Close

سفر به چین: گذر از دروازه ی بهشت (سفرنامه چین)

4.5
از 26 رای
گذر از دروازه بهشت + تصاویر دیگر قسمت ها

پیش گفتار:

سلام. نوشتن این سفرنامه چندین ماه، البته نه پیوسته، زمان برد. هرگز فکر نمیکردم که وقتی که دارم سفرنامه ام را به چین می نویسم و خوانندگان خودم را دعوت به دیدن چین و مردم دوست داشتنیش میکنم، ویروسی که روزی نیست، خبری ازش در دنیا نباشه، اول مردم چین و بعد هم در مقیاسی خیلی بزرگتر، مردم کل دنیا را تا این حد درگیر خودش بکنه. از طرفی هم احتمالاً چون منشا احتمالی گسترش این ویروس در کشورمون چین بوده باشه، شاید خیلی ها دیدشون به این کشور منفی شده باشه. در این شرایط شاید نوشتن از چین و زیبایی هاش، در حالی که اساساً سفر رفتن کار صحیحی نیست، کار بیهوده ای به نظر برسه اما به نظرم، بشر در طی قرنها یاد گرفته که چه جور با مشکلاتش کنار بیاد و با امید بر اون فائق بشه.

دلم نیومد حال خوب لحظاتی که در نوشتن این سفرنامه داشتم و میتونه روی خواننده هم حس خوبی ایجاد کنه، در ویرایش مجدد تغییر بدم. پس اگر متن را خوندید و جایی از عدم تطابق شرایط موجود با توصیفات من تعجب کردید، بدونید که سفر ما به چین و نگارش متن این سفرنامه، در فاصله ی کمی قبل از شیوع بیماری کرونا شکل گرفته. جایی که من واقعاً باید خدا را به خاطر اینکه بهم این فرصت را داد که درست به فاصله ی بسیار کوتاه قبل از شیوع کرونا، از لذت این سفر سیراب بشم، شکر گذار باشم.

علاوه بر این، در صورت برنامه ریزی برای سفر به چین، حتماً شرایط خاص ایجاد شده به واسطه ی شیوع کرونا را مدنظر قرار بدید. با این پیش گفتار شما را به خوندن این سفرنامه دعوت میکنم.

 

جرقه ی شروع سفر از منزل پدر زن

نوروز 98، مثل همیشه که اراک، خونه ی پدر زن عزیز میریم، در حال سر و شکل دادن به زمانهای پرتی بودم که اونجا دارم. معمولاً گزینه های من هم برای این جور مواقع معلومه و در صدر همه ی این گزینه ها جستجوی صفحات اینترنتی مرتبط با سفر، خوندن سفرنامه ها و این جور چیزهاست. اینجوری حتی وقتی سفر فیزیکی نمیرم، ذهن و روحم را به سفر میفرستم. خدا میدونه که اینجوری تا حالا کجاها نرفتم! اما مسیر برگشت من، از این سفرهام خیلی خیلی کوتاهه! صدای همسرم که منو چندبار صدا میکنه: علیرضا! علیرضا! و شاید لحظه ای بعد کیلومترها راه را در لحظه ای برمیگردم و به نقطه ای که هستم میرسم.

بعد از سفر به اروپا (که قبلاً هم سفرنامش رو در سایت لست سکند نوشتم)، علاقه ی من به تجربه های متفاوت بیشتر و بیشتر شد. جاهایی که بتونم با دیدنش دنیای خودم را توسعه بدم. سفر به جاهایی که شاید کمتر بهش فکر بشه. سفر به کشورهایی که آدمها و فرهنگهای متفاوتی دارن یا به اندازه ی کافی چیزی دارن که از حال و هوای ما ایرانی ها به دور باشه و منو جذب خودش بکنه:  آفریقا، برزیل، قطب، ژاپن، جزایر دور افتاده در اقیانوسیه و آمریکای جنوبی، کوبا و ... . به نظرم، اینها مقصدهای خوب برای سفره و نه کشورهای همسایه که تا همین چند دهه پیش، شاید خیلی هاشون استانهای خود کشور ما بودن. البته تدریجاً نظرم با افزایش نرخ ارز تعدیل شده و چاره ای نیست و باید از همه جا لذت برد.

لابلای سفرنامه هایی که میخوندم چند سفرنامه به چین هم توجهم را به خودش جلب کرد. حس خاصی به چین پیدا کردم. تا به خودم بیام، تمام سفرنامه های چین توی سایت لست سکند و چندین و چند سایت دیگه را خونده بودم. جستجو در مورد جاذبه های چین هم بیشتر جذبم کرد. قدم بعدی برآورد هزینه های سفر بود. اگرچه همچین کم هزینه نبود اما خب! بالاخره از مقاصد دیگه ای که گزینه های من بود (مثل آفریقا، ژاپن و برزیل و ..) ارزونتر درمیومد. خلاصه اینجوری فکر سفر به چین تو سر من افتاد. موضوع سفر به چین و متفاوت بودنش و همراه کردن همسر برای این سفر، موضوع صحبت ما در مسیر برگشت از اراک به تهران و سفر داخلی ایام نوروزمون شد.

 

به جای چین سر از روسیه در می آوریم!

تعطیلات نیمه ی خرداد، بهترین زمان برای عملی سازی برنامه ی ما برای سفر به چین بود. واسه همین باید اقدامات عملیمون برای ویزا، رزرو هتل، پرواز و ... را از اردیبهشت ماه شروع میکردیم. با وسواس فکری که من دارم، لابلای سرچهای جدیدمون، انواع و اقسام موضوعات و استرسهای جدید بود که کشف میشد. ترس از فرهنگ چینی ها، فیلترینگ اینترنت در چین و مشکلاتی که بخاطر اون در مسیریابی باهاش مواجه میشیم، کامنتهای هتلها که توش کلی نکته ی منفی در مورد چین گفته شده بود. از بوی بد برخی چینی ها، بوی دائمی سیگار در فضای اتاق و معابر عمومی، کثیفی اتاقها و ... همه و همه باعث شد که من در تصمیمم برای سفر به چین دو دل بشم.

توی یه برنامه ی سالانه ی شرکت بودیم که اینبار برعکس همیشه، همسرم با ارسال اطلاعات از جاذبه های روسیه و توضیح دادن تعریفهایی که از همکارهاش درباره ی روسیه شنیده بود، گزینه ی سفر به روسیه را برای دومین سفر خارجی به ذهن ما خطور داد. خلاصش کنم، دو سه هفته ای اسیر جستجو و قیمت یابی و ... در مورد چین و روسیه بودیم. روزها میگذشت و دیگه زمانی به تعطیلات نیمه ی خرداد نمونده بود. بالاخره جلسه ی جمع بندی بین من و همسر عزیز شکل گرفت.

بعد از کلی مباحثه و فکر و هم اندیشی در مورد مزایا و نقطه های مثبت و منفی گزینه ها، یهو یادم افتاد که خواهرم چند سال قبل برای یه ماموریت کاری به چین رفته بود. با خودمون فکر کردیم که شاید تجربه ی خواهرم بتونه راهگشا باشه. سریع گوشی را برداشتم و به خواهرم زنگ زدم. اگرچه خواهرم جوری حرف نزد که بخواد کلاً تصمیم ما برای سفر به چین را هوا بکنه اما در زدن زیر آب همکارهای چینیش و صحه گذاری بر کامنتهای منفی ای که در مورد چینی ها خونده بودیم، هم کم نگذاشت. مقایسه ی نهایی هزینه های سفر به چین و روسیه هم باعث شد که هواپیمای حامل ما در دومین سفر خارجی عمرم، به جای چین و پکن، در مسکو به زمین بنشینه.

فکر مجدد سفر به چین

سفر ما به روسیه به خوبی و خوشی انجام شد و شاید اگه عمری باقی باشه، بعداً سفرنامه ی اون را هم بنویسم. اما یه آدم عاشق سفرا، نمیشه یکجا نگه داشت و مجدداً سفرهای خیالی من به کل دنیا شروع شد. در بین این سفرهای خیالی، با دیدن چندتا صفحه اینستاگرامی و چند سفرنامه ی جدید در مورد چین، متوجه جاذبه های بیشتری در شهرهای دیگه ی چین به جز پکن و شانگهای شدم (قبلاً که توی اردیبهشت در مورد چین سرچ کرده بودیم، برناممون مثل باقی تورها و سفرهای اکثر ایرانیها، معطوف به پکن و شانگهای بود). علی الخصوص شهر ژانگ جیاجی و دروازه ی بهشت به نظرم معرکه بود. البته اون موقع به چین به عنوان مقصد نهایی سفر فکر نمیکردم اما بازم بدم نمیومد که پیجها و مطالب بیشتری را در مورد چین بخونم.

مرداد ماه بود که با نگاهی به تقویم و کشف هفته ی طلایی اوایل آبان ماه، با دو روز تعطیل رسمی، جرقه های یه سفر دیگه در ذهن من زده شد. دو روز تعطیلی در یک هفته، باعث میشد که بتونیم با احتساب تعطیلات آخر هفته هامون، با یه مرخصی سه روزه به یک سفر 9 روزه بریم. سریع جستجو و سرچ های اینترنتیم را استارت زدم. بعد کلی سرچ، سه گزینه را به عنوان گزینه های نهایی مورد بررسی بیشتر قرار دادم: آفریقای جنوبی، ترکیب اسپانیا و یونان و گزینه ی دیگر هم که الان شما بهتر میدونید. هزینه های سفر و جاذبه های اصلی مدنظر برای هرکدوم از این گزینه ها را با تقریب خوبی استخراج کردم. توی سفر داخلی ای که چند روز آخر مرداد و اوایل شهریور با همسر عزیز داشتم، فرصت خوبی دست داد که باهم در این مورد صحبت کنیم.

با توجه به تجربه ی دو سفر قبلی اروپاییمون و اینکه همسرم قبلاً در یک سفر کاری به اسپانیا رفته بود، این گزینه از فهرست خارج شد اما سودای سفر به یک جای متفاوت هر دو گزینه ی آفریقا و چین را تا اوایل مهرماه حفظ کرد. با جستجوی دقیقتر متوجه شدیم هزینه های سفر به آفریقای جنوبی و دیدن پارک ملی کروگر در اون بیشتره اما برای دیدن چین و علی الخصوص با اضافه شدن شهر ژانگ جیاجی و کشف تازه ی من یعنی شهر فنگ هوانگ (ققنوس) به شهرهای برنامه ریزی شده برای بازدیدمون، به زمان بیشتری احتیاج داشتیم. در این شرایط بود که نگاه همسرم به تقویم و کشف تعطیلی 27 مهرماه راهگشا شد. به این شکل که اگه میتونستیم هفته ی پایانی مهرماه را به تعطیلات هفته ی اول آبان اضافه کنیم، فرصت 16 روزه ای برای سفر حاصل میشد. با کلی برنامه ریزی برای نحوه ی طرح درخواست مرخصی، تونستیم مرخصیمون را به مدت 7 روز کاری نهایی کنیم. بعد از این، تمرکز خودم را در سرچ ها روی چین گذاشتم تا بتونم برنامه ریزی کاملی برای این سفر داشته باشم. براتون خواهم گفت که چه جوری برناممون تغییر کرد و شروع سفر ما از 3 آبان 98 و به مدت 14 روز کلید خورد.

 

بخش اول سفرنامه ی من، یه جورایی راهنمای سفر به این کشوره. دلایل انتخاب چین و نحوه ی برنامه ریزی این سفرا در این بخش توضیح دادم که اگه حوصله داشته باشید، ماجراها، سختی ها و شیرینی های برنامه ریزی این سفرا تو این بخش خواهید خوند. اگرم حوصلتون نیومد، به جز عنوان اول این بخش، میتونید باقی عنوانهای این بخش را بیخیال بشید. در بخش دوم به گزارش سفر پرداختم و نهایتاً در بخش آخر نکات کلی ای که در مورد این سفر به نظرم رسیده را نوشتم. با توجه به زمان زیادی که برای جستجو در مورد این سفر گذاشتم، فکر کنم این سفرنامه برای اونهایی که نیت سفر به چین را دارن، میتونه خیلی مفید باشه. البته پیشاپیش از طولانی شدن سفرنامم عذرخواهی میکنم.

 

بخش اول: راهنمای سفر به چین (مقدمات سفر)

 

چرا سفر به چین؟

  1. این بخش را با این نقل قول از کتاب هنر سیر و سفر نوشته ی آلن دوباتن شروع میکنم: «گاهی افکار بزرگ به مناظر عظیم نیاز دارند و افکار جدید به مکانهای جدید». به شخصه شاید برای من اینکه بتونم دنیای خودم را توسعه بدم و خارج از محدودیتها و شیوه های روزمره ی زندگیم، دنیا را یک جور دیگه ببینم و اون را جور دیگه ای زندگی کنم، مهمترین دلیل سفره. مهمترین نکته در سفر به چین برای من این هست که شما به شدت میتونید دنیای خودتون را توسعه بدید. تجربه ی آدمهای با شکل ظاهری، زبان، آیین مذهبی، ژنتیک، فرهنگ، غذاها، میوه ها، طبیعت، ساختمونها، بافت شهری و تاریخی و خیلی چیزهای متفاوت دیگه مهمترین دلیل من برای سفر به چین بود.
  2. مردم چین دومین موردی هست که در این بخش باید ازش حرف بزنم. در یک کلام، مردم چین فوق العاده هستن. با اینکه اساساً با جمع زدن تمام مردم یک کشور یا منطقه و یکسان دونستن همه ی صفات اونها مخالفم اما یک سری صفات هست که واقعاً در اغلب مردم یک منطقه بیشتر دیده میشه. اکثر مردم چین بشدت مهربون و خونگرم هستن. مردم چین آیینه ی فرهنگ برونگرا و مهمون نواز شرقی هستن. بگذارید یک مثال بزنم. توی سفر ما، خیلی وقتها میشد که چینی ها با طیف سنی گوناگون میومدن و با ما عکس مینداختن یا برعکس ما ازشون میخواستیم و باهم عکس مینداختیم. یکی از دفعاتی که از یک مادر چینی خواستم که با بچش که حدود 2-3 ساله به نظر میرسید، عکس بگیرم، عکس العمل بچه برای من جالب بود. سریع و بدون اینکه منتظر عکس العمل مادرش بمونه سریع پرید بغل من. اصلا انگار خونگرمی و مهربونی را به مردم این دیار تزریق کردن مگه نه چه جوری میشه یه بچه ی کوچیک بغلی، اینقدر راحت بیاد بغل یه خارجی غیر همزبون که از حرفاش یک کلمه هم نمی فهمه !
  3. دیدن سیر پیشرفت قابل توجه چینیها از یه سبک زندگی سنتی و قدیمی (مثل محله های هوتونگ در پکن و شهر تاریخی فنگ هوانگ) تا چهره ی مدرن و تکنولوژی پیشرفته (مثل استادیوم زیبای آشیانه پرنده ی پکن یا برجهای زیبای شانگهای)، در این کشور فوق العاده خاص و دیدنی هست.
  4. چین حدود 1.4 میلیارد نفر جمعیت داره. یعنی حدوداً از هر 5 یا 6 نفری که روی کره ی زمین ساکنه، یکیش چینی هست. علیرغم اینکه جمعیت چین نسبتاً در شهرها و بخشهای مختلف این کشور پراکنده هست (در مقایسه با کشوری مثل روسیه که 80 درصد جمعیتش در بخش غربی اون ساکنه) اما معنی جمعیت میلیاردی را میشه در گذر از خیابونها و معابر اصلی و شلوغ چینی مثل میدان تیان آنمن پکن، خیابان نانجینگ در شانگهای و ... به خوبی متوجه شد. به نظر من دیدن نظم چینی ها و داشتن درک صحیح اونها از این موضوع و نحوه ی برقراری نظم توسط نیروهای نظامی و پلیس عالیه.
  5. چین دومین اقتصاد بزرگ جهان، اولین رتبه ی صادرات و دومین رتبه ی واردات در جهان را داره. بد نیست این را هم همینجا بگم برخلاف اون چیزی که در کشور ما مصطلحه و کالای چینی را نماد کیفیت پایین در همه چیز میدونیم، در این کشور کلی برندها و کالاهای با کیفیت و خوب می بینیم. نوع پوشش مردم، کالاهای مورد استفاده ی اونها، فضاهای شهری و ... در این کشور، کاملاً برعکس اون چیزی هست که ما در خصوص کیفیت کالاهای چینی متصوریم.
  6. طبیعت زیبای چین و کوهستان پارک ملی ژانگ جیاجی فوق العاده زیبا و بدون نمونه در جهانه. اگر چه من در سفرم نتونستم برنامه ی بازدید از یانگشو و رودخانه ی زیبای اون را هم در برناممون قرار بدم اما دیدن یانگشو هم فکر کنم حسابی جذاب باشه.
  7. چین خیلی از «ترین» های جهان را داره: طولانی ترین مسافت در متروی شهری در شانگهای، دومین برج مرتفع دنیا در برج شانگهای (shanghai tower) ، مرتفع ترین سکوی مشاهده ی محیط (observation deck) و آسانسور جهان در همین برج، بزرگترین میدان جهان در تیان آنمن پکن، بیشترین ارتفاع در یک آسانسور خارج از ساختمان (outdoor) در دنیا، طولانی ترین پل شیشه ای در گرند کنیون ژانگ جیاجی (Zhangjiajie grand canyon)، طولانی ترین تونل آکواریوم در شانگهای، طولانی ترین تله کابین جهان در کوهستان تیانمن، سریع ترین قطارها و ... .
  8. چین از نظر مساحت خاکی، دومین کشور پهناور جهانه و اونجوری که من در بعضی مراجع خوندم، با در نظر گرفتن مساحت خاکی و آبی، چهارمین کشور پهناور جهان به شمار میاد.
  9. جاذبه های تاریخی چین: شاید داشتن دیوار چین به تنهایی برای جذب توریست در یک کشور کافی باشه. به این اضافه کنید جاذبه هایی مثل شهر ممنوعه، کاخ تابستانی، معبدهای زیبا و تاریخی و ... که در خیلی از مقاله ها و مراجع اینترنتی بالاترین رتبه ها را بین جاذبه های جهان دارن.
  10. با اینکه خیلی آدم شکمویی نیستم، اما دیدن و تجربه ی سبک متفاوتی از برنامه ی غذایی با انواع و اقسام غذاها، میوه ها و کلی خوراکیهای متفاوت در یک کشور، جالب و دیدنیه.
  11. اگه خیلی عاشق حیوانات خاص هستید، اگر چه چین به نظرم به پای آفریقا یا بعضی دیگه از نقاط دیگه جهان نمیرسه اما تماشای حیوانات خاصی مثل پاندا هم لطف خاص خودشو داره.

خلاصه اینکه بی جهت نیست که در خیلی از مراجع گردشگری گفته میشه که چین ظرف چندسال آتی به بالاترین نرخ توریست در دنیا دست پیدا خواهد کرد (در سال 2018، چین چهارمین کشور دارای بیشترین گردشگر در جهان بوده). اما با همه ­ی این تفاسیر، اگر چندان روحیه ی ماجراجویی ندارید، میخواهید فقط یکجا برید و آرامش پیدا کنید و به استراحت بپردازید، چین برای شما گزینه ی خوبی نیست.

 

کدوم شهرهای چین؟

قبلا گفتم که چین از پهناورترین کشورهای جهانه و جاذبه های زیادی هم در نقاط مختلف این کشور وجود داره. برای اینکه تصور درستی از فاصله ها در چین داشته باشید، شاید جالب باشه بدونید که طول پرواز بین شانگهای که یک شهریه که تقریباً در شرق چین هست تا ارومچی که شهری در شمال غربی چینه، بیش از 5 ساعت بود یا طول زمان سفر قطارها بین پکن و ژانگ جیاجی بیش از 20 ساعته !

زمان و بودجه ی سفر ما محدود بود و دیدن همه ی جاذبه های چین در یک سفر شدنی نیست. ماهها بود که درباره ی این کشور سرچ میکردم و گزینه های زیادی در انتخاب شهرهای هدف سفر پیش روم بود. تورهای ایرانی اغلب به پکن و یا نهایتاً پکن و شانگهای میرفتن و در سفرنامه های ایرانی ها هم اغلب فقط نام همین دو شهر دیده میشد. در تورهای خارجی ها اغلب از مثلث پکن، شیان و شانگهای نام برده میشد. اما در لیست جاذبه های چین به جز اینها، اسم شهرهایی مثل ژانگ جیاجی با کوهستان آواتارش، چنگدو و پانداهاش، استان سیچوان و شهر لشان با بودای بزرگش، هانگژو با west lake، فنگ هوانگ (Fenghuang) (شهر ققنوس)، شهرهای آبی اطراف شانگهای (با لقب ونیز شرق)، گوییلین، یانگشو، ناحیه ی تبت، گوانگژو، ارومچی، سانیا و ... دیده میشد.

با دیدن صفحات مختلف اینستاگرامی و برخی سفرنامه ها بویژه سفرنامه های سایت سفرنوشت یا صفحه ی سفرهای ژابیز و ... و کلی جستجو به زبان انگلیسی در اینترنت و اینستاگرام تونستم به جمع بندی خوبی در این خصوص و هزینه های بازدید هر شهر برسم. قطعاً پکن با داشتن جاذبه های اصلی ای مثل شهر ممنوعه و دیوار چین و ... باید در برنامه ی ما قرار می گرفت. شانگهای را هم بخاطر تجربه ی فضای مدرنش و اینکه به نوعی مرکز اقتصادی و بازرگانی چین بود، در برنامه قرار دادیم. این جوری میتونستیم حداقل یکی از شهرهای آبی اطراف شانگهای و هانگژو را هم ببینیم (البته هانگژو نهایتاً از برنامه ی سفر ما خارج شد اما در برنامه ریزی اولیه ی ما این شهر هم قرار داشت).

با کلی حساب کتاب و با در نظر گرفتن جاذبه های هر شهر، طول زمان سفر، آب و هوا و هزینه، بالاخره استان هونان و شهر ژانگ جیاجی را به خاطر کوهستان تیانمن و دروازه ی بهشتش و همینطور به شوق دیدن کوهستان آواتار در شهر نزدیکش یعنی وولینگ یوان (Wulingyuan) انتخاب کردیم (این شهر را به عنوان بهترین شهر برای دیدن طبیعت چین انتخاب کردیم). دیدن تصاویر فنگ هوانگ، سبک خاص زندگی در این شهر و سفر به چین باستان، باعث شد تا با انتخاب این شهر، سفر ما در استان هونان چین غنی تر بشه. با کلی بررسی برنامه های تورها و سفرنامه ها، 4 روز را برای سفر به پکن در نظر گرفتیم و 5 روز را برای استان هونان (ژانگ جیاجی، وولینگ یوآن و فنگ هوانگ) و سه روز را برای شانگهای و یکی از شهرهای آبی اطرافش. طبیعیه که هرچه زمان بیشتری را برای سفر به هر کدوم از این شهرها میداشتیم، بیشتر میتونستیم در این شهرها بچرخیم و جاذبه های بیشتری را ببینیم ولی با توجه به محدودیت زمانی و بودجه ای، این شرایط هم خوب بود.

در اطراف شانگهای، چندین شهر آبی وجود داره که به ونیز شرق معروف هستن: تنگلی (Tongli)، ووژن (Wuzhen)، شیتانگ (Xitang)، لوژی (Luzhi)، نانشان (Nanxun)، چیبائو (Qibao)، ژوژوآنگ (Zhouzhuang)، ژوجیاجیائو (zhoujiajiao). شهرهایی که مثل ونیز در بین کوچه های اون، کانال های آب جریان داره اما از نظر سبک و حال و هوای شهر و زندگی مردم، به سبک چینی سنتی هست. قبل از سفر، زمان زیادی را صرف این کردم که بفهمم کدوم شهر زیباتره و برای بازدید مناسبتر. اما با خوندن وبلاگها، کامنتها و ... به این نتیجه رسیدم که بینشون چندان تفاوتی نیست. پس نهایتاً ژوجیاجیائو را انتخاب کردم که به شانگهای نزدیکتر بود و تردد بهش راحت تر.

 

BEvwGj2cUNlBHlOjvasBMVd8oXPSQnFrLkbVGknp.jpeg

 

اگرچه موضوع انتخاب شهرها در این سفر کاملاً وابسته به سلیقه ی هر فرده اما به نظر من با در نظر گرفتن شرایط و علایق ما، معتقدم این شهرها بهترین گزینه های سفر بود. برداشت من از شیان این بود که به نظرم این شهر به ما درکی از فضای سنتی چین میده و ما میتونستیم همین حس را در پکن و فنگ هوانگ هم تجربه کنیم. البته با این برنامه، نمیتونستیم ارتش سفالی شیان یا بودای بزرگ یا تک جاذبه های سایر شهرها را ببینیم که با توجه به زمان و هزینه ی اضافه شدن این شهرها به برنامه ی بازدید، حذف اونها منطقی بود. چنگدو و پانداهاش را هم با جایگزین کردن بازدید از تماشای باغ وحش شانگهای برای خودمون شبیه سازی کردیم. وقتی صحبت از طبیعت چین هم میشه، به نظر من منحصر بفردترین جاذبه ی این کشور منطقه ی استان هونان و کوهستانهای ژانگ جیاجی هست. پس اینجوری شد که قید یانگشو و شهرهای دیگه ی مشابه را زدیم.

 

با تور یا بدون تور ؟

جواب این سوال برای افراد مختلف، متفاوته. اما اگر میتونید راحت با اپلیکیشنهای مکان یابی و خاص سفر کار کنید، حال و حوصله­ ی کافی، واسه ی سرچ کردن و مسیریابی را دارید و از همه مهمتر، توی زندگیتون قدری ریسک پذیر هستید، من توصیه میکنم این سفر رو بدون تور تجربه کنید.

سفر با تور هم مزایا و معایب خودش را داره. اینجوری لازم نیست زمان زیادی را به جستجوهای اینترنتی بپردازید. برنامتون از اول سفر تا آخر معلومه و عمده ی زحمت ارتباط برقرار کردن با دوستان چینی جهت انجام تشریفات ورود به هتل و پرواز، به مسئولین تور سپرده میشه. اما به احتمال زیاد باید هزینه ی بیشتری بپردازید و تورهای محدودی هستند که سفر به همه ی این شهرهایی که من ازش نام بردم را برگزار میکنند. با سفر با تور مجبورید که از برنامه ی تور تبعیت کنید و احتمالا زمان زیادی را به خاطر زمانهایی که تور برای خرید در نظر میگیره یا زمانهایی که مجبورید منتظر سایرین باشید، تلف کنید. همچنین به احتمال زیاد در سفر با تور، برای شما ویزای گروهی درخواست میشه که مشکلات خاص خودش را داره.

 

راهنمای اخذ ویزا:

اگر قبلاً سفرنامه ی من به اروپا را خونده باشید، میدونید که چندان طرفدار واگذاری امور ویزا به آژانسها نیستم. اما در خصوص چین با توجه به جستجوهایی که داشتم به این نتیجه رسیدم که حتماً باید اخذ ویزا را به آژانس واگذار کرد. ضمن اینکه برای اخذ ویزای توریستی به دعوت نامه از یک آژانس چینی هم نیازه که بدون کمک از آژانسهای گردشگری ایرانی، برای خودش داستانی داره.

ویزای توریستی چین در دو مدل گروهی (برای گروههای بالای 5 نفر) و انفرادی صادر میشه. اگر ویزای گروهی بگیرید برای ورود و خروج از چین، همه ی افراد گروه باید باهم حاضر باشن و نبودن یک نفر یا مشکلات مدارک یک نفر، یعنی شروع دردسر برای باقی اعضای گروه. نرخ هزینه ی آژانسهای مختلف برای اخذ ویزا متفاوته و برای ویزای گروهی از حدود 90 دلار و برای ویزای انفرادی از حدود 110 دلار به بالا هست. آژانسها زمان مورد نیاز برای اخذ ویزا در حالت عادی را حدود 10 روز کاری عنوان میکنند. اگر نیاز به اخذ ویزای فوری داشته باشید، حدود 15 تا 30 دلار هزینه ی اضافه باید بپردازید و 5 روز کاری به بالا، طول خواهد کشید. ضمن اینکه سفارت چین در تعطیلات ملی اونها (هفته ی اول اکتبر) تعطیله. اگرچه در مورد تعطیلی یا عدم تعطیلی سفارت چینی در تعطیلات سال نوی میلادی در ژانویه و تعطیلات بهار چینی ها در فوریه اطلاعات دقیقی ندارم، اما پیشنهاد میکنم ریسک تعطیلی سفارت، در این زمانها را نیز در نظر داشته باشید.

ما برای گرفتن ویزای توریستی انفرادی، بعد از بررسی و مقایسه ی چندین آژانس، از خدمات آژانسی به نام بادران پرواز در خیابان بهشتی تهران استفاده کردیم. مدارک مورد نیاز شامل فرم درخواست، بیمه نامه ی مسافرتی، دوقطعه عکس 6*4، پاسپورت، گواهی تمکن مالی هست. هزینه ی خدمات آژانس هم 110 دلار بود. در خصوص گواهی تمکن مالی، شما باید از بانک، گواهی موجودی حساب بگیرید. آژانسهای مختلف حداقل موجودی لازم در حساب برای هر نفر را 35 میلیون تومان به بالا (و بعضا 50 میلیون تومان به بالا) اعلام میکردند.

البته برای گواهی تمکن مالی نیاز به باقی موندن طولانی مدت موجودی در حساب بانکی نیست و بعد از اخذ گواهی موجودی حساب، میتونید از حسابتون برداشت کنید. بیمه ی مسافرتی را ما بیمه ی دی و از طریق سایت بیمیتو، با سقف تعهد  50 هزار یورو برای یک ماه به مبلغ نفری 75.8 هزار تومان خریدیم. البته اگه بیمه نامه تا سقف 10 هزار یورو بخواهید با مبلغ خیلی کمتر از بیمه ی سامان میشه تهیه کرد. بعداً فهمیدیم در صورت گرفتن ویزا از آژانس بادران پرواز، خود آژانس بدون هزینه ی اضافه، بیمه نامه ی مسافرتی هم میده ولی به جای بیمه نامه، حاضر نشدند به ما تخفیف اضافه بدن.

اخذ ویزای ما بعلت تعطیلات هفته ی اول اکتبر، سه هفته زمان برد ولی در حالت عادی، زمان مورد نیاز حدود دو هفته هست.

نکته های تهیه ی ویزا :

  • باید حتماً زمینه ی عکس تحویل شده به سفارت سفید باشه و رنگ لباسها خیلی روشن (سفید) نباشه. این مطلبی بود که چندتا از آژانسهایی که باهاشون تماس گرفتم گفتن.
  • طبق اون چیزی که آژانس به ما گفت و با توجه به فرم درخواستی که برای آژانس پر کردیم، باید شهر ورودتون به چین در زمان اخذ ویزا مشخص باشه. اگرچه من چنین قانونی را جای دیگه نخونده بودم.
  • معمولاً ویزای توریستی یکبار ورود بوده و سه ماه از زمان صدور اعتبار داره یعنی تا سه ماه پس از زمان صدور ویزا میتونید وارد چین بشید. از زمان ورود هم حداکثر 30 روز میتونید در چین اقامت داشته باشید.
  • در زمان اخذ ویزا، نیازی به رزرو هتل و داشتن بلیط پرواز نیست ولی برای احتیاط توصیه میکنم این موارد را در زمان سفرتون همراه خودتون داشته باشید.
  • برای سفر به هنگ کنگ، ماکائو و تایوان و همینطور منطقه ی تبت باید ویزا و مجوزهای جداگانه داشت.
  • ورود یک سری کالاها، طلا، نقره و سایر اقلام ارزشمند و ارز بالای 5000 دلار آمریکا و یا 20000 یوان، به چین محدودیت داره و باید در گمرک چین اظهار بشه. خلاصه اگه برای سفر تفریحی میرید به نظر من دنبال دردسر نباشید و به جز ضروریات، چیز اضافه ای با خودتون نبرید.
  • ورود میوه و سبزیجات تازه به چین ممنوعه.
  • توضیحات من در مورد ویزای نوع توریستی بود. در صورتی که میخواهید برای ویزای بیزینس یا سایر انواع ویزا اقدام کنید بهتره اطلاعاتتون را با جستجو در اینترنت تکمیل کنید.

 

آب و هوا و زمان سفر:

طبق بررسی ها و جستجوهای من، برای مناطق مورد بازدید ما، پاییز و مقطع زمانی اواخر مهر و بعد از تعطیلات ابتدای اکتبر در چین، تا اواسط آبان، شاید بهترین زمان سفر به چینه چون هم آب و هوا وضعیت مناسبی داره و هم اینکه از فصل شلوغ (high season) چین و قیمتهای بالای هتل و پرواز، فاصله میگیریم. در صورتی که ما نیمه ی خرداد به سفر چین میرفتیم، تقریباً با همین هزینه ای که ما پروازها و هتلها را برای سه منطقه ی پکن، شانگهای و ژانگ جیاجی گرفتیم، شاید به سختی میتونستیم فقط پکن و شانگهای را ببینیم.

چین کشور بزرگیه و تنوع آب و هوایی زیادی داره. آب و هوای پکن، نزدیک به آب و هوای تهرانه اما در زمستون کمی سردتر و  کمی با رطوبت کمتر هست اما شهرهای ژانگ جیاجی و شانگهای، آب و هوای گرمتری نسبت به تهران داشتن. تحلیل کامل آب و هوایی خیلی از مقاصد گردشگری در چین در ماههای مختلف و نوع پوشش مورد نیاز را هم میتونید از سایت travelchinaguide بدست بیارید.

 

cEHfrMEWJtf9708zTKOWlx71D8pYdrm2BXKy5BqU.jpeg

 

 

داستان خرید بلیط پروازها !

با توجه به بعد مسافتها در چین و زمان محدود ما، گزینه ی اصلی ما برای بیشتر جابجایی ها، پرواز بود و قطعاً یکی از پیچیده ­ترین بخشهای تهیه مقدمات و برنامه ریزی این سفر، تهیه ی بلیط این پروازها بود. برای جابجایی بین شهرهای استان هونان (ژانگجیاجی، وولینگ یوآن و فنگ هوانگ) استفاده از گزینه ی اتوبوس، منطقی ترین حالت بود که بعداً در بخش حمل و نقل بین شهری بیشتر در موردش توضیح میدم اما برای جابجایی بین پکن - ژانگ جیاجی یا ژانگ جیاجی به شانگهای استفاده از گزینه ی حمل و نقل زمینی، با توجه به فواصل بالای این شهرها (حدود 20 ساعت)، منطقی نبود.

برای سفر به چین از ایران، اغلب از پروازهای ایرلاین های ماهان و چاینا ساترن (china southern) استفاده میشه. البته پروازهایی با توقف در کشورهای حاشیه ی خلیج فارس با ایرلاین های قطر (Qatar airways)، امارات (Emirates) و ... و همینطور با توقف در ترکیه و روسیه هم وجود داره که با توجه به طولانی تر شدن مسیر و همینطور توقفهای بین راهی و هزینه ی بالای این پروازها، استفاده از اونها منطقی نیست. مزیت اصلی پروازهای ماهان، انجام پرواز مستقیم به پکن، شانگهای و گوانگجو هست اما پروازهای چاینا ساترن بدون استثناء در شهری به نام ارومچی (Urumqi) توقف دارند و این شهر در واقع حکم ترمینال اصلی برای پروازهای ورودی و خروجی از خاورمیانه هست. با تجربه ای که از سفرهای قبلی و جستجوهای اینترنتی داشتم، میدونستم که اگه بشه پکیجی از بلیط پروازها را با گزینه ی پروازهای چند مسیره سایتها از یک ایرلاین خرید، مجموع هزینه ها بطور معمول بسیار اقتصادی تر از این حالته که همه ی این پروازها را بخواهیم تک تک خریداری کنیم. شهرهای اصلی مقصد ما شامل پکن، ژانگ جیاجی، شانگهای و هانگژو بود که البته بعداً توضیح میدم که این شهر آخر هم از فهرست ما خارج شد.

برنامه ی اولیه ی ما شروع سفر از 24 مهر و بازگشت در 10 آبان بود. با استفاده از اپلیکیشنهایی مثل Hopper، Kayak و ... بهترین زمان خرید بلیط را چک کرده بودم و همه ی اونها زمانی بین دو تا سه هفته مونده به پرواز را برای این کار پیشنهاد داده بودند. قیمت پروازهای مشابه را توی چندین سایت داخلی و توی سایتهای خود ایرلاین ها چک کردم که به نظر خرید ریالی از سایتهای داخلی منطقی تر بود.

 حالا باید تمام حالتهای پروازی بین همه ی این شهرها را هزینه یابی و بررسی میکردم. یادمه این کار را دقیقاً 2 مهرماه انجام دادم. ترتیب مختلف پرواز به این شهرها و استفاده از بلیطهای چند مسیره یا مستقیم، گزینه های زیادی را برای برنامه ریزی سفر ایجاد میکرد. فکر کنم حداقل 30-40 حالت ممکن را بررسی کردم. بعضی از حالتها به خاطر توقف بین پروازها و یا زمان نامناسبشون و یا هزینه های بالا از گزینه ها خارج شد.

با در نظر گرفتن همه ی این حالتها و پارامترهای زمان و هزینه و ... چند تا گزینه را با هزینه ی تقریبی بین 7.5 تا 8 میلیون تومان برای مجموع پروازهای هر نفر نهایی کردم ولی صبح روز 3 مهرماه متوجه شدم، برای بازدید از شهر ققنوس در استان هونان (فنگ هوآنگ) شاید بهتر باشه از فرودگاه شهری به نام تنگرن (Tongren) استفاده کنیم (دقیقاً حالت فردی را داشتم که توی بازی مارپله، یکی دو خونه مونده به آخر، مار نیشش میزنه و دوباره باید بیاد سر خط!). تمام اون حالتها را مجدداً با وسواس زیاد این بار با اضافه شدن گزینه ی شهر تنگرن مورد بررسی قرار دادم. چهارشنبه شب، 3 مهرماه بود که به جمع بندی رسیده بودم. مزایا و معایب گزینه ها را با همسرم طرح کردم و درست زمانی که میخواستم برای خرید بلیط اقدام کنم، تمامی گزینه های مدنظر ما برای پروازها، افزایش قیمت حدود 50 درصدی پیدا کردن! حسابی اعصابم به هم ریخت و هنگ کردم!

تا ساعت 3 صبح پنجشنبه 4 مهر، حسابی با سایتها و گزینه های مختلف کلنجار رفتم. به این نتیجه رسیدم که اگه دو روز از سفرمون کم کنیم و به جاش 26 مهر بریم و هانگژو را بیخیال بشیم، میشه با همون حدود قیمت، بلیطها را خرید ولی برای اینکه تصمیم یهویی و غیرمنطقی نگرفته باشم و نظر همسرم را هم بپرسم، گفتم بهتره بخوابم و صبح بلیطها را بخرم. سرتونو درد نیارم، اینبار هم درست موقع تصمیم گیری ما و خرید نهایی، بلیطها یهویی بیش از 2-3 میلیون برای هر نفر گرون شد. با این تصور که بالاخره یک کاریش میکنیم، برای ویزا از طریق آژانسی که قبلاً توضیح دادم، اقدام کردم ولی هنوز شهر مبدا را برای آژانس مشخص نکرده بودم و قرار شد تا روز شنبه بهشون خبر بدم.

وقتی به خونه برگشتم، مجدد همه ی حالتها را چک کردم ولی فایده­ ای نداشت. اتفاقی متوجه شدم که درست هفته ی بعد از زمان سفر ما، یک روز تعطیل در تقویم هست. قضیه را با همسرم طرح کردم و به این فکر رفتیم که چرا برنامه ی سفرمون را یک هفته و تا یک آبان به عقب نیندازیم. مجدد همه ی اون سناریوی ارزیابی حالتها، تکرار شد. بعد از انتخاب یکی از حالتها و درست در زمان خرید، سناریوی افزایش یکباره ی قیمت در عرض چند ثانیه تکرار شد! به این اضافه کنید این قضیه را که یک اطلاعیه ای در زمان خرید بلیط، توسط سایت علی بابا نشون داده شده بود که هواپیمایی چاینا ساترن برای تمام مسافرین ایرانی، علاوه بر ویزا در هنگام چک این، دعوت نامه هم میخواد. آژانس هم زیر بار دادن این دعوت نامه نمیرفت! خلاصه ماجرایی داشتیم واسه خرید بلیط.

دیگه میخواستم بیخیال سفر بشم. به آژانس زنگ زدم که قضیه ی اخذ ویزا را کنسل کنم که با پاسخ ایشون مبنی بر اخذ جریمه ی 10 دلاری برای هر نفر مواجه شدم. به این هزینه اضافه کنید هزینه های انجام شده ی تهیه بیمه ی مسافرتی و ... را !

اون لحظه تصمیم گرفتیم که موقتاً بیخیال بشیم و فردای اون روز، با تمرکز بهتر و با اعصاب آرومتر تصمیم گیری کنیم. روز جمعه 5 مهرماه این بار با آرامش بیشتر، به بررسی گزینه های پروازی پرداختیم. قبلاً خونده بودم که بهترین زمان سفر به کوهستان آواتار و منطقه ی ژانگ جیاجی، ماه اکتبر هست ولی با تعویق یک هفته ای سفر، به ماه نوامبر میرسیدیم. این بار آب و هوا را هم دقیق در سایتهای accuweather و yandex weather برای روزهای سفرمون در شهرهای مقصد چک کردیم و اینجوری بود که حکمت این تغییر قیمتها را فهمیدیم!

اگه اون برنامه ی اولیمون را پیروی کرده بودیم، بیشتر زمان سفرمون را در بارون بودیم اما با تعویق برنامه ی سفرمون به 3 آبانماه میتونستیم به تمام برنامه هامون در آب و هوای نسبتاً ایده آل برسیم. با جستجوی اینترنتی متوجه شدیم که نیاز به دعوت نامه هم برای ویزاهای توریستی صادق نیست و نیازی به دعوت نامه برای این نوع ویزا وجود نداره. دیگه کشش ندادیم و بالاخره با مجموع هزینه ی 8.223 میلیون تومان برای هر نفر، بلیطهای پروازهامون را به این صورت خریدیم:

1.تهران- پکن (با توقف در شهر ارومچی) / ساعت پرواز: 22:30 ، مورخ جمعه 3/8/98 ، ساعت فرود در پکن 12:40، چاینا ساترن

2. پکن – ژانگ جیاجی (با توقف در شهر چانگشا) / ساعت پرواز: 17:50 مورخ چهارشنبه 8/8/98، ساعت فرود 22:45 ، چاینا ساترن

3. ژانگ جیاجی – شانگهای / ساعت پرواز: 18:40 مورخ دوشنبه 13/8/98، ساعت فرود 20:35 ، ژونیائو ایرلاین (Juneyao airlines)

4. شانگهای- تهران (با توقف در شهر ارومچی به مدت 6:40 ساعت) / ساعت پرواز: 8:25 ، مورخ جمعه 17/8/98 ، ساعت فرود در تهران 21:15، چاینا ساترن

 

XP1qo0HUefGh8g2rFkSbdU8LoyCXpw2aEJyJ6ErD.jpeg

 

پروازهای 1، 2 و 4 را یکجا و با استفاده از حالت چند مسیره سایت علی بابا، به قیمت 6.6 میلیون تومان و بلیط پرواز سوم را به قیمت 1.623 میلیون تومان خریدیم. با در نظر گرفتن جمیع جوانب، این تقریباً بهترین حالت پروازی بود، چون در زمان حضورمون در چین، پروازهامون غروب بود و میتونستیم از زمان روزمون هم بهینه استفاده کنیم. توقف در فرودگاه ارومچی در پرواز اولمون هم نه تنها اشکالی نداشت، بلکه حسن بزرگش این بود که در زمان توقف در ارومچی، تشریفات کنترل ویزا و ورودمون انجام میشد و در پکن دیگه لازم نبود وقتی را برای این کار هدر بدیم. مشکل فقط توقف طولانی در پرواز آخر بود که الان که فکر میکنم اونم برای ما لذت بخش بود.

 

نکته های خرید بلیط پرواز :

  • برای ارزیابی دوستانی که نیت سفر به چین را دارن و میخوان که هزینه ها را با تور مقایسه کنن یا میخوان برآوردی از هزینه ها در صورت انتخاب پکن یا ترکیب پکن و شانگهای برای سفر داشته باشن، باید بگم در زمان خرید بلیط ما، بلیط پرواز رفت و برگشت به پکن حدود 4.4 میلیون تومان و مجموع پرواز تهران-پکن، پکن-شانگهای و شانگهای- تهران حدود 6.2 میلیون تومان از ایرلاین چاینا ساترن بود.
  • شاید برای بعضی دوستان سوال باشه که چرا از پروازهای ماهان استفاده نکردیم. در این صورت، مجموع هزینه ی بلیط رفت از تهران به پکن و برگشت از شانگهای به تهران، حدود 6.3 میلیون تومان میشد. اینجوری با خرید بلیطهای پروازهای داخلی چین با ارزونترین قیمت هم مجموعاً باید بالای 12 میلیون تومان هزینه ی پرواز میدادیم.
  • همنطور که گفتم اگر بلیط رفت و برگشت را از یک ایرلاین بگیرید و یا اینکه با امکان گزینه ی بلیطهای چند مسیره، بتونید بلیط پروازهاتون را از یک ایرلاین خرید کنید، خیلی براتون به صرفه تر و با قیمت پایینتری خواهد بود. بگذارید یک مثال بزنم، قیمت تک پرواز پکن به ژانگ جیاجی با ایرلاین چاینا ساترن، در زمان مدنظر ما بالای 4.5 میلیون تومان بود ولی با گنجوندن این پرواز در پکیج، برای ما حدود 1.5 میلیون تومان دراومد.
  • با توجه به زمان و توقف طولانی پروازهای چایناساترن، از تنگرن یا ژانگ جیاجی به شانگهای و از دست دادن زمان طولانی از سفر در این توقفها، خرید بلیط از این ایرلاین در این مسیر منطقی نبود. خوشبختانه تونستیم با یک قیمت نسبتاً منطقی (به نسبت قیمت بالای پروازهای داخلی در چین) پرواز مدنظرمون را از ایرلاین Juneyao خریداری کنیم.
  • در پروازهای چاینا ساترن از تهران به شهرهای چین و بالعکس، محدودیت بار تا 32 کیلوگرم وجود دارد. علاوه بر این میتونید بار داخل کابین هم تا سقف 5 کیلوگرم داشته باشید (البته عمدتاً کسی این محدودیت را رعایت نمیکرد و از سخت گیری ایرلاینهای اروپایی مثل easy jet یا ایرلاینی مثل pobeda در روسیه خبری نبود). در پروازهای داخل چین هم عمدتاً میتونید 20 کیلوگرم بار داشته باشید. اگرچه در بلیط ما برای پرواز ایرلاین Juneyao ، میزان بار مجاز را صفر زده بود اما وقتی سایت این ایرلاین را چک کردم، متوجه شدم که این ایرلاین هم بار مجاز 20 کیلوگرمی داره.
  • در پروازهای چینی حساسیت زیادی روی باتری های لیتیومی وجود داره و نباید باتری دوربین عکاسی، پاوربانک و موارد مشابه را توی بار گذاشت و باید حتماً با خودتون به داخل هواپیما ببرید. در کنترل امنیتی (security check) هم دقت کنید، این موارد را جدا بگذارید که نخوان کل بارتون را شخم بزنن!
  • حمل اسپری در پروازهای چاینا ساترن ممنوع هست. پس اگر این ایرلاین را برای سفرتون انتخاب کردید باید بیخیال خرید عطر و ادکلن در این سفر بشید.
  • خدا را شکر ایرلاین های چینی مثل بعضی از ایرلاینهای اقتصادی اروپایی خسیس نیستن و وعده ی غذایی داخل پروازهاشون خوب و مناسب بود.

 

رزرو هتل :

مشابه با سفرهای قبلیمون ما دنبال هتلهای آن چنانی نبودیم و قیمت، موقعیت (location) و نزدیکی به جاذبه ها، آرامش، تمیز بودن و داشتن یک اتاق (private) با حموم و دستشویی اختصاصی ملاکهای ما در انتخاب هتل بود. به همین دلیل گزینه هامون بیشتر روی هتلهای دو تا سه ستاره بود. همه میدونند که بهترین مرجع ارزیابی هتلهای خارجی سایت booking.com هست. با توجه به اینکه ما credit card نداشتیم و از طرفی اختلاف قیمت چندانی بین قیمت سایت علی بابا با سایت booking وجود نداشت، ما از این سایت خرید کردیم. گزینه های قابل خرید را از سایت علی بابا استخراج کردیم و با بررسی امتیاز هتلها، مطالعه review های هتلها، بررسی موقعیت و فاصله ی آنها با جاذبه های شهرهای مقصد در booking، هتلهای زیر را انتخاب کردیم:

  • هتل Jinjiang Inn Beijing Guangqumen ، پکن، 4 شب، کل هزینه: 2.29 میلیون تومان، هزینه ی هر شب: 573 هزار تومان، بدون صبحانه، امتیاز booking: 7.8
  • The California hotel، شهر ژانگ جیاجی، یک شب، هزینه: 348 هزار تومان، بدون صبحانه، امتیاز booking: 9.1
  • Qing Man Hotel، شهر وولینگ یوآن، سه شب، کل هزینه: 903 هزار تومان، هزینه ی هر شب: 301 هزار تومان، بدون صبحانه، امتیاز booking: 9.4
  • هتل Fenghuang Poshan Inn، شهر فنگ هوآنگ، یک شب، هزینه: 537 هزار تومان، باصبحانه، امتیاز booking: 8.4
  • هتل Hao Du Hotel، شانگهای، 4 شب، کل هزینه: 2.084 میلیون تومان، هزینه ی هر شب: 521 هزار تومان، با صبحانه، امتیاز booking: 7.9

مجموع هزینه ی پرداختی ما برای هتل و برای 13 شب، 6.162 میلیون تومان شد. همه ی این هتلها، مجموعاً با توجه به هزینه ی پرداختیمون قابل قبول بود چون اگر میخواستیم به ویژه در پکن و شانگهای هتل بهتری در موقعیت مناسب بگیریم، هزینه هامون چیزی نزدیک به دو برابر میشد. یکی از کارهایی که من برای انتخاب هتل در این سفر انجام دادم، این بود که بدترین کامنتها و reviewهای نوشته شده برای هر کدوم از این هتلها را میخوندم تا بتونم با واقعیت هتلها بیشتر آشنا بشم و اینجوری بدترین چیزی که میتونست در هتلها برامون اتفاق بیفته را میفهمیدم. اینجوری خودمون را برای بدترین حالت ممکن آماده کرده بودیم اما خدا را شکر چیز آزار دهنده ای برای ما رخ نداد.

هتل Jinjiang Inn Beijing Guangqumen تقریباً کمتر از 15 دقیقه با مترو (ایستگاه Guangqimennei) فاصله داشت و نزدیکی نسبی به مترو و مرکز شهر در کنار قیمت نسبتاً مناسب، بزرگترین امتیازش بود. کارمندهای پذیرش هتل به جز چند لغت محدود نمیتونستن انگلیسی صحبت کنن اما با استفاده از اپلیکیشن های مترجم تلاششون را برای برقراری ارتباط میکردن. این هتل تنها هتلی بود که در این سفر از ما ودیعه ( deposit ) به مبلغ 200 یوآن خواست که اون را هم زمان خروج هتل (check out) پس داد. نگهبان این هتل واقعاً آدم مهربون و خوبی بود و دو نوبت برای گرم کردن غذا و باز کردن درب کنسرو به کمکمون اومد.

یکبار وقتی که میخواستم در کنسرو را باز کنم، دستم را یه کم بریدم، بدون اینکه ازش بخوام، خیلی سریع رفت و برام چسب زخم آورد. اتاق یه کم کوچیک بود اما آزار دهنده نبود. توی اتاق هم خبری از یخچال نبود اما وسایل معمولی که هتلها فراهم میکنن مثل شامپو، شوینده، مسواک و ... در اتاق وجود داشت. سرویس بهداشتی اتاق مثل اغلب هتلهای خارجی، دمپایی نداشت اما خانه داری هتل و نظافت اتاق به خوبی انجام میشد. در ووچر هتل ما صبحانه وجود نداشت و اگر میخواستیم میتونستیم همونجا صبحانه را خریداری کنیم ولی ما با خودمون کلی خوراکی برای صبحانه برده بودیم. خدا را شکر برخلاف اون چیزی که در کامنتهای منفی این هتل نوشته شده بود، سر و صدایی از اتاقهای اطراف نیومد و بوی سیگاری هم  ما را اذیت نکرد.

 

dcZbioDN9cLLeavj3R3bpuP4g2nfsuWMkdDo0f1Y.jpeg

 

6JPVw6talD3cMsTR4rnSgD8FhbiZdBGCZcYpiJEJ.jpeg

 

K7oBm93myZ2EIxr8QdmFdIPQGl2ASqqlVuGszJAu.jpeg

 

The California hotel ، هتلی کوچیک با موقعیت عالی (نزدیک به تله کابین تیان من و ترمینال مرکزی اتوبوس) در شهر ژانگ جیاجی بود. در عمل، شب دیروقت به این هتل رسیدیم و صبح زود هم این هتل را ترک کردیم و تا عصر وسایلمون را اونجا امانت گذاشتیم. پذیرش این هتل خانمی بود که خیلی خوب انگلیسی صحبت میکرد و برای پیدا کردن ترمینال اتوبوس به مقصد وولینگ یوآن، به ما کمک کرد. اندازه ی اتاق مناسب بود و وسایل معمول مثل شامپو، شوینده، مسواک و ... در هتل وجود داشت. دمپایی هم توی سرویس بهداشتی وجود داشت. مثل هتل پکن، توی این هتل هم صبحانه نداشتیم و از خوراکی هایی که از ایران آورده بودیم، استفاده کردیم. توی سایت علی بابا، این هتل دارای سرویس شاتل از فرودگاه نبود اما در سایت booking رزرو این هتل، سرویس رایگان از فرودگاه داشت. علیرغم هماهنگی با مسئول پذیرش هتل، با بهانه ی ایشون مبنی بر اشتباه در درک مکالمه ی تلفنی، ما مجبور شدیم برای تاکسی از فرودگاه به هتل، 30 یوآن پرداخت کنیم.

 

jMyVRYmMEtpbnNe3vHDMr9DvI5TAvnSjRjg6MWcK.jpeg

 

un2LLJN0dc5BvDTKNk84H0C1B209Qgb1b4ZnY3Uf.jpeg

 

Qing Man Hotel ، هتلی کوچیک ولی تمیز در شهر کوچیک وولینگ یوآن با موقعیت عالی (نزدیک به ورودی پارک ملی ژانگ جیاجی و ترمینال اتوبوس این شهر- حدود 5 دقیقه پیاده) بود. مهمترین دلیل انتخاب این هتل، نه خود هتل، بلکه صاحبش و کامنتهای مثبتی بود که در موردش خونده بودیم. صاحب این هتل مردی بود که نه تنها انگلیسی را خیلی خوب و روان صحبت میکرد بلکه یک راهنمای خوب برای برنامه ریزی بازدید پارک ملی ژانگ جیاجی (کوهستان آواتار) و ژانگ جیاجی گرند کنیون (Zhangjiajie grand canyon) بود و خرید بلیط گرند کنیون را هم برای ما انجام داد. اتاق رزرو شده ی ما یک اتاق دوتخته بود اما به جای اون، صاحب هتل به ما یک اتاق 4 تخته داد. فکر کنم علت اصلی امتیاز بالای این هتل در booking، صاحب این هتل بود. سایر امکانات هتل هم معمولی و قابل قبول بود و برخلاف اغلب هتلهای خارجی دمپایی پلاستیکی هم در سرویسها داشت. برای صبحانه علاوه بر خرید خوراکی از سوپرمارکتهای اطراف، یک روز از صبحانه ی بوفه ی یکی از رستورانهای کوچک اطراف هتل استفاده کردیم.

 

3yW6ckQd1mS88YkfarbqH8gDZCZiYCwC7JIsICBH.jpeg

 

NcAFZ9KOzDyoF8oEaDU5FLgm7SBzfVnw2ZDfS7rZ.jpeg

 

Fenghuang Poshan Inn هتلی نزدیک به رودخانه و بافت سنتی و تاریخی شهر فنگ هوانگ بود. با توجه به کامنتهای منفی ای که درباره ی این هتل خونده بودم، نسبت به تصوراتم، با شرایط و فضای خیلی بهتری مواجه شدیم و علیرغم اینکه در ووچر هتل ما صبحانه نبود، هتل به ما صبحانه ی رایگان داد. کارمند پذیرش این هتل تقریباً نمیتونست انگلیسی صحبت کنه اما با کمک اپلیکیشن های مترجم، به ما در گرفتن تاکسی و بعداً حمل چمدونهامون تا رسیدن به تاکسی خیلی کمک کرد. اندازه و امکانات هتل هم بسیار مناسب بود. تنها نکته ی منفی این هتل این بود که در سر در این هتل، اسمش Floral hotel بود و با توجه به خوب کار نکردن GPS موبایل، در پیدا کردن هتل در بدو ورودمون به این شهر کوچیک، کمی دچار مشکل شدیم.

 

kE9lJbhYDQIgdflnfaPNNqHNKWQppByOxF1kl43g.jpeg

 

QWFsGT4DGrHvifniwtWrwn4GIAMQldYefzbL8DET.jpeg

 

Hao Du Hotel هتلی معمولی در غرب رودخانه ی هوانگپو، نزدیک به ایستگاه مترو  (ایستگاه Dashijie) و باغ یویوان (Yu garden) و میدان مردم (people square) در یک موقعیت ایده آل در شانگهای بود. کارمندهای پذیرش هتل، به جز چند لغت محدود نمیتونستن انگلیسی صحبت کنن. با توجه به اون چیزی که در کامنتهای این هتل خونده بودم، اتاقهای economical این هتل، بسیار کوچک و سرویس های بهداشتیش در حد سرویس هواپیما بود واسه ی همین تصمیم گرفتیم تا اتاقهای استاندارد این هتل را رزرو کنیم.

اتاق استاندارد این هتل هم کوچیک ولی قابل تحمل بود. سرویس خانه داری این هتل بسیار مرتب بود و هر روز حوله ها تعویض میشد اما خیلی از وسایل معمول مثل مسواک و ... در این هتل وجود نداشت. بهانشون هم طبق برچسبی که به دیوار چسبونده شده بود این بود که محدودیت قانونی توسط یکی از سازمانهای زیست محیطی در شانگهای وضع شده. یکی از امتیازاتی که باعث شد هتل Hao du را انتخاب کنیم این بود که صبحانه داشت. ترکیب اصلی بوفه ی صبحانه ی هتل، از آیتمهای صبحانه ی چینی شامل نودل، ذرت، سوپی شبیه شیر برنج و ... تشکیل شده بود اما در کنارش بعضی دیگه از خوراکیهای غربی مثل کیک های کوچولو، میوه و ... هم وجود داشت. ما از صبحونه ی هتل راضی بودیم و تنوعش را هم دوست داشتیم.

 

7cmjba2dzF2jjauLG0LjmK2XUD5j5yBh6g1Ljzoe.jpeg

 

oXmWs5FE3p8SA2i6j91RENRPQk8nfdbthL1bAYmk.jpeg

 

خرید ارز :

بعد از کلی جستجو و سرچ اینترنتی به این نتیجه رسیدم که با توجه به دردسرهای تبدیل ارز در بانکهای چینی و کم بودن صرافی در چین، باید ارز مورد نیازمون را داخل ایران تهیه کنیم. از طرفی هم ما هتلهای چهار یا پنج ستاره نمیرفتیم و از هتلهای محلی هم نمیشد انتظار داشت که برامون پول تبدیل (change) کنند.

برای کل سفرمون با درنظر گرفتن کلیه ی هزینه ها شامل ورودیه ها، خورد و خوراک، رفت و آمد شهری و بین شهری و کمی هم خرید سوغات برآورد هزینه ای حدود 6000 تا 6700 یوآن داشتم ولی با احتیاط بیشتر تصمیم گرفتیم که 9000 یوآن تهیه کنیم و در صورت زیاد آوردن ارز، مجدد در هنگام بازگشت پولمون را به ارز مقتدر داخلی تبدیل کنیم!

در موقع سفر ما قیمت دلار حدود 11400 و یورو 12700 تومان بود. یک هفته مونده به سفر، برای خرید یوآن به میدان فردوسی تهران رفتیم. در اون زمان، توی سایت طلا و جواهر، قیمت یوآن چیزی حدود 1630 تومان بود اما توی هیچ صرافی ای قیمتی کمتر از 1700 تومان ندیدیم. از طرفی هم تعداد صرافی هایی که یوآن داشتند، چندان زیاد نبود. متاسفانه اختلاف قیمت خرید و فروش یوآن زیاد هست و همون موقع قیمت خرید یوآن 1600 تومان بود. به ناچار کل ارز مورد نیازمون را به قیمت هر یوآن 1700 تومان تهیه کردیم.

اگر چه بعداً موقع بازگشت از سفر، حدود 295 هزار تومان در زمان فروش یوآن اضافه ای که به سفر برده بودیم ضرر کردیم اما به نظرم با توجه به مشکلات زیادی که اغلب مسافرین ایرانی در هنگام تبدیل ارز در چین باهاش مواجه شدن، کارمون عاقلانه بود و باعث صرف جویی زمانی قابل توجهی شد.

 

اپلیکیشن ها و سایتهای اصلی مورد استفاده برای برنامه ریزی سفر و مسیریابی :

برای برنامه ریزی سفر و شناخت جاذبه های شهرها، در کنار جستجوی اینترنتی و مطالعه ی سفرنامه های ایرانی و خارجی، من از اپلیکیشن های زیادی مثل cityMaps2go، sygic Travel و ... استفاده کردم اما شاید بهترین مراجع کمکی من سایت travelchinaguide و در مرحله ی بعد بخش thing to do در travel guide سایت google بود. جاذبه های مدنظرم را در google map نشونه گذاری کردم و با در نظر گرفتن زمانهای باز بودن هر جاذبه برای بازدید، سعی کردم موارد نزدیک به هم را در یک روز بگنجونم.

موضوع بعدی مسیریابی بود. متاسفانه بخش مسیریابی حمل و نقل عمومی بسیاری از سایتها از جمله google map، maps me، yandex و ... برای شهرهای چین غیرفعاله. حتی برخی از دوستان برای مسیریابی و حمل و نقل عمومی، اپلیکیشن map گوشی های آیفون را پیشنهاد داده بودن که اون را هم من روی گوشی دوستام چک کردم و این اپلیکیشن هم جواب نداد. اپلیکیشنهای چینی مثل baidu و چندتا اپ دیگه هم فقط به زبان چینی بودن. اگرچه سخت بود، اما برنامه ی سفرمون را بطور کامل با کلیه ی اطلاعات مورد نیاز برای مسیریابی بصورت تشریحی و متنی، از سایت travelchinaguide برای رفت و آمد به هتل، فرودگاه و تک تک جاذبه ها استخراج کردم و در یک فایل اکسل به همراه مجموعه ی اطلاعات نزدیک ترین ایستگاه مترو به هر مقصد، ساعت بازدید، هزینه ی بازدید، مدت زمان پیشنهادی جهت بازدید و سایر نکات لازم جمع آوری کردم که خداییش خیلی خیلی به کارمون اومد.

اواسط کارم بود که بطور شانسی با اپلیکیشن rome2rio آشنا شدم و تا اونجایی که من جستجو کردم، تنها اپلیکیشنی بود که مسیریابی در شهرهای چین را با استفاده از حمل و نقل عمومی هم انجام میداد (البته با امکانات و گزینه های خیلی محدودتر نسبت به اون چیزی که google برای سایر کشورها داره). اگرچه بخشی از مسیرهای مکشوفه ام از سایت travelchinaguide و سرچ های اینترنتیم را با مسیرهای پیشنهادی این اپلیکیشن چک کردم اما به نظرم همون بهتر بود که بیخیال این app میشدم. به هرحال برای روز مبادا، کلیه ی مسیرهای رفت و آمدمون را در این اپلیکیشن چک کردم و در گوشیم اسنپ شاتش را ذخیره کردم. البته این اپلیکیشن هم در چین فیلتر بود. تا یادم نرفته اینم اضافه کنم که سایتها و اپلیکیشنهای زیادی در چین فیلتر هست از جمله google، instagram، whatsapp و ... و مردم چین تقریباً برای هر کاری از اپلیکیشن wechat استفاده میکنن. با اینحال در صورت دسترسی به اینترنت، میشه از یک سری VPN ها برای دور زدن فیلترینگ در چین استفاده کرد.

برای تکمیل کار، در اپلیکیشن maps me، اطلاعات شهرهای مقصدمون را برای اینکه بتونیم آفلاین هم از این اپ استفاده کنیم، دانلود کردم. اینجوری بدون نیاز به اینترنت، میشد حداقل برای مسیریابی پیاده و پیدا کردن موقعیتمون روی نقشه ازش استفاده کرد. اقدام آخر هم نصب اپلیکیشن برای استفاده از متروی شهرهای پکن و شانگهای بود. در اپ metro china subway، اطلاعات مترو شهرهای پکن و شانگهای را بصورت آفلاین دانلود کردم. بعد از دانلود اطلاعات هر شهر، shortcut برای مترو هر شهر در گوشی شما و با نام اون شهر نمایش داده میشه.

مورد ضروری بعدی، استفاده از اپلیکیشن های مترجم بود. من برای این موضوع، از google translator استفاده کردم و زبانهای چینی، انگلیسی و فارسی را بصورت آفلاین در گوشیم ذخیره کردم.

نهایتاً نتایج کلیه ی جستجوها و فایلها و اطلاعاتی که در طی مدت قبل از سفرم جمع کرده بودم، در گوشی خودم و همسرم ذخیره کردم که کمک خوبی به ما در این سفر کرد.

 

سفرنامه های مرتبط

نظرات کاربران (24 نظر)

× در حال پاسخ به:

رضا قائمی 26 دی 1399 ساعت 14:40

سلام و درود به شما ممنون از سفرنامه جامعتون.انشاا‌‌..همیشه به سفر

سعید ا. 17 دی 1399 ساعت 18:31

دوست عزیز جناب آقای فراهانی! درود بر شما. سپاس فراوان از زحمت تدوین و ارائه چنین سفرنامه ارزنده ای. از ویژگی های برجسته آن میتوان به اطلاعات جامع و کاربردی به همراه تصاویر بسیار زیبا و گویا اشاره کرد. همچنین بخشی از سفرتان که (اگر اشتباه نکنم ایالت هونان را شامل میشد)، مقصد کمتر شناخته شده ای است که به جذابیت سفرنامه تان میافزود. بسیار لذت بردم و آموختم.
تندرستی و سفرهای پربار برای جناب عالی و همسر گرامی آرزو کرده و در انتظار سفرنامه های تان هستم.

فائزه لطیفی یقین 15 دی 1399 ساعت 11:00

آقای فراهانی خسته نباشید میگم بابت سفرنامه ی دقیق و عالیتون که قطعا یکی از راهنماهای مفید برای سفر به چین خواهد بود و قطعا به همه ی دوستانی که بخوان به این سفر برن کمک زیادی میکنه و ازتون ممنونم بابت زحماتتون. امیدوارم هرچه زودتر از این وضعیت خلاص بشیم و دوباره به سفر بریم که الان تنها دلخوشی این روزهای سفر دوستان خوندن خاطرات سفر هستش. برای شما و همسر محترمتون آرزوی سلامتی و شادی رو دارم.

Sasan Raissi 10 دی 1399 ساعت 20:09

خداقوت و سپاس فراوان جناب فراهانی از اینهمه زحمتی که برای تهیه این سفرنامه جذاب ، کامل و کاربردی و دوست داشتنی برای هممون انجام دادید . به امید سفرهای بیشتر :)

Lahiji_majid 6 دی 1399 ساعت 09:31

سلام آقای فراهانی عزیز
بدیهیست که برای نگارش چنین سفرنامه ای، وقت زیادی گذاشته اید و از این بابت، از شما سپاسگزاریم.
خلی خوب جزیات سفر را به تحریر در آورده اید و عکسها هم خوب بود ولی میتوانست بهتر باشد. کاش برای عکسها پا نوشت هم میگذاشتید. تصور خواننده از چین، با توصیفات شما، تغیر میکند که این نشان از تاثیر گذاری سفرنامه در تغیر نگرش خواننده دارد. قسمت مربوط به ونیز شرق، برایم خیلی جذاب بود، خیلی خوب بود که توانستید غذاهای چینی را تست و میل کنید.
بنده هم سفری سه هفته ای، در نوروز 99 را برنامه ریزی کرده بودم حتی بلیط هم تهیه کرده بودم که متاسفانه این ویروس منحوس جهان را فرا گرفت. سفر من از شانگهای شروع و بعد از طی 10 شهر به شنزن ختم میشد.
حتی با 9 خانواده ی چینی هم برنامه ریزی کرده بودم تا چند شب را مهمانشام باشم. با انکه ارتباط ما فقط مجازی بود، ولی به نظر خیلی خونگرم و مهربان بودند.
برایتان تن سالم و دل خوش و البته زندگی پر از سفر آرزو دارم.

بهمن 66 5 دی 1399 ساعت 20:58

سلام خسته نباشی
منم عشق سفرم
منم وقتی مسافرت نیستم فکرم اونجاس
ولی کاش عکس بیشتر میزاشتی
خوش باشی

امید 4 دی 1399 ساعت 21:11

خیلی فوق العاده و بی نظیر توضیح دادید با تصاویر بسیار زیبایی که گرفته بودید.
تشکر از شما بابت اشتراک حس خوب با ما. امیدوارم که به جاهای زیبا تری هدایت بشید و تجربه های بیشتری کسب کنید.

رضا - تبريز 4 دی 1399 ساعت 13:41

سلام و سپاس فراوان جناب فراهاني عزيز
سفرنامه جامع و مفيد و جمع و جوري نوشته ايد. تصاوير شما از کوهستان آواتار و ژانگ جیاجی گرندکنیون فوق العاده اند.برايتان سفرهایی پرخاطره آرزو میکنم.

یاسر 3 دی 1399 ساعت 22:27

خسته نباشید واقعا باید بخاطر پشتکار شما برای نوشتن این سفرنامه یک دقیقه ایستاد و براتون دست زد تصویری از چین به ما نشون دادید که کمتر هموطنی به اون نقاط رفته من خودم زیاد به چین بعنوان یک هدف برای سفر بهش زیاد فکر نمیکردم اما شما این ذهنیت رو در من تغییر دادید در ضمن اینقدر که شما با چینی‌ها عکس گرفتی خدا بیامرز مارکوپولو عکس نگرفت 😁😁

اکباتانی 3 دی 1399 ساعت 13:20

عالی بود مرسی

100safar 3 دی 1399 ساعت 12:15

جناب فراهانی
سلام و دست مریزاد با این سفرنامه کامل و دقیق . واقعا خسته نباشید. مشخصه که ماهها وقت گذاشتین واسه تدارک سفر و بعد نوشتن سفرنامه ای با این جزییات. توی لست سکند سفرنامه اینقدر کامل برای چین ندیده بودم. کافیه برای سفر ازش پرینت بگیرم و با خودم ببرم.
شهرها و اماکنی که دیدید همان جاهایی هستند که من همیشه مشتاق دیدنشون بودم به اضافه منطقه تبت وکوهستان شانگری لا، ساختمانهای دایره ای فوجیان، دریاچه هزار جزیره و جنگل وانگ فنلین که رویای دیدن انها رو هم دارم.
برای شما سفرهایی هیجان انگیز و پرخاطره ارزو میکنم.
اگه فضولی نباشه، شما اهل اصفهان هستید؟ یکم لهجه اصفهانی توی نوشتارتون دیده میشد :-)

حجت شیبانی 3 دی 1399 ساعت 11:39

جناب فراهانی عزیز سلام
سفرنامه زیبایی بود وهمین کافی بود تا یکسره تمامی پنج قسمت سفرنامه رو مطالعه کنم، من هم با حس و حال خوب شما در سرتاسر سفر همراه شدم،نکات بسیار خوب و کاربردی شما علی الخصوص جهت جابجایی در این کشور پهناور برای تمامی کسانی که قصد سفر به چین را دارند ارزشمند خواهد بود،سادگی سفری بدون تجملات و هزینه های کاذب نقطه قوت سفر شما بود و مطمئنا امروز این سادگی در سفر تنها حلقه گمشده ای است که میتوان بین اکثر ماجراجویان ایرانی بدنبال آن گشت،در نهایت از سفرنامه خوبتان که زحمات بسیاری برای آن کشیده بودید بسیار لذت بردم و امیدورام با برچیده شدن این بیماری سفرهایتان را از سر بگیرید.
با امید به روزهای خوب

مرتضی بهشتی 2 دی 1399 ساعت 00:13

درود فراوان جناب فراهانی
با خوندن سفرنامه زیبای شما خاطرات سفر بیست روزه ما به چین زنده شد
جالب اینکه دقیقا پایان سفر ما هم زمان بود با آغاز سفر شما
ما علاوه بر شهرهای مورد بازدید شما از شیان ، گویلین ، یانگشو و هانگژو هم دیدن کردیم
متاسفانه هوا با ما زیاد یار نبود و در استان هونان لذت کافی نبریم
با وجود بردن یوآن تو شهر گویلین موفق به چنج پول شدیم ولی در شانگهای نه
تو این سفر اپلیکیشن maps.me خیلی کمک حالمون بود و با بردن پلو پز دو نفره نگرانی از بابت غذا نداشتیم
در کل مردم چین خیلی خوب بودن و تنها برخورد منفی برای ما هم در ترمینال ژانگ جیاجیه اتفاق افتاد
سپاس بابت سفرنامه کامل و زیبای شما و با آرزوی سلامتی و سفرهای بسیار

پوریا اقتداری 1 دی 1399 ساعت 13:55

سلام بر شما
از مطالعه سفرنامه بسیار کامل و زیبای شما به کشور چین بسیار خوشحالم، قطعاً جزو برترین سفرنامه های چین در سایت خواهد بود.

amirkamranfar 30 آذر 1399 ساعت 09:55

سلام جناب فراهانی
قطعاً نوشتن یه همچین سفرنامه ای خیلی وقت و حوصله میخواد مخصوصاً اینکه به خوبی شما و با جزئیات باشه.
البته در بخش اول سفرنامه، داشتم از خواندنش منصرف میشدم که دیدم در قسمتهای بعدی، زیبایی های سفر خودش رو نمایان کرد و دیدنِ عکسهایی از طبیعتِ چین من رو خیلی سر ذوق آورد...
امیدوارم همیشه سلامت و شاد و در سفر باشید.