Close

سفر به دلفین بزرگ خلیج فارس (جزیره قشم)

4
از 13 رای
سفر به دلفین بزرگ خلیج فارس (جزیره قشم) + تصاویر دیگر قسمت ها

سفر به دلفین بزرگ خلیج فارس (جزیره قشم) و جزیره هرمز

                 

  "تمام قایقها در حال گشت زنی در آبهای جنوب جزیره هنگام هستن و تمام مسافرین اونها نیز بی صبرانه در انتظار تماشای دلفین های زیبای جزیره هنگام! همه با دقت و  اشتیاق فراوان چشم به آب های نیلگون خلیج فارس دوختن تا شاید بالاخره شانس دیدن دلفین های زیبا نصیب اونها بشه. به مجرد دیدن تکانی در آب، یکی فریاد میزنه اومدن، اونجان و همه به سرعت به اون سمت خیره میشن، اما خبری از دلفین ها   نیست و گاهی هم بعضی از روی شیطنت، آدرس غلط به بقیه میدن و با سر کار گذاشتن دیگران کلی میخندن! اما............ بالاخره در گروه های چند نفره سر و کله دلفین ها پیدا میشه و همه رو به وجد میاره!"

 

مدتها بود که با دیدن تصاویر مربوط به کوه ها و تنگه های بسیار جالب و مریخی جزیره قشم مشتاق سفر به این جزیره دیدنی و منحصر به فرد شده بودم تا اینکه سریال "به رنگ خاک" (که نه تنها جزیره قشم، بلکه جزایر هرمز، هنگام و لارک رو هم نشون میداد) در پائیز سال 98 در شبکه یک سیما به نمایش دراومد و علاقه منو برای سفر به این جزیره دو چندان کرد!

به همین دلیل در بهمن ماه همین سال بطور جدی به فکر سفر به این جزیره افتادم چرا که از نظر دمای هوا، بهترین موقع برای سفر به این جزیره بود و از طرفی چون تا نوروز هم هنوز حدود یک ماهی باقی مونده بود، هم قیمت ها مناسب تر بودن و هم ازدحام کمتری در مقصد وجود داشت و وقتی موضوع رو با خانومم در میون گذاشتم، او هم از این موضوع استقبال کرد و بنابراین شروع کردم به گشتن دنبال یک تور مناسب از نظر محل و کیفیت هتل، ساعات رفت و برگشت، قیمت و همینطور روزهای اقامت و بعد از بررسی تعدادی از تورهای موجود برای جزیره قشم، موفق شدم یک تور مناسب به مدت 3 شب و 4 روز از تاریخ 26 الی 29 بهمن ماه پیدا کنم و بنابراین شروع کردیم به تهیه مقدمات سفر و بستن چمدونمون.

البته من هنوز اطلاعات کافی در مورد جزیره قشم نداشتم تا اینکه با دیدن "برنامه سفر 4 روزه به جزیره زیبای قشم"، نوشته خانم فاطمه فراهانی در سایت محترم لست سکند و خوندن اون، اطلاعات خوبی در مورد این جزیره و برنامه روزانه بازدید از اون بدست آوردم و بعد هم با کمی جستجو در اینترنت و پیدا کردن نقشه جزیره قشم و غیره اطلاعات خودم رو کاملتر کردم و در نهایت هم با بستن چمدونمون آماده سفر شدیم.

توری که من خریداری کرده بودم، یک تور سفارشی محسوب میشد چرا که ساعت رفت رو صبح انتخاب کرده بودم و ساعت برگشت رو شب تا وقت بیشتری برای گشت در جزیره داشته باشیم و به همین دلیل هم کمی گرونتر از اغلب تورهای موجود بود و علاوه بر اون من یک گشت یک روزه هم برای بازدید از برخی جاذبه های توریستی جزیره قشم از آژانس فوق خریداری کرده بودم تا برنامه بازدید اولین روز کاملمون در جزیره از قبل مشخص باشه و البته تور ما شامل ترانسفر فرودگاهی هم میشد.

پرواز رفت ما ساعت 11:20 از ترمینال 2 فرودگاه مهرآباد با شرکت قشم ایر بود و به همین دلیل هم ما طوری از منزل حرکت کردیم که حداکثر ساعت 10 فرودگاه باشیم و در فرودگاه هم به راحتی کانتر شرکت قشم ایر رو پیدا کردیم و بدون معطلی زیادی چک این کردیم و راهی سالن ترانزیت شدیم. در سالن ترانزیت هم بعد از حدود نیم ساعت انتظار، گیت مربوطه باز شد و ما تونستیم سوار هواپیما بشیم. هواپیمای ما یک هواپیمای جت 4 موتوره AVRO-RJ-100/85 نسبتا نو بود که خیلی هم خوب و راحت بود.

پرواز ما با نیم ساعت تاخیر در ساعت 11.50 انجام شد و بعد از حدود یک ساعت و 40 دقیقه پرواز و پذیرایی خوبی که در طول پرواز انجام شد، بالاخره در ساعت حدودا 13:30 هواپیمای ما در فرودگاه قشم به زمین نشست.

1.jpg

1- تصویر هوایی جزیره قشم از داخل هواپیما

2.jpg

2- سالن پروازهای ورودی فرودگاه قشم

بعد از خروج از هواپیما و کمی معطلی در فرودگاه برای گرفتن چمدان، در حدود ساعت 14:00 از فرودگاه خارج شدیم و گشتیم دنبال ترانسفر هتل که اونهم به راحتی پیدا شد و همراه با یک زوج دیگه که اونا هم در همون هتل ما اقامت داشتن راهی هتل شدیم. دمای هوای قشم در اون ساعت از روز حدود 24 درجه بود که یک هوای بهاری و بسیار مطبوعی است، در حالیکه دمای هوای تهران در اون موقع از سال بیش از 10 درجه نبود!

جزیره قشم که شبیه یک دلفین بزرگ هستش و در حساس ترین نقطه خلیج فارس یعنی درست در بالای تنگه هرمز و در مجاورت بندر عباس و جزایره هرمز، لارک و هنگام واقع شده، بزرگترین جزیره ایران و خلیج فارس و همینطور بزرگترین جزیره غیر مستقل جهان هستش و 2.5 برابر برخی از جزایر مستقل جهان مثل سنگاپور، بحرین و سن مارینو وسعت داره. طول این جزیره چیزی حدود 120 الی 130 کیلومتر (یعنی کمی کمتر از فاصله تهران تا قزوین) هستش و از چند بخش یا شهر کوچک تشکیل شده که عبارتند از قشم، درگهان و لافت بعلاوه چند شهر صنعتی و روستای کوچک و فرودگاه قشم هم تقریبا در اواسط طول جزیره قرار داره و تا شهر قشم که درست در منتهی الیه غرب جزیره واقع شده حدود یک ساعت راهه. جزیره قشم همچنین به دلیل پدیده های منحصر به فرد زمین شناسی که در اون قرار داره، اولین ژئوپارک خاورمیانه لقب گرفته و تحت حمایت یونسکو هم قرار داره. جمعیت این جزیره حدودا 41000 نفر هستش و اکثر اهالی اون هم از اهل تسنن هستن، اما یک اقلیت شیعه هم در اونجا زندگی میکنه.

3.jpg

3- نقشه گردشگری جزیره قشم

محل اقامت ما هتلی بود به نام رویال در خیابان فلسطین شهر قشم که به ساحل و قلعه پرتغالی ها بسیار نزدیک بود و یکی از علل انتخاب اونهم همین موضوع بود.

4.jpg 

4- نمای بیرونی هتل رویال قشم

5.jpg

5- ریسپشن هتل رویال قشم

 6.jpg

 6- اتاق خواب هتل رویال قشم

هتل ما هتل نسبتا خوب و راحتی بود و برخورد پرسنل هم بسیار دوستانه و محترمانه بود. ما بعد از پر کردن فرم پذیرش هتل، کلید اتاقمون که یک سوئیت دو اتاقه شامل یک اتاق خواب و یک اتاق نشیمن بود رو تحویل گرفتیم و با آسانسور راهی طبقه چهارم شدیم. قبل از انجام هر کاری، ما تصمیم گرفتیم که اول استراحت کوتاهی بکنیم تا خستگی راه رو از تن به در کنیم و بعد تصمیم بگیریم که بقیه روز رو چطور بگذرونیم. بعد از یک ساعت استراحت، چون نیمی از روز سپری شده بود و ما دیگه نمیتونستیم از گشت های جزیره استفاده کنیم تصمیم گرفتیم که اون روز رو به بازدید از مکان هائی بگذرونیم که در امتداد ساحل شمالی جزیره بودن و در برنامه هیچیک از گشت های جزیره هم بطور همزمان نمیگنجیدن! البته یک زنگ هم به مسئول هماهنگی گشتی که از تهران رزرو کرده بودیم زدیم و گفتیم که میخوایم گشتمون رو فردا انجام بدیم و قرار شد که ماشین گشت فردا ساعت 8 صبح بیاد هتل دنبالمون.

7.jpg

7- نقشه شهر قشم در منتهی الیه غرب جزیره قشم

این مکان ها عبارت بودن از قلعه پرتغالی ها و یکی از مراکز خرید زیبای شهر درگهان به نام نخل. بنابراین ساعت 4 از هتل زدیم بیرون و چون قلعه پرتغالی ها نزدیک هتل بود، پیاده و در امتداد ساحل راهی اونجا شدیم.

8.jpg 

8- بلوار ساحلی شمال جزیره قشم

ما بعد از حدود 10 دقیقه پیاده روی در امتداد ساحل رسیدیم به قلعه پرتغالی ها و با خرید بلیط 3000 تومنی اون وارد محوطه قلعه شدیم.

9.jpg 

9- نمای بیرونی قلعه پرتغالی ها

پرتغالی ها حدود صد سال در جزایر جنوبی ایران حضور داشتن اما در دوران صفویه، شاه عباس کبیر تصمیم میگیره اونارو از این جزایر بیرون کنه و برای این منظور هم امام قلی خان پسر الله وردی خان، سردار سپه خودش رو مامور انجام این کار میکنه. قلعه پرتغالی های قشم بعد از قلعه پرتغالی های جزیره هرمز ساخته شده و بسیار کوچکتر از اونهم هست و از اونجائی که نقش پشتیبان و تامین کننده آب شرب برای قلعه فرماندهی پرتغالی ها در جزیره هرمز رو بعهده داشته، امام قلی خان تصمیم میگیره اول اون رو فتح کنه تا راه رسیدن آب به قلعه فرماندهی رو سد کنه و بعد به فتح قلعه فرماندهی در جزیره هرمز بپردازه و بنابراین و در اولین قدم، او موفق میشه پس از نبرد کوتاهی قلعه اول یعنی قلعه پرتغالی های قشم رو فتح کنه.

10.jpg

10- درب ورودی قلعه پرتغالی ها

11.jpg 

11- ویترین آثار به جای مانده از زمان پرتغالی ها

12.jpg

12- ورودی اصلی قلعه پرتغالی ها

 13.jpg

13- محوطه داخلی قلعه پرتغالی ها

ما بعد از اتمام بازدید از قلعه پرتغالی ها، تصمیم گرفتیم با یک آژانس یا ماشین دربست به شهر درگهان بریم که پس از پرس و جو از متصدی فروش بلیط قلعه متوجه شدیم که اسنپ هم یک ماهی است که وارد جزیره قشم شده و بنابراین من با گوشی خودم درخواست یک اسنپ کردم که به فاصله کوتاهی هم یک ماشین اعلام آمادگی کرد و با هزینه ای به مراتب کمتر از ماشین دربست قرار شد که ما رو به شهر درگهان ببره.

راننده ماشین که مرد بسیار خوب و خونگرمی از اهالی شیراز بود و برای کار به جزیره قشم آومده بود و جزیره رو هم خیلی خوب میشناخت، در طول مسیر کلی با ما گپ زد و ما رو با جزیره قشم بیشتر آشنا کرد. او در بین صحبت هاش از ما پرسید که آیا از پارک کروکودیل ها بازدید کردیم یا نه که خوب ما هم گفتیم هنوز نه و اون پیشنهاد کرد که چون این پارک در بین راه قرار داره، اگر مایلیم با دریافت یک مبلغ اضافه مدتی اونجا توقف کنه تا ما اول از این پارک دیدن کنیم و بعد راهی درگهان بشیم و ما هم با اینکه نگران بودیم پس از این بازدید هوا دیگه تاریک میشه و ما در تاریکی هوا به درگهان میرسیم، اما چون قبلا تعریف این پارک رو شنیده بودیم، قبول کردیم و او هم جلوی درب ورودی پارک توقف کرد.

 14.jpg

14- درب ورودی پارک کروکودیل های نوپک جزیره قشم

پارک کروکودیل نوپک قشم که اولین و تنها مزرعه پرورش کروکودیل در خاورمیانه هست، اولین بار در سال 1389 به همت یک زوج جوان و پژوهشگر و با وارد کردن 8 کروکودیل پروسوس استرالیایی از مالزی راه اندازی شده و مجموعه ای که ما از اون بازدید کردیم در واقع طرح توسعه اون هست که در سال 1395 به بهره برداری رسیده و با در اختیار داشتن بیش از 100 کروکودیل، به تامین کروکودیل مورد نیاز حیات وحش ایران و کشورهای حوزه خلیج فارس میپردازه.

ما با پرداخت ورودی 20000 تومنی این پارک که کمی گران به نظر میرسید وارد اون شدیم و شروع کردیم به دنبال کردن مسیر بازدید. در این پارک نوزادان کروکودیل از زمان خارج شدن از تخم مورد نگهداری و مراقبت قرار میگیرند و در سنین مختلف بسته به سفارش مشتریان به فروش میرسند. کروکودیل ها بزرگترین خزندگان جهان هستند و بزرگترین نمونه اونها در این پارک، یک کروکودیل 26 ساله است به وزن 350 کیلوگرم و طول 4 متر!

15.jpg 

15- تخم های کروکودیل و یک نوزاد تاکسیدرمی شده اون

16.jpg 

16- یک کروکودیل بالغ تاکسیدرمی شده

17.jpg

17- کروکودیل های 3 ساله

18.jpg 

18- کروکودیل 26 ساله

البته در این پارک پستانداران و پرندگان دیگری هم پرورش داده شده و نگهداری میشن که برخی از اونها عبارتند از میمون، سوسمار، جوجه تیغی، بز، مار پیتون، لاک پشت، شتر مرغ آفریقائی، بلدر چین، طوطی، کرکس و طاووس.

19.jpg 

19- طاووس

بازدید از پارک کروکودیل ها تا ساعت 5:40 عصر طول کشید و موقعی که ما سوار ماشین شدیم برای حرکت به سمت درگهان، هوا دیگه داشت یواش یواش تاریک میشد و ما هم نگران از اینکه در تاریکی به درگهان خواهیم رسید. به هر حال ما در ساعت 6 عصر و در حالیکه هوا کاملا تاریک شده بود رسیدیم به شهر درگهان و یکراست رفتیم به مرکز خرید نخل. ضمنا هزینه اسنپ ما تا درگهان که حدودا 21 کیلومتر راه تا قشم بود 24000 تومن شد و راننده با انصاف هم تنها 10000 تومان اضافه برای توقف بیش از نیم ساعته جلوی پارک کروکودیل ها از ما گرفت.

20.jpg 

20- مرکز خرید نخل (عکس شخصی نیست)

 21.jpg

21- مرکز خرید نخل در شب

مرکز خریز نخل درگهان یکی از مراکز خرید بسیار زیبا و منحصر به فرد درگهان و بلکه جزیره قشم هستش. علت این امر هم اینه که بر خلاف اکثر مراکز خرید این جزیره و سایر نقاط کشور، اولا با معماری کاملا سنتی محلی شامل چند بادگیر زیبا ساخته شده و ثانیا تماما از جنس چوب هستش و از این حیث بسیار جالب و دیدنیه. ضمنا اکثر فروشگاه های این مرکز خرید متعلق به صنف پوشاک هستن و بیشتر اونها به عرضه پوشاک وارداتی از کشورهای حوزه خلیج فارس و خصوصا دوبی میپردازن و قیمت اونها هم بد نیست، اما تفاوت فاحشی هم با تهران نداره!

22.jpg 

22- یکی از راهروهای مرکز خرید نخل

23.jpg 

23- نمای چوبی سقف مرکز خرید نخل (عکس شخصی نیست)

24.jpg 

 24- ماکت مرکز خرید نخل

ما بعد از بازدید از مرکز خرید نخل و قدم زدن در راهروهای اون، از این مرکز خرید خارج شدیم و به قدم زدن در خیابان های اطراف که پر بود از مراکز خرید جورواجور پرداختیم و بعد هم چون خیلی گرسنه شده بودیم، گشتیم دنبال یک رستوران خوب که هم خستگی راه رو از تن به در کنیم و هم دلی از عزا دربیاریم!

این رو هم بگم که در اون موقع از سال جزیره قشم و شهرهای قشم و درگهان و غیره نسبتا خلوت بودن و خوشبختانه گردشگر زیادی در اونجا دیده نمیشد و قیمت ها هم بهتر بود و همه فروشنده ها در انتظار نوروز و فرا رسیدن سال نو بودن تا جزیره قشم پر بشه از گردشگر و اونها بتونن فروش خوبی داشته باشن!  به هر حال ما بعد از کمی پرس و جو، پیاده رفتیم به سمت رستوران گلدن فود (Golden Food) که در همون نزدیکی بود و مردم محلی خیلی ازش تعریف میکردن.

25.jpg 

25- رستوران گلدن فود

26.jpg 

26- رستوران گلدن فود

رستوران گلدن فود که به شکل یک قلعه قدیمی و بسیار زیبا ساخته شده، در واقع یک مجتمع رستورانی یا در واقع فود کورت بود که ساخت اون هنوز کامل نشده بود اما دو رستوران اون باز بودن و مشغول سرویس دهی به مشتریان. یکی از این رستوران ها غذای ایرانی عرضه میکرد و دیگری هم فست فود. ما چون هوس فست فود کرده بودیم، وارد رستوران دوم شدیم و سفارش یک پیتزا، یک همبرگر با سیب زمینی سرخ کرده بعلاوه سالاد و نوشابه دادیم و چون تعدادی از میزها رو توی حیاط مجموعه چیده بودن، جاتون خالی نشستیم توی حیاط که خیلی هم با صفا بود و موسیقی شادی هم در اونجا پخش میشد و خلاصه هم خستگیمون در شد و هم حسابی سیر شدیم و غذاش هم انصافا خوب بود. البته اینو هم بگم که قیمت های این رستوران بر خلاف تصور، تفاوت چندانی با قیمت های تهران نداشت و این غذایی که ما سفارش دادیم 72000 تومن برای ما آب خورد!

به هر حال بعد از صرف غذا برگشتیم سمت مرکز خرید نخل و از همونجا من دوباره یک اسنپ درخواست دادم تا ما رو برگردونه به هتلمون در شهر قشم و به فاصله کوتاهی هم یک ماشین به قیمت 28000 تومن پیدا شد و در حالیکه ساعت شده بود حدودا 9 شب، حرکت کردیم به سمت هتل. ما حدودا ساعت 9:45 رسیدیم به هتلمون و یکراست رفتیم بالا توی اتاقمون تا جاتون خالی یک چائی بخوریم و زودتر بخوابیم تا بتونیم فردا زودتر بیدار شیم و قبل از ساعت 8 صبحانه خورده آماده برای گشت فردا باشیم.

 

صبح روز دوم ما ساعت 6:30 بیدار شدیم و ساعت 7:15 رفتیم رستوران هتل برای صرف صبحانه. صبحانه هتل صبحانه نسبتا خوب و کاملی بود و شامل هر دو نوع غذای سرد و گرم میشد و خلاصه ما بعد از صرف صبحانه در ساعت 8 صبح آمدیم توی لابی هتل و منتظر موندیم تا ون گشت بیاد دنبالمون. بعد از حدود 10 دقیقه هم ون از راه رسید و بعد از چک کردن اسامی، ما رو سوار کرد و راه افتاد. ون گشت پر بود از مسافرین چند هتل و از جمله دو نفر از هتل خود ما که از قضا همون زوجی بودن که دیروز باهاشون از فرودگاه آمده بودیم هتل.

برنامه گشت امروز که گشت جنوبی جزیره بود، طبق اعلام آژانس مسافرتی عبارت بود از بازدید از غار خربس، دره ستارگان، جزیره ناز، روستای برکه خلف، شنای دلفین ها و جزیره هنگام که قیمتش بطور معمول 60.000 تومن برای دو نفر بود، اما چون ما اونو از آژانس خودمون خریدیم، اونو با 50% تخفیف 30.000 تومن با ما حساب کردن. به هر حال بعد از اینکه راه افتادیم و کمی از شهر خارج شدیم، تور لیدر ما که در ضمن راننده ون هم بود به ما گفت که هواشناسی اعلام کرده امروز و فردا دریا طوفانی و مواج هستش و بنابراین نمیتونیم بریم به جزیره هنگام ودیدن شنای دلفین ها و ضمنا یکی دو ماهی هم هست که سنگ بزرگی از بالای کوه سقوط کرده و جلوی ورودی غار خربس رو گرفته و در نتیجه از اونهم نمیتونیم بازدید کنیم، اما در عوض امروز میریم برای دیدن تنگه چاه کوه، جنگل حرا، بندر لافت و چاه های تل آّب تا جبران مکان های خارج شده از لیست بشه.

خوب ما با شنیدن این خبر از طرفی ناراحت شدیم که نمیتونیم امروز به دیدن غار خربس و جزیره هنگام و شنای دلفین ها بریم و از طرف دیگه خوشحال شدیم که به جاش قراره بریم به دیدن تنگه چاه کوه، جنگل حرا، بندر لافت و چاه های تل آب چرا که بازدید از این اماکن که بسیار دورتر از مکان های اولیه هم هستن خودش معمولا یک گشت مجزا میخواد و کمی هم گرانتر و خود ما خیال داشتیم یک گشت دیگه بگیریم فقط برای دیدن اونها و بنابراین از این موضوع استقبال کردیم و تصمیم گرفتیم که بازدید از غار خربس (اگر بعدا باز بشه)، جزیره هنگام و شنای دلفین ها رو موکول کنیم به روز آخر اقامتمون در قشم که احتمالا دریا آرام خواهد بود و از اونطرف هم بریم فرودگاه برای بازگشت به تهران.

27.jpg

27- ون مربوط به گشت جزیره

به هرحال تور لیدر ما که آدم شوخی هم بود در طول مسیر کلی جوک گفت و چیستان پرسید و شعر خوند که حسابی همه رو سرگرم کرد و خندوند و در عین حال آهنگای شاد هم پخش میکرد تا به مسافرین کاملا خوش بگذره و در کنارش هم کلی اطلاعات در مورد جزیره قشم و مکان های دیدنی اون در اختیار ما گذاشت و هوا هم همونطور که قبلا گفتم بسیار خوب و بهاری بود و شما هیچ نیازی به استفاده از کاپشن نداشتید.

ما بعد از حدود نیم ساعت راه رسیدیم به دره ستارگان که یکی از جاذبه ها و مکان های بسیار دیدنی جزیره قشم هست و تور لیدر پس از پارک کردن ون و دادن توضیحات اولیه، نیم ساعت به ما وقت داد تا از این مکان بازدید کنیم و برگردیم به محل پارک ون جهت عزیمت به مکان بعدی. ما همگی به راه افتادیم و هر چه جلوتر میرفتیم بر حیرت و شگفتی ما بیشتر افزوده میشد!

دره ستارگان یکی از بخش های بارز ژئوپارک جزیره قشم به حساب میاد چرا که یکی از جالبترین پدیده های طبیعی رو به نمایش میگذاره. این دره که در نزدیکی روستای برکه خلف واقع شده از نظر زمین شناسی قدمتی در حدود 2 میلیون سال داره و در اثر تحولات آب و هوائی در طول این مدت بوجود اومده. در این دره کوه های کم ارتفاع و شگفت انگیزی وجود داره که در اثر فروکش آب و بیرون آمدن این کوه ها از دل آب بوجود آمدن. سطح روی این کوه ها از لایه های مرجانی و اسفنجی سخت پوشیده شده که آب قادر به شستن اونها نبوده، اما لایه های زیرین چون از جنس خاک های نرم بودن، اغلب در اثر فروکش آب و باد و باران شسته شده و اشکال جالبی رو در این کوه ها بوجود آوردن. ضمنا هنگام شب و در زمان وزش باد در لا به لای کوه های این دره، صداهای عجیبی ایجاد میشه که مردم محلی به همین دلیل به اون دره اجنه هم میگن. مردم محلی همچنین اعتقاد دارند که این دره در اثر برخورد یک ستاره به زمین بوجود اومده و به همین دلیل هم به دره ستارگان معروف شده!

28.jpg 

28- دورنمای دره ستارگان

29.jpg 

29- بخش ورودی دره ستارگان

 30.jpg

 30- ابتدای دره ستارگان

31.jpg 

31- قسمت فوقانی دره ستارگان

32.jpg 

 32- نمای داخل دره ستارگان از قسمت فوقانی

دره ستارگان بسیار حیرت آور و دیدنی بود و ما از تماشای اون سیر نمیشدیم، اما چون نیم ساعت بیشتر وقت نداشتیم سعی کردیم زودتر برگردیم تا به برنامه بعدی گشت برسیم. البته من یک فیلم هم از دره ستارگان گذاشتم اینجا براتون تا دید بهتری نسبت به این دره و عجایب اون پیدا کنید.

33- فیلم دره ستارگان

بعد از دره ستارگان ما رفتیم به سمت روستای برکه خلف که شهرتش به خاطر صنایع دستی هست که توسط زنان این روستا تولید میشن، اما در اونجا توقف نکردیم و ادامه مسیر دادیم به سمت جزایر ناز. جزایر ناز در واقع دو جزیره هستن در نزدیکی ساحل جنوبی جزیره قشم که در هنگام جزر و پائین رفتن آب دریا، به جزیره قشم وصل میشن و هنگام مد و بالا آمدن آب دریا، از جزیره قشم جدا میشن و ارتباطشون قطع میشه و این اتفاق حدودا هر 6 ساعت یک بار تکرار میشه و چون مدام ارتباط این دو جزیره با جزیره قشم قطع و وصل میشه، مردم محلی میگن این جزایر ناز میکنن و به همین دلیل هم به جزایر ناز معروف شدن!

در زمان جزر که این دو جزیره به جزیره قشم وصل میشن، میشه با ماشین رفت روی یکی از این جزایر و پیاده شد و گشتی در جزیره زد و صنایع دستی و کیک و نوشابه و شیر شتر خرید. خوشبختانه درست قبل از رسیدن ما، آب پائین رفته بود و ما تونستیم به راحتی با ماشین بریم روی یکی از این جزایر و گشتی در اطراف جزیره بزنیم. قدم زدن در اطراف این جزیره در اون هوای بهاری و در کنار دریا واقعا لذت بخش بود و انرژی دو چندانی به ما داد و حسابی ما رو به وجد آورد!

راستی اگر یادتون باشه، در قسمت پایانی فصل دوم سریال پایتخت هم خانواده نقی در هنگام جزر دریا با ماشین ناخدا میان روی این جزیره تا ناهاری بخورن و استراحتی بکنن که به فاصله کوتاهی آب میاد بالا و ماشین ناخدا میره زیر آب! ما در تمام مدتی که روی این جزیره بودیم به یاد سریال پایتخت بودیم و اتفاقاتی که در این جزیره برای خانواده نقی پیش اومد!

34.jpg 

34- جزیره ناز در هنگام جزر دریا و عبور ماشین ها

35.jpg 

35- جزیره ناز

36.jpg 

36- جزیره ناز

37.jpg 

37- جزیره ناز

ما حدود نیم ساعت رو در جزیره ناز سپری کردیم و قبل از رفتن هم یک ماهی بادکنکی طبیعی که تاکسیدرمی شده بود به قیمت 35000 تومن به عنوان سوغاتی از اونجا خریدیم که بسیار جالب و دیدنی بود!

38.jpg 

38- ماهی بادکنکی

بعد از جزیره ناز ما حرکت کردیم به سمت تنگه چاه کوه که 90 کیلومتر با شهر فاصله داشت و حدود یک ساعت راه بود از جزایر ناز و فرصت خوبی بود تا در طول مسیر ما با طبیعت بکر و زیبای جزیره قشم بیشتر آشنا بشیم و ضمنا استراحت مختصری هم بکنیم. به هر حال ما حدود ساعت 11 صبح رسیدیم به تنگه چاه کوه و پس از شنیدن توضیحات تور لیدر و راهنمائی های او راهی تنگه شدیم که حدود 10 دقیقه پیاده روی از محل پارک ماشین ها بود و جمعا 45 دقیقه وقت داشتیم برای بازدید از این مکان دیدنی.

39.jpg

 39- راهنمای تنگه چاه کوه

تنگه چاه کوه یکی دیگه از بخش های بارز و بسیار جالب و دیدنی ژئوپارک جزیره قشم محسوب میشه که بسیار حیرت آور و تماشائیه. این تنگه که حدود 100 متر عمق داره از فرسایش سنگ های رسوبی زمین بوجود اومده و کوه های داخل اون اشکال بسیار عجیبی به خود گرفتن! نام این تنگه هم از 4 حلقه چاه گرفته شده که در وسط تنگه قرار دارن و در گذشته آب شرب مردم محلی رو تامین میکردن و یکی از اونها هنوز هم مورد استفاده قرار میگیره.

 40.jpg

40- مسیر دسترسی به تنگه چاه کوه

 41.jpg

41- تنگه چاه کوه

42.jpg 

42- تنگه چاه کوه و یکی از چاه های داخل اون

43.jpg 

43- تنگه چاه کوه

44.jpg 

44- تنگه چاه کوه

45.jpg 

45- تنگه چاه کوه

 46.jpg

46- تنگه چاه کوه

47.jpg 

47- تنگه چاه کوه

48.jpg 

 48- دو حلقه از چاه های تنگه چاه کوه

بازدید ما از تنگه چاه کوه تا ساعت 11:45 طول کشید و وقتی سوار ون شدیم برای ادامه گشت، تور لیدر پیشنهاد کرد که برای رفع خستگی و تجدید قوا بریم برای ناهار که با استقبال اکثر مسافرین مواجه شد و بنابراین ما رو برد به رستوران خوب و بزرگی در روستای سهیلی که در مسیر برگشت و سر راه جنگل حرا بود تا همه ناهار رو اونجا صرف کنن. البته من و خانومم چون هنوز گرسنه نبودیم، از خوردن ناهار صرف نظر کردیم و در عوض روی یکی از تخت هایی که زیر سایه در هوای آزاد گذاشته بودن کمی استراحت کردیم تا جبران زود بیدار شدن صبح بشه!

به هر حال بعد از اتمام وقت ناهار، ماشین ما دوباره حرکت کرد برای ادامه برنامه گشت و این بار راه افتاد به سمت جنگل حرا که در شمال ناحیه مرکزی جزیره قشم و در نزدیکی بندر لافت قرار داره. جنگل حرا که در داخل آب شور دریا بوجود اومده، شامل محدوده ای به وسعت 200 کیلومتر مربع میشه و از درختانی به ارتفاع 3 تا 6 متر تشکیل شده که آب شور دریا رو از طریق ریشه های خودشون که سر از خاک بیرون آوردن جذب کرده و پس از جدا کردن نمک موجود در اون و شیرین سازی، مورد استفاده قرار میدن.

نام درخت حرا در زبان انگلیسی مانگرو (Mangrove) بوده و نام علمی اون به احترام ابوعلی سینا، حکیم، دانشمند، پزشک و فیلسوف ایرانی Avicenna Marina گذاشته شده و این درخت به دلیل خاصیت شیرین سازی آب دریا برای مصرف خود، یکی از گونه های منحصر به فرد گیاهان به حساب میاد. برای دیدن درختان جنگل حرا باید آب دریا در حالت مد قرار گرفته باشه تا قایق های محلی بتونن گردشگران رو از طریق آب راهه های موجود در میان جنگل حرا به تماشای اونا ببرن. جنگل حرا ضمنا زیستگاه مناسبی برای انواع پرندگان مهاجر مانند حواصیل، مرغ ماهی خوار، کفچه، سلیم و گیلانشاه و همینطور انواع نرم تنان، سخت پوستان و ماهیان محسوب میشه و در مجموع بسیار جالب و دیدنیه.

تور لیدر ما رو از طریق روستاهای سهیلی و هفت رنگو برد به اسکله طبل و در اونجا توقف کرد تا ما سوار قایق های موجود در اسکله بشیم برای گشت در جنگل حرا. خوشبختانه زمانی که ما به اسکله طبل رسیدیم، آب دریا به اندازه کافی بالا آمده بود که ما بتونیم سوار قایق ها بشیم و بعد از سوار شدن هم برای حفظ ایمنی سرنشینان، به هر کدام از ما یک جلیقه نجات دادن تا بپوشیم و در مقابل خطرات احتمالی ایمن باشیم.

قایق ها بعد از سوار شدن همه مسافرین به راه افتادن و در طول مسیر هم قایق ران توضیحاتی در مورد جنگل حرا بیان میکرد و به سوالات مسافرین پاسخ میداد و در مجموع تجربه بسیار مفرح و لذت بخشی بود!

49.jpg 

 49- اسکله طبل

50.jpg 

50- راهنمای جنگل حرا

51.jpg 51- جنگل حرا

52.jpg 52- ریشه های درختان حرا که از خاک بیرون آمدن برای شیرین سازی آب دریا

ضمنا زنبورهای وحشی هم در اواخر تابستان از شهد گل های درختان حرا عسلی تولید میکنن که در کندوهای ساخته شده در تنه درختان حرا نگهداری شده و توسط بومیان محلی برداشت میشه، اما چون مقدار اون کم و برداشت اونهم مشکله، قیمتش بسیار بالاست، ولی در عوض خیلی خاصیت داره. شیشه های حاوی این عسل در دکه ای کنار کلبه پیر حرا به فروش میرسه و قایق ها معمولا کنار اون توقف میکنن تا اگر کسی مایله از این عسل خریداری کنه. پیر حرا هم لقب پیر مردیه که در گذشته در اون کلبه در جنگل حرا به تنهائی زندگی میکرده و به صید ماهی و فروش اون اشتغال داشته، اما سالهاست که فوت کرده.

53.jpg 53- کلبه پیر حرا و دکه فروش عسل

ما بعد از گشت با قایق در جنگل حرا، به اسکله برگشتیم و خرید مختصری از فروشگاه صنایع دستی اونجا انجام دادیم و بعد در حالیکه ساعت حدودا 3 بعد از ظهر شده بود، راه افتادیم به سمت شهر و بندر لافت که آخرین مکان دیدنی در گشت امروز ما بود.

بندر لافت شمالی ترین منطقه جزیره قشم و نزدیکنرین نقطه جزیره قشم به بندر عباس هستش و از قدمت زیادی هم برخورداره. شهر لافت در گذشته به مدت زیادی مرکز جزیره قشم محسوب میشده و حتی نام جزیره هم زمانی لافت بوده و دریانوردان محلی از این بندر با لنج های بادبانی خود به هند و کشورهای آفریقائی رفت و آمد و با اونها تجارت میکردن. لافت همچنین به خاطر بادگیر های زیبای خانه هاش از شهرت زیادی برخورداره.

ضمنا بازهم اگه یادتون باشه، در قسمت های آخر فصل دوم سریال پایتخت، نقی و خانواده اش گنبد و گلدسته های مسجد رو که با لنج از بندر عباس آورده بودن، در بندر لافت تخلیه و در بالای مسجد جدیدی در اونجا نصب کردن. البته تور لیدر ما میگفت که گنبد و گلدسته ها رو صرفا در سریال و به خاطر نمای زیبائی که بندر لافت داره در اونجا نصب کردن، اما بعد از ساخت سریال اونو منتقل کردن به جای اصلی خودش که محل دیگری خارج از لافت هستش. همونطور که قبلا هم اشاره کردم، اکثر اهالی قشم از اهل تسنن هستن و مساجد اونا رو با یک گلدسته در همه جای قشم میتونید مشاهده کنید، اما یک اقلیت شیعه هم در این جزیره زندگی میکنن و تعدادی از مساجد شیعیان هم در این جزیره وجود داره که گنبد و گلدسته های فوق برای یکی از همین مساجد ساخته شده بود.

تور لیدرمون ما رو در حاشیه شهر لافت و در نزدیکی بندر اون پیاده کرد و از ما خواست که دنبال او از تپه ای صعود کنیم. وقتی رسیدیم بالای اون تپه، تقریبا تمام بندر و شهر لافت و همینطور بادگیرهای زیبای اون زیر پای ما بودن و ما میتونستیم دید بسیار وسیع و زیبائی روی شهر و دریا داشته باشیم.

54.jpg 54- بندر لافت

55.jpg 55- بندر لافت

56.jpg 56- بندر لافت

57.jpg 57- بندر لافت

58.jpg

 58- شهر لافت و بادگیرهای اون

موقع پائین آمدن از تپه فوق هم سر راه سری زدیم به چاه های "تل آب" یا تله آب که در گذشته از اونها برای جمع آوری آب باران و استفاده در طول سال استفاده میشده و تعداد اونها به تعداد روزهای سال 365 عدد بوده تا هر روز سال از یکی از اونها استفاده بشه، اما امروزه با آمدن آب لوله کشی به این شهر، چاه های مذکور متروکه و بلا استفاده شدن.

59.jpg

59- چاه های تل آب

ضمنا اگر سریال "به رنگ خاک" که در ابتدای این سفرنامه بهش اشاره کردم رو تماشا کرده باشید، اینجا همون جائی است که چند نفر کنار نرده ها میریزن سر راننده تاکسی و اونو حسابی کتک میزنن!

اینو هم بگم که درست در زمانی که ما اونجا بودیم یک زلزله نسبتا ضعیف (حدود 5/5 ریشتر) در جزیره قشم اومد و ما لرزش زمین رو زیر پاهامون حس کردیم و بعدا هم خبرش در رسانه ها پخش شد، اما خوشبختانه هیچ تلفات یا خسارتی به بار نیاورد. به هر حال بازدید ما از بندر لافت تا ساعت 4 بعد از ظهر طول کشید و بعد از اون و در حالیکه گشت یک روزه ما به پایان رسیده بود، راه افتادیم به سمت شهر قشم تا بعد از یک روز بسیار خوب و به یاد ماندنی استراحتی بکنیم در هتلمون و برنامه فردامون رو تنظیم کنیم. در این گشت یک روزه ما خوشبختانه موفق شدیم از بسیاری از اماکن شاخص و دیدنی قشم بازدید کنیم و تنها غار خربس، جزیره هنگام و شنای دلفین ها باقی موند که تصمیم گرفتیم از اونها در روز آخر اقامتمون در جزیره قشم بازدید کنیم.

نظرات کاربران (21 نظر)

× در حال پاسخ به:

سعید ا. 17 تیر 1399 ساعت 10:36

درود بر شما دوست بزرگوار، جناب حصاریها! سپاس فراوان از سفرنامه خوبتان، با توصیف جزئیات و عکسهای مناسب و گویا. همانطور که برخی از دوستان هم اشاره داشتند، تنها عیب چنین سفرنامه های خوبی، تازه کردن داغ دل عاشقان سفر است در این روزهای قرنطینه!!! البته این موضوع نه تنها نباید مانع سفرنامه نویسی شما عزیزان شود، بلکه باید مشوق جدیدی برای زحماتتان به حساب آید، چرا که اگر این توصیف ها و روایات هم نباشد، نمیدانم برای سفر دوستان چه باقی میماند؟ به امید روزهای بهتر! همیشه تندرست و در سفر باشید، در انتظار سفرنامه های بعدی تان هستم.

وحید بابی 10 تیر 1399 ساعت 06:35

با سلام
بابت نوشتن چنین سفرنامه ای همراه با تفاضیل و نکات جالبی که ذکر کردید سپاسگزارم. جالب بود برام که تقریبا در یک بازه زمانی شاید با یکی دو روز اختلاف من هم در سفری به قشم و هنگام و هرمز به سر می‌بردم ( روز انتخابات مجلس و شب قبلش جزیره هنگام بودم) البته سفر من میشه گفت از همه نظر متفاوت با سفر شما، سفر زمینی-ریلی و بعد دریایی، اقامت به صورت ترکیبی از هاستل و کمپینگ و البته طولانی تر به مدت 10 روز با احتساب رفت و برگشت 12 روز. اما نکته ای که لازم دونستم یادآور بشم در مورد جاذبه های گردشگری جزیره هرمز یکی از جاذبه های اصلی به عقیده بنده گل سرسبد دیدنی‌های هرمز هست به اسم(ساحل مفنق)که البته امکان بازدید‌‌ش برای شما فراهم نبوده با توجه به بازدید یکروزه اما جا داشت اشاره ای بهش بشه، مختصری توضیح اینکه مفنق راه زمینی نداره و برای رفتن به قایق البته پس از تهیه مایحتاج و تجهیزات لازم امکان‌پذیر هست و معمولا بازدید کننده ها یک شب یا بیشتر اقامت میکنن تا سر موعد طی شده قایق به دنبالشون بیاد برای برگشت. میشه گفت ساحل زیبایی که در مسیر انتهایی دره مجسمه ها از بالا دیده میشه ابتدای محدوده ساحل مفنق هست که همونطور که مشاهده کردید به خاطر پرتگاه بودن محدوده ساحلی راه زمینی نداره، و مورد دوم هم مربوط جزیره زیبا، آرام و تاحدودی بکر هنگام هست که خوشبختانه از لحاظ توریستی خیلی مورد اقبال و توجه قرار نگرفته برخلاف هرمز از تخریب و آلودگی در امان مونده که باعث شده قدم زدن در ساحل هنگام یه تجربه لذت‌بخش و خاصی باشه بدون رویت بطری‌های پلاستیکی و..... که در هنگام شب و نوری که از پلنگتنها ساطع میشه در ناحیه ساحلی تصویری فوق العاده زیبا و بینطیر و تجربهای خاص و شگفت انگیز پدید میاره. با توجه به شاخص بودن موارد ذکر شده دیدنشون ارزش سفری دوباره به جزایر جنوبی رو داره که امیدوارم در آینده ای نزدیک برای شما اتفاق بیفته. دوباره بابت صرف انرژی و زمان و نوشتن سفرنامه که خوندنش برای من باعث تجدید خاطرات خوشایند و لذت‌بخشی شد ازتون متشکرم و بابت پرچونگی ازتون معذرت میخوام. با آرزوی موفقیت و سفرهای رویایی برای شما دوست عزیز 🙏❤️

فائزه لطیفی یقین 8 تیر 1399 ساعت 09:35

با تشکر از به اشتراک گذاشتن سفرنامه ی خوبتون که راهنمای خوبی برای سفر به قشم هستش. به امید پایان بیماری کرونا در سراسر دنیا و شروع مجدد سفر

ویدا مهین پو 5 تیر 1399 ساعت 09:05

جناب حصاری‌های عزیز
سفرنامه بسیار خوب و کاملی را از این جزیره زیبا آماده کرده بودید که راهنمای خوبی برای برای گردشگران این مقصد خواهد بود. خوشحالم آن زلزله چند ریشتری به خیر گذشت و توفیق اجباری یک روز اقامت بیشتر نصیبتان شد. ذکر صحنه های سریال محبوبتان نیز لابلای متن جالب بود و نشان از نکته سنجی خوب شماست. سفرهای خوبی را برایتان آرزو میکنم.

محمد مروتی 2 تیر 1399 ساعت 14:43

درود آقا بهزاد عزیز و بزرگوار، سفرنامه زیبای شما از جزیره قشم را مطالعه نمودم، همانند سفرنامه روسیه و استانبول جنابعالی شیرین و سودمند و حاوی اطلاعات بسیار ارزنده ای بود. از بابت تمامی زحماتی که برای نگارش آن متقبل شدید از شما دوست و برادر عزیزم سپاسگزارم. اوقاتی خوش و آرام توام با سلامتی و تندرستی برای شما و خانواده محترم آرزومندم. با احترام_ محمد مروتی

رامین 2 تیر 1399 ساعت 13:10

چقدر خوندن سفرنامه تون لذت بخش بود. من تابحال قشم نرفتم. نمی‌دونم که سفر به اونجا در این فصل چطوره و اینکه گرمی هوا تا چه حد آزار دهنده است اما سفرنامه شما خیلی هوس رفتن به قشم رو حتی در تابستان تو سرم انداخته. ممنون ازتون.

روزبه شهنواز 2 تیر 1399 ساعت 11:15

سلام و وقت بخير. بسيار سفرنامه ى جامع و كاربردى رو نگارش كرده بوديد كه خوندنش برام لذت بخش بود. ممنون از شما 🙏

فرشاد شفیعی شهیدلو 2 تیر 1399 ساعت 10:42

سلام آقا بهزاد عزیز،خیلی لذت بردم از مطالعه سفرنامه تون.معلوم بود که خیلی برای تهیه اش زحمت کشیده بودید. چه خوبه که وقتی به سفری می ریم براش سفرنامه بنویسیم که هم برای خودمون خاطره باشه و هم سایر دوستان و هم وطنان از خوندن اون استفاده کنند.با لحن شیرین و ادبیات کاملا روشن و صریح که استفاده همه عموم مردم باشه ،بکار برده بودید که خیلی لذت بخش بود.خیلی دوست داشتم که عکسی هم از غذاها،بستنی و صبحانه هتل به اشتراک می ذاشتید که به نظرم جاش خالی بود.ضمنا فیلمهاتون هم برای من صدا نداشت . دیدن دلفینها از نزدیک هم بسیار لذت بخش است که به شما تبریک میگم که شاهد این صحنه های زیبا و بیاد ماندنی بودید.ضمنا جهت استحضار شما و سایر دوستان عرض کنم که شاید تورلیدرتون فرموده باشند و شما از یاد بردید که اشاره کنید،اینکه:روستای برکه خلف،بعنوان تمیز ترین و پاک ترین روستای ایران شناخته شده است و اگه دقت کرده بودید هم سطلهای زیاد زباله رو در روستا می دیدید و هم حتی یک آشغال حتی ته سیگاری در سطح روستا دیده نمیشه.
برای شما و همسرتان سلامتی و روزهای خوب و خوش آرزومندم و امیدوارم هرچه زودتر با برچیده شدن بساط ویروس کرونا در ایران و تمام دنیا باز هم با فراغ بال، شاهد افزایش سفرها باشیم.

نادر مزرعه شادی 2 تیر 1399 ساعت 09:46

سلام جناب حصاریها
چقدر خوب و منسجم سفرنامه رو نوشته بودید. به نظرم اشاره‌ی دقیق به ساعت‌ها و زمان هر برنامه نشان از نظم و انظباط شخصی شما داره. با این که سفرنامه رو به زبان محاوره نوشته بودید اما اونقدر روان بود که از خوندن هر دو بخش سفرنامه لذت بردم.
هر موقعیت سفری که پیش اومد باید انجام داد چون اصلا اتفاقات بعدی قابل پیش بینی نیست.
به امید سفرهای بیشتر...