERFEIE-DOVOM.png

 

 bn164.jpg

 

صبح روز جمعه در نیمه اسفند 97 با صدای گریه آوین، دختر نه ماهه مان از خواب بیدار شدیم، متأسفانه ناخوش به نظر می رسید. بعد از رسیدگی به امورات دختری خواب از چشمان فراری شده بود و فکر و خیال گذشته و برنامه پیش رو فرصتی برای خواب نمی گذاشت.

 آخرین سفر خارجی ما در تیر ماه سال 96 به مقصد ایتالیا و فرانسه بود و محدودیت های مرتبط با به دنیا آمدن آوین خانم نگذاشته بود برنامه ای داشته باشیم. حالا خودمان به کنار، کنترل پسرمان آراد سخت بود. او که علیرغم سن کم (7.5سال) تجربه های سفری خوبی داشت، دائم پیگیر سفر بعدی خانواده بود و با توجه به علاقه وافری که به حیوانات داشت، پس از بررسی و تحقیق کودکانه، به علت وجود باغ وحش معروف سنگاپور، آنجا را به عنوان مقصد آتی سفری پیشنهاد داده بود. مقرر بود در تعطیلات بهمن 97 به این مقصد سفر کنیم ولی با توجه به برآورد اولیه بر مبنای نرخ ارز که صعودش با هیچ فرمولی قابل قبول و محاسبه نبود، اصلا به صرفه به نظر نمی رسید و با کلی صحبت، رضایت پسر جان را مبنی بر عدم سفر به سنگاپور جلب کردیم. ولی این وقفه 20 ماهه ای که در سفر نرفتن ما بوجود آمده بود، بدجوری آزار دهنده بود و تنها یک سفر خوب می توانست این حس رخوت و شرایط روحی را التیام بخشد.

هزینه بالای سفر سنگاپور مقاصد سفری دیگر را پیش روی ما قرار داد و گفتیم اگر قرار باشد مخارج ما در این حد باشد چرا با کمی هزینه بیشتر اروپا نه؟؟

1-822-2-4.jpg

اروپا است و سد و معضل ویزای شنگن آن، در این وانفسای ریجکت ها، بی اختیار ابتدا به فکر تور افتادیم. از اوایل اسفند، پکیج های بهار اروپا توسط آژانس ها رونمایی شده بود. مقاصد اولیه ما اسپانیا و یا سوئیس برای مدت 6 تا 7 شب بود باز هم قیمت ها نجومی می شد، مشکل از قیمت آژانس ها نبود آنها به دنبال منافع خود بودند، ایراد از اعتبار واحد پول خودمان بود. دوباره به بن بست رسیده بودیم. همه این افکار از لحظه بیدار شدن از سرم گذشت و ذهنم را آشفته تر کرد.

در هنگام صرف صبحانه و در حین مکالمات بین اعضای خانواده، پیشنهادی از طرف همسر مطرح گردید که پنجره ای جدید از برنامه سفری آتی به روی من باز شد. آن چیزی نبود جز اینکه آوین در این سفر ما را همراهی نکند. (انگار ناخوشی امروز صبح آوین این جرقه را در ذهن همسر زده بود) هاج و واج ماندم، تفکر نیز از من سلب شد، برای فرزند اولمان بعد از 2.5 سالگی سفرها را مجددا شروع کردیم ولی این بار در نه ماهگی آوین کاسه صبرمان لبریز گشته و تشنه سفر بودیم.

دوگانگی بردن یا نبردن آوین دست بردار نبود، از یکطرف با توجه به سن و سالش که چیزی از سفر متوجه نمی شد، هم خودش اذیت میشد، هم مطمئناً حضورش در برنامه های ما تأثیرگذار بود و این پیشنهاد برای سفر، منطقی به نظر می رسید ولی از طرف دیگر حس پدرانه و مادرانه چه می شود، بعد از مدتها درگیر تلاقی احساس و منطق شدم، دیگر شور و حال جوانی و احساسی افول پیدا کرده بود و طبیعی بود منطق پیروز شود، وابستگان نزدیک با همراهی و رضایت مندی اعتماد به نفسمان را بالا بردند و بر منطقی بودن تصمیم مان صحه گذاشتند.

فضای جدیدی برای برنامه ریزی مهیا گشته بود و انرژیمان مضاعف گشت، افزون بر آن تصمیم جدید و مهمی گرفتیم اینکه ریسک کنیم و خودمان برای اخذ ویزای شنگن اقدام کنیم و این می توانست کمک بزرگی برای صرفه جویی در هزینه ها باشد.

این چالش را دوست داشتم. لذت برنامه ریزی و مدیریت سفر از ابتدا تا انتها، برای من کمی از خود سفر نداشت. سفر برای من از نیمه اسفند 97 شروع شد.

با توجه به سفر قبلی مان به اروپا و اخذ ویزا از سفارت ایتالیا (بازدید از شهرهای رم، فلورانس، پیزا و ونیز در ایتالیا و پاریس در فرانسه) منطقی ترین کار اقدام مجدد از سفارت ایتالیا بود، در روزهای واپسین سال 97 پس از کلی بررسی و جست و جو در سایت ها و مشورت با دوستان، برنامه سفر را برای 14 روز (شروع در اواخر خرداد) طراحی کردیم. قرعه برای مقصد اولمان به خاطر دیدار شهرهای رم، فلورانس، پیزا و ونیز در سفر قبلی به نام میلان افتاد. به علت همسایگی سوئیس با ایتالیا بدون درنگ کشور سوئیس و شهرهای لوگانو، زوریخ، لوسرن، اینترلاکن، برن و نیوهوزن را در سوئیس انتخاب کردیم، بازدید از شهر پراگ از دیرباز جزو آرزوهایم بود، کمی ما را از مقصد نهایی دور میکرد ولی نمیشد این فرصت را از دست داد. پراگ را بعد از 6 شهر سوئیس در برنامه گنجاندیم. از مثلث طلایی اروپا دو رأس آن رم و پاریس را دیده بودیم و رأس سوم آن بارسلون باقی مانده بود، چه فرصتی بهتر از این که حسن ختام سفر ما بارسلون باشد. برنامه سنگین بنظر می رسید 14 روز و 9 شهر، ولی مصائب اخذ ویزای شنگن و محدودیت های مرتبط با آن انسان را وامیدارد که نهایت استفاده را از آن برده و از لحظه لحظه سفر استفاده کرد.

EuropeSign.jpg

همه این کنکاش های شیرین در میان مشکلات روزمره زندگی، شور و شعف عجیب در من بوجود آورده بود، تقریباً چارچوب کلی سفر تا پایان اسفند مشخص گردید و دیگر زمان اقدام عملی و جدی برای سفر فرا رسیده بود.

کمی قبل تر، گرفتن وقت سفارت ایتالیا بسیار سخت و طاقت فرسا بود و عملاً بدون صرف هزینه و پرداخت پول به آژانس ها شاید غیر ممکن بود، خوشبختانه به تازگی سفارت ایتالیا نیز انجام کارهای کنسولی خود را به یکی از شرکت های واسطه به نام CKGS که یک شرکت سنگاپوریست سپرد. البته بماند هزینه مازادی (20 یورو) علاوه بر 60 یورو سفارت می بایست به این شرکت پرداخت ولی برای گرفتن وقت سفارت و پیگیری و ... کارها به مراتب تسهیل گشته است.

در ایام نوروز (6 فروردین) برای اخذ وقت سفارت به صورت اینترنتی و از سایت ckgs.ir اقدام کردم، شگفت زده شدم برای کل ماه April (بعد از تعطیلات نوروز تا 10 اردیبهشت) وقت داشت و به نظر خیلی عجیب می آمد.

برای اینکه فرصت کافی برای تهیه مدارک داشته باشم آخرین وقت ارائه شده 30April (ده اردیبهشت) را انتخاب کردم. در خصوص نوع مدارک، شرایط و ... برای اخذ ویزای شنگن به صورت مبسوط در فضای مجازی و سفرنامه دیگر دوستان توضیح داده شده که در حوصله این سفرنامه نمی گنجد، تنها به دو نکته که مثل خیلی از موارد مربوط به گرفتن ویزای شنگن به صورت تجربی کسب شده، اشاره می کنم، یعنی به تجربه احساس می کنم در این مقطع کنونی که آمار ریجکت ها بیشتر شده رعایت این دو مورد به اخذ ویزای شنگن کمک خواهد کرد.

  1. خرید بلیط رفت و برگشت هواپیما به صورت قطعی صورت پذیرفته و از ارائه رزرو بلیط هواپیما پرهیز شود.
  2. در صورتیکه بدون دعوتنامه اقدام می کنید، رزرو هتل های محل اقامت، بهتر است از آژانس ها با قابلیت امکان استعلام رزرو تهیه گردد و از ارائه رزرو هتل ها از سایت های اینترنتی مثل Booking و Hotels و... پرهیز گردد .

البته باید پذیرفت که در صورت ریجکت شدن، هزینه غیر قابل برگشت تان بیشتر خواهد شد. به نوعی رعایت این دو نکته یک ریسک مالی خواهد بود.

واقعیت اینکه با توجه به شرایط کشور ما، تهیه مدارک برای سفارت برای کسی که شخصاً و رأساً اقدام می کند، بسیار سخت و طاقت فرساست یعنی فقط یک عاشق سفر از عهده آن بر خواهد آمد. بماند در بعضی اوقات و شرایط حتی مجبور به تهیه برنامه صوری و به تبع آن رزرو هتل های صوری و... می شوید که کار را پیچیده تر خواهد کرد. بنابراین توصیه می کنم حتی المقدور ابتدا و انتهای برنامه سفرتان در برنامه اصلی و صوری یکسان بوده تا خرید بلیط اصلی رفت و برگشت را تحت الشعاع قرار ندهد.

در این فاصله یک ماهه نهایت سعی و تلاش را جهت تهیه و ارائه مدارک کامل به کار بردیم، ساعت 14:00 ده اردیبهشت در محل شرکت CKGS در گالریا مال زعفرانیه، طبق وقتی که گرفته بودیم، حاضر شدیم. پروسه تحویل و کنترل مدارک در چند مرحله تا ساعت 19:30 طول کشید و این برخلاف انتظارمان بود. فضای شرکت مذکور محدود و کوچک به نظر می رسید، کلیه پرسنل ایرانی بودند و سعی در همکاری و سرعت بخشیدن امور داشتند ولی ظرفیت ها در مقایسه با مراجعه کنندگان و وقت دهی محدود بود و میشد به مراتب بسیار بهتر از این عمل نمود.

لازم بذکر می باشد، سیستم اطلاع رسانی و پیگیری از شرکت CKGS بعد از ثبت نام تا اعلام نتیجه ویزا بسیار عالی بود.

galleria.jpg

مرکز خرید گالریا (عکس از اینترنت)

در تاریخ 23 اردیبهشت و پس از 13 روز با ارسال ایمیل از طرف شرکت مبنی بر اینکه "نتیجه ویزای شما مشخص شده برای گرفتن پاسپورت ها به شرکت CKGS مراجعه نمایید" دوران انتظار و به نوعی برزخ به سر آمد .

فردای آنروز با کمی دلهره به شرکت CKGS مراجعه کردم. از یک طرف دلم روشن بود ویزای ما صادر می شود و از طرف دیگر با توجه به شنیده ها و ریجکت ها استرس می گرفتم، به محض ورود به شرکت و حضور در پذیرش جهت اخذ نوبت، دو نفر را دیدم که برگه ای بدست داشتند و دلایل ریجکت شان را می پرسیدند. هیجان و استرس برایم به اوج رسیده بود، طاقت نشستن بر صندلی را هم نداشتم، در سالن انتظار ایستاده نظاره گر بودم، به محض اعلام شماره ام و دریافت هر سه پاکت قبل از اینکه به پاسپورت ها نگاه کنم پس از اطمینان از عدم وجود برگه در پاکت، نفسی به راحتی کشیدم و مطمئن شدم ویزایمان صادر شد، آری ویزای یک ماهه با ورود و خروج عین برنامه اعلامی، نه یک روز بیشتر و نه یک روز کمتر. از 21 June (30 خرداد) تا 4 July (13 تیر) به مدت 14 روز.

 از خوان اصلی عبور کردیم و برای بار دوم مسافر اروپا شدیم. با توجه به شروع سفر در 30 خرداد، کمی بیشتر از یک ماه فرصت داشتیم تا برنامه ریزی دقیق و اقدام مرتبط لازم، اعم از تعیین مدت اقامت در شهرهای مقصد و مسیر سفر و رزرو نهایی هتل ها، خرید کلیه ترانسفرها، خرید بلیط بعضی از جاذبه های خاص و... را تدارک ببینیم.

برنامه کلی سفر طبق جدول ذیل تدوین گردید:

x21.png

 برنامه کلی سفر

بلیط رفت و برگشت اصلی (رفت به میلان و برگشت از بارسلون) را از ایرلاین قطری انتخاب کرده و قبل از درخواست ویزا خریده بودیم. ساعت های انتخابی مان هم طوری بود که هر دو پرواز رفت و برگشت مان در شب بود و مزیت آن برای ما این بود که هم تحمل طول پرواز برای آراد راحت تر بود و از آن مهم تر می توانستیم از روز اول و آخر سفرمان به طور کامل استفاده کنیم.

d1.jpg

  ایرلاین قطری

 یک پرواز داخلی هم از پراگ به بارسلون داشتیم که آن را هم از خطوط چک ایرلاین با بار انتخاب کردیم. لازم به ذکر است هر دو پرواز قطری و چک ایرلاین، بعلاوه بیمه مسافرتی پاسارگاد را از سایت Trip.ir خرید کردیم. با این کار امکان استفاده از جایزه 3 میلیون تومانی بن خدمات خرید مربوط به برنده شدن سفرنامه آفریقای جنوبی من هم مهیا گشت.

رزرو کلیه هتل ها 2 شب میلان، 3 شب زوریخ، 3 شب پراگ و نهایتاً 4 شب بارسلون را با مستر کارت یکی از دوستان صمیمی از سایت Booking انجام دادم، برای انتخاب هتل ها خیلی وسواس به خرج دادم و هتل را بر مبنای چیدمان سفر و معیارهای مطابق میل مان در سفر با تاکید بر موقعیت مکانی هتل انتخاب کردم.

g2.jpg

  نمونه رزرو هتل از سایت Booking

البته در همین فاصله خودم هم یک مستر کارت از یکی از شرکت های داخلی تهیه کردم و بلیط چند جاذبه از جمله (کلیسای ساگرادا فامیلیا، پارک گوئل و استادیوم نیوکمپ در بارسلونا ) را بصورت اینترنتی خریدم.

با توجه به اینکه تعداد شهرهای مورد بازدید زیاد بود، برای کم کردن هزینه ترانسفر بین آنها، کلی تحقیق و جستجو کردم. سایت omio (GoEuro) یکی از مرجع های مناسب برای مقایسه ترانسفر بین هواپیما، قطار و اتوبوس می باشد.

بدون تردید کمترین هزینه در اکثر مسیرها با اتوبوس بود و به همین دلیل وسیله اصلی ترانسفر سفرهایمان شد، متأسفانه در چند مسیر بعلت عدم وجود خطوط اتوبوسرانی مجبور به استفاده از سایر وسایل شدیم، برای مسیر پراگ به بارسلونا با توجه به بعد مسافت خرید بلیط هواپیما اجتناب ناپذیر بود.

بلیط مسیرهای میلان به لوگانو (رفت و برگشت)، میلان به زوریخ، زوریخ به لوسرن (رفت وبرگشت)، زوریخ به پراگ را از سایت Busbud و اتوبوس های Flixbus به صورت اینترنتی خریدم. توصیه می کنم صندلی ها را نیز با پرداخت هزینه 1.5 تا 2.5 یورو برای هر نفر، انتخاب و رزرو کنید. چون در بعضی مسیرها، امکان پر بودن ظرفیت اتوبوس وجود داشته و احتمال اینکه کنار هم نباشید ممکن است.

 در خصوص برنامه های روز سوم و چهارم زوریخ که قصدمان بازدید از شهرهای اینترلاکن، برن و نیوهوزن (آبشارهای راین) بود، پس از بررسی فراوان و اطمینان از عدم امکان استفاده از اتوبوس و محدود شدن به سفر با قطار، با توجه به نرخ ثابت بلیط قطار، تصمیم گرفتیم فراخور شرایط آن روزمان و آمادگی آراد عمل کنیم.

x20.png

 برنامه ترانسفرهای سفر

علاوه بر تدارک و خرید بلیط و رزرو هتل هاو... در این فاصله اطلاعات لازم مربوط به جاذبه های شهرهای مختلف، مسیرها و... را جمع آوری و یادداشت کردم، نقشه آفلاین شهرها را در گوگل مپ دانلود کردم، کلیه جاذبه ها، رستوران ها، هتل ها و ایستگاههای مربوط به ترانسفر را به تفکیک در گوگل مپ برای دسترسی راحت نشانه گذاری کردم، البته قصد داشتم به محض ورود سیم کارت تهیه کنم، ولی به قولی، کار از محکم کاری عیب نمیکند و چه خوب که این کار را انجام دادم چون در مقاطعی از سفر به کارمان آمد.

g4.jpg

  نمونه مارک جاذبه ها، رستوران ها و ... در یک شهر

تقریباً چیدمان برنامه روزانه در هر شهر را بر حسب شرایط و خواسته هایمان از سفر گردآوری و تنظیم کردیم، در این بین از سایت های مرتبط با این موضوع (برنامه ریزی روزانه) از جمله Inspirock نیز کمک گرفتم.

در این سفر بر مبنای معیارها و علاقمندی هایمان و همینطور در نظر گرفتن همراهی آراد، برنامه سفرمان را طراحی کردیم، در حالت کلی سفر به دو نیمه تقسیم می شد. هفته اول پیوسته در حال رفت و آمد و از این شهر به آن شهر، به نوعی از نظر ترانسفر سنگین تر و بیشتر بازدید از جاذبه های طبیعی و فاصله گرفتن از موزه و کلیسا و... بود. ولی در هفته دوم در دو شهر به آرامش می رسیدیم، موقعیت مان ثابت بود و جاذبه های تاریخی و کلیسا و موزه و... در برنامه بود. البته برای آراد برنامه ویژه داشتیم و فراخور علاقمندیهایش در هر مقصد جاذبه خاص خودش را در فواصل زمانی مناسب در برنامه گنجانده بودیم تا تضمینی برای همراهی اش تا انتهای سفر بوده و این امر تداوم داشته باشد.

یک شوک هم دقیقاً روز قبل از سفر به ما وارد شد، هتل انتخابی ما در زوریخ در یک اقدام عجیب کل هزینه 3 شب اقامت مان را در مستر کارت بلاک کرد. در صورتی که مرسوم است این کار برای حداکثر یک شب انجام شود (به عنوان نمونه هتل میلان فقط یک شب را بلاک کرد و هتل های بارسلون و پراگ تا انتهای سفر، اصلاً این کار را انجام ندادند) و ما را مجبور به شارژ کارت در نیمه شب کرد، چون در واقع موجودی کارت خیلی کم شده بود و امکان کنسلی رزرو بقیه هتل ها وجود داشت.

 

هزینه های انجام شده تا این تاریخ طبق جدول ذیل می باشد.

20191015_162621.jpg

  توضیحات :

  • کلیه هزینه های انجام شده برای دو بزرگسال و یک کودک 7.5 ساله می باشد.
  • چون Travel card من و دوستم بر مبنای دلار هست بعضی از هزینه ها به دلار محاسبه شده است.
  • مبلغ جایزه از هزینه های اعلام شده جدول فوق کسر نشده و کل هزینه ها لحاظ شده است.
  • من هیچ ادعایی مبنی بر اینکه پکیج سفر را اقتصادی و با حداقل هزینه بستم ندارم. به نظرم بازه هزینه سفر، فراخور شرایط هر نفر یا خانواده بسیار می تواند باز باشد. معیارهای مدت سفر، مقصدها، سبک سفر، نوع هتل ها، محل های مورد بازدید، همراهی کودک و... در هزینه ها بسیار تعیین کننده است. واقعیت اینکه علاقه ای به اعلام هزینه ها نداشتم ولی به تجربه، چون در سفرنامه های قبل پرسش های مرتبط با هزینه ها را زیاد دیدم، لذا گفتم شاید اعلام هزینه ها کمکی به دوستان کند. به نظر در سفر اروپا داشتن ویزای مولتی و برنامه ریزی و خرید بلیط ها و رزرو هتل ها از قبل در کاهش هزینه ها بسیار تعیین کننده است.
  • در خصوص هتل ها هم چون فقط رزرو شده بودند و هزینه ای تاکنون انجام نشده بود در این جدول لحاظ نشده است.

 

هرچه به موعد سفر نزدیک تر می شدیم از یک طرف حس مثبت و شور و هیجان مان بیشتر می شد و از طرف دیگر با واقعیت تنهایی آوین روبرو می شدیم و دل نگرانی ها برای دوری و دلتنگی دخترکمان نیز افزایش می یافت.

ناراحت کننده تر اینکه، یک شب قبل از آغاز سفرمان، تولد یک سالگیش را با چشمانی گریان و... جشن گرفتیم.

در مورد این سفر عجیب بود که اعتماد به نفس زیادی داشتم، علیرغم اینکه در سفرهای قبلی حتی به مقاصد معمولی تر در نزدیکی های سفر استرس در من فزونی می یافت، ولی این بار تفاوت داشت. واقعیت اینکه بخش بزرگی از استرس های سفرهای قبلی مربوط به آراد بود، نمیدانم بزرگتر شدنش در این کاهش استرس و افزایش اعتماد به نفس نقش داشت یا مطالعه و برنامه ریزی دقیق؟ در هر صورت امیدوار کننده بود.

با توجه به بلیط رفت مان با پرواز قطری در ساعت 23:45 به مقصد میلان، ساعت 19:30 روز پنج شنبه 30 خرداد پس از یک وداع سخت با دخترمان و سپردنش ابتدا در پناه خدا و سپس عزیزان نزدیک که بسیار در حق ما لطف داشتند با چشمان اشکبار و کلی امید و آرزو به اتفاق همسفر زندگیم و آراد، بزرگ مرد کوچک علاقمند به سفر با اسنپ روانه فرودگاه امام خمینی شدیم. یک چمدان بزرگ و دو چمدان کوچک و یک کوله پشتی نیز به همراه داشتیم. برای محدودیت تعداد و وزن چمدان خیلی نگران نبودیم، محدودیت وزن پرواز قطری تا سقف 30 کیلوگرم و پرواز چک 23 کیلوگرم و اتوبوس ها 20 کیلوگرم بود که وزن چمدان های ما در محدوده تعریف شده بود و چون قصد خرید نداشتیم قرار بود که با مصرف خوراکی های خریداری شده از تهران (از جمله آجیل، میوه خشک، شکلات) وزن آنها کاهش یابد. همچنین همراه داشتن کارت اعتباری مستر کارت (Travel card) ضریب اطمینان خوبی برای اتفاق های پیش بینی نشده بود.

فرودگاه امام مطابق انتظار خلوت بود. به راحتی از گیت اولیه رد شدیم، چمدان ها را با پوشش نایلونی بسته بندی کردیم. (wrap) با توجه به اینکه قبلاً  Check in اینترنتی کرده بودم، (امکان چک این اینترنتی در پرواز قطری از 48 ساعت قبل پرواز مهیا می باشد) در صف جداگانه و خلوت، کارت پروازهای تهران-دوحه و دوحه-میلان را گرفتیم، چمدان ها را تحویل دادیم و در صف چک گذرنامه و پلیس ایستادیم. عوارض خروج از کشور را اینترنتی پرداخت کرده بودم و پلیس مربوطه با چک کردن مشخصات پاسپورت و بدون کنترل پرینت پرداخت عوارض خروج از کشور، مهر خروج را بر روی پاسپورت هایمان زد و به سالن ترانزیت رفتیم.

m1.jpg

  فرودگاه امام خمینی

x1.jpg

 کارت پرواز دوحه به میلان

 پروازمان به دوحه به موقع و بدون تأخیر انجام شد، مدت پرواز 2 ساعت بود، سعی کردیم هر سه نفرمان بیدار بمانیم، آقا آراد هم که عاشق ایرلاین قطری، از ابتدا تا انتها مشغول تماشای فیلم های محبوبش بود. پذیرایی و شرایط کلی پرواز با کیفیت مناسب بود.

m2.jpg

 هواپیمای قطری و حکایت آقا آراد

 توقف ما در دوحه یک ساعت بود، به محض پیاده شدن پس از عبور از گیت کنترل با عجله به سالن ترانزیت رفتیم، از روی تابلو اطلاعات پرواز، سالن و گیت مربوط به پرواز میلان را پیدا کردیم، متأسفانه خیلی دور بود و بهترین راه استفاده از قطار در طبقه بالا بود، به محض پیاده شدن از قطار یکی از کارکنان فرودگاه با فریاد مقصد میلان را صدا می زد، اعلام حضور کردیم. با بی سیم به گیت مربوطه اطلاع داد، کمی خیالمان راحت تر شد، کماکان با عجله و دوان دوان به سمت گیت رفتیم و جزو آخرین نفرات به هواپیما رسیدیم، ساعت پروازمان به وقت دوحه 00:35 بامداد بود، به محض استقرار، شرایط را برای خوابیدن به خصوص برای آقا آراد فراهم کردیم، پس از اندک زمانی هدفون به گوش در حال دیدن فیلم به خواب رفت.

d2.jpg

 فرودگاه دوحه

مدت پرواز دوحه تا میلان 6 ساعت بود، ما هم سعی کردیم در حد توان به آقا آراد ملحق شویم و این فرصت مناسبی برای استراحت بود چون طبق برنامه ساعت 6 صبح روز جمعه 31 خرداد به وقت محلی به میلان می رسیدیم و فرصت بازدید از میلان محدود به همان یک روز بود. کیفیت این پرواز نیز کاملاً مشابه پرواز قبلی و قابل قبول بود. به موقع و ساعت 6 صبح به فرودگاه مالپنسا و شهر زیبای میلان دومین شهر پر جمعیت ایتالیا رسیدیم.

d3.jpg

 بر فراز میلان

 

   میلان- پایتخت مد

میلان، شهر میکل آنژ و داوینچی، شهر طراحان مشهور دنیای مد (آرمانی و دولچه اند گابانا)، خانه برخی از معروفترین برندهای لوکس مد و فشن جهان آغازگر این سفرمان بود.

صف چک پاسپورت در ترمینال یک فرودگاه مالپنسا، بسیار شلوغ بود، حدود یک ساعت در صف بودیم، نوبت مان شد سه نفرمان با هم به یک باجه رفتیم و پاسپورت ها را به مأمور چک پاسپورت که یک خانم به نظر مهربان بود دادیم، در حالیکه به پاسپورت ها نگاه می کرد پرسید همین یک بچه را دارید؟ گفتیم نه دخترک یک ساله مان را به خاطر سختی سفر نیاوردیم، لبخندی زد و پاسپورت هایمان برای بار دوم مزین به مهر ورود به حوزه شنگن شد و رسماً وارد میلان ایتالیا شدیم، پس از دیدن شماره تسمه نقاله مربوط به پرواز قطری از روی تابلو و پیدا کردن آن خوشبختانه هر سه چمدان مان را تحویل گرفتیم و من در عجب بودم با آن توقف یک ساعته در حالیکه خودمان دوان دوان به پرواز بعدی رسیدیم چطور این حجم از چمدان ها در پروازهای متعدد در دوحه جابجا می شوند و ...

m3.jpg

فرودگاه میلان

اولین اقدام خرید سیم کارت بود، قبلاً به صورت اینترنتی، کلی راجع به نوع و تهیه سیم کارت تحقیق کرده بودم. چون در سفرهای قبلی، من و همسرجان سابقه گم کردن همدیگر را داشتیم، ترجیح این بود که دو سیم کارت تهیه کنیم. قابلیت مکالمه و sms برایمان زیاد مهم نبود و قابلیت Data و رومینگ کل اروپا اولویت داشت، با بررسی هایم متوجه شده بودم برندهای Orange، 3 و Vodafone با آپشن های مختلف و قیمت های 30، 40 و50 یورو در اروپا مرسوم است.

بعد کمی پرس و جو به باجه ای راهنمائی شدیم که به نظر Exchange می آمد، پرسیدیم، انگار مقصد درست بود. در صف ایستادیم، خانم متصدی بدون اینکه ما اشاره ای به خرید دو سیم کارت کنیم با دیدن خانواده ما پیشنهاد داد از یک آفر دو سیم کارت Vodafone با قابلیت رومینگ کل اروپا، 120  دقیقه مکالمه، 1000 sms و 12 GB Data، اعتبار یکساله سیم کارت و اعتبار 14 روزه پس از اتصال، همراه با نقشه میلان و کتاب راهنمای میلان به قیمت 55.5 یورو استفاده کنیم. انگار ذهنمان را خوانده بود و پیشنهادش به خواسته ما نزدیک بود. خریدیم و سیم کارت ها را فعال کردیم.

m4.jpg

تبلیغات در فرودگاه میلان

x2.jpg

برخی از مشخصات سیم کارت ودافون

اقامت ما در میلان دو شب بود برنامه مان این بود روز اول (جمعه 31 خرداد) جاذبه های میلان را ببینیم و روز دوم را به شهر زیبای لوگانو اختصاص دهیم و روز سوم هم می بایست به زوریخ می رفتیم. رفت و برگشت ما به لوگانو و رفت ما به زوریخ با اتوبوس بود و نزدیکی و دسترسی راحت به ترمینال اتوبوس میلان از یکطرف و دسترسی به جاذبه های میلان از طرف دیگر برای انتخاب هتل تعیین کننده بود.

با لحاظ همه موارد فوق، هتل مان را در نزدیکی خط یک قرمز مترو به نام هتل مترو -Hotel Metro- انتخاب کردیم هتل مترو در میلان یک هتل 3 ستاره جمع و جور در خیابان Corso Vercelli بود که با پیاده روی 3 و 5 دقیقه ای از ایستگاههای Pagano و Wagner و فاصله 5 ایستگاهی از ایستگاه Duomo (مرکز جاذبه های میلان) و فاصله 5 ایستگاهی از ایستگاه Lampugnano  (چسبیده به ترمینال اتوبوس میلان) همه معیارهای ما را پوشش می داد.

m5.jpg

نقشه مترو میلان

بهترین وسیله برای دسترسی به Hotel Metro از فرودگاه، استفاده از قطارهای مالپنسا اکسپرس و رفتن به ایستگاه Cadorna FN و از آن جا استفاده از مترو خط یک قرمز با فاصله دو ایستگاه بود، با کمی پرس و جو ایستگاه قطارهای مالپنسا اکسپرس (MXP ) را در طبقه پایین سالن خروجی فرودگاه یافتیم، بلیط قطار (قیمت برای بزرگسال 13 یورو و آراد 6.5 یورو) را خریدیم، پس از Validate بلیطها در بدو ورود به ایستگاه، حدود ساعت 8:30 صبح از فرودگاه به سمت ایستگاه Cadorna حرکت کردیم. (قطارهای MXP به نوعی قطارهای بین شهری محسوب می شوند و جزو مترو داخل شهری نمی باشند) مسیر تقریباً یک ساعته، خود زمان مناسبی برای استراحت همسر و آراد بود. در ایستگاه Cadorna وارد ایستگاه مترو شدیم. بلیط مترو یکروزه میلان را برای خودم و همسرم به قیمت 4.5 یورو که بسیار اقتصادی و به صرفه هست از یک دکه روزنامه فروشی در ایستگاه خریدیم. (برای آراد نیازی به خرید بلیط نبود) و در فاصله دو ایستگاه بعد Pagano پیاده شدیم و ساعت 10 صبح به هتل Hotel Metro رسیدیم. برخلاف انتظار از سوی پذیرش اعلام شد امکان Check in و تحویل اتاق تا نیم ساعت دیگر وجود دارد، خوشحال شدیم شروع خوبی بود، می توانستیم استراحت کرده و بعد یکسره تا شب میلان گردی کنیم.

m6.jpg

ایستگاه قطار در فرودگاه میلان

m7.jpg

 دکه روزنامه فروشی در ایستگاه قطار

x3.jpg

 بلیط قطار مالپنسا اکسپرس- بلیط مترو یکروزه میلان

اتاق مان در طبقه اول را تحویل گرفتیم. هتل مترو در مجموع هتل خوب و قابل قبولی بود، امتیاز آن در بوکینگ 8.7 (Excellent) بوده و اکثر نظرات راجع به آن مثبت می باشد، موقعیت مکانی هتل و دسترسی به ایستگاه مترو مناسب است حتی امکان دسترسی به صورت پیاده روی کمتر از نیم ساعت تا جاذبه های اصلی میلان Duomo و... میسر می باشد.

m8.jpg

 هتل مترو

لابی هتل در طبقه 1- بوده که برای دسترسی به آن از محوطه علاوه بر پله، میتوان از یک آسانسور اختصاصی لابی نیز استفاده کرد، برخورد پذیرش در مقاطع مختلف بسیار عالی بود و از هیچ کمکی دریغ نمی کردند، اتاق به نسبت کوچک ولی مرتب بود، سرویس بهداشتی و حمام هم تمیز بود، نکته حائز اهمیت در مورد سرویس اینکه علاوه بر توالت فرنگی، بیده نیز در آن وجود داشت. در مورد پرداخت هزینه هتل هم اعلام کردند موقع چک اوت تسویه می شود.

m9.jpg

 امکانات اتاق هتل مترو

m10.jpg

 آسانسور و راه پله محوطه هتل مترو برای دسترسی به لابی

m11.jpg

 لابی هتل مترو

بعد از یک استراحت کوتاه، ساعت 14 از هتل خارج شدیم و از طریق ایستگاه مترو Pagono به ایستگاه Duomo رفتیم، جالب اینکه در اکثر مواقعی که از مترو میلان استفاده کردیم، قطار خلوت بود و حتی جا برای نشستن پیدا می شد.

m12.jpg

 قطار مترو

 اولین منظره ای که پس از خروج از ایستگاه Duomo با آن مواجه شدیم، نمای جانبی کلیسای Duomo به رنگ سفید، پر از نقش و نگار و بسیار با ابهت بود. بی دلیل نبود، کنار کلیسای جامع سانتا ماریا نانسته معروف به ال دوئومو از بزرگترین کلیساهای جهان و دومین کلیسای بزرگ ایتالیا بودیم که گنجایش 40 هزار نفر را دارد، در حالی که محو زیبایی کلیسا بودیم کشان کشان به میدان اصلی Duomo در جلوی کلیسا رفتیم.

انبوه جمعیت در گوشه گوشه میدان مشاهده می شد، نمای کلیسا بسیار جذاب و دیدنی بود. در جلوی یک مثال بی نظیر از سبک گوتیک ایستاده بودیم، کلیسایی که کلی ماجرای تاریخی در آن رقم خورده بود. عظیم، سفید، آراسته و کمی غیرعادی به نظر می رسید. مانند بسیاری از آثار و جاذبه ها روند طولانی ساخت در نمای کلیسا بی تأثیر نبوده و ترکیب سبک های مختلف و شاید کمی ناموزون را میتوان در آن مشاهده کرد که از این منظر مورد انتقاد برخی منتقدین قرار گرفته است ولی این انتقاد هم چیزی از ارزشها و زیبایی هایش کم نمی کند.

m13.jpg

 کلیسای Duomo

در جایی خوانده بودم عظمت و شکوه فضای بیرونی کلیسا در مقایسه با فضای کم فروغ داخل آن تضادی جذاب بوجود آورده است، بهانه به دست مان آمد شکم گرسنه، جاذبه های ندیده پیش رو و فرصت محدود، موجب گشت عطای دیدار از داخل کلیسا را به لقایش ببخشیم و به حضور در میدان Duomo و دیدن نمای خارجی کلیسا اکتفا کنیم. البته برای دوستان علاقمند لازم بذکر است که مجموعه آثار دیدنی این جاذبه، کلیسای جامع دوئومو، تراس فوقانی، محوطه باستان شناسی و موزه دوئومو می باشد. آلترناتیوهای قیمت بازدید از آنها متنوع بوده و سقف قیمت بازدید از همه موارد برای بزرگسال 16 یورو و برای کودکان 8 یورو می باشد.

m14.jpg

جزییات نمای کلیسای Duomo

در یکی از رستوران های زنجیره ای روبروی کلیسا ناهار خوردیم، در روبروی نمای اصلی کلیسا و غرب میدان دوئومو، میدان پیاتزا دی مرکانتی Piazza die Mercanti قرار دارد. بعد از ناهار بی اختیار خود را در این مکان خلوت یافتیم، فضایی آرام که بیشتر حس قرون وسطایی در آن محسوس بود، آرامش این میدان کوچک با عمارتی از سنگ مرمر در محیط آن در مقایسه با پیاتزا دل دوئومو و آن همه هیاهو و جوش و خروش در تضاد کامل بود.

m15.jpg

 ناهار روز اول...

U5PnuMXePIt00c9xRynq8nNAzTl3GhEVGKTMoC8l.jpeg

 Piazza die Mercanti

m17.jpg

 مغازه سوغاتی فروشی در Piazza die Mercanti

دل کندن از آن همه هیجان در میدان دوئومو سخت بود به آنجا برگشتیم، در مسیر کمی یورو به فرانک سوئیس و کرون چک با نرخ های بسیار بد و از روی اجبار تبدیل کردیم. (چون احتمال استفاده از اتوبوس در لوگانو و مترو در پراگ در ابتدای رسیدن به آن مقاصد در اول صبح و عدم دسترسی به Exchange در آن شهرها وجود داشت) متأسفانه در تهران هم تهیه این واحد پول ها به میزان کم (فرانک وکرون چک) علیرغم کلی پرس و جو و گشتن میسر نشد.

MRzfo57Q6jruTl1O5FUrxaMKmSjLZuO2TSaQ09SH.jpeg

 Piazza san Marco vecchia در کنار Duomo

 کمی در کنار مجسمه ویکتور امانوئل دوم در میدان دوئومو نشستیم، میدانی که محلی برای نمایش ها، تجمعات، سخنرانی و اعتراض و... می باشد. مردم و توریست ها را نظاره گر بودیم. کبوترها در جای جای میدان حضور داشتند، می شد با کمی غذا و دانه آنها را مجذوب خود کرد، دستفروش ها کالای خود را عرضه می کردند، توریست ها به خصوص از جنس شرق دوری در انواع و اقسام مختلف با این جاذبه زیبا عکس می گرفتند که خود حکایتی بود دلنشین...

m19.jpg

  کلیسای Duomo و اتوبوس CitySightSeeing Milano

m20.jpg

 نمای میدان و کلیسای Duomo

m21.jpg

مجسمه ویکتور امانوئل دوم در میدان Duomo

Duomo Milan

زیبایی و جذابیت پیاتزا دل دوئومو محدود به کلیسای دوئومو نبود، گالری ویتوریو امانوئل دوم-Galleria Vittorio Emanuele ll- در ضلع شمالی میدان کاملاً خودنمایی می کرد، ورودی بزرگ و طاق مانند آن در نگاه اول نمود بیشتری داشت، به سمتش رفتیم، از نظر معماری آنچه که منحصر به فردش می کرد سقف زیبای شیشه ای و موزائیک های رنگارنگ در کف آن می باشد، میتوان گفت نمادی از معماری مدرن است. (سازه قرن نوزدهمی از آهن و شیشه) این بنای زیبا از یکطرف به پیاتزا دل دوئومو و از طرف دیگر به پیاترا دلا اسکالا -Piazza della Scala- محدود می شود و در واقع گالری برای خودش شاهراهی بین این دو میدان معروف و مسیر دسترسی مناسب بین آنها می باشد.

m22.jpg

گالری ویتوریو امانوئل دوم

 یک مرکز خرید شیک و مدرن که معروفترین برندهای لوکس مد و فشن دنیا در آن شعبه دارند. در قدیم نقطه کانونی طبقه سرمایه دار میلان و مکان ملاقات آنها بود. شاید موقعیت مکانی خاص آن در مرکز شهر هم بی دلیل برای این کار نبود. یکی از مراسم جالب در این گالری که مشابه آن در فضاهای توریستی دیگر هم مشاهده می شود و به نوعی اسباب سرگرمی توریست ها را فراهم می کند چرخیدن با پاشنه پا روی تصویر گاو در سنگ فرش کف در قسمت مرکزی گالری به شرط زمین نخوردن می باشد، اعتقاد بر این است که این کار شگون دارد و یا طبق معمول (مشابه سکه انداختن و...) با این کار به میلان برمی گردند.

m23.jpg

 سقف شیشه ای گالری ویتوریو امانوئل دوم

m24.jpg

چرخیدن با پاشنه پا روی تصویر گاو در سنگ فرش کف

راهرو گالری شلوغ و پرازدحام بود برای عبور مجبور بودیم از لابلای جمعیت رد شویم، امکان عکاسی به سختی فراهم می شد.

به تابلو فروشگاهها و مغازه ها که همه بصورت یکسان با حروف طلایی در پس زمینه سیاه نوشته شده فقط نگاه می کردیم فقط نگاه... ، برندهای Louis Vuitton Savini، Prada، Versace و... همه در گالری شعبه داشتند. برای علاقمندان قابل ذکر است گذرگاهی بر روی سقف گالری به نام Highline Galleria به طول 250 متر ایجاد شده که دسترسی به آن از طریق خیابان کناری گالری به نام ویا پلیکو امکان پذیر است.

m25.jpg

 نمایی از داخل گالری ویتوریو امانوئل دوم

m26.jpg

 ویترین فروشگاه Louis Vuitton

m27.jpg

 نمای شمالی گالری ویتوریو امانوئل دوم

 در ادامه مسیر به میدان اسکالا رسیدیم، میدانی که مجسمه لئوناردو داوینچی در وسط آن قرار دارد و ساختمان های اپرای آلا اسکالا و موزه اش (سالنی با عظمت و از معتبرترین مراکز اجرای اپرا با گنجایش 2800 نفر) و موزه داوینچی (تندیس، سردیس، مجموعه تابلوهای نقاشی، ابزارهای موسیقی و...) در اطراف آن قرار دارد. پس از بازدید و حضور در این میدان به راهمان ادامه دادیم، مقصد قلعه اسفورزسکو sforzesco Castello بود، در مسیر از کنار کلیسای سن جوزف Chiesadi San Giuseppe رد شدیم.

m28.jpg

 میدان اسکالا

m29.jpg

مجسمه لئوناردو داوینچی در میدان اسکالا

ZuyHb8bJdtVkgk9eqw9eRTEVpMBiNZVGY6WPw7Oa.jpeg

ساختمان اپرای آلا اسکالا

m31.jpg

ساختمان موزه داوینچی

m32.jpg

 خیابان Alessandro Manzoni در کنار میدان اسکالا

m33.jpg

کلیسای سن جوزف Chiesadi San Giuseppe

پس از عبور از میدان Cairoli و تست بستنی ایتالیایی، در حالیکه از هنر هنرمندان خیابانی لذت می بردیم به ابتدای قلعه اسفورزسکو رسیدیم، البته از کمی دورتر، بلندترین برج قلعه به نام فیلارت خودنمایی می کرد که به نوعی نمادی از قلعه از دوردست می باشد. محوطه اطراف فواره Fontana di Piazza Castello در جلوی قلعه، محلی برای استراحت و گپ و گفت مردم و توریست ها بود.

m34.jpg

 میدان Cairoli

m35.jpg

فواره Fontana di Piazza Castello

m36.jpg

 Filarete Tower

 قلعه 600 ساله اسفورزسکو که در حال حاضر، مجموعه ای از موزه ها (مجسمه، آثار دکوراتیو و تزئینی، اشیای پیش از تاریخ و عتیقه ها، سلاح های ارتش و زره های قرون وسطی) در آن قرار دارد، مدت ها نماد قدرت حکمرانان داخلی و خارجی بود. به مانند خیلی از قلعه ها در لایه خارجی قلعه چهارگوش یک فضای کانال مانند احداث شده که با پر کردن آن با آب از ورود مهاجمان جلوگیری بعمل می آمد، از ورودی قلعه که زیر بلندترین برج قلعه (70 متری) به نام فیلارت بود عبور کردیم و به یک محوطه باز، بزرگ و گسترده قلعه که در واقع زمین رژه بود رسیدیم. جالب اینکه در 4 گوشه قلعه 4 برج وجود داشت، دو برج جانبی برج فیلارت مدور و دو برج انتهایی قلعه چهارگوش بود. از محوطه اصلی که رد شدیم به قلب قلعه که در محیط دو محوطه کوچکتر واقع شده بود رسیدیم، اینجا در واقع اقامت گاههای با شکوه دوک ها و محله امن قلعه و آخرین جان پناه در هنگام محاصره بود.

m37.jpg

 محوطه اصلی قلعه

PGsFd4ew6zpCS1WHmDU9eB3L3ZUzpbJTGVqGMRCY.jpeg

 نمای برج فیلارت از داخل قلعه اسفورزسکو

m39.jpg

m40.jpg

 نمایی از ساختمانهای داخل قلعه

m41.jpg

 خندق دور قلعه

Sforzesco Castle

پس از خروج از قلعه، فضایی سبز وسیع و پارکی به نام سمپیونه- Sempione Park- پیش رویمان قرار داشت، پارک سرسبزی که به نظر می آمد محل استراحت و ورزش میلانی ها باشد.

کمی جلوتر از فروشگاه سوغات لئو Milan Leo Souvenirs در این پارک دیدن کردیم. هرچه جلوتر می رفتیم خود را بین دو جاذبه می دیدیم که از دور چشم انداز زیبایی داشتند، روبرویمان طاق صلح میلان و پشت سرمان برج فیلارت قلعه اسفورزسکو نمایان بود.

VztunXYFge2VcqmZnxLUMnBF5TKD4lsSlAIaOlHn.jpeg

 Sempione Park و دورنمای طاق صلح میلان

m43.jpg

 نمای قلعه اسفورزسکو از داخل پارک سمپیونه و فروشگاه سوغات لئو

سگ های زیاد از نژادهای گوناگون، کوچک و بزرگ که به همراه صاحبان خود برای پیاده روی و تفریح به این پارک آمده بودند به وفور دیده می شدند، در داخل پارک یک برکه زیبا وجود داشت که محل تجمع پرندگان و ماهی ها بود. از پل کوچک Ponte delle Sirenette روی آبگیر گذشتیم. صدای موزیک از دور به گوش می رسید، کمی جلوتر رفتیم. یک سن در پارک تعبیه شده بود و یک گروه هنری در حال اجرای نمایش موزیکال بودند تماشاگران بر روی چمن نشسته و نظاره گر بودند، ما هم به آنها پیوستیم، فضای جالبی بود، تماشای یک تئاتر موزیکال با پس زمینه قلعه اسفورزسکو در پارک، در حالیکه روی چمن لم دادی، تجربه جدیدی بود.

m44.jpg

 برکه داخل Sempione Park

m45.jpg

 پل Ponte delle Sirenette ، قفل .... اینجا هم!!!

 

در چند متری طاق صلح میلان، آخرین مقصد امروز بودیم ولی اتفاق های غیر منتظره، وصال ما را به آن به تأخیر می انداخت، کمی جلوتر چمن صاف و سبز رنگ پارک در کنار درختان، فضا را برای بازیگوشی آراد و شیطنت مهیا کرد و مجبور شدیم کمی با هم بازی کنیم.

در نزدیکی طاق صلح، اسب سفید و زیبایی با یال های بلند جلب توجه میکرد، انگار برای یک کار تبلیغاتی از اسب با دورنمای طاق صلح عکاسی می کردند. نه تنها عکاس حرفه ای از اسب عکاسی می کرد بلکه مردم و توریست ها نیز در جهات مختلف از این اسب زیبا تصویر به ثبت می رساندند.

m47.jpg

 بدون شرح

cCBwu2RQaH9Riia7lKFcf6gkeiChcOX5wCWA5Z3O.jpeg

 پارک سمپیونه و دورنمای برج فیلارت

به چند قدمی طاق صلح میلان Arco della Pace که به دستور ناپلئون بناپارت برای جشن پیروزی ساخته شده بود و ابتدا به نام طاق پیروزی نامگذاری شده بود رسیدیم، بی اختیار به یاد طاق مشابه در فروم رومانوم در رم ایتالیا کنار کولوسئوم افتادم، یک گذرگاه مرکزی در وسط و دو گذرگاه کوچکتر در کناره های آن و سه گروه مجسمه های برنزی در بالای طاق پیدا بود، بدین صورت که گروه مرکزی ارابه صلح با 6 اسب در وسط و تندیس دو طرف به نام پیروزی و سوار بر اسب در دو گوشه طاق نمایان بود.

حکایتی وجود دارد که قرار بود موقعیت و قرارگیری اسب های بالای این طاق که در آن زمان، دروازه ورودی شهر میلان به شمار می رفت به سمت پاریس باشد و بعداً برای به سخره گرفتن ناپلئون و فرانسه موقعیت اسب ها تغییر و به سمت شهر میلان قرار گرفت. نقش برجسته ها و تندیس های روی طاق روایتگر رویدادهای خاص مربوط به ایتالیا بعد از ناپلئون می باشد.

m49.jpg

 طاق صلح میلان Arco della Pace

ساعت هشت شب بود ولی هوا روشن بود و چیزی از تاریکی در آن هویدا نبود، کلا در اروپا روزها بلندتر بود و حدود ساعت 22:00 هوا تقریباً تاریک می شد.

با استفاده از گوگل مپ مسیر موقعیت مان را تا هتل بررسی کردیم. یکی از نزدیک ترین ایستگاههای مترو همان pagano (در نزدیکی هتل) بود که عملاً با رفتن به آن به هتل رسیده بودیم. پیاده تا هتل هم تقریباً 20 دقیقه زمان می برد، تصمیم گرفتیم حالا که وقت و انرژی داریم، تا هتل که یک مسیر تقریباً مستقیم بود پیاده برویم. کمی جلوتر فرصتی دست داد تا از Carrefour خرید کنیم.

m50.jpg

 خیابان Via Mario Pagano و تراموای دوست داشتنی میلان

m51.jpg

 خیابان Viale Giovanni Milton

m52.jpg

 قسمتی از فروشگاه Carrefour

 در اواسط مسیر در سر یک چهارراه، کلیسای معروف Santa Maria delle Grazie را در دور دست دیدیم کلیسایی که گنجینه شام آخر لئوناردو داوینچی در دیواره این کلیسای آجری سبک گوتیک نقش بسته است. برای بازدید از این کلیسا و اثر منحصر بفردش باید از مدت ها قبل بصورت اینترنتی اقدام گردد که متأسفانه در بازه زمانی محدود بین صدور ویزای شنگن و زمان سفرمان امکان رزرو میسر نشده بود. یعنی ظرفیت خالی برای بازدید نداشت و ما از دیدن این شاهکار هنری محروم گشتیم.

m53.jpg

 دورنمای کلیسای Santa Maria delle Grazie

یکی از فانتزی های آراد در این سفر فراخور سن و سالش تماشای ماشین ها، برندهای مختلف و بررسی اتوماتیک و دنده ای بودن آنها بود. به نوعی پروژه جدیدی بعد از تحقیق درباره حیوانات و علاقمندی به آنها بود. در هر صورت این سفر بالفعل این امکان را در اختیار آقا آراد قرار داده بود و یکی از مشکلات بزرگ ما مبنی بر اعلام احتمالی خستگی از سوی وی را برطرف می کرد اندر عجایب اینکه پیشنهاد پیاده روی در بعضی مواقع از سمت آرادخان برای رسیدن به هدفش ارائه می شد. بماند که با ماشین های خاص (از نظر خودش) عکس یادگاری می انداخت. البته در میلان و ایتالیا (مهد برندهای خاص خودرو) از دیدن فراری و لامبورگینی محروم ماند و باعث شد انگیزه ای شود برای چشمان جستجوگرش در مقاصد بعدی که خوشبختانه آرزو به دل نماند و به وفور در آن مقاصد از هر برندی یافت و لذت برد.

بعد از پیاده روی و کوچه گردی در این شهر زیبا به هتل برگشتیم.

m54.jpg

 هتل مترو

با توجه به زمان کم در نظر گرفته شده برای بازدید از میلان (نیم روز) فراخور جاذبه های این شهر برنامه ریزی کرده بودیم که از اجرای آن رضایت نسبی داشتیم، در مجموع در حد دیدارمان از این شهر میلان را شهری زنده، تمیز و مدرن دیدیم. در مقایسه با شهرهای دیگر ایتالیا از جمله رم و فلورانس از نظر جاذبه و قدمت تاریخی ضعیف تر بود ولی ارزش دیدن و تجربه کردن برای یک یا دو روز را خواهد داشت.

 

 

   لوگانو- شهر سوئیسی با طعم ایتالیایی

صبح شنبه اولین روز تابستان (22June 2019 ) را در میلان آغاز کردیم، برنامه مان برای امروز بازدید از شهر زیبای لوگانو در جنوب سوئیس بود. با توجه به نزدیکی میلان به لوگانو، (فاصله یک ساعته با اتوبوس) علیرغم اینکه لوگانو در مسیر مقصد بعدی ما یعنی زوریخ قرار داشت، تصمیم گرفته بودیم به علت اینکه چمدان به دست در هتل ها، چک اوت و چک این نکنیم صبح به لوگانو رفته و شب به میلان برگردیم.

 شب قبل آب و هوای میلان و لوگانو را برای امروز چک کرده بودم متأسفانه بارانی نشان می داد. نگران بودم برنامه بازدیدمان تحت الشعاع قرار گیرد و فرصت یکروزه ای که برای دیدار از لوگانو داشتیم هدر رود، همین مسئله باعث شد به محض اینکه به رستوران هتل مترو واقع در طبقه آخر هتل (پشت بامی که به نوعی زیبا با سازه سبک مسقف شده بود) و نقطه عطف آن نیز بود رفتیم، چشمان جستجوگرم آسمان و هوا را رصد کرد، آری وجود انبوه ابرها نوید یک روز بارانی را می داد، آن هم در اولین روز تابستان...

l1.jpg

 رستوران هتل مترو

صبحانه هتل به اندازه فضای رستوران مطلوب و فراگیر نبود، مثلاً از صبحانه گرم خبری نبود ولی در حد یک صبحانه اروپایی سیرمان کرد. طبق بررسی پیش بینی های قبلی هواشناسی و احتمال اینکه در لوسرن امکان داشت از کوه پیلاتوس بازدید کنیم، لباس گرم در حد سرمای محسوس در فصل تابستان به همراه داشتیم که امروز به کارمان می آمد، متأسفانه چتر را فراموش کرده بودیم و هتل هم چتر برای امانت نداشت. 

برای خرید بلیط ترانسفر بین میلان و لوگانو قبلاً از سایت Omio و  Busbud اقدام کرده بودم، بدین صورت که سایت Omio مقایسه هزینه بین هواپیما، قطار و اتوبوس را نشان داده و سایت Busbud که کامل تر و مختص خرید بلیط اتوبوس است، قیمت بلیط برای شرکت ها و ساعات مختلف شبانه روز را نمایش می دهد. برای زمان سفر ما قیمت اتوبوس بسیار به صرفه تر از قطار بود (33 دلار در مقایسه با 76 دلار برای سه نفر)

برای مقصد لوگانو از میلان دو شرکت اتوبوسرانی به نام های Flixbus و Giosy tours خدمات می دهند، مبادی حرکت آنها از ترمینال Lampugnano و ترمینال های 1 و 2 فرودگاه مالپنسا و مقاصد آنها برای  Flixbus ایستگاه Arret Dautobus lugano در منتهی الیه شمال شهر لوگانو در خیابان Via Ciani و برای شرکت دیگر در مرکز شهر و در کنار ایستگاه مرکزی قطار لوگانو بود، با این تفاوت که قیمت بلیط های اتوبوس شرکت  Flixbus کمتر از نصف قیمت شرکت دیگر بود، پس از بررسی تمام جهات و دسترسی راحت ایستگاه اتوبوس مربوط به Flixbus با اتوبوس داخل شهری و در بدترین حالت پیاده روی نیم ساعته تا مرکز شهر، طبیعی بود برای رعایت صرفه اقتصادی بلیط های اتوبوس شرکت Flixbus برای مسیر رفت مان (میلان به لوگانو) را برای ساعت حرکت 8:40 صبح به مبلغ کل 28 دلار برای 3 نفرمان و برای مسیر برگشت (لوگانو به میلان) نیز برای ساعت 19 با همان قیمت خریدم، حتی با پرداخت نفری 1.5 یورو (برای هر بلیط و مقصد جداگانه و کلاً 9 یورو) صندلی هایمان را نیز رزرو کردم، البته به علت پرداخت با مستر کارت مبلغ جزئی کمتر از یک یورو نیز از کارت در هر پرداخت کسر می گشت.

g5.jpg

 بلیط اتوبوس میلان-لوگانو

 بعد از صرف صبحانه با پیاده روی 5 دقیقه ای از طریق ایستگاه مترو Pagano در 5 ایستگاه بعد lampugnano پیاده شدیم، به محض اینکه از ایستگاه خارج شدیم خود را در ترمینال اتوبوسرانی دیدیم، 15 دقیقه تا زمان حرکت، 8:40 مانده بود، باران شروع به باریدن کرد باران نبود، سیل بود عجیب و باور نکردنی...

خوشبختانه ترمینال مسقف بود، به راحتی اتوبوس مربوطه را پیدا کردیم. جزو اولین مسافرها سوار اتوبوس شدیم. یک نکته اینکه اگر مقصد، شهری از کشور دیگر باشد ضرورت دارد پاسپورت ها همراه باشد و موقع چک این اتوبوس، پاسپورت ها توسط راننده کنترل می شود ولی اگر مقصد شهر دیگری از همان کشور باشد پاسپورت ها کنترل نمی شود.

l2.jpg

 اتوبوس Flixbus به مقصد لوگانو و هوای بارانی

اتوبوس راس ساعت مقرر حرکت کرد ولی شدت باران به حدی زیاد بود که در حرکت اتوبوس هم خلل ایجاد می کرد. بسیاری از اتومبیل های سواری سبک از حرکت باز ایستادند و کنار اتوبان پارک کردند، جوی آب در اتوبان روان شده بود. اتوبوس خرامان به سمت سوئیس حرکت می کرد و من نگران از وضعیت بوجود آمده که امروزمان چه خواهد شد.

هرچه به مرز سوئیس نزدیک تر می شدیم از شدت باران کاسته می شد و زیبایی های طبیعت بیشتر به رخ می آمد، بعد از حدود 40 دقیقه از کنار دریاچه کومو Como ایتالیا گذشتیم. پس از آن چشم مان به جمال زیبای کشور سوئیس روشن شد. مرز ایتالیا و سوئیس در این نقطه شبیه یک عوارضی بود که سرعت اتومبیل ها کم می شد و اتوبوس از لاین کناری و با هماهنگی با پلیس مستقر در آن جا بدون توقف عبور کرد.

l3.jpg

 منظره ای از مسیر میلان-لوگانو

 کل مسیر سرسبز و سرشار از زیبایی های طبیعت بود، به محض ورود به سوئیس متوجه شدیم اینترنت موبایل مان قطع شد و به نوعی از سیم کارت مان هیچ استفاده ای نمی شد کرد. هر کاری کردیم نشد که نشد، اینجا بود که نقشه های آفلاین گوگل مپ به کارمان آمد.

کمی جلوتر، دریاچه لوگانو رخ به ما نشان داد، ایستگاه اتوبوس دقیقا در منتهی الیه ضلع شمالی لوگانو بود و برای رسیدن به آن از روی پل دریاچه لوگانو که قرار بود امروز برای دیدن سوئیس مینیاتور به آن جا بیاییم گذشتیم.

l4.jpg

 دریاچه لوگانو

 به لوگانو بزرگترین و مهم ترین شهر منطقه تیچینیو با جمعیت 55 هزار نفری رسیدیم، لوگانو شهری سوئیسی با طعم ایتالیایی و محل تلاقی فرهنگ این دو کشور است که طبیعت را از سوئیس و زبان را از ایتالیا به ارث برده است.

l5.jpg

 ویوی غربی شهر لوگانو

l6.jpg

 حومه لوگانو

مسیر میلان به لوگانو

ایستگاه اتوبوس در خیابان Via Ciani در کنار ورزشگاه Cornaredo بود. ساعت 10 صبح بود و شدت باران کم شده بود، هوای بسیار مطبوع و خنک ما را بر آن داشت که تا کنار دریاچه لوگانو و Parco Ciani پیاده برویم، حدود 30 دقیقه زمان برد. خیابان Via Ciani در کنار رودخانه Cassarate خلوت و پیاده روی لذت بخش بود.

l7.jpg

 ورزشگاه Cornaredo

l8.jpg

 خیابان Via Ciani

l9.jpg

 نمایی از رودخانه Cassarate

l10.jpg

 کوه Monte Bre در لوگانو

به محض رسیدن به پارک و دیدن وسایل و زمین بازی کودکان، آراد به اقتضای سن و سالش و تا جائیکه خیس نبودن وسایل اجازه می داد کمی از انرژی درونش را تخلیه کرد.

l11.jpg

l12.jpg

   Parco Ciani

همجواری پارک با دریاچه زیبایی آن را دو چندان کرده بود، پارک جیانی فراتر از یک پارک معمول بود و با درختان سایه دار و باغ های گل، شمال دریاچه را محصور کرده بود.

l13.jpg

 دریاچه لوگانو

l14.jpg

 دریاچه لوگانو و دورنمای کوه سن سالواتوره و شهر لوگانو

دریاچه لوگانو

 مرکز کنوانسیون کاخ کنگره Palazzo dei Congressi، ویلای جیانی (محل نگهداری مجموعه های هنری و تاریخی)، کتابخانه، موزه تاریخ طبیعی (مواد معدنی سنگ فسیل جانوران، گیاهان و...) در میان درختان ارزشمند و تزئینی و گیاهان نیمه گرمسیری این پارک شهری قرار دارد.

l15.jpg

 Villa Ciani

پرندگان مختلف در ساحل دریاچه بودند، ساندویچ و نان تستی که برای رفع گرسنگی آراد به همراه داشتیم به کارمان آمد، غذا دادن و بازی کردن با پرنده ها در ساحل جزو لحظات لذت بخش ما و به خصوص آراد شد، این کار برای روزهای بعد به کرات تکرار شد البته با تجهیزات بهتر و زمان بیشتر...

در واقع وقت گذاشتن برای خواسته ها و مطالبات کودک در حین سفر علاوه بر درس زندگی، در رفتار و واکنش و همراهی تا پایان سفر وی، بدون استثنا، تاثیر مثبت خواهد داشت و شاید این جزو الزامات و قوانین سفر با بچه می باشد.

l16.jpg

 پرندگان کنار دریاچه لوگانو

ویوی دریاچه، کوههای آلپ و گل سر سبد آن در این منطقه کوه سن سالواتوره در کنار کوه ژنروسو Generoso از پارک بسیار عالی بود، چشم انداز شهر لوگانو که در امتداد غرب دریاچه نیز پیشرفت کرده بود بسیار زیبا بود، در جای جای پارک مجسمه و المان های شهری مدرن به چشم می خورد، دریاچه لوگانو نیز توسط کوهستانی با دامنه های شیب دار مملو از درختان مختلف پیوند خورده بود، جالب اینکه ایتالیا و سوئیس در این دریاچه منافع مشترک داشته و به نوعی بخشی از این دریاچه متعلق به ایتالیا و بخش عمده برای سوئیس می باشد.

l17.jpg

 المانی در پارک جیانی

l18.jpg

نمای کوه Monte Bre و اسکله کنار دریاچه

l19.jpg

 نمایی از Monte San Salvatore و ماکت کوههای سن سالواتوره و ژنروسو در داخل دریاچه

l20.jpg

دروازه ای رو به بهشت (بی اختیار به یاد دروازه مشابه در کاخ دلماباغچه استانبول افتادم)

l21.jpg

 چشم انداز شهر لوگانو

l22.jpg

 نمای جذاب و عاشقانه دریاچه لوگانو

 پس از طی کردن طول پارک در امتداد و کنار دریاچه و دیدن ساختمان موزه، Villa Ciani ، کاخ کنگره و... از پارک خارج شدیم و به نقطه صفر لوگانو رسیدیم. آنجا جایی نبود جز میدان پیازا دلا رفرما -Piazza della Riforma- ، قلب قسمت قدیمی شهر (Old Town) که در اصل اتاق پذیرایی زیبای شهر لوگانو محسوب می شود. نقطه شاخص این محوطه باز و تراس وسیع، ساختمان تالار شهرداری می باشد.

l23.jpg

 مسیر دسترسی از پارک جیانی تا میدان پیازا دلا رفرما

l24.jpg

نمایی دیگر از دریاچه لوگانو

l25.jpg

 پیاده راه کنار دریاچه و چشم انداز شهر لوگانو

ساختمان های زیبا و رنگارنگ و کوچه های سنگفرش که به میدان های کوچک و بزرگ منتهی می شود در کنار کلیساهای کوچک ما را مبهوت زیبایی های خود کرد. کافیست از تکنولوژی کمک نگیرید به راحتی در کوچه پس کوچه های آن گم خواهید شد.

مطابق معمول این فضاها وجود شمار زیادی کافه و رستوران که میز و صندلی های خود را در فضاهای باز پهن کرده بودند و مردم و توریست هایی که برای استراحت یا گفتگو در حالیکه خود را به نوشیدن و خوردن غذا دعوت کرده بودند بر زیبایی آنها می افزود.

 معروف است بهترین نقطه برای شروع گشت و گذار لوگانو، همین میدان که محل اصلی گردهمایی ساکنان لوگانو است، می باشد.

l26.jpg

 Piazza della Riforma

l27.jpg

 ساختمان تالار شهرداری

l28.jpg

 Old Town

قبل از هر چیز نیاز به فرانک داشتیم یعنی پول از نوع فرانک مان خیلی کم بود. از قبل چند Exchange را روی گوگل مپ نشانه گذاری کرده بودم به نزدیک ترین آنها که در مسیرمان بود رفتیم.

 (Taleda Watches and Money Exchange) همانطور که از اسمش پیداست هم ساعت فروشی بود هم صرافی، به میزان لازم یوروهایمان را به فرانک تبدیل کردیم (با نرخ 1.10) و این بهترین نرخی بود که در طی کل سفرمان در سوئیس برای تبدیل یورو به فرانک پیدا کرده بودیم.

l29.jpg

 Taleda Watches and Money Exchange

انگیزه اصلی ما برای سفر به لوگانو، رفتن به بالای کوه سن سالواتوره Monte San Salvatore و دیدن چشم انداز خاص و یونیک دریاچه و طبیعت اطراف آن از بالای قله بود.

ابتدا برای فرار از پیاده روی در سربالایی با Funicolare داخل شهر لوگانو از ایستگاه Lugano Citta با بلیط نفری 1.5 فرانک به ایستگاه مرکزی قطار لوگانو رفتیم، از دفتر SBB مستقر در ایستگاه قطار، پکیج بلیط رفت به ایستگاه Paradiso، رفت و برگشت قطار کابلی مخصوص کوه سن سالواتوره، در ادامه بلیط قطار به ایستگاه  Melide و ورودی Swiss Miniature و در نهایت برگشت به ایستگاه مرکزی قطار را برای سه نفرمان به مبلغ 121 فرانک خریدیم. نکته اینکه در دفتر SBB هم یورو را با نرخ 1.07 به فرانک تبدیل می کرد.

l30.jpg

 محوطه دسترسی به Lugano Citta Funicolare

l31.jpg

قطار کابلی داخل لوگانو و مسیر عبوری از داخل ساختمان

l32.jpg

 ایستگاه مرکزی قطار لوگانو و دفتر SBB

l33.jpg

 تراس جلوی ایستگاه مرکزی قطار لوگانو و نمایی از کلیسای سن لورنزو و شهر لوگانو

x4.jpg

 برنامه حرکت قطار طبق برنامه

x5.jpg

 بلیط قطار

 استفاده از توالت در این ایستگاه قطار نفری یک فرانک خرج دستمان گذاشت. از پلتفرم 2 ایستگاه مرکزی سوار قطار شدیم و در اولین ایستگاه بعدی به نام Paradiso پیاده شدیم با کمک گوگل مپ و با پیاده روی حدود 5 دقیقه ای به ایستگاه قطار کابلی (Funicolare) مخصوص کوه سن سالواتوره که یک ساختمان زیبا بود رسیدیم، بلیط های ورودی خریداری شده را تحویل دادیم.

l34.jpg

 پلتفرم ایستگاه مرکزی قطار

l35.jpg

ایستگاه قطار کابلی (Funicolare) مخصوص کوه سن سالواتوره

l36.jpg

قطار کابلی

x6.jpg

 بلیط قطار کابلی

قطارهای کابلی موجود در این مسیر، بعلت شیب زیاد طول راه، بصورت پله ای ساخته شده است، مسیر قطار کابلی تا قله کوه فراتر از انتظار و عالی بود و بعلت شیب بسیار زیاد و طول مسیر در میانه راه در یک ایستگاه از قطار پیاده شده و در قطار مجاور و مشابه آن سوار شده و به راهمان ادامه دادیم.

l37.jpg

 ایستگاه میانی و داخل واگن قطار (کف پله ای و سقف شیشه ای)

مسیر Monte San Salvatore با قطار کابلی

 کل مسیری که با قطار کابلی طی کردیم کمتر از 10 دقیقه زمان برد، انگار از جزء به کل می رسیدیم اولین دیدار ما از سوئیس واقعی با ذهنیت قبلی که داشتیم، اینجا بود.

بعد از پیاده شدن از قطار، خود را در یک محوطه و کنار رستوران با بالکن خوش منظره برای تماشای طبیعت دیدیم، از همین جا هم چشم انداز زیر پایمان زیبا بود ولی هنوز راه باقی بود.

l38.jpg

 بالکن رستوران

l39.jpg

l40.jpg

l41.jpg

 چشم انداز لوگانو از کوه سن سالواتوره

 به کمک تابلوهای راهنما که ایستگاهها، مسیرها، چشم اندازها و زمان رسیدن به آنها را مشخص میکرد دو ایستگاه را انتخاب و کوهنوردی حدود 15 دقیقه ای مان را شروع کردیم. البته قبل از آن پسر جان به وسایل بازی مختص موجود در کنار رستوران هم نه نگفت.

l42.jpg

 تابلو راهنما

 خوش شانسی مان اینجا بود که هوای بارانی و ابرهای سیاه رخت بر بسته بودند و خورشید نور خود را بر آسمان و زمین گسترانیده بود، از این چه بهتر که این ویوی عالی و چشم انداز دلفریب در یک هوای آفتابی نصیب مان گردد. مسیر دسترسی و تعبیه شده به ایستگاههای دید به خودی خود روح نواز بودند، به مقصد رسیدیم، زیبایی خلقت و طبیعت در اینجا خلاصه شده بود.

l43.jpg

مسیر دسترسی به قله

چشم انداز دریاچه، کوههای آلپ و شهر لوگانو بی نظیر بود، شاید یکی از بهترین تصاویر پانورامای عمرمان را در اینجا دیدیم، تا توانستیم انرژی گرفتیم، پیچ و خم های دریاچه لوگانو، سقف های قرمز پراکنده در حومه شهر، دهکده های کوچک حول کرانه دریاچه، دریایی از قله های آلپی همه را در ذهنمان ثبت کردیم.

l44.jpg

l45.jpg

l46.jpg

l47.jpg

l48.jpg

 بدون شرح

 کلیسای (موزه) کوچکی در بالای قله 912 متری سن سالواتوره وجود داشت که امکان دسترسی به پشت بام آن فراهم بود بالا رفتیم، نشستیم، دیدیم و دیدیم و لذت وافر بردیم.

 یکی از زیباترین لحظات سفر در اینجا رقم خورد، شاید بتوان گفت زیباترین و وسیع ترین چشم انداز منطقه آلپ اینجاست. مطمئناً تصاویر قضاوت را برای شما آسان تر خواهد کرد.

l49.jpg

 کلیسای (موزه) سن سالواتوره

l51.jpg

l50.jpg

 دریاچه لوگانو

l52.jpg

 Ponte Diga di Melide (پل روی دریاچه لوگانو)

دریاچه لوگانو

ساعت 14:30 از این فضای دلبر دل کندیم، مسیر برگشت تا ایستگاه Paradiso را مشابه مسیر رفت آمدیم از آنجا با قطار تا ایستگاه Melide که تنها یک ایستگاه فاصله داشت رفتیم.

l53.jpg

l54.jpg

l55.jpg

 مسیر برگشت

l56.jpg

 ایستگاه Paradiso

 مقصد پارک سوئیس مینیاتور SwissMiniature بود که دقیقاً در کنار پل شاخصی روی دریاچه لوگانو به نام  Ponte Diga di Melide (همان که صبح هنگام از مسیر میلان به لوگانو از روی آن گذشتیم و در عکس های بالا از روی کوه سن سالواتوره کاملاً پیداست) قرار دارد. با 5 دقیقه پیاده روی از ایستگاه قطار به ورودی سوئیس مینیاتور رسیدیم.

l57.jpg

 ورودی SwissMiniature

l58.jpg

قیمت بلیط ورودی Swiss Miniature

 ساعت 15 با ارائه بلیط خریداری شده وارد پارک شدیم یک سوئیس کوچک با نمایی جالب و دیدنی پیش روی ما بود، ساختمان های متعدد، قلعه، کلیسا، بنای یادبود، جاذبه، کوه، پل، فرودگاه، پایانه قطار و... که بسیار دقیق و مشابه نمونه اصلی و در مقیاس 1 به 25 ساخته شده بود را در کنار هم و در یک فضای پارک مانند و در میان انبوه گل و گیاه گردآوری کرده بودند. حتی مسیرهای ارتباطی شامل ریل قطار، اتوبان، فرودگاه، تله کابین، دریاچه به همراه وسایل نقلیه و ارتباطی شامل اتومبیل، قطار، هواپیما، کشتی، تراموا نیز در ابعاد کوچک بازسازی شده بود. با دیدن اجزای مینیاتوری جاذبه ها به نظر می آمد انتخاب نام این پارک (سوئیس مینیاتور) بسیار دقیق و حساب شده بود.

l59.jpg

l60.jpg

l61.jpg

l62.jpg

l63.jpg

l64.jpg

l65.jpg

 Swiss Miniature

یک ریل قطار دور تا دور پارک تعبیه شده بود که قطاری کودکانه و مختص بچه ها از این مسیر امکان گشت و دید کلی از پارک را فراهم می کرد. البته بعضی بزرگترها هم از این گشت و گذار با قطار بی نصیب نمی ماندند. بلیط قطار هم در هنگام ورود در صورت داشتن کودک تحویل می شد که آرادخان ما علاقه ای به استفاده از آن نشان نداد.

 یک رستوران و فروشگاه سوغاتی نیز در پارک وجود داشت که صندلی های موجود در محوطه رستوران، محل مناسبی برای استراحت بازدید کنندگان بود.

تجربه شخصی ما بدین صورت بود که در صورت دیدن نمونه های اصلی جاذبه های ساخته شده در پارک لذت دیدار از سوئیس مینیاتور دو چندان می گشت و این برای ما با توجه به مسیر بازدیدمان از سوئیس عملی نبود.

مثلاً با کشف و دیدن نمونه مینیاتوری مشابه مسیر کوه سن سالواتوره و... که امروز تجربه کرده بودیم، این حس و درستی ادعایمان را ثابت میکرد.

l66.jpg

مسیر کوه سن سالواتوره

 امروز که به عکس های سوئیس مینیاتور نگاه می کنم با دیدن عکس های خودمان در کنار نمونه مینیاتوری جاذبه ها، بی اختیار به یاد کارتون گالیور و کوتوله ها و... میافتم حس جالبی هست از بالا دیدن و بزرگتر بودن... (البته سوء تعبیر به کوچک دیدن بقیه نشود).

حسن ختام دیدار ما از سوئیس مینیاتور دیدن یک کلیسا بود که هیچ ربطی به سوئیس نداشت -کلیسای دوئومو میلان ایتالیا- و چقدر جالب بود این اثر، تعداد زیاد منارهای آن، جزئیات نمای خارجی پیرامونی و سقف آن از نمونه واقعی بهتر هویدا بود.

l67.jpg

کلیسای دوئومو میلان

l68.jpg

ماشین مینیاتوری

Swissminiatur

احساس گرسنگی بر ما غلبه کرد. بی دلیل نبود، ساعت 16:30 بود و ما هنوز ناهار نخورده بودیم. با قطار از ایستگاه Melide و طی کردن 2 ایستگاه به ایستگاه اصلی لوگانو برگشتیم. با Funicolare داخل شهر لوگانو به اولدتاون رفتیم، از ایستگاه اصلی قطار لوگانو و داخل Funicolare، دورنمای مناره کلیسای جامع سن لارنس(سن لورنزو) Cathedral of Saint Lawrence را دیدیم. بلیط برگشت ما به میلان ساعت 19 بود و تقریباً 2.5 ساعت زمان داشتیم، طبیعت مثال زدنی شهر لوگانو و وقت محدود ما اجازه دیدن کلیساهای این شهر (سن لورنزو، سن کارلو و سانتا ماریا دل آنجلی) را نداده بود. به خود وعده دادیم قرار است در مقاصد بعدی به اندازه کافی کلیسا ببینیم.

l69.jpg

 ایستگاه Melide

l70.jpg

کلیسای جامع سن لارنس(سن لورنزو) Cathedral of Saint Lawrence

برای ناهار تصمیم گرفتیم ناهار را در رستوران Gabbani که دکور خاص و فوق العاده ای داشت و قبلاً نشان کرده بود بخوریم که آراد خان رضایت ندادند و با اصرار ایشان به رستوران برگرکینگ در کنار میدان Piazza Riforma و پشت ساختمان تالار شهرداری رفتیم و یک وعده غذایی معمولی و مختصر را با هزینه ای گزاف تجربه کردیم، به نوعی با گوشت و پوست مان لمس کردیم. کلاً قیمت ها در سوئیس حتی در مقایسه با سایر کشورهای اروپایی هم گرانتر و تقریباً نسبت دو برابری داشت.

l71.jpg

 رستوران Gabbani

l72.jpg

 رستوران برگرکینگ

ساعت 17:45 بود و یک ساعت و ربع تا بلیط برگشت مان فرصت داشتیم، در فرصت باقیمانده در قسمت قدیمی شهر گشتیم و پیاده در مسیر برگشت به ایستگاه اتوبوس بین شهری حرکت کردیم. در بین مسیر به ایستگاه اتوبوس مرکزی لوگانو Lugano Centro رسیدیم، گفتیم انرژی مان را برای روزهای بعد ذخیره کنیم، از دستگاههای موجود، بلیط اتوبوس به مبلغ 7 فرانک برای 3 نفرمان خریدیم و با اتوبوس خط 7 به ایستگاه مرکزی اتوبوس بین شهری رفتیم، نیم ساعت زودتر رسیده بودیم، فرصت بازدید از لوگانو و وقت مان به سر آمده بود، آنچه که لازم بود و قرار گذاشته بودیم را در طی یک روز از لوگانو دیدیم و انرژی کسب کردیم. در یک جمله لوگانو سرشار از زیبایی های طبیعی بی نظیر بود.

l73.jpg

 Old Town

l74.jpg

 خیابان Via Sonvico و سینما Cinestar لوگانو

اتوبوس شرکت Flixbus به مقصد میلان راس ساعت 19 و به موقع حرکت کرد و ساعت 20:15 به ترمینال Lampugnano  میلان رسید. به راحتی با مترو به هتل برگشتیم.

l75.jpg

  ترمینال اتوبوس Lampugnano میلان

l76.jpg

 ایستگاه مترو Lampugnano

جالب اینکه به محض برگشت به مرز ایتالیا سیم کارت هایمان و اینترنت موبایل دوباره فعال شد، حتی کارمندان پذیرش هتل هم علیرغم سعی و تلاششان نتوانستند علت قضیه را پیدا کنند.

l77.jpg

 پذیرش هتل مترو

کمی استراحت کردیم و ساعت 22:15 شب به توصیه یکی از دوستان صمیمی برای تجربه رستوران Spontini Pizza Milano 1953 به نزدیک ترین شعبه آن به هتل مان در کنار ایستگاه مترو واگنر (Wagner) رفتیم.

 هرچند در سفر قبلی مان به ایتالیا در شهر فلورانس تجربه خوردن پیتزا مارگاریتا را داشتیم که بیشترشبیه نان، پنیر و گوجه خودمان ولی خوشمزه بود این بار دو مدل دیگر سفارش دادیم، با این تفاوت که هر سفارش برشی از یک پیتزا بود. درمجموع پیتزاهای Spontini پر ملات و پر پنیر بود که در دو قطع یک برش و یک و نیم برش سرو می گردید. بعد از تست و تجربه پیتزاهای این رستوران به هتل برگشته، وسایلمان را جمع کردیم و آخرین شب مان را در میلان و ایتالیا سر کردیم.

l78.jpg

 رستوران Spontini Pizza Milano 1953 میلان

 

  

سفرنامه های مرتبط

نظرات کاربران (93 نظر)

× در حال پاسخ به:

-nazarian 31 فروردین 1399 ساعت 11:07

درود آقای عسکریان عزیز
بالاخره وقت کردم و سفرنامه شما را خواندم ، سفرنامه ای شیوا و دلنشین که از خواندنش لذت بردم که با عکسهای زیبا همراه بود و به خوبی زیباییهای سفر را نشان دادید و توصیف کردید . ممنون که تجربیاتتون رو با ما به اشتراک گذاشتین . و باید بگم که وقتی برای ما ایرانیها اینقدر پول ملی مان کم ارزش است که در سفر باید از بعضی خواسته هایمان صرفه نظر کنیم حالم بد می شود ، وقتی پاسپورتمان اینقدر کم اعتبار است که برای یه سفر رفتن خارج باید هفت خوان رستم را طی کنیم و باز هم دلهره ریجکت شدن را داریم حالم بد می شود . وقتی نمی تونیم به راحتی کارت اعتباری داشته باشیم حالم بد می شود . امیدوارم که این ارزش و اعتبار به پول و پاسپورت کشورمان برگردد که یک آرزو است . و جالب اینه که توی سفرنامه نوشتن هم باید رعایت کنیم که یک زن بی حجاب تو عکس یا ویدیومان نباشد و یا فوت و فن فتوشاپ رو بلد باشیم و فتوشاپش کنیم .
برای شما و خانواده محترم آرزوی موفقیت و سلامت دارم

رضا 30 فروردین 1399 ساعت 09:42

با سلام و خسته نباشید بابت سفرنامه خوبتان
سفر نامه کامل و کاربردی را خواندم به نحوی که همانند داستانی جذاب با توصیفات و عکسهای مناسب مرا با خود به سفرتان بردید . حتما در سفر احتمالی (بعد از بحران کرونا) به اروپا از تجربیات و سفرنامه کمک زیادی خواهم گرفت. صادقانه بگویم جزو سفرنامه های خاص سایت بود که تا کنون خوانده بودم و مشخصا زحمت زیادی کشیده بودید.
اما سوالاتی که دارم:

1-با توجه به تجربه شما ،سفر باکودک حدود دو سال ونیم در سال اینده رابرای سفر به اروپابه صلاح میدانید ویا بگذاریم بزرگتر شود وفعلا کشورهای نزدیکتر را برویم.(با توجه به تردد های زیادو تورهای متعدد در اروپا)
2-در هر مرحله عبور از کشورهای عضو شینگن در پاسپورت مهر زده میشود یا فقط ورود و خروج از منطقه شینگن در پاسپورت مهر زده میشود؟
3-بازدید یک هفته ازدو شهر کشور فرانسه را با توجه به زمان کمتر با توجه به کودکمان مناسب میدانید؟
4-برای فرزند هفت سال شما تخت مجزا با هزینه کمتری از بزرگسال در هتل ارایه شده؟ ممنون

مهسا 22 اسفند 1398 ساعت 22:12

با سلام و سپاس از در اختيار قرار دادن تجربيات سفرتون. بسيار عالي و با جزئيات مفيد، من هم تا حدودي تجربه اين سفر را داشته ام. برام تداعي كننده بود البته بنده زمانبندي به دقت شما نداشتم، چقدر دلم ميخواست از پراگ هم تجارب و عكس ميذاشتيد چون واقعا ارزوي ديدنشو دارم. ممنونم از شما

کامران قربانی 5 بهمن 1398 ساعت 12:33

بادرود وسپاس فراوان بابت نگارش سفرنامه بسیار بسیار زیبا ومفیدتان واینکه بااین نوشته حال وهوای لحظه لحظه سفر قابل لمس بود.
باارزوی سلامتی برای یکایک خانواده محترم به خصوص اوین خان واقا اراد گل .
دوتا سوال داشتم اگر امکان پاسخگویی بود ممنون میشم. اول اینکه نحوه دریافت کارت اعتباری رو بفرمایید ودوم اینکه ایا امکان برداشت وجه هم وجود دارد یا فقط جهت خرید استفاده میشود.
باتشکر وارزوی سفرهای بعدی

تینا 21 دی 1398 ساعت 10:30

با سلام و تشکر از سفرنامه خوبتون
یه سوال داشتم از خدمتتون...هدف ما از سفر در ابتدا فقط ایتالیا بود که بعد از اندکی فکر تصمیم گرفتیم بعد از یک هفته در ایتالیا یک اقامت دو شبه در سوییس و برگشت از میلان و بازدید نصفه روزه از میلان رو داشته باشیم(هزینه برگشت از میلان برای دونفر 1میلیون تومان کمتر است)....نظر شما برای دو شب اقامت در سوییس اقامت در کدام شهر و بازدید روزانه از کدام شهر هست....البته نظر ما اقامت در زوریخ یا ژنو بود و بازدید از لوسرن یا لوزان...اما فکر میکنم نظر شما که به تازگی سفر داشتین به مقدار قابل توجهی میتونه کمک کننده باشه....بازهم ممنون

جواد توسلیان 15 دی 1398 ساعت 13:12

باسلام و احترام
سعید خان عسکریان سفرنامه تون رو خوندم...

بدون اغراق میگم که اگه شخصیتتون رو هم نمی شناختم همینقدر حس خوب میگرفت از خوندن سفرنامه تون...
از اطلاعات و تجربیات کامل و تفصیلی تون لذت بردم، دقیقا ابعاد شخصیتی خودتون ( ریز بینی ، برنامه ریزی دقیق و خانواده دوست بودن )که به شدت مورد پسندم هستش توی سفرنامه تون ملموس بود.
در ضمن قسمت سوئیس رو که با انتشار عکسهایی به تشریح پل روی دریاچه لوگانو و چشم انداز دریاچه و مخصوصا قله سن سالواتوره بود رو خیلی دوست داشتم.
در کل توی یه جمله میشه گفت ، که یه بانک اطلاعات کامل وجامع برای دوستداران سفر مهیا کردید...
امیدوارم به همراه خانواده محترمتون بازم این تجارب داشته باشید و سایر دوستان رو مستفیذ کنید.

hamed 6 دی 1398 ساعت 15:07

سلام.خسته نباشید
هزینه کل سفرتون چقدر شد و چندروز کلا دراروپا بودید؟؟ترجمه مدارکتونم بفرمایید چند شد.ممنون

نوا جمشیدی 5 دی 1398 ساعت 17:44

خدا قوت بابت نگارش سفرنامه ای چنین جامع و جذاب. این سفرنامه چند نقطه ی قوت داشت. یکی از اونها اسم سفرنامه است که از همان ابتدا و پیش از خوندن سفرنامه، ناخودآگاه من رو یاد سریال ها و کارتون های زمان بچگی انداخت. «بچه های کوه های آلپ» و «هایدی».
این سفرنامه اینقدر کامل هست که همه نوع سلیقه ای رو راضی نگه می‌داره. هم کسی که دنبال اطلاعات هست و هم من که دنبال کشف هستم. چقدر خوشحال شدم که در تمام لحظات سفر میتونستم حس و حالتون رو درک کنم. هم خستگی و هم خوشحالیتون رو. حتی در جایی کلافگی آراد به خاطر گرسنگی رو کاملا درک کردم و دستپاچگی شما رو برای سفارش دادن غذایی که هیچی ازش نمیدونستین اونم از روی منوی آلمانی. همه ی اینها در کنار قدم زدن روی پل چپل و دیدن زیبایی های لوسرن، شگفتی های مسیر برن و اینترلاکن، اینترلاکن شگفت انگیز ، ابهت پل فلزی در برن و ... بی نهایت لذت بخش بود. به گمونم من عاشق برن شدم و بدون شک روزی از روی پل فلزی در این شهر براتون عکسی میفرستم و شما و همسفراتون رو یاد میکنم.
عکسها هم که به شدت با کیفیت بودن و در کنار توصیف های خودتون کاملا حال و هوای من رو عوض کردن.
تنها چیزی که بابتش حسرت خوردم اون آزادی ای هست که متاسفانه به خاطر محدودیت حتی در عکس هاتون اونم از راه دور نتونستیم ببینیم و شما رو مجبور به سانسور کرد. البته که من خودم در ذهنم برای هر کدام لباس زیبایی تصور کردم. در تعجبم چرا مجسمه ای که در پاساژ میلان بود نیاز به سانسور نداشت!
در هر صورت میدونم که این مشکل شما نیست و البته که این سانسور هم هیچی از زیبایی های عکسهاتون کم نکرد. اینقدر همه چیز سبز و زنده بود که روح آدم تازه میشد
بی صبرانه منتظر ادامه ی سفرنامه ی شما در کشور چک و شهر شگفت انگیز پراگ هستم.

زهره دشتی 23 آذر 1398 ساعت 19:08

جناب آقای عسگریان
سلام و خسته نباشید جانانه بابت سفری بااین برنامه ریزی دقیق و جزئیاتی که به دقت بهشون پرداخته بودین.
طبق معمول سفرنامه خوب شما راهنمای جتمعی برای بقیه کسانیه که قصد سفر به سوسیس رو دارن همونطور که سفرنامه آفریقاتون بهترین سفرنامه اون کشور از نظر من بود.
تجربیاتتون رو به خوبی و با نوشتاری کاملا روان و شیوا منتقل کردینو حتی جاهایی از متن شما حس کردم خودم در اون سفر هستم. عکس های سفرنامه رو خیلی دوست داشتم طبیعت بی نظیر سوییس در کنار کوچه پس کوچه های جذاب شهرها، همه و همه کامل و کافی بود.
سفرنامه ای با متن خوب، عکس های خوب، جزئیات دقیق.. دست مریزاد
در بند آخر سفرنامه تون دلتگی تون برای دخترک رو میشد کاملا حس کرد. امیدوارم سفرهای 4 نفره جذابی در انتظار شما و خانواده محترمتون باشه.
منتظر سفرنامه بعدی هستیم.

نوید مکوندی 23 آذر 1398 ساعت 08:26

جاب آقای عسگریان .
سفرنامه کاربردی شما را خواندم و به این دقت نظر و برنامه ریزی آفرین گفتم . علاقمندی به اشتراک تجربیات سفر در سطر به سطر سفرنامه شما مشهود بود . هر چقدر سانسورهای صورت گرفته در عکسهای قسمت اول ، آزاردهنده بود ، طبیعت ، زیبایی و پاکیزگی در عکس های قسمت های دوم و سوم سفرنامه من را به وجد آورد .
در تعجبم لنین در آن کافه در سوئیس و در بطن جامعه بورژوازی ، چگونه برای حزب سوسیال دموکرات کارگری روسیه روزنامه در می آورد . سکنی گزیدن در طبیعت زنده و آرامش و زیبایی بی حد و حصر ، و درک و تغذیه نیاز فکری مردم آکنده در فلاکت جنگ و تبعیدگاه های سیبری بی شک از نابغه ای چون لنین بر می آمد .

Mr NvB 21 آذر 1398 ساعت 15:51

سلام و درود بر آقاي عسكريان عزيز
بالاخره بعد از مدت ها موفق شدم بيام سراغ سفرنامه ها
و استارت كار رو هم با سفرنامه زيبا و جذاب و خوندني شما زدم .
و از اين بابت خوشحالم كه يه سفرنامه خوب و پر از اطلاعات مفيد و جذاب رو خوندم .
البته علاوه بر سفرنامه ، تعدادي از كامنت هاي دوستان رو هم خوندم كه واقعا نظرات خوب و پر از انرژي مثبتي هستند و اين نشون ميده كه اين فقط نظر من نيست كه سفرنامه تون عالي و فوق العاده است .
موقع خوندن سفرنامه تون ، يه صدايي توي ذهنم مي پيچيد و مدام ازم سوال مي كرد : چي شد ؟ دلت خواست ؟؟؟؟ :D:D:D :D:D
جواب كاملا مشخصه : بله ، منم دلم خواست .
:D

ممنونم كه ما رو چه به صورت آنلاين ، و چه به صورت آفلاين ، همسفر خودت كردي و لحظه لحظه سفرت رو با ما شريك شدي .

اميدوارم به همراه خانواده ، هميشه سالم و سرحال و به سفر باشي

الهام قربانی 21 آذر 1398 ساعت 14:07

جناب آقای عسکریان عزیز
خداقوت و خسته نباشید جانانه بنده را برای نگارش چنین سفرنامه جامعی پذیرا باشید. خیلی لذت بردم از خواندن تمام مراحل سفر از برنامه ریزی تا اجرای بی نقص همه موارد. به شخصه تجربه سفر به اروپا را ندارم و شاید این امکان به زودی برایم فراهم نشود اما خواندن سفرنامه شما دست کمی از همسفری با شما نداشت. ممنونم که ما را با حال خوب خودتان شریک کردید.
برای شما در کنار خانواده محترمتان سفرهای پربار و زندگی سرشار از شادی و سلامتی را آرزو میکنم.
پیروز و سربلند باشید.

شاهرخ باقرپور سنگری 18 آذر 1398 ساعت 15:32

سلام
سفرنامه را به دقت خواندم . آن چیز که بیش از همه فاکتورها ، به چشم می آمد ، قدرت برنامه ریزی و تعریف کلیه اجزای سفر و سپس اجرایی کردن مو به موی آن بود . واقعا شگفت زده شدم . انگار که تیغه ها ، چرخ دنده ها و پیچ و مهره های ظریف یک ساعت سوییسی را به دقت در کنار هم مونتاژ کرده و سفرنامه ای همچون دوام ساعت سوییسی و برای سالهای سال راهنمایی کاربران و مسافران ایرانی آن کشور زیبا خلق کردید . تسلط به جزییات سفر با توجه به این که منابع فارسی مدون و قابل اعتماد و استنادی وجود نداشته ، عالی و مثالزدنی بود . کاملا معلوم بود که نگارنده و خانواده برای چه سفر می کنند و حتی یک دقیقه را بیهوده و بی برنامه نیستند . با این مدت کم اقامت ، پربارترین راهنما را برای آن شهرها و مناطق به وجود آوردید . تعریف زمان ها و مکان ها و دسترسی به جاذبه ها دقیق و بی نقص بود . شرح هر یک از عوامل تاریخی و فرهنگی و جغرافیایی در خصوص هر یک از مکان ها به اندازه کافی بوده و اصلا ملال آور و حوصله سر بر نبود . مسلما اگر پول ضعیف مان اجازه میداد از خوراکی های آن کشور زیبا بیشتر می نوشتید . از خواندن این سفرنامه جذاب و پربار لذت بردم و با دیدن عکسهای زیبا و دیدن چندباره فیلم های آن ، انگار خود به آن کشور سفر کردم .
بسیار بسیار بسیار عالی . دست مریزاد . با آرزوهای سفرهای اینچنینی برای شما و خانواده تا مثل این بار کاربرهای لست رو با مناطق کمتر شناخته شده کشورها ، آشنا کنید .

سیمین ابراهیمی کرمانی 17 آذر 1398 ساعت 17:01

خسته نباشید آقای عسگریان .. واقعا نوشتن این حجم از مطالب کار بسیار سختیست. زحمت زیادی برای این سفرنامه کشیدید و اطلاعات خوبی ارایه دادید. برنامه ریزی دقیقی داشتید آفرین به شما. بعضی از مناظر و عکسها خیلی زیبا بودند. انشاالله سفرهای آینده 4 نفره و مستدام باشد. شاد باشید

رامین عبدی 16 آذر 1398 ساعت 20:29

سلام دوست جهانگرد جناب آقای عسگریان

سفرنامه تمام عیار شما را خواندم. سفرنامه ایی با مقصد های خاص و البته برنامه ریزی بسیار دقیق که قابل تحسین است. از آنجا که در گذشته سفرنامک شما را خوانده بودم با روحیات و خانواده دوستی شما آشنا هستم. نبردن دختر کوچکتان به این سفر شاید دلتنگی هایی را برایتان ایجاد کرد اما به نظرم برگ برنده ایی برای گرفتن ویزایتان در این وضع نابسامان بود. توجه شما به علایق فرزندتان و سرگرم کردن و همراه کردن او با جریان سفر برای سایر خانواده ها آموزنده و مفید است. سفرنامه شما از کشور سوئیس که اطلاعات کمی از آن در دسترس است و شاید مقصد دور از سترسی برای خیلی از هموطنانم باشد مانند یک کتابچه راهنمای دقیق است. عکسهای سفرنامه زیباست و زیبایی های چشم نواز کشور سوئیس را به خوبی نشان می داد. ویدیو ها هم مکمل خوبی برای انتقال حس این سفر بود. در پایان از نظر من تمام عیار و بی نقص این سفرنامه را نگارش کردید و امیدوارم روزی من هم از ین برنامه ریزی و اطلاعات خوبتان استفاده نمایم.
برای شما و خانواده گرامی سفرهای خوب و خاطره انگیزی آرزومندم.


به امید سفرهای برای همه ...

مشاهده نظرات بیشتر