09.jpg

به نام خدا

مسافران کامبوج

1.jpg

1-کامبوج (عکس از اینترنت)

اخبار تلویزیون به زبان فرانسه چیزهای نامفهومی میگوید، تصاویر اما خبر از درگیری و کشتار میدهند، چشمهای نگران دختربچه کوچولو با شنیدن صدای هلیکوپتر از بیرون از منزل به سرعت تمام آن صحنه ها را فراموش میکند و کودکانه در تلاش برای بلند کردن دستش به سمت هلیکوپتر، میخندد. واقعیت اما حکایت از چیزی فراتر از رقص سرخوشانه او با خواهران و برادرانش همراه با موسیقی شادی که در خانه شان پخش میشود دارد. حتی فراتر از عکس عاشقانه پدر و مادرش در قابی کنار پنجره.

2.jpg

2- ...

همراه شدن با چشمان دختر بچه کوچولو، لوآنگ، ما را لحظه لحظه وارد زندگی او و فجایع تاریخی شکل گرفته در زندگی این کودک میکند. از زمانی که این هفت کودک به همراه والدینشان به دلیل حمله رژیم خمر سرخ مجبور به ترک خانه خود در شهر پنوم پن کامبوج میشوند تا زمانی که دزدکی در گوشه ای از اردوگاه به عکس عاشقانه پدر و مادرش که همچون گنجی آن را نگه داشته خیره میشود. لوآنگ چشمهای نگران پدرش را دیده حتی در زمانی که نمیدانست این آخرین دیدار است...

3.jpg

3- خانواده لوآنگ در حال ترک شهر پنوم پن(عکس از اینترنت)

First they killed my father  اولین فیلمی است که از زاویه دید یکی از قربانیان فاجعه کامبوج و از دل اتفاقات و از چشم مردم داغ‌ دیده کامبوج وقایع را به تصویر کشیده است. فیلمی تاریخی و مهیج ساخته آنجلینا جولی اثری ساده، تکان دهنده با داستانی قدرتمند، که کشتار بیرحمانه رژیم خمرهای سرخ در سال 1975 در کامبوج را بر اساس کتاب خاطرات نویسنده اش، لوآنگ آونگ، و نجات وی از دست رژیم خمرهای سرخ، روایت می کند. تمرکز فیلم روی چهره بازیگر خردسالش است و وقایع تلخ و تکان دهنده‌ای را از زاویه دید او به نمایش در می‌آورد. کشتاری که در یک آمار خوش بینانه منجر به کشته شدن ۲ میلیون نفر شده است. در صورت امکان به تماشای این فیلم بنشینید.

4.jpg

4-لوآنگ

سفر از دیدگاه من تنها دوری از منزل و درنگی در مکانی جدید و خوشگذرانی چند روزه نیست. سفر آشنایی با یک فرهنگ و یک تاریخ جدید است. از آداب معاشرت و حتی غذاهای محلی گرفته تا لحظات تاریخی که منجر به شکل دادن یک تمدن شده است. فلسفه سفر آمیخته شدن با فرهنگ و هنر و تاریخ یک ملت است حتی برای چند روز و حتی برای مدتی بسیار کوتاه. به همین دلیل گوشه ای از تاریخ کامبوج را میتوان با تماشای فیلمی که پیشتر معرفی کردم دید و البته توضیحاتی که در طول سفرنامه و در هر مکان تاریخی خواهم داد امیدوارم شما را با کامبوج بیشتر آشنا کند.

5.jpg

5-کامبوج(عکس از اینترنت)

کامبوج

پادشاهی کامبوج کشوری است در جنوب شرقی آسیا و پایتخت آن شهر پنوم پن (Phnom Penh)  است. جمعیت این کشور 14.8 میلیون نفر و زبان رسمی آن خِمِر(Khemer)  است که خط ویژه خود را دارد البته برای ما قابل خواندن نیست. دین ۹۶ درصد از مردم این کشور بودایی و واحد پول آن ریل(Riel) است. هر دلار آمریکا تقریبا معادل چهار هزار ریل است. ریل از جمله پول های بی ارزش جهان (البته نه در مقابل ریال ما) است و نکته جالب اینکه کشور کامبوج عملا دو واحد پولی دارد یکی همین ریل و دیگری دلار آمریکاست در واقع پول خردشان ریل است و در فروشگاه ها و حتی رستوران ها تمام قیمت ها را به دلار میبینید. طی بررسی هایی که داشتیم هیچ فرقی نمیکرد که شما دلارتان را تبدیل به ریل کنید یا نه عملا در مبادلات دلار جا به جا میشود و مبالغ پایین، ریل. البته با وضعیت فعلی دلار و بی ثباتی ریال در کشور ما، هر اتیکت مبلغ که به دلار بود دست و دل آدم را میلرزاند ولی در مجموع کامبوج مقصد بسیار ارزانی است و فرای ناملایمتی های این روزهای دلار در کشور ما و برای گردشگران، از جمله مقاصد بسیار ارزان برای ایرانی ها میتواند باشد که در طول سفرنامه با هزینه های معمول این سفر آشنا میشوید.

6.jpg

6- نقشه کامبوج(عکس از اینترنت)

 از نظر جغرافیایی کامبوج بخشی از شبه‌ جزیره هندوچین به‌شمار می‌آید که با تایلند، ویتنام و لائوس هم ‌مرز است. در میانه این مرزها، دشت بزرگی قرار دارد که قلب سرزمین کامبوج را تشکیل می‌دهد و متراکم‌ ترین بخش کامبوج از نظر جمعیت است. رودخانه مکونگ، که جریان آن از لائوس در شمال به سوی ویتنام در جنوب شرقی است این منطقه را آبیاری می‌کند.

7.jpg

7- موقعیت کامبوج بر روی نقشه (عکس از اینترنت)

کامبوج در نیمه دوم هزاره جاری مشقات بسیاری دیده است. پس از سقوط آنگکور که زمانی قدرت امپراتوری خمر محسوب می‌شد، به‌ دست آیوتایا که در سده پانزدهم رخ داد کامبوج مورد چپاول همسایگانش قرار گرفت. این کشور در سده نوزده توسط فرانسویان استعمار، در سال ۱۹۴۱ به اشغال ژاپن درآمد و بعد متحمل بمب از سوی ایالات متحده شد. پس از یک ناکامی در استقلال در سال ۱۹۵۳ جنگ داخلی گریبانگیر این کشور شد و حکومت خمرهای سرخ (گروه شبه نظامی کمونیست)  ترس و وحشت را بر این کشور حاکم کرد. پس از آنکه توسط نیروهای ویتنامی اشغال شد، با یک همه‌پرسی با حمایت سازمان ملل در سال ۱۹۹۳ کامبوج توانست بالاخره روی پای خود بایستد.

اما در فرای همه فراز و نشیب های تاریخی، کامبوج با مجموعه معابد حیرت انگیز، دشت های وسیع، رودخانه های بزرگ، دیدنی های طبیعی وصف نشدنی، سواحل ماسه ای سفید و آفتابی و البته غذاهای خوشمزه اکنون مقصد گردشگری ارزان و پر طرفداری در دنیاست. کامبوج با ایران 3.5 ساعت اختلاف زمانی دارد، ولتاژ برق 220 ولت است. آب و هوای کامبوج استوایی و مرطوب است و همچون بقیه کشورهای منطقه، معمولا از ماه ژوئن تا اکتبر فصل بارش است.

8.jpg

8- پرچم کامبوج

ویزا:

از جمله اولین و مهمترین مسئله برای ما در تصمیم گیری سفر به هر کشوری مسئله ویزاست. کامبوج در چند سال اخیر و حتی با ورود موج گردشگری دنیا به آن، برای ایرانیان ویزا صادر نمیکرده و یا بسیار سخت به صدور ویزا تن میداده!!! اما در یکی دو سال گذشته صدور ویزای الکترونیک را برای ایرانیان آغاز کرده. کامبوج در ایران سفارت ندارد و خبر آغاز صدور ویزای الکترونیک توسط سفارت ایران در ویتنام داده شد. پیشتر باید با مدارک به یکی از سفارت خانه های کشورهای اطراف کامبوج من جمله تایلند یا مالزی مراجعه و تقاضای صدور ویزا داده میشد و البته خیلی ها با وجود ویزای در دست در فرودگاه به مشکل برخورده و حتی دیپورت میشدند!!!! اکنون باید قبل از سفر به سایت مربوط به ویزای الکترونیک (www.evisa.gov.kh) مراجعه و با پر کردن فرم و اطلاعات مربوطه و مبادی ورودی و خروجی انتخابی مسافر و همچنین آپلود عکس و صفحه اول پاسپورت و البته واریز مبلغ نفری 36 دلار(پرداخت توسط کارت های ویزا یا مستر کارت)، منتظر دریافت ایمیل حاوی ویزا شد که معمولا کمتر از 72ساعت ارسال میشود. سپس با گرفتن چند سری کپی از آن راهی سفر شد. دقت کنید که در موقع ورود و خروج هر دفعه یک سری از کپی ها را باید تحویل دهید. لطفا اگر مسافر کامبوج هستید قبل از سفر ویزای الکترونیک را بگیرید. امید به صدور ویزای در بدو ورود برای ایرانی ها بسیار ریسکی و بعضا خطرناک است. ویزای کامبوج یک بار ورود است و سه ماه از زمان صدور آن اعتبار دارد و مدت اقامت در خاک کامبوج یک ماه است. مراحل دریافت ویزای آنلاین بسیار ساده و راحت است که خودتان به راحتی میتوانید اقدام کنید. فراموش نکنید همراه داشتن کلیه مدارک از جمله بلیط برگشت و رزرو هتل ها در بدو ورود برای چک کردن توسط مامورین کامبوج لازم است.

حمل و نقل:

برای سفر به کامبوج باید از پرواز غیر مستقیم استفاده کنین چرا که از ایران پرواز مستقیمی به مقصد این کشور وجود ندارد. لازم به ذکر است هزینه پروازهای قطر، امارات و دیگر ایرلاین های مطرح به مقصد پنوم پن یا سیم ریپ بسیار بالا است. بهترین راه اقتصادی و به صرفه، سفر به مقصد کوالالامپور یا بانکوک و رفتن از آنجا با پرواز ایرآسیا به کامبوج است. البته از بانکوک اتوبوس هم به کامبوج وجود دارد که میتوانید به صورت زمینی به این کشور زیبا سفر کنید. فقط با توجه به نوسانات شدید ارزی و کاهش ارزش ریال به این مطلب دقت کنید که برای عبور از تایلند ویزای ترانزیت 25 یورویی برای هر نفر نیاز است. با این احتساب کوالالامپوری که ویزا نمیخواهد به شرط ارزانتر بودن بلیط اصلی از ایران، به صرفه تر می باشد.

9.jpg

9- مسیر هوایی کوالالامپور به پنوم پن، هواپیمایی ایرآسیا

حمل و نقل بین شهری با اتوبوس های توریستی بسیار راحت و به صرفه است. این نوع اتوبوس ها با اتوبوس های محلی و مورد استفاده افراد محلی متفاوت است. بسیار دقیق و حرکت آنها راس ساعت تعیین شده است، توقف فقط در مقصد نهایی است و بلیط آن قابلیت خرید اینترنتی را دارد. بعد از تحقیق فراوان میتوان گفت بهترین شرکت حمل و نقل برای مسیر بین شهری ، شرکت Giant Ibis bus میباشد. این شرکت علاوه بر اتوبوس هایی که به مقصد شهرهای گردشگری اصلی و پر طرفدار کامبوج دارد، اتوبوس هایی برای مقاصد بانکوک و یا هوشی مین نیز دارا میباشد. بسیار دقیق و سر موقع حرکت کرده و دارای بالاترین امتیاز اتوبوس های توریستی کامبوج است. با مراجعه به وب سایت این شرکت میتوانید بلیط مورد نظرتان را خریداری نمایید ضمن اینکه برای بعضی هتل ها پیک آپ مجانی نیز دارد. در غیر اینصورت باید خود را به ترمینال این شرکت اتوبوسرانی برسانید.

10.jpg

10- اتوبوس Giant Ibis در مسیر پنوم پن به سیم ریپ

حمل و نقل درون شهری بسیار ارزان و با استفاده از نرم افزارهای تاکسی است. تاکسی ها انواع مختلف دارد ارزانترین آنها ریکشا است به مشابه ریکشاهای هند و 3 نفره میباشد. بعد از اون خمر توک توک که مشابه توک توک های تایلندی و البته جا دار تر از آنهاست. اگر چمدان دارید باید با خمر توک توک رفت و آمد کنید. بعد از آن تاکسی های معمولی است و برای گروه های پرجمعیت تر ون تاکسی ها. تمام این ها را میتوانید از نرم افزار مربوطه انتخاب کنید. قیمت آن ها کاملا متفاوت نسبت به توک توک های گذری و مستقر در خیابان هاست. در طول سفرنامه نرم افزارهای مربوطه معرفی میشود.

11.jpg

11- خمر توک توک

 12.jpg

12- ریکشا

مقاصد گردشگری در کامبوج:

1)سیم ریپSiem Reap: مهمترین و اصلی ترین مقصد گردشگران در کامبوج شهر سیم ریپ است. سیم ریپ در نزدیکی شهر انگکور پایتخت امپراتوری خمر قرار دارد که اکنون به شکل مجموعه معابد انگکور مشهور است و بزرگترین بنای تاریخی مذهبی جهان بوده که به عنوان میراث جهانی یونسکو حفاظت  میشود.

2)پنوم پن Phnom Penh: پایتخت پر جنب و جوش کامبوج که به سرعت رو به پیشرفت است.

3)سیهانوکویل Sihanoukville : شهر ساحلی است که در سفری که به کامبوج دارید میتوانید چند روزی از آرامش دریا استفاده کنید.

4)جزیره کو رونگ Koh rong : این جزیره بسیار زیبا و از جمله مقاصد محبوب در کامبوج است و قابل دسترسی از طریق قایق های تندرو شهر سیهانوکویل میباشد.

5)شهر باتامبانگ Battambang: شهری شاید کمتر محبوب تر به نسبت شهرهایی که ذکر شد ولی اگر وقت داشته باشید ارزش کشف و گذراندن چند روز را دارد. غارهای خفاش؛ معابد قدیمی و البته قطار بامبو آن مشهور است.

مقدمات سفر:

بعد از اینکه سفرنامه ویتنام مورد توجه شما سفردوستان و سفرنامه نویسان عزیز و لست سکند قرار گرفت و برنده جایزه شد، من و همسرم تصمیم گرفتیم که از جایزه برای خرید بلیط استفاده کنیم. بعد از تعطیلات نوروز و قبل از قطع شدن ارز دولتی ایرلاین ها، با جستجوهای فراوان در قسمت خرید بلیط هواپیما در سایت لست سکند بلیط عمان ایر به مقصد کوالالامپور را برای اواخر شهریور ماه به مبلغ نفری یک و نیم میلیون تومان پیدا کردیم.

13.jpg

13- عمان ایر مسیر مسقط به کوالالامپور

قبل از بالا رفتن قیمت ارز در سال96 یک مستر کارت مسافرتی از شرکت هایی که در ایران به فروش آنها میپردازند؛ خریده بودیم که قابل شارژ بود و برای سفرها خیلی به کارمان آمد. پیش از گرانی های وحشتناک و صعود دلار، کارت را شارژ کرده بودیم که برای پرداخت هزینه ویزا و بلیط هواپیمای ایرآسیا از مالزی به کامبوج و بالعکس و همچنین بلیط اتوبوس داخلی از آن استفاده کردیم. با توجه به نوسانات شدید دلار تمام مخارج و مبالغ رو در طول سفرنامه به دلار مینویسم که دوستان راحت تر بتوانند به قیمت های اصلی دست پیدا کنند.

اولین قدم بعد از خرید بلیط عمان ایر، ویزا بود. با مراجعه به سایتی که پیشتر معرفی کردم و آپلود عکس پرسنلی و صفحه اول پاسپورت و البته تکمیل فرم و پرداخت مبلغ، کمتر از 24 ساعت ویزا به ایمیلمان ارسال شد. با خیال راحت از دریافت ویزا سراغ بلیط ایرآسیا رفتیم. با توجه به محدودیت زمان ما، سفرمان یک هفته ای و تنها به مقصد دو شهر مهم و توریستی کامبوج یعنی پنوم پن و سیم ریپ بود. با جستجو در سایت ایرآسیا تصمیم گرفتیم بلیط رفت به مقصد شهر پنوم پن از کوالالامپور باشد و بلیط برگشت از سیم ریپ و بین این دو شهر هم با اتوبوس تردد کنیم.

 بماند که بعد از آن، روز به روز قیمت بلیطها بالا رفت، دلار گران شد، عوارض خروج از کشور چند برابر گشت و در نهایت ارز مسافرتی قطع گردید! با همه این ناملایمتی ها ما باز هم مسافر بودیم مسافران کامبوج!

14.jpg

14- برفراز شهر پنوم پن، هواپیمایی ایرآسیا

مسافران کامبوج

همه چیز از یه ظهر گرم تابستانی نیمه شهریور شروع شد و ما به سمت فرودگاه رهسپار شدیم. پرواز همانطوری که گفتم عمان ایر بود با توقفی خیلی کوتاه در مسقط، توقف 50 دقیقه در مسقط بود در حدی که بدو بدو خودمان را به گیت پرواز کوالالامپور برسانیم. قرار بود پرواز ساعت 8 صبح به کوالالامپور برسد از آن طرف برای ساعت 11 هم پرواز ایرآسیا از کوالالامپور به مقصد پنوم پن کامبوج را گرفته بودیم! و ریسک جا ماندن از ایرآسیا هم به جان خریدیم البته با توجه به خساراتی که دو مرتبه از ایرلاین ها گرفته بودیم شجاع هم شده بودیم(یک مرتبه از هواپیمایی اتحاد که در سفرنامه ویتنام برایتان توضیح دادم و دفعه دیگر از هواپیمایی اکراین ایر به مقصد میلان که امیدوارم وقت اجازه دهد و سفرنامه اروپا را بنویسم و کامل توضیح دهم) خلاصه با همه اما و اگرها پروازها را پشت سر هم گرفتیم. لازم به ذکر است که پرواز به مقصد کامبوج از فرودگاه دوم کوالالامپور (KLIA2) انجام میشد ! روزهای قبل پرواز عمان ایر را چک میکردیم که هر روز هم تاخیر داشت بدون استثناء !!!

15.jpg

15- در مسیر فرودگاه

 پرواز ساعت 5 بعداز ظهر بود و بیخوابی و نیمه شب راه افتادن نداشت. به پارکینگ فرودگاه که رسیدیم به قدری خلوت بود که باور کردنی نبود ضمن اینکه نصف ماشین ها کسانی بودند که به استقبال حجاج آمده بودند. فرودگاه خلوت تر از پارکینگ! به حدی که هیچ کسی در صف کنترل پاسپورت نبود و فقط یک باجه کار میکرد!

16.jpg

16-  فرودگاه امام

مسافران پرواز عمان ایر اکثرا غیر ایرانی بودند، با اینکه بلیط عمان ایر خیلی ارزان بود و حدس میزدیم مسافر ایرانی که برای تفریح رهسپار شرق آسیا شود؛ زیاد داشته باشد ولی اینطور نبود. یک گروه وزنه برداران پیشکسوت هم در پرواز ما بودند چیزی حدود 40 نفر که گویا به مسابقات در مالزی میرفتند. در فرودگاه بیشتر غیر ایرانی ها دیده میشدند و این باعث شد دلمان بگیرد از اینکه گرانی بلیط و دلار و ... باعث شده بود مسافران کم و کمتر شوند. مسافرانی که شاید مثل ما سفر دلخوشیشان بوده. سال قبل همین زمان دقیقا ما در فرودگاه بودیم و شاید برای کنترل پاسپورت نیم ساعت در صف های طویل منتظر بودیم! امیدوارم شرایط برای همه مسافران من جمله خود ما بهتر بشه تا باز هم شاهد شلوغی فرودگاه ها و تعداد زیاد مسافران ایرانی باشیم.

17.jpg

17- فرودگاه امام

خلاصه بعد از گذر از کلیه مراحل منتظر باز شدن گیت بودیم و البته ساعت خبر از تاخیر میداد در نهایت با 40 دقیقه تاخیر پرواز به سمت مسقط از زمین کنده شد. ما که صندلی ها را هم نزدیک خروجی گرفته بودیم که با سرعت هر چه تمام تر به سمت پرواز بعدی بدویم!!

18.jpg

18- پذیرایی داخل هواپیما

 19.jpg

19-  مسیر تهران- مسقط

با محض باز شدن درب هواپیما همراه بقیه مسافران به سمت بیرون رهسپار شدیم. همان ابتدا آقایی که از مسئولین عمان ایر بود با تابلوی کوالالامپور ایستاده بود ما فکر کردیم دوباره جا ماندیم که خوشبختانه آن آقا گفت هواپیما منتظره فقط سریع برید. حالا کلی فاصله هم بین این دو تا هواپیما بود. ما هم که آماده بودیم؛ شروع کردیم به دویدن فقط میگفتیم خدا کند چمدانمان جا نماند. اینقدر سریع دویدیم که اولین نفر وارد هواپیما شدیم و نشستیم بعد دیدیم به لطف دوستان ورزشکار کل پرواز را نگه داشتند چون خلبان گفت ما منتظر 50 نفر از تهران هستیم و ببخشید و ... این را که گفت خیالمان از بابت چمدان هم راحت شد ولی بقیه هنوز نیامده بودند و ما در فکر پرواز بعدی بودیم که باید در کوالالامپور فرودگاه هم عوض میکردیم. در نهایت همه سوار شدند و بالاخره عمان رو به سمت مالزی ترک کردیم.

20.jpg

20- داخل هواپیمایی عمان ایر به سمت کوالالامپور

 21.jpg

21- منظره غروب آفتاب از داخل هواپیما

 22.jpg

22- غروب آفتاب

 این اولین تجربه پرواز ما با هواپیمایی عمان بود با اینکه قیمت پرواز خیلی پایین بود ولی از پذیرایی داخل هواپیما اصلا کم نکرده بودند. به طور مثال هواپیمایی اتحاد در مسیر کوتاه فقط یه اسنک کوچک میداد. در هر دو مسیر هم از تهران و هم از مسقط ، پذیرایی، برخورد مهماندارها و کیفیت پرواز بسیار عالی بود.

23.jpg

23- شام در هواپیما

 24.jpg

24- بر فراز آسمان کوالالامپور

 به کوالالامپور که رسیدیم ساعت 9 صبح بود. از فرودگاه اول کوالالامپور یعنی KLIA  به KLIA2 سرویس رایگان اتوبوس وجود دارد. اتوبوس های رایگان در طبقه اول درب شماره 4 هستند. در سایت خود فرودگاه نوشته شده سرویس رایگان برای کسانی است که از فرودگاه دیگر پرواز دارند و قسمتی هم برای رزرو دارد. ما قبلا با وارد کردن اطلاعات هر دو پرواز اتوبوس رایگان را رزرو کرده بودیم. ولی وقتی به مسئولش گفتیم ما رزرو کردیم؛ خندید و گفت لازم نیست. بنابراین اگر فراموش کردید نیازی به رزرو نیست و اصلا چک نمیکنند. برای همین ما با اتوبوس رایگان به فرودگاه دوم که مخصوص پروازهای ایرآسیا ست و نزدیک همان فرودگاه اول هست رفتیم. آخرین مرتبه از این فرودگاه پروازی به مقصد گویلین چین در نوروز سال 94 داشتیم که به تازگی افتتاح شده بود. ولی در این چند سال به قدری تغییر کرده بود که چند دقیقه ای مات بودیم. بیشترین تغییر را زمانی دیدیم که کلا مراحل دریافت کارت پرواز تا تحویل چمدان همگی مکانیزه و سیستمی بود. قبلا فقط کارت پرواز را از دستگاه های سلف چک این میشد گرفت. اکنون ابتدا کارت پرواز را گرفتیم بعد پاسپورتمان را در دستگاه اسکن کردیم (ترسیدیم پاسپورت ایرانی ارور بدهد که خدا رو شکر این مرحله با موفقیت انجام شد) بعد از دستگاه مربوط به چمدان تعداد چمدان را زدیم و تگ چمدان برایمان پرینت شد. و نهایتا قسمتی که چمدان را تحویل میدادیم خودمان تگ را چسباندیم و با دستگاهی که بود اسکن کردیم و با چک شدن وزن، چمدان به سمت بارها رفت! پیشرفت در این فرودگاه کاملا مشهود بود و حسابی ما را متعجب کرد.

 فرودگاهی که در ابتدا قسمت دیگر شهر بود (به اسم KLCC) و پروازهای ایرآسیا از آنجا انجام میشد، بعد از آن مکان فرودگاه تغییر کرد و به نزدیکی فرودگاه بین المللی کوالالامپور منتقل شد و حالا با سیستمی کاملا مکانیزه روزانه پذیرای تعداد زیادی گردشگر داخلی و بین المللی است. به سمت گیت مربوط به پنوم پن رفتیم قاعدتاً ویزای ما باید چک میشد البته اکثر ملیت ها ویزای در بدو ورود میگیرند ولی خلاصه پاسپورت ایرانی باید با بقیه تفاوت داشته باشد! انتظار به درازا نکشید که دیدیم با دیدن پاسپورت ایرانی ما اخم ها داخل رفت و گفتند صبر کنید! در حالی که صف طویلی پشت سر ما برای ورود به هواپیما تشکیل شده بود. حالا ما توضیح دادیم که ویزای آنلاین گرفتیم و این هم پرینت ولی چه فایده؟ پاسپورت ما دست به دست میشد و همه با تعجب و بعضا با اخم بررسی اش میکردند! بالاخره یکی به جایی تلفن زد و چند دقیقه ای حرف زد و بعد با پاسپورت های ما آمد تحویل همکارش داد ایشان هم ذره بین!!! درآورد و پاسپورت ما را حسابی گشت و عکس را بررسی کرد بالاخره اجازه سوار شدن به هواپیما را دادند!!!! و صف به حرکت درآمد. بررسی پاسپورت ما البته تاخیر تقریبا 15 دقیقه ای برای پرواز به همراه داشت! جالبه در ورود به محدوده شنگن همچنین بررسی صورت نگرفت !!!

25.jpg

25- داخل هواپیمای ایرآسیا

 سوار هواپیما شدیم که باران شدیدی گرفت و در نهایت به سمت کامبوج پرواز کردیم. پرواز ایرآسیا جزو پروازهای ارزان منطقه شرق آسیاست که تا سال گذشته هم به تهران پرواز داشت که لغو شد. پذیرایی، بار و حتی صندلی مجانی نیست و در ازای هر کدام باید پول پرداخت شود. ما یک چمدان 20 کیلویی گرفتیم به همراه دو صندلی که کنار هم بشینیم چون اگر صندلی را رزرو نکنید احتمالا صندلی های پراکنده نصیبتان شود. (کلیه هزینه ها در انتهای سفرنامه نوشته شده است)

26.jpg

26-  کوالالامپور بارانی

 27.jpg

27-  آسمان کامبوج

بعد از  گذشت 2 ساعت تقریبا ساعت 1 بعد از ظهر به وقت محلی به پنوم پن رسیدیم ، آسمان آبی و خانه هایی با شیروانی های قرمز و رود مکونگ که از دور و زیر نور آفتاب میدرخشید؛ همه و همه ما را برای دیدن مقصدی جدید و متفاوت هیجان زده میکرد.

28.jpg

28- شهر پنوم پن

قسمت چک پاسپورت و ورود به کامبوج دو قسمت بود یکی مخصوص کسانی که ویزای آنلاین گرفته بودند و دیگری کسانی که ویزای در بدو ورود میخواستند و البته ما که مشمول هیچ کدام از این دو تا نبودیم ظاهرا!!! ابتدا باید فرم ورود را بگیرید و پرکنید و ماموری که فرم ورود میداد با دیدن پاسپورت ایرانی ما طبق معمول وحشت زده پرسید اینجا چی کار دارید ؟!!!!! و در ادامه کلیه مدارک ما را چک کرد من جمله بلیط برگشت، بلیط اتوبوس بین شهری و البته پرسید چقدر پول همراه دارید!!!! (چند سال قبل زمان خروج از شانگهای به سمت کوالالامپور کارمند هواپیمای ایرآسیا که میخواست کارت پروازمان را بدهد طبق معمول شروع به زیر و رو کردن پاسپورت ما و تلفن به چند نفر کرد که من گفتم ایرانی ها برای ورود به مالزی ویزا نمیخواهند! که ایشان پرسید چقدر پول همراه دارید؟!!! همسرم هم خیلی شیک گفت به شما مربوط نیست :-)  و خانم مسئول بدون حرف اضافه کارت پرواز را داد!!!!! )

در بدو ورود به حوزه شینگن، شش ماه پیش، به جز خوش آمدید هیچ حرفی بین ما و مامور مربوطه رد و بدل نشد و این همه سختگیری برای کامبوج واقعا برایمان تعجب آور بود البته بعدا فهمیدیم که یک سری کمپ پناهجویان استرالیا در کامبوج قرار دارد و شاید این مسائل به کمپ ها بی ارتباط نباشد. خلاصه طرف مربوطه قانع شد که ما توریست هستیم گویا و زحمت کشیدند فرم را دادند که پر کنیم. همان جوری که قبلتر توضیح دادم شما ویزای آنلاین را دو سری کپی میکنید و یکی را در بدو ورود و دیگری را در زمان خروج از شما میگیرند. (این مسئله در خود ویزایی که برایتان ایمیل میشود توضیح داده شده) فرم هم دو قسمت ورودی و خروجی داره که در نگهداریش دقت بفرمایید در زمان ورود و خروج قسمت مربوطه را میگیرند.

در صف چک پاسپورت ایستادیم، این مرتبه نیز مامور مربوطه با تعجب پاسپورت ما را زیر و رو کرد و تلفن را برداشت. از مکالماتش فقط اسم ایران را میشنیدیم!!! آماده بودیم دوباره همه مدارک را چک کنند و خستگی ما رو چند برابر. که مامور اولی که به ما فرم داده بود از دور به همکارش اشاره زد که اینا اوکی هستند و بالاخره بعد از گذر از هفتخوان رستم مهر ورود به کشور کامبوج در پاسپورت ما زده شد و رسماً به کامبوج وارد شدیم.

rVf5LlZFNN6fhWC6kZIGHegMxviCfgYqYFlBjF8s.jpeg

29- فرودگاه پنوم پن

برای تهیه سیم کارت و گرفتن تاکسی یا اتوبوس باید از محوطه فرودگاه خارج شوید. قبل از سفر در مورد تمام مسائل مربوط به این مسافرت کامل تحقیق کردم که همه را در سفرنامه ذکر میکنم امیدوارم برای مسافران کامبوج کمکی هر چند کوچک باشد. اپراتورهای سیم کارت متفاوت و متنوع هست ولی بهترین و با کیفیت ترین سیم کارت Metfone است. روبروی خروجی اصلی سالن فرودگاه مغازه فروش آن مستقر هست. سیم کارت برای یک هفته به قیمت 5 دلار با اینترنت نامحدود خریدیم و همانجا فروشنده راه اندازی و تست کرد.

30.jpg

30- محوطه بیرونی فرودگاه

 همانطوری که ابتدائاً توضیح دادم همه جا قیمت ها را شما به دلار میبینید و همه مبادلات با دلار انجام شده و از ریل به عنوان پول خرد استفاده میشود. با این حال ما در فرودگاه کمی پول را چنج کردیم (برای توک توک و ریکشا ، ریل به درد میخورد) همانجا هم میتوانید برای رفتن به هتل، توک توک بگیرید. اگر در مرکز شهر باشید قیمت حدود 8 دلار است. ما با کلی چانه زنی 7 دلار دادیم و سوار توک توک شدیم.

31.jpg

31- به سمت توک توک ها

پنوم پن Phnom Penh

پایتخت شلوغ یک و نیم میلیون نفری کشور کامبوج که در کنار رودخانه های مکونگ و تونل ساپ (Mekong & Tonle Sap) قرار دارد. این شهر در زمان استعمار فرانسوی ها تبدیل به پایتخت شده و پیشتر در زمان امپراتوری خمر نیز مورد استفاده بوده است. شهر شلوغ با رستوران های متعدد، کافه های زیبا و خیابان های پر جنب و جوشی که همه روزه بیشتر میزبان توریست ها میشود و کم کم به عنوان مقصد گردشگری رونق میگیرد. البته تاریخ دردناک این شهر که با وجود موزه ها و زندان های به جا مانده هرگز فراموش نمیشود...

32.jpg

32- خروجی فرودگاه

پنوم پن شبیه به بانکوک و یا هوشی مین بود همان جور زنده و پر جنب و جوش. برای انتخاب هتل قطعا مرکز شهر را انتخاب کنید که نزدیک به رودخانه، بازارهای شبانه، خیابان های شلوغ و البته رستوران های عالی باشد. همانند دیگر شهرهای جنوب شرقی آسیا باید مراقب موبایل و دوربین و کیفتان باشید که ممکن است جیب برها در کمین نشسته باشند.

33.jpg

33- شهر پنوم پن

 ما هتل Essence را انتخاب کرده بودیم لازم به ذکر است فاصله هتل تا کنار رودخانه با ریکشا تقریبا 0/75سنت الی 1 دلار میشد که گرمای هوای پنوم پن ما را تشویق به استفاده از ریکشا میکرد. هتل امتیاز 8.2 از 10 را در سایت بوکینگ دارد و چهار ستاره است. دارای استخر، باشگاه ورزشی و رستوران در طبقه بالای هتل میباشد.

34.jpg

34- ورودی هتل

 35.jpg

35-  لابی هتل

 36.jpg

36-  لابی هتل

 قیمت هر شب اتاق دبل برای دونفر با صبحانه در ماه سپتامبر(2018) شبی 36 دلار بود. ساعت نزدیک 3 بعداز ظهر بود که به هتل رسیدیم و بعد از پذیرایی با آب میوه خنک، اتاقمان را تحویل گرفتیم. اتاق تمیز و مناسبی بود بعد از استراحتی مختصر برای کشف شهر بیرون رفتیم.

37.jpg

37- اتاق هتل

 38.jpg

38- اتاق هتل

39.jpg 39- امکانات رایگان اتاق

40.jpg

40- سرویس بهداشتی

41.jpg

41- حمام

42.jpg

42- قاب های روی دیوار

 43.jpg

43-  کبوتر کنار پنجره

44.jpg 44- منظره شهر از پنجره اتاق

در تحقیقی که قبل از سفر داشتم میدانستم که باید مراقب توک توک ها بود چرا که برای هر مسیر بعضا نرخی دو یا سه برابر آنچه معمول هست از توریست ها میگیرند. بهترین و مطمئنترین راه استفاده از نرم افزارهای تاکسی است که با توجه به نیازتان نوع وسیله نقلیه را هم میتوانید تعیین کنید. ریکشاها ارزانترین نوع هستند و گنجایش سه نفر رادارند. بهترین نرم افزار برای درخواست تاکسی آنلاین نرم افزار PassApp میباشد بعد از آن نرم افزار Grab (نرخ هایش کمی گرانتر از اولی است)در رتبه دوم قرار دارد(برای روز مبادا). خیلی سریع هم ریکشا شما میرسد. نرخ ریکشا برای تردد در محدوده مرکز شهر حدود یک دلار (چهار هزار ریل) است. برای مسیرهای کمی دورتر تا دو دلار تقریبا هزینه ریکشا است. با تغییر نوع وسیله نقلیه مثلا به توک توک خمری یا ماشین سواری نرخ ها بالاتر میرود.

اولین مسیر رستوران معروفی بود که قبلا پیدا کرده بودیم و غذای کامبوجی با نودل خانگی تازه داشت. قبل از سفر در مورد بهترین و البته ارزانترین رستورانها در شهرهایی که اقامت داشتیم تحقیق زیادی کردم مخصوصا آن دسته که غذاهایشان با ذائقه ما  مطابقت داشته باشد؛ لیست اسامی انواع غذاها و نیز رستوران ها را در انتهای این بخش نوشته ام که میتوانید در سفر به کامبوج از آن استفاده کنید. به نظر من سفر به یک کشور بدون امتحان کردن غذاهای محلی آن کشور کامل نمیشود. غذاهای کامبوجی نه تندی و ادویه های زیاد تایلندی را دارد نه طعم و مزه غذاهای ویتنامی را. غذاهای خمری سبک خاص خود را داردکه البته خوشمزه و دوست داشتنی است. همانند تایلند بعضا فروشندگان حشرات سرخ شده را در بعضی خیابان ها میبینید و البته یکی دو رستورانی که سرو میکند ولی غذاهای اصلی آن ها این موارد را در بر نمیگیرد. بیشتر غذاهای معروفشان سبک خورشتی است که همراه با برنج سرو شده و در طبخ غذاها از مرغ و ماهی بیشتر استفاده میشود. قیمت هر پرس غذای کامبوجی در رستوران برای هر نفر بین 2/5 تا 3/5 دلار است که این مبلغ برای غذاهای خیابانی و بازارهای شبانه کمتر میباشد. کامبوج یکی از کشورهای ارزان برای توریستهاست ولی متاسفانه با وضعیت نرخ دلار در کشور ما همین مبلغ های بسیار اندک هم برای ما چشمگیر است !

45.jpg

45- محوطه رستوران

46.jpg

46-  آماده سازی نودل

47.jpg

47-  نودل سبزیجات

48.jpg

48- سوپ نودل

بعد از غذا پیاده به سمت رودخانه رفتیم. یکی از جاهایی که همیشه میتوانید برای قدم زدن و استفاده از فضای پر جنب و جوشش استفاده کنید و یا حتی در کنار رودخانه بنشینید و از موسیقی خمری که در حال پخش است لذت ببرید. این قسمت به ریور ساید معروف است (river side) و برای قدم زدن تقریبا از جلوی کاخ پادشاهی تا نزدیک بازار شبانه پنوم پن ادامه دارد.

49.jpg

49- محوطه اطراف ریور ساید

50.jpg

50- محوطه اطراف ریور ساید

51.jpg

51- ریور ساید ابتدای شب

میتوانید با قایق های فری با پرداخت مبلغ اندک به آنسوی رودخانه مکونگ بروید یا میتوانید از اسکله در انتهای ریور ساید ، گشت روی رودخانه در کشتی همراه با غذا را خریداری کنید. ما البته فقط از رودخانه و فضای اطراف لذت بردیم و از گشت کشتی ها استفاده نکردیم. مقابل ریور ساید در آن سوی خیابان رستوران های فراوانی وجود دارد که با قیمت های مناسب آماده پذیرایی از توریست ها هستند. سوپر مارکت ها هم در این راسته به تعداد زیادی وجود دارد و تمامی قیمت ها به دلار است به طور مثال قیمت بطری آب 1 لیتری 0/6 دلار بود. با وجود نرخ بالای دلار در ایران که هر روز هم تغییر میکرد، اتیکت های قیمت دلاری لرزه بر اندام ما می انداخت!!!!

52.jpg

52-  کشتی های کروز بر روی رودخانه

53.jpg

53- محدوده کنار رودخانه

54.jpg

54- میدان در انتهای ریور ساید

در امتداد رودخانه در نهایت به بازار شبانه پنوم پن رسیدیم. بازاری پر جنب و جوش که از غذا گرفته تا لباس و کیف و کفش در آن میتوانید خریداری کنید.(البته با در نظر گرفتن همان داستان نرخ نجومی دلار !) وسط بازار سکوی بزرگی قرار دارد که شب ها موسیقی زنده اجرا میگردد.

bv6cQ3jOaHfAEUlgf5kKy5jyxVvsF4O860S7EijQ.jpeg

55- ورودی بازار شبانه پنوم پن

56.jpg

56-قسمت اجرای موسیقی زنده

57.jpg

57-بازار شبانه

قسمت انتهایی بازار فضای باز است که با زیراندازهای زیادی فرش شده و توریست ها و یا مردم محلی با خرید غذا یا میوه و دسر های مختلف از دکه های اطراف ، کفش ها را در آورده و روی زیراندازها به تناول مشغول میشوند. برای اطلاع از قیمت ها چند مورد را ذکر میکنم: آب میوه یک دلار، بستنی های نارگیلی معروف یک و نیم دلار، هر سیخ مرغ یا کوفته گوشتی نیم دلار، ماهی و سبزیجات هر سیخ 0/25 دلار، نودل یا برنج یا سوپ همراه با گوشت یا مرغ هر پرس یک و نیم دلار.

58.jpg

58- غرفه های فروش غذا

59.jpg

59- بستنی نارگیلی داخل نارگیل

60.jpg

60-غرفه فروش غذاهای دریایی

61.jpg

61-غرفه فروش غذا

62.jpg

62-  قسمت فروش آب میوه های تازه

63.jpg

63-  دسرهای کامبوجی

گشت و گذار در پایتخت

روز اول را با صبحانه مفصل در هتل شروع کردیم. صبحانه هتل بسیار متنوع و متشکل از انواع غذاهای سرد و گرم(محلی و بین المللی) ، انواع مربا، مارمالاد، عسل، شکلات، یک نوع تخم مرغ انتخابی(نیمرو یا املت و ...)، انواع میوه ها، نان، کیک و شیرینی همراه با چای و قهوه بود.

64.jpg

64-  گل های روی آب؛ تزیینات راهروهای هتل

65.jpg

65- صبحانه هتل

66.jpg

66- صبحانه هتل

67.jpg

67- صبحانه هتل

68.jpg

68- صبحانه هتل

69.jpg

69-صبحانه هتل

70.jpg

70- صبحانه هتل

71.jpg

71- استخر واقع در طبقه بالای هتل

72.jpg

72- نمای شهر پنوم پن از طبقه بالای هتل

73.jpg

73- استخر

روز شلوغی در پیش داشتیم و برنامه مان فشرده بود. اولین مکان برای بازدید را دورترین مکان در نظر گرفتیم که تقریبا در 15 کیلومتری جنوب پنوم پن قرار داشت. این مکان مزارع کشتار (چونگ اک) The Killing Fields (Cheoung Ek Genocidal Center) نام دارد که در صدر فهرست مکانهای انتخابی گردشگران در سایت معروف تریپ ادوایزر و دیگر منابع گردشگری است.

74.jpg

74- ابتدای روز در شهر

75.jpg

75- نمایی از مزارع کشتار

زمانی که تصمیم به سفر به کامبوج میگیرید و شروع به تحقیق در رابطه با مکان های دیدنی این کشور زیبا میکنید جدای از موارد عادی، به دو دسته مکان برمیخورید. یکی معابد باشکوه که مشخصا کامبوج با آن ها معروف است و مهمترین سایت های باستان شناسی و یکی از بزرگترین آثار تاریخی، مذهبی جهان را در دل خود جای داده است و دیگری تاریخ دردناک این سرزمین است که لحظه لحظه غرق شدن در آن شما را تا عمق اندوه وحشتناکی پایین میبرد. سرنوشت دردناک مردمی که رنجدیده بودند و به گناه نداشته نابود شدند. شاید بازدید از این مکان ها قلب هر انسانی را به درد بیاورد ولی از تاریخ نمیشود چشم پوشی کرد و سرانجام آیندگان با تاریخ به قضاوت مینشینند.

76.jpg

76-  امید گره خورده بر درختی در مزارع کشتار...

این سفرنامه، سفرنامه تاریخی نیست ولی برای اینکه هر لحظه از آن برایتان معنا پیدا کند ناگزیر از توضیحات تاریخی اندک هستم امیدوارم نه تنها خسته کننده نباشد بلکه گوشه ای از فجایع تاریخی این کشور زیبا آشکار گردد. بدون توضیح اتفاقات؛ عکس یک پیراهن گل آلود بر روی زمین شاید هیچ معنایی نداشته باشد. اگر علاقمند بودید فیلمی هم که معرفی کردم را تماشا کنید تا با قسمتی از تاریخ کامبوج همراه با این فیلم احساسی آشنا شوید.

77.jpg

77- پیراهن هایی به جا مانده از جنایتی بزرگ

در ۱۷ آوریل ۱۹۷۵، غریو شادی پایتخت کامبوج را فراگرفت. "جنگجویان غیرنظامی جنگلی مائوئیست، پس از سال‌ها نبرد توانستند دولت ژنرال لون نول که توسط آمریکا پشتیبانی می‌شد را شکست دهند. بسیاری از مردم پنوم‌پن، در خیابان‌های شهر جمع شدند تا به امید صلح نظاره‌گر رژه سیاه‌پوشان خمرهای سرخ باشند. اندکی بعد، بلندگو‌ها به ساکنین شهر دستور دادند تا به سرعت شهر را ترک کرده و در روستا‌ها مستقر شوند. سربازان خمرهای سرخ خانواده‌ها را از منازلشان بیرون کشیده و حتی بیماران را در حالی که سرم بر دست داشتند از بیمارستان‌ها به بیرون راندند. در عرض یک هفته آخرین گروه از ساکنین شهر را ترک کرده و به همراه میلیون‌ها نفر قدم در جاده گرم و خاکی نهادند." (به نقل از : 40 سال پس از فاجعه خمرهای سرخ؛ داستان شهر خالی؛ جاستین درنان/ ترجمه: شیدا گماشچی) امیدِ صلح، نابود و مرگ و نیستی جای آن را گرفت. پنوم پن پس از آن برای سه سال و هشت ماه و ۲۰ روز آینده خالی از سکنه باقی ماند. طی این مدت خمرهای سرخ تمام جمعیت را در روستا‌ها جای دادند و ۱.۷ میلیون نفر به علت بیماری، گرسنگی، بیگاری، شکنجه و اعدام جان خود را از دست دادند. نسل‌کشی کامبوج با حمله ویتنام به کامبوج پایان یافت.

78.jpg

78- گوری دسته جمعی

79.jpg

79- یادبودی برای قربانیان روی یکی از درختان مزارع

برای گشت و گذار در شهر و بازدید از مکان های دیدنی اصلا نیازی به تور یا رزرو راننده و ... نمیباشد. به صرفه ترین راه گرفتن ریکشا یا توک توک با نرم افزار موبایل و رفتن به مکان مورد نظر است. اگر قبل از سفر پیشینه تاریخی و فرهنگی هر مکان هم به صورت خلاصه مطالعه کنید، برای درک و عمق بازدیدتان بسیار مفید خواهد بود. مزارع کشتار دورترین جایی بود که قرار بود برویم و هزینه ریکشا از جلوی هتل تا آنجا 5 دلار شد که انصافا فاصله زیادی بود و 40 دقیقه در مسیر بودیم البته تماشای زمین های کشاورزی اطراف ، بخش های پرآب و سرسبزی راه خالی از لطف نبود. به این فکر میکردیم که آن زمان مردم بیچاره را همراه کودکان مجبور کرده بودند تمام این مسیر را از شهر پیاده طی کنند و در نهایت با پای خودشان به قتلگاه بروند.

80.jpg

80- در مسیر به سمت مزارع کشتار

81.jpg

81- زمین های اطراف شهر پنوم پن

82.jpg

82- به سمت مزارع

83.jpg

83- خارج از شهر

مزارع کشتار؛ گور دسته جمعی قربانیان بیگناهی بود که بین سالهای 1975 و 1979 کشته شدند. صدها هزار نفر از مردم کامبوج که در مزارع مرگ با دست خودشان قبرهای دسته جمعی شان را کندند و سپس سربازان پُل پوت آن‌ها را با اشیاء فلزی، پتک و چکش می‌زدند تا بمیرند یا گاهی نیز همان‌طور زنده زنده بر روی آن‌ها خاک می‌ریختند. در این محل هزاران غیرنظامی کشته و در گورهای دسته جمعی دفن شدند.

84.jpg

84- یکی از گورهای جمعی

با رسیدن به مزارع، به سمت دکه فروش بلیط که نفری 6 دلار بود رفتیم. هر بلیط همراه با یک راهنمای صوتی بود که روی بلیط حساب شده بود و همینطور نقشه ای که مسیر و شماره پلی لیست راهنما بر روی آن مشخص شده بود. مسئولش از ما پرسید که کجایی هستید ظاهرًا اصلا نمی دانست ایران کجاست و گیج شد که کدوم راهنمای صوتی را باید به ما بدهد. برای ورود به این مکان، لباس پوشیده اجباری نیست ولی هوا خیلی گرم و شرجی است و بهتر است لباس راحت و خنک و کفش مناسب بپوشید و آب هم همراهتان ببرید البته دکه های فروش آب و میوه و خوراکی در قسمت ورودی وجود دارد.

85.jpg

85- بلیط

86.jpg

86-  قسمت ورودی مزارع

87.jpg

87- قسمت موزه

مزارع؛ مکان وسیع و سرسبزی بود که پر از درخت های زیبا و محیطی دلباز بود و یک معبد بودایی کوچک ولی با ارتفاع زیاد در وسط آنجا؛ خودنمایی میکرد. باور اینکه اینجا کشتارگاه انسانی بوده برایمان باور پذیر نبود. راهنما را در گوشمان گذاشتیم و روشنش کردیم. راهنمای صوتی صدای مردی بود که زمان بچگی همراه با خانواده اش به این مکان آورده شده بوده و در زمان کشتار، تمام خانواده اش را از دست داده بود.درست مثل خیلی بچه های دیگر و مثل دختر کوچولوی فیلم. راهنمای صوتی، هر قسمت را شمرده و آرام توضیح میداد و هر لحظه ما را بیشتر در داستان غمناک زندگی اش غرق میکرد.

88.jpg

88- مزارع کشتار، زیبا اما غم انگیز

89.jpg

89- معبد در مرکز مجموعه

90.jpg

90- نمایی ابتدای ورودی مزارع

آنجا هر درختی حتی؛ داستانی داشت. یا از آن به عنوان شکنجه گاه استفاده کرده بودند یا تیرک اعدام بود یا جنازه ها را در پای خود جای داده بوده علاوه بر اینکه هر کدام را میشد در راهنمای صوتی شنید؛ به صورت نقاشی هم جلوی هر مکان کشیده شده بود و همچنین به انگلیسی توضیحات مربوطه بر تابلو زده شده بود که بازدید را آسان میکرد. فاجعه کاملا قابل لمس بود.

91.jpg

91- تابلوهای راهنما

92.jpg

92- تابلوهای راهنما

93.jpg

93- درختان ...

در محوطه آنجا و همان ابتدا موزه قرار داشت که باید کفش ها را درآورده و وارد میشدیم. موزه پر شده با مدارک قربانیان؛ عکس های وحشتناک از استخوان های آن ها و همچنین لباس های ارتش خمر سرخ و آلات و ادوات شکنجه آنها بود.

94.jpg

94-پرچم کامبوج، افراشته

95.jpg

95-موزه

96.jpg

96-  قسمت داخلی موزه

97.jpg

97- عکس قربانیان

98.jpg

98- لباسهای خمرهای سرخ

99.jpg

99- عکس هایی از فاجعه، در قسمت موزه مجموعه

100.jpg

100- عکس هایی از فاجعه

101.jpg

101- عکس هایی از فاجعه

102.jpg

102- عکس هایی از فاجعه

103.jpg

103- عکس هایی از فاجعه

104.jpg

104- آلات و ادوات شکنجه

105.jpg

105- بیرون از موزه

در محوطه مزارع چاله های مستطیلی بود که با چوب های کوتاه دور تا دورش پوشیده شده بود و زمین آن خاکی بود. روی چوب ها انواع دستبند و پارچه های رنگی به نشانه همدردی با قربانیان بسته شده بود. مساحت زیادی نداشت ولی وقتی تابلو کنارش را میخواندی شگفت زده میشدی که این جای به این کوچکی گور جمعی مثلا 450 نفر بوده !!! و جنازه ها را در آن ها روی هم تلنبار میکردند. استخوان های انسانی هنوز در آنجا قرار دارند...

106.jpg

106- یکی از گورهای جمعی

107.jpg

107-گوری جمعی برای 100 زن و کودک!

108.jpg

108- گور 166 قربانی بدون سر

دائم دخترکوچولوی آن فیلم جلوی چشمم رژه میرفت. یه قسمت راهنما میگفت: بچه ها را اسیر کرده بودند و اعدام میکردند؛ به کدامین گناه؟ واقعا به کدامین گناه بچه ای که چیزی از دین یا حتی سیاست نمی داند باید قربانی شود؟ در زمانی که باید با همسالان و دوستانش بازی کند؛ باید لباس های سیاه فرم خمرها را میپوشیده و قتل عام خانواده اش را میدیده؟ و حتی شکنجه میشده؟

109.jpg

109- در مزارع کشتار

110.jpg

110- مزارع

111.jpg

111- مزارع

یک برکه بزرگ در وسط مزارع قرار داشت و در پشت آنجا دریاچه وسیعی بود که با حصار و سیم خاردار از محیط مزارع جدا میشد. از نظر زیبایی محوطه بسیار قشنگی بود.

112.jpg

112- برکه میانی مزارع

113.jpg

113-برکه

114.jpg

114- دریاچه پشت مجموعه

115.jpg

115- دریاچه

116.jpg

116- زیبا اما غم انگیز

117.jpg

117- برکه میانی از نمایی دیگر

قسمت هایی از زمین بود که لباسی از آن بیرون زده بود و یا گوشه ای از پارچه ای گل آلود را در آن میشد دید. همه آثار قربانیان بود که به همان شکل دست نخورده حفظ شده بود تا شاید روزی که طبیعت آن را تجزیه کند و محو شود.

118.jpg

118- لباس قربانیان مدفون در زیر خاک

119.jpg

119-لباسهای قربانیان

120.jpg

120- محفظه ای برای نمایش لباس ها

121.jpg

121- به یاد قربانیان

همچنین بخش هایی شیشه ای درست کرده بودند و تعدادی استخوان باقیمانده قربانیان را در آن قرار داده بودند.

122.jpg

122- محفظه شیشه ای استخوان ها

123.jpg

123- محفظه شیشه ای

در نهایت بازدید به معبد بودایی بلندی رسیدیم که از لحظه ورود در مرکز مزارع خودنمایی میکرد. داخل معبد به همان ارتفاع بلند، فضای شیشه ای قرار دارد و از کف آنجا تا جایی که دیگر دیده نمیشود؛ تا بالاترین نقطه؛ با بیش از 8000 جمجمه قربانیان پر شده است.

124.jpg

124- معبد مرتفع

125.jpg

125- جمجمه قربانیان

126.jpg

126- آثار قربانیان

127.jpg

127- فضای شیشه ای مملو از قربانیان

 تاریخِ اندوه بار، با صدای موسیقی ملایم شرقی و بوی عودها و گل هایی که به نشانه احترام به قربانیان در ورودی قرار داده شده است؛ در هم میپیچد و آخرین تضاد از مزارع زیبا و زشت را برایمان تبدیل به تصویر آخر از آنجا میکند.

128.jpg

128- جوانه امید

129.jpg

129- آخرین تصویر

توقف بعدی زندان اس21؛ با همان مبلغ رفت (5 دلار) با توک توک به سمت محل زندان رفتیم که داخل شهر بود. بلیط ورودی به مبلغ نفری 5 دلار فروخته میشد. بلیط خریدیم و وارد شدیم. هوا به شدت گرم بود.

130.jpg

130- سوار بر توک توک

131.jpg

131- قسمت ورودی

132.jpg

132- بلیط 

مهم‌ترین بنای تاریخی پول پوتیسم، مدرسه بزرگی است در قلب پنوم پن که در سال‌های سلطه خمر سرخ به یک شکنجه‌گاه مخوف و بزرگ با نام توئول اسلنگ یا اس ۲۱ بدل شد. مدرسه بزرگی بود که با این فکر که جایگاه آموزشی تبدیل به شکنجه گاه شده بوده تضاد عجیبی ایجاد میکرد.

133.jpg

133- یکی از ساختمان های مدرسه

134.jpg

134- درختان مدرسه

135.jpg

135- عبادتگاهی کوچک

136.jpg

136- نمایی دیگر

مدرسه دارای چند ساختمان مجزا بوده که ظاهرا به دلیل مساحت زیادش مورد توجه برای تبدیل به زندان قرار گرفته بود. در وسط حیاط نام قربانیان بر روی سنگ های زیادی که در اطراف قرار داده بودند، حک شده بود. در این زندان حدود بیست هزار نفر زن، مرد و کودک بازجویی، شکنجه و اعدام شدند.

137.jpg

137- مرکز حیاط مدرسه/ اسامی قربانیان

بعد از ورودی و در گوشه ای از حیاط یکی از نجات یافتگان این فاجعه انسانی را دیدیم که ظاهرا خاطرات و وقایع آن روزها و همینطور نجاتش را در قالب کتابی نوشته و به فروش میرساند.

138.jpg

138- نجات یافته

وارد یکی از ساختمان های مدرسه شدیم. اولین ساختمان مملو از عکس قربانیان بود. به همراه نقاشی هایی از فاجعه آن زمان و همینطور تعدادی جمجمه. غم انگیز زمانی بود که در کنار عکس زنان و مردان زندانی؛ عکس کودکان بیگناهی را میدیدیم که به عنوان زندانی شماره گذاری شده و با چشمانی سرشار از ترس، به دوربین نگاه کرده و عکسشان ثبت شده بود.

139.jpg

139- داخل یکی از ساختمان ها

140.jpg

140- فضای داخل

141.jpg

141- فضای داخل

142.jpg

142- عکس های قربانیان

143.jpg

143- عکسی از کودک بیگناهِ قربانی

اتاقهایی که به عنوان شکنجه گاه و مکانی برای نگهداری زندانیان استفاده میشد، به همان شکل باقی مانده بود. میشد باقیمانده خون را بر کف آن و نیز آثار بدن زندانیان را بر گوشه کنار و مخصوصا قسمت پایینی دیوار اتاقها دید.

144.jpg

144- اتاق های نگهداری زندانیان

145.jpg

145- اتاق های نگهداری زندانیان

146.jpg

146-بیرون اتاق ها

147.jpg

147- نمایی از بیرون اتاق نگهداری زندانیان

به ساختمان دیگری رفتیم. اینجا قسمت زندان ها بود. هر اتاق به سلولهای کوچک زیادی تقسیم شده بود که به زحمت حتی یک نفر در آن جا میشده. سلول ها حکایت از آن داشت که زندانبانان با عجله آجر و ماله را روی هم قرار داده بودند که آنها را آماده کنند. در کف هر سلول زنجیری به زمین وصل شده بود که باعث میشده زندانی در همان فضای کوچک هم نتواند کوچکترین حرکتی کند.

148.jpg

148- مدرسه ای با سیمهای خاردار!

149.jpg

149- کلاسهای درس پیچیده در سیمهای خاردار!

150.jpg

150- بیرون سلول ها

151.jpg

151- داخل یکی از سلول ها

152.jpg

152- پنجره سلول

153.jpg

153- نمایی دیگر از بیرون سلول ها

154.jpg

154- راهروهای مدرسه، کلاس های درس

155.jpg

155- راهروها

بعضی سلول ها پنجره داشت. شاید برای زندانی، یک پنجره، کورسوی امیدی بوده... وقتی که تنها دلخوشی اش دیدن نور خورشید و آسمان آبی پنوم پن و یا حتی شنیدن آواز پرندگان سرمست بی خبر از همه جا بوده. سخت بود که بتوان باور کرد زمانی آنجا کلاس درس بوده و دانش آموزان در آن اتاق ها علم می آموختند. ولی تخته سیاه روی دیوار باز هم این تضاد را به نمایش درآورده بود. تخته ای که معلوم نبود رویش تکالیف درسی فردای دانش آموزان را نوشته بوده یا اسم قربانیان بیگناه را.

156.jpg

156- آن سوی سیم ها

157.jpg

157- آن سوی سیم ها

158.jpg

158- تخته سیاه

159.jpg

159- یکی از اتاق های شکنجه

و در نهایت این سیم های خاردار بود که سلول ها و اتاق های شکنجه را از مدرسه ای شاد و فضای زیبا و سرسبز آن جدا میکرد.

160.jpg

160-تصویر آخر

این دو بازدید تا ساعتی از بعد از ظهر طول کشید و گرمای هوا ما را به سمت استراحت در هتل ترغیب میکرد. توجه داشته باشید هر دو موزه اس 21 و مزارع کشتار با اینکه بخشی از تاریخ کامبوج است که هرگز فراموش نمیشود؛ ولی ممکن است برای برخی ناراحت کننده باشند و برای کودکان که به راحتی شوکه می شوند، مناسب نیستند.

بعد از استراحت و برای تغییر فضای تاریخی فاجعه بار ذهنمان بهترین راه رفتن به کنار رودخانه بود. جایی که همیشه شلوغ و پر جنب و جوش است و مردمی که بعد از سختی های بسیار اکنون با آرامش زندگی میکنند. برای غذا رستوران هندی را انتخاب کردیم و سینی خوراک های مرغ. یک سینی برای دو نفر ما کافی بود و هزینه غذا 9 دلار شد.

161.jpg

161- مسیر ریور ساید

162.jpg

162- فضای رستوران هندی

163.jpg

163- سینی خوراک مرغ هندی

و بعد از غذا نشستن کنار رودخانه و تماشای غروب آفتاب و شهری که همواره شلوغ بود.

164.jpg

164- رودخانه

165.jpg

165- کشتی کروز بر روی رودخانه

166.jpg

166- نمایی از رودخانه زمان غروب آفتاب

167.jpg

167-خیابان مقابل رودخانه

168.jpg

168- کنار رودخانه

169.jpg

169-ریور ساید

در مسیر ریور ساید یک معبد دیدیم که وارد شدیم و از فضای پر از آرامش آنجا استفاده کردیم. ورود رایگان بود و البته جز ما هم هیچ کس آنجا نبود. در پنوم پن از این معابد زیاد میبینید و میتوانید به رایگان به بازدید از آن ها بپردازید.

170.jpg

170- نمای معبد از خیابان

171.jpg

171- ساختمان معبد

172.jpg

172- پرستشگاه داخل معبد

173.jpg

173- درب ورودی

174.jpg

174- نمایی دیگر

در نهایت جنب و جوش بازار شبانه بود که روز شلوغ ما را به انتها رساند.

175.jpg

175-بازار شبانه

176.jpg

176- شلوغی بازار

177.jpg

177- زیراندازهایی برای استراحت و خوردن غذا

178.jpg

178- نارگیل ها

179.jpg

179- غرفه های فروش غذا

180.jpg

180-غرفه های فروش غذا