در کنج اتاق نشسته بودم و از پنجره بیرون را نگاه می کردم و هوا گرفته و غروب هنگام بود. صدای تیک تاک ساعت را دیگر به مانند روز های دیگر دنبال نمی کردم و اهمیت نمی دادم؛ اتاق به مانند بازار شام بود و چمدان و کوله ام همراه وسایل مختلف دل و رودشان بیرون ریخته شده بود و برهم خورده بودند تا اینکه صدای زنگ تلفن گوش هایم را تیز کردم و در کسری از ثانیه پاسخ دادم و پس از مکالمه کوتاهی تلفن را قطع کردم. حالا غروب آفتاب برایم زیبا بود و آن شلم شوربا را در ان واحد جمع جور کردم و حالا با لذت به صدای تیک تاک ساعت گوش می دادم و منتظر بودم ... مگر یک خبر و جمعی از کلمات چقدر می توانند معجزه کنند ؟!


معرفی کشور روسیه
روسیه پهناورترین کشور جهان است و این کشور در شرق اروپا و شمال آسیا واقع شده است. این کشور با ۱۷ میلیون و ۷۵ هزار و ۴۰۰ کیلومتر مربع وسعت به تنهایی بیش از ۷۶ درصد خاک اتحاد جماهیر شوروی سابق را تشکیل میدهد .جمعیت روسیه حدودا ١۴۸ میلیون نفر بوده و بیش ار ۱۰۰ ملیت و قوم در روسیه زندگی میکنند. زبان روسی زبان رسمی بوده و اکثر مردم روسیه تابع کلیسای ارتودکس اند. روسیه ۲١ جمهوری خود مختار، ۴۹ استان و ۲ شهر برزگ مسکو و سن پترزبورگ را دارد که به تناوب هر یک پایتخت بودهاند. در حال حاضر پایتخت روسیه شهر مسکو واحد پول آن روبل است. اختلاف ساعت مسکو با تهران به وقت محلی فقط 30 دقیقه است که تهران 30 دقیقه از مسکو جلوتر است.
بیشتر مناطق کشورسردسیر است. به همین دلیل بیشتر مناطق این کشور به ویژه سرزمین بزرگ سیبری خالی از سکنه هستند و کشاورزی در این مناطق میسر نیست. بیشتر جمعیت این کشور در غرب این کشور و در بخش اروپایی زندگی میکنند. زبان رسمی مردم این کشور روسی میباشد. روسیه نسبت به جمعیتش دارای بیشترین مراکز آموزش عالی در جهان است. روسیه بیشترین درصد فارغ التحصیلان دانشگاهی را در میان کشورهای اروپایی دارد. این کشور در شاخههای علمی مانند پزشکی، تکنولوژی، شیمی، ریاضیات و هوافضا دارای دستاوردهای بسیار ارزندهای است و یکی از قویترین قطبهای جهان محسوب میشود. روسیه تا قبل از فروپاشی اصلی ترین جمهوری اتحاد جماهیر شوروی بود. این سرزمین بیش از ١٦۰ درجه طول جغرافیایی و ١٠ منطقه زمانی را در برگرفته و اختلاف ساعت در منطقه مسکو با شرقیترین نقطه روسیه در شبه جزیره ساخالین ٩ ساعت است.

تاریخ روسیه
بیش از دو سده روسیه تزاری بخشی از امپراتوری مغول بود. اما در سده پانزدهم، ولایت مسکووی که ناحیه کوچکی از سرزمین روسیه امروزی را در برمی گرفت، قدرت یافت، تا حدی که مغولانِ اردوی طلایی را به مبارزه طلبید شاهزاده هادیان، ایوان بزرگ، از پرداخت خراج به مغولها سر باز زد، فرمانروای بعدی ایوان چهارم، قلمروی ولایت مسکووی را توسعه داد. لقب او، ایوان مخوف، بیانگر این است که این نخستین تزار در تمام روسیه بود که بیشتر از او میترسیدند تا اینکه دوستش داشته باشند. رومانفهارومانفها یک خاندان اشرافی قدرتمند در مسکو بودند.
نخستین تزار روسیه، ایوان مخوف (۸۴ – ۱۵۳۰م) با خاندان رومانف وصلت نمود. رومن زاخارین جد اعلای رومانفها برادر آناستازیا همسر ایوان مخوف تزار روسیه بود و پسری نیز به نام نیکیتا داشت که پدربزرگ اولین تزار رومانف یعنی میخائیل فئودوروویچ رمانف است. این خانواده به دلیل قرابت با ایوان مخوف (ایوان چهارم) و نیز به این دلیل که در دسائس و توطئههای درباریان در حوادث پس از مرگ ایوان مخوف شرکت نداشتند محبوب مردم روسیه بودند. ضمن اینکه فئودور نیکتایویچ رومانف پدر میخائیل رومانف اولین تزار روسیه مورد تأیید یک مقام مورد احترام روحانی در روسیه بود که حین جنگ با لهاستانیها در دوران هرج و مرج رهبری مردم روسیه را بر عهده داشت. پس از شکست لهستانیها مردم میخاییل فئودورویچ رمانف را به سلطنت برگزیدند. این خانواده تا ۳۰۰ سال تا جنگ جهانی اول و زمان ظهور کمونیسم در روسیه با اقتدار حکومت میکردند.
عصر ناآرامی
پسر ایوان، فئودور اول، بوریس گودونف (۱۶۰۵- ۱۵۵۱م) به عنوان تزار روسیه، جانشین او شد. وقتی او در سال ۱۶۰۵ م از دنیا رفت، روسیه در هرج و مرج افتاد. از سال ۱۶۰۵ م تا ۱۶۱۳ م هرج و مرج دوام یافت. اشراف برای سلطنت با یکدیگر جنگیدند و برزگران شورش کردند. دشمنان اصلی روسیه؛ لهستان و سوئد؛ هرج و مرج را غنیمت شمردند. در سال ۱۶۱۱م نیروهای لهستانی شهر سمولنسک روسیه را فتح کردند. یک سال بعد لهستانیها مسکو را اشغال کرده و شاهزاده لهستانی را بر تخت تزار نشاندند. سپس سوئدیها در سال ۱۶۱۳م شهر نووگورود را اشغال کردند.
نخستین تزار رومانف
روسها برای واپس راندن لهستانیها از مسکو یکپارچه شدند. آنان میخائیل رومانف ۱۷ ساله را (۱۶۴۵- ۱۵۹۶م) را در سال ۱۶۱۳م به مقام تزاری منصوب کردند. او فرزند بطر مسکو فئودور نیکتایویچ رومانف بود. او بر خلاف میل باطنی و توسط مردم روسیه به سلطنت انتخاب شد. اعقاب میخائیل اول تا زمان جنگ جهانی اول به مدت بیش از ۳۰۰ سال، تا زمان انقلاب روسیه در سال ۱۹۱۷ م، بر روسیه فرمانروایی کردند.
تزار آلکسی
آلکسی فرزند میخاییل، دومین تزار از خاندان رومانوف است. او در ابتدای سلطنتش تصمیم گرفت بر اوکراین مسلط شود. در سال 1648 که مردم اوکراین علیه لهستان سربه شورش برداشتند، آلکسی راه دستیابی به هدفش را نزدیک دید. شورشیان پذیرفتند به دلیل هم مذهب بودن با روسها، اوکراین را به آنان خواهند بخشید. پس از چندین سال نبرد و نیز چندین سال مذاکره، سرانجام روسیه و لهستان قراردادی را امضا کردند که به موجب آن اوکراین تقسیم شد و روسیه کنترل کییف و نواحی اطراف آن را به دست آورد. در این زمان، سربازان روس دورتر و دورتر به داخل خاک سیبری قدم میگذاشتند و با مردم بیشتری برخورد میکردند.
تزار الکساندر دوم
تزار الکساندر دوم فرزند تزار نیکلای اول معروف به تزار آزادیبخش پس از پدرش به تخت سلطنت روسیه نشست. درسال۱۸۶۱ تزار الکساندر دوم سرفداری را در روسیه لغو میکند. تزار امیدوار است روسیه را مانند کشورهای اروپای غربی در راه مدرن سازی به حرکت درآورد. اما این اقدام به سود ثروتمندان تمام میشود و گروه قلیلی از دهقانان موفق به تهیه زمین میشوند. اکثر دهقانان فقیرتر از آن هستند که زمینی بخرند. این دهقانان از نظر فرهنگی عقب ماندهتر از طبقات رنجبر اروپای غربی هستند. او در ابتدای سلطنت با مشکلات مربوط به جنگ کریمه که در زمان پدرش آغاز شده بود دست به گریبان بود و البته توانست به شکلی آبرومندانه با دول متخاصم (انگلیس, فرانسه و عثمانی) صلح کند.
او مردی روشنفکر بود که قصد آزاد سازی سرفها را داشت. از شوخیهای تاریخ اینکه این تزار روشنفکر که در صدد انجام اصلاحات در کشورش بود بیشتر از دیگر تزارها توسط تروریستها مورد سوءقصد قرار گرفت و نهایتاً در اثر یکی از همین سوءقصدها به شدت زخمی شد و در حالی که انجام اصلاحات وی نتیجهای نداده بود فوت کرد. از عوامل ناکامی تزار در انجام اصلاحات میتوان به مخالفت بویاردها (اشراف روسیه) و ایرادات نظام اداری روسیه اشاره کرد.
تزار الکساندر سوم
تزار الکساندر سوم مانند پدرش سیاستهای مدرن سازی را دنبال میکند. کارخانجات جدید در سن پترزبورگ و مسکو احداث میشوند. جمعیت کارگری عظیمی در حومه این شهرها زندگی میکنند. اما آزادیهای اجتماعی را برخلاف پدرش کاهش میدهد. روسیه باید پیشرفت کند بی آنکه خللی در خاندان سلطنت ایجاد کند. سانسور و حکومت پلیسی افزایش مییابد. تعقیب و آزار اقلیتها خصوصاً یهودیها شدت میگیرد.
تزار نیکلای دوم
در ۱۸۹۴ نیکلای دوم بجای پدرش به سلطنت میرسد و راه او را ادامه میدهد. در ۱۸۹۸ حزب سوسیال دموکرات کارگری روسیه مخفیانه نخستین کنگره اش را در مینسک روسیه بر پا میکند. برنامه حزب برمبنای مارکس و انگلس که پلخانف تشریح میکند تدوین میشود. پلخانف با ترور مخالف است و معتقد است که روسیه نخست باید دوره رشد سرمایهداری را طی کند تا سپس بتواند به دموکراسی و سوسیالیسم برسد.
حزب سوسیال دموکرات کارگری روسیه
در ۱۹۰۳ دومین کنگره حزب سوسیال دموکرات کارگری روسیه در بروکسل وسپس لندن تشکیل میشود. در لندن حزب به دو دسته تقسیم میشود: بلشویکها (اکثریت) منشویکها (اقلیت). بلشویکها معتقدند که نباید منتظر ماند تا پس از دوره سرمایهداری به سوسیالیسم برسیم. رهبر بلشویکها «لنین» دو بار به دلیل فعالیتهایش به سیبری تبعید شد و از سال ۱۹۰۰ در اروپای غربی زندگی میکرد.
جنگ روسیه – ژاپن
در سال ۱۹۰۴ روسیه تزاری علیه ژاپن اعلام جنگ میکند تا حکومتش را به منچوری و کره برساند. تزار انتظار یک پیروزی آسان را دارد اما شکستهای سختی میخورد. همزمان در روسیه تظاهرات آرامی در ۵ ژوئیه ۱۹۰۵ در مقابل کاخ زمستانی تزار در سن پترز بورگ برگزار میشود که به خاک و خون کشیده شده و به یکشنبه خونین مشهور میشود. رهبر تظاهرات یک کشیش به نام پدر گاپون است.
با این واقعه و تسلیم شدن روسیه به ژاپن در ۱۹۰۵ اعتصابات کارگری افزایش مییابد. شوراهای کارگری برای هماهنگی اعتصابات تشکیل میشود. شورای سن پترزبورگ به رهبری لئو تروتسکی یکی از یاران سابق لنین نقش مهمی در این واقعه دارد. قیام کارگری سرکوب میشود. اعضای شورا دستگیر میشوند و تروتسکی به سیبری تبعید میشود اما از آنجا میگریزد. تزار قول میدهد اصلاحاتی به عمل آورد و آزادیهای مدنی به عمل آورد.
انتخابات دوما
در ۱۹۰۶ و ۱۹۰۷ سه انتخابات برگزار میشود. در دومای اول که به صورت انتخابات محدود برگزار میشود مخالفان تزار رای میآورند. تزار انتخابات را باطل میکند و انتخابات مجدداً برگزار میشود. این بار مخالفان تندتری رای میآورند. تزار باز هم دوما را منحل میکند. انتخابات سوم برگزار میشود واین بار مطیعان تزار وارد دوما میشوند. در ۱۹۱۲ بلشویکها راه خود را از دیگر گروههای سوسیال دموکرات جدا میکنند و حزب مستقلی ایجاد میکنند.
ورود روسیه به جنگ جهانی اول
در اوت ۱۹۱۴ روسیه وارد جنگ جهانی اول میشود. نخست فقط بلشویکها مخالف جنگ هستند اما شکستهای روسیه حامیان سلطنت تزار را به حداقل میرساند. در اوایل مارس ۱۹۱۷ اکثر کارگران در پطروگراد و مسکو دست به اعتصاب میزنند. شورش به پادگانها میرسد. در ۱۱ مارس تزار دوما را منحل میکند. اما نمایندگان متفرق نمیشوند. در ۱۵ مارس تزار به نفع گراند دوک میخائیل کنار میرود. میخائیل حاضرنمیشود سلطنت را بپذیرد. دوما حکومت موقتی از اعتدالیون را به رهبری شاهزاده لووف به کار میگمارد. شورای پطروگراد که منشویکها و سوسیالیستها در آن اکثریت دارند به صورت رقیب شورای موقت در میآید.
نخستین کنگره شوراها
حکومت آلمان با هدف کارشکنی و خرابکاری در روسیه لنین را با قطار از سوئیس به سوئد و از آنجا به پطروگراد میآورد. تروتسکی نیز از آمریکا وارد پطروگراد میشود. او گرچه بلشویک نیست اما با لنین هم آواز میشود که حکومت موقت حکومت بورژوایی است. سازمان دهندگان بلشویک با شعار لنین «به جنگ خاتمه دهید. تمام زمینها برای دهقانها و تمام قدرت در دست شوراها به میان مردم میآیند.
نخستین کنگره شوراها با حضور نمایندگان سربازها، کارگران و دهقانها برگزار میشود. از میان بیش از ۶۰۰ نماینده ۱۰۵ نفر از بلشویکها هستند اما کم کم به آنان افزوده میشود. حکومت موقت کرنسکی همچنان در پی ادامه جنگ است اما شکستهای متوالی باعث فرار دو میلیون سرباز از جبهه میشوند.
قیام بلشویکها
آشفتگی عمومی باعث شد بلشویکها به دنبال قیام باشند اما قیام شکست خورد و لنین به مرز فنلاند فرار کرد. بلشویکها به اتهام جاسوسی برای آلمان دستگیر و زندانی شدند. شاهزاده لووف استعفا کرد و کرنسکی جای او را گرفت. محافظهکاران و اعتدالیون پشت ژنرال کورنیلوف جمع شدند تا با حکومت موقت مبارزه کنند. کرنسکی برای دفاع از حکومت، بلشویکها و سوسیالیستها را که از زندان آزاد شده بودند به یاری خواند. سپاه کورنیلوف شکست خورد. پس از آن بلشویکها هم در شورای پتروگراد و هم در شورای مسکو اکثریت داشتند. دهقانان قیام کردند و زمینها را از دست اشراف در آوردند.
کمیته انقلابی شورای پتروگراد
لنین به پطروگراد رفت و از اقدامات تروتسکی در سازماندهی قیام حمایت کرد. کمیته انقلابی شورای پتروگراد به رهبری تروتسکی ساختمانهای دولتی را اشغال کردند و کاخ زمستانی تزار را در شب هفتم نوامبر به اشغال درآوردند. کرنسکی گریخت و اعضای حکومت موقت دستگیر شدند.
شورای کمیسرهای خلق
بلشویکها شورای کمیسرهای خلق را بوجود آوردند و لنین صدر شورا و تروتسکی کمیسر امور خارجه شد. مسکو به تصرف بلشویکها در آمد و دومین کنگره شوراها برگزار شد. مالکیت خصوصی لغو و کلیه امور به شوراهای روستایی واگذار شد. تمام زمینها میان مردم تقسیم شد. در ۱۹۱۸ بلشویکها رسماً نامشان را به حزب کمونیست اتحاد شوروی تغییر دادند. ترس از ادامه هجوم آلمانی ها حکومت جدید شوروی را وادار کرد تا پایتخت را از پتروگراد به مسکو منتقل کند.
پیمان برست لیتوفسک
در مارس ۱۹۱۸ تروتسکی و لنین سایر اعضای حزب را وادار کردند تا پیمان برست لیتوفسک را بپذیرند. این پیمان که با آلمان و اتریش و مجارستان بسته شده بود، بسیار به ضرر روسیه بود. ولی درگیری را در روسیه پایان داد. پیروزی متفقین در جنگ باعث شد تا شوروی از اجرای مفاد پیمان سرباز زند.
جنگ داخلی
از اواخر ۱۹۱۸ تا اواخر ۱۹۲۰ شوروی درگیر جنگ داخلی بود. ارتش سرخ به رهبری تروتسکی با گاردهای سفید ضد انقلابی میجنگیدند. عملیات نظامی سفیدها ابتدا در جنوب متمرکز بود و نیروی اصلی آن را نیروهای تحت نظر کورنیلوف تشکیل میدادند. ارتش سرخ گاهی با سپاهیان لهستان در غرب، سپاهیان ژاپن و سفیدهای تحت حمایت لژیون چک در شرق، سفیدهای تحت حمایت آمریکاییها و فرانسویها و بریتانیاییها در شمال مجبور به جنگ بود. در سال ۱۹۲۰ شوروی عملاً بر روسیه مسلط شد که دو علت اساسی داشت: اول رهبری هوشمندانه تروتسکی و دوم عدم هماهنگی سفیدها. سفیدها همچنین از پشتوانه مردم برخوردار نبودند چرا که مردم میترسیدند زمینی را که در نتیجه انقلاب تصاحب کردهاند از دست بدهند.
اقدامات لازم پیش از سفر
تهیه بیمه مسافرتی : برای سلامتی و امنیت خود و وسایل سپس یکی از موارد ضروری برای تهیه ویزای الکترونیکی داشتن بیمه مسافرتی معتبر است که تمام مدت سفر را پوشش دهد.
ویزای الکترونیکی روسیه :
- بنده به صورت شخصی و فردی برای تهیه این ویزا از سایت آن اقدام کردم.
- آدرس سایت : evisa.kdmid.ru
- موراد و مشخصات مورد نیاز : اسکن پاسپورت - اسکن عکس پرسنلی - کامل کردن فرم مشخصات فردی
- هزینه ویزا حدودا 52 دلار
- از زمان اخذ ویزا در بازه مدت زمانی 120 روز می توانید به خاک روسیه وارد شوید و حداکثر تا 30 روز اقامت داشته باشید.
- دریافت این ویزا بسیار ساده تر و راحت تر نسبت به ویزای لیبلی است زیرا در خصوص ویزای لیبلی براساس قوانین جدید دولت روسیه، اعتبار ویزای توریستی لیبلی شما دقیقاً مطابق با تاریخ بلیط رفت و برگشت تعیین میشود و حداکثر میتواند ۳۰ روز باشد. این یعنی ویزای شما فقط در بازه زمانی بلیطتان معتبر است و عدم رعایت تاریخ ورود و خروج درج شده در ویزا، منجر به جریمه سنگین (تا ۶۰۰ دلار) و ابطال ویزا خواهد شد.
- برخلاف ویزای لیبلی توریستی، نیازی به داشتن رزرو قطعی هتل و پرواز و دعوتنامه رسمی نیست. ویزای الکترونیکی روسیه فقط به صورت یک بار ورود و برای اهداف گردشگری، تجاری، بازدید از خانواده و شرکت در رویدادها صادر میشود. در گذشته محدودیت های بیشتری در خصوص مناطق قابل بازدید و رفت و آمد ها اعمال می شد و مدت آن 14 روز بود اما در حال حاضر، ویزای الکترونیک روسیه محدودیتی برای تردد ندارد و برای سفر به تمامی مناطق معتبر است.
- تهیه بلیط ها : بلیط هواپیما به صورت رفت و برگشت تهیه شد و برای بلیط قطار مستقیما از ایستگاه قطار تهیه شد و مشکلی وجود نداشت
- برنامه ریزی برای گشت و گذار در شهر ها بر اساس تعداد روز های اقامت
برنامه سفر تور روسیه: 5 روز مسکو ، 3 روز بریانسک ، 6 روز سنت پترزبورگ مجموعا 14 روز
موارد باقی مانده و مهم را در قسمت های مناسب ذکر خواهم کرد پس بزن بریم...
شروع ماجراجویی
بار و بندیل را جمع و جور کردم و ساعت 1 نیمه شب روز سه شنبه خودم را به فرودگاه امام رساندم. پرواز من ساعت 5:30 صبح از تهران به مسکو فرودگاه شرمتیوا بود. شور و هیجان زیادی در من وجود داشت و خیلی وقت بود انتظار این سفر را داشتم اگرچه مقصد من کشور دیگری بود و در هفته های منتهی به سفر تغییر کرد و برنامه ریزی سریعی انجام شد اگرچه که من برای هر رویدادی آماده بودم. برای این سفرنامه واقعا هیچ ایده مشخصی ندارم و ممکن است دارای چند قسمت طولانی باشد چون واقعا حیف است که جزئیات مهم و نکات کاربردی و اطلاعات مهم گفته نشود زیرا برای درک و فهم یک کشور ، فرهنگ و مردم و رفتار ها شما باید اطلاعاتی فراتر از لوکیشن های توریستی و جاهای دیدنی و رستوران ها و ... داشته باشید بنابراین اگر حوصله مطالعه این چنین سفرنامه ای را ندارید از آن ها گذر کنید.
روز اول
پس از چک کردن تایم پرواز از نمایشگر به سمت قسمت تحویل بار رفتم و در آن قسمت خانمی بود که ویزا ها را چک می کرد و تاییدیه را انجام می داد؛ مسافران زیادی وجود داشتند که دانشجویان ، مسافران تور گروهی ، تجار ها روسی و ایرانی و.. پس از مدتی این پروسه انجام شد و به سمت گیت ها حرکت کردیم و منتظر باز شدن گیت برای سوار شدن بودیم که 1 ساعت مانده به پرواز گیت باز شد و به سرعت مستقر شدیم و سر ساعت این پرواز انجام شد و طی 4 ساعت به مسکو رسیدیم.

وقتی که از پنجره بیرون را نگاه می کردم پوشش گیاهی و معماری و شکل شهر من را در حیرت فرو برد و از همان ابتدا آن انرژی و شادابی را در من به وجود آورد با اینکه حتی یک دقیقه هم خواب بر چشم نداشتم. هنگامی که فرود انجام شد کوله ام را برداشتم و حالا باید به قسمت اصل ماجرا یعنی گیت های چک پاسپورت و مدارک برسیم و از آن ها گذر کنیم.
گیت های مختلفی وجود داشت برای شهروندان روس ، شهروندان چین که اکثرا به صورت گروهی سفر می کنند و در نهایت گیت برای دیگر افراد ، منتظر ماندیم تا نوبتمان شود و در همین مدت دوستان زیادی را پیدا کرده بودم و مشغول صحبت بودیم.
طبقه دوم فرودگاه
نکته جالب توجه این بود که اکثریت ما اولین بار بود که به روسیه می آییم بنابراین پاسپورت ما را تحویل گرفتند سپس پروسه احراز هویت بیومتریک انجام شد و پلیس گذرنامه با زبان بی زبانی گفت که منتظر بمانید تا صدایتان کنم. تقریبا تمام کسانی که با آن ها دوست بودم نیز منتظر بودند و طی این مدت حدودا 30/40 دقیقه ای غرق صحبت از این ور و آن ور بودیم و خنده بر لب داشتیم و که افسر آمد و بنده خدا فک کنم فسفر های مغزش سوخت تا اسم 4 نفر را به انگلیسی بخواند سپس آن ها را به اتاقی هدایت کرد و متوجه بقیه اوضاع نشدیم سپس کمی استرس گرفتیم اما امیدوار بودیم سپس بعد از مدتی افسر دوباره آمد و اسم ما را خواند و به سمت گیت ها هدایت کرد و پس از پروسه چند دقیقه ای و شنیدن آن صدای دلنشین یعنی صدای مهر ورود سینه سپر کردم و رسما وارد خاک روسیه شدم و کمی تعجب کردم زیرا در سفرنامه های بسیاری از دوستان شنیده بودن که مدارک ریز و درشت و برنامه سفر و محتویات گوشی و غیره را بررسی می کنند اما در عین تعجب هیچ کدام بررسی نشد و تنها صرفا ویزا و پاسپورت بررسی شد. بعدا متوجه شدم که برای ویزای الکترونیکی نیاز به نشان دادن بلیط رفت و برگشت و رزرو هتل و غیره الزامی نیست اما مانند همیشه احتیاط شرط عقل است.

و حالا رسیدیم به یکی از قسمت های مهم که در بالا نیز اشاره کرده بودم یعنی امیگریشن کارت که پس از مهر ورود پلیس گذرنامه آن را مهر زده و به شما تحویل می دهد و شما باید حتما موقع خروج از روسیه آن را تحویل پلیس گذرنامه دهید و در غیر این صورت مشکلاتی برای شما پیش خواهد آمد اما دقیقا این برگه به چه درد می خورد ؟
ثبت محل اقامت در روسیه
یکی از مهم ترین موارد این است که تمامی افرادی که وارد خاک روسیه شدهاند باید محل اقامت خود را در اداره مهاجرت ثبت نمایند. اگر هتل رزرو کرده باشید و یا با تور گروهی وارد این کشور شده باشید، این کار توسط هتلی که در آن اقامت دارید انجام میشود. اما چنانچه در منزل دوست یا بستگان اقامت دارید، باید همراه با شخص میزبان به مراکز خدمات رجیستریشن مراجعه کنید تا مدت اقامت شما به عنوان شخص میهمان ثبت شود زیرا که هنگام ورود به خاک روسیه کاغذ کوچکی تحت عنوان میگریشن کارت را تحویل شما می دهند و شما در زمان خروج از روسیه باید تحویل آن ها بدهید. توجه کنید که حتما به رسپشن و میزبان خود اطلاع دهید که این کار را برای شما انجام دهد و برخی نیز به طور خودکار همان ابتدا این کار را انجام می دهند و ممکن است مبلغی را نیز برای آن طلب کنند گرچه من هیچ مبلغی در کل برای این کار پرداخت نکردم.
در خصوص رسیدن به مرکز شهر و محل اقامت از فرودگاه های مسکو به طور کلی چند گزینه وجود دارد
تاکسی اینترنتی : قیمت بستگی به محل اقامت دارد اما به صورت حدودی و مرکز شهر 2500 روبل
قطار و اتوبوس Aeroexpress : 450 روبل
اتوبوس معمولی : بین 75 تا 85 روبل
سریعترین و معمولاً مطمئنترین راه رسیدن به مرکز شهر مسکو از فرودگاهها، استفاده از اتوبوس و قطارهای Aeroexpress است که فرودگاه را به یکی از ایستگاههای اصلی راهآهن یا مترو در مرکز شهر وصل میکند. گزینههای ارزانتر شامل اتوبوس + مترو و گزینه راحتتر، تاکسی و ترنسفر خصوصی است بنابراین با توجه به برنامه ریزی تور مسکو و بودجه و زمان خود گزینه مناسب را انتخاب کنید.
چنج پول
قیمت های صرافی فرودگاه وحشتناک بد بود و من از قبل در این خصوص برنامه ریزی کرده بودم.
آیا کارت های بانکی ایرانی در روسیه کار میکند؟
اینجا داستان کمی متفاوتتر میشود. ایران و روسیه طی سالهای اخیر پروژهای را برای اتصال شبکه بانکی شتاب ایران به شبکه میر روسیه پیش بردهاند که در چند مرحله انجام شده است:اولین مرحله این پروژه، در ۲۰ آبان ۱۴۰۳ بهصورت آزمایشی شروع شد. از آن زمان، دارندگان کارتهای ایرانی میتوانند از خودپردازهای روسیه روبل برداشت کنند. در مرحله بعدی که از سپتامبر ۲۰۲۵ اجرا شده، کاربران ایرانی میتوانند خریدهای روزمره خود را در فروشگاههای روسیه با تلفن همراه انجام دهند.طبق اعلام بانک مرکزی ایران، مسافران ایرانی اکنون با نصب اپلیکیشن پات لایف و در صورتی که گوشیشان از فناوری NFC پشتیبانی کند، میتوانند روبل دریافت کنند و موجودی حساب خود را مشاهده کنند.
با این حال، هنوز امکان خرید مستقیم با همین کارت در فروشگاه یا رستوران وجود ندارد. همانطور که گفته شد، برای برداشت روبل از خودپردازهای روسیه دیگر نیازی نیست حتماً کارت فیزیکی بانکی خود را همراه داشته باشید. کافی است پیش از سفر، اپلیکیشن پاتلایف را که از فناوری NFC با نام کهربا پشتیبانی میکند، روی گوشی خود نصب کنید.
من تمامی مراحل را انجام داده بودم اما در ویدیو ها فوت کوزه گری آن مشخص نبود و در آن زمان من نتوانستم از دستگاه پول دریافت کنم و از قبل پول خرد برای چنج داشتم و این کار را ناچرا انجام دادم تا خودم را به محل اقامت برسانم و سپس سر حوصله زیر و بم این ماجرا را دربیاورم. *( موردی که پس از تمامی موارد باید انجام بدهید این است که وارد بخش NFC گوشی خود شوید و بخش contactless payments را روی گزینه پاتلایف قرار دهید و تمام به همین سادگی) هم از لحاظ قیمتی و سرعت زمان و دسترسی بهترین گزینه است. البته گزینه دیگری وجود دارد که برای توریست هایی که مدت کوتاهی اقامت دارند مناسب نیست اما برای مدت طولانی یا دانشجویان و.. مناسب است. کارت MIR را از فرودگاه باقیمت مناسب می توانید تهیه کنید و از طریق ATM نیز شارژ کنید و در تمامی موارد روزمره می توانید استفاده کنید.
من با اتوبوس Aeroexpress خودم را به ایستگاه مترو Khovrino رساندم همان که وارد مترو شدم در دنیای بزرگ آن گم شده بودم و به دنبال تهیه بلیط بودم و فعلا برای کارت حمل و نقل عمومی برنامه ای نداشتم و فقط می خواستم که به محل اقامت برسم سپس تصمیم گیری کنم اما زبان دستگاه تماما روسی بود و مسئول فروش حضوری هم در دسترس نبود و من هیچ ایده ای نداشتم و از قبل نیز در این مورد اطلاعاتی نداشتم و چندین دقیقه مشغول بودم و دستگاه ها را امتحان می کردم و در نهایت با خودم گفتم از کارکنان آنجا یا یک رهگذر کمک خواهم گرفت و ورودی های مترو دارای ایکس ری و بازرسی است و مامور به من اشاره کرد و پس از طی پروسه با زبان بی زبانی بهش گفتم که بلیط مترو میخوام و او هم به دستگاه اشاره می کرد و من هم میگفتم که طریقه کار با آن را نمی دانم و این مکالمه جذاب چندین دقیقه ادامه داشت.
از خانمی که مشغول شارژ کارت خود بود درخواست راهنمایی کردم و با اینکه ایاشن هم انگلیسی نمیدانستند با روی خوش منظور من را فهمیدند و وقت گذاشتند و متوجه شدم که دستگاه های داخل این ایستگاه مشکل دارند و مسئول آنجا را صدا کرد و اطلاع داد و مسئول فروش حضوری پشت باجه اومد و صحبت هایی رد و بدل شد و در نهایت بلیط را تهیه کردم و از آن خانم محترم تشکر و خداحافظی کردم. سپس با عوض کردن خط خودم را به ایستگاه Baumanskaya رسیدم و هاستل ام در فاصله کمتر از پنج دقیقه پیاده روی با ایستگاه مترو بود که این یک مزیت بزرگ است. هنوز اینترنت ام را فعال نکرده بودم و پس از انجام این کار به بانک برای چنج پول رفتم چون مقدار کمی در فرودگاه چنج کرده بودم.
طراحی بانک بسیار زیبا و البته برایم عجیب بود چون با بانک های ما کمی تفاوت داشت و بسیار خلوت بود و نکته جالب این بود که بانک ها و برخی ادارات تا غروب کار می کنندو معمولا ساعات 9/10 صبح آغاز به کار می کنند که برایم بسیار جالب بود. ساختمان ها ، کلیسا ها ، بناهای تاریخی و آسمان و هوای مطبوع و حس و حال شهر حسابی من را مجذوب خود کرده بودند و سعی می کردم خیابان های اطراف هاستل ، فروشگاه ها ایستگاه های حمل و نقل عمومی و جاهای مهمش را به یاد داشته باشم و همین نکته چندین بار به من کمک کرد.
هاستل ХотелХот Бауманская را انتخاب کرده بودم و پرداخت را هنگام چک این انجام دادم و رسپشن شیفت روز بسیار خوش برخورد مهربان بودند و واقعا روز من را ساختند. همان ابتدا کار های ثبت محل اقامت را برایم انجام دادند و اتاق و قوانین را خلاصه گفتند و وارد اتاق شدم و وسایلم را مرتب کردم و برنامه ای که از قبل حاضر کرده بودم را می خواستم اجرا کنم. من همیشه در روز اول تلاش می کنم تا شهر را بشناسم مخصوصا محله ای که در آن اقامت دارم یا حتی محله های مجاور آن و سیستم حمل و نقل و رستوران ها و فروشگاه ها و این گونه موارد را بشناسم.
خاطره ای که الان می گویم مربوط به روز 4 در مسکو است ، حدودا ساعت 11 شب بود و هم باطری گوشی و پار بانک ام تمام شده بود و در دایره مرکزی مسکو نبودم که خودم را به ایستگاه مترو برسانم و هیچ ایده ای نداشتم برای رسیدن به هاستل و تنها نام خیابان های اصلی منتهی به هاستل را از بر کرده بودم و باتوجه به اینکه نقشه فرضی که در ذهن داشتم پس از چندین دقیقه و نگاه کردن نام خیابان ها و گذر کردن از محله ها و جاهای مختلف به هاستل رسیدم و حس بسیار جالبی ازاین بابت داشتم.
تاریخچه مترو مسکو
مترو مسکو در روسیه یکی از جاهای دیدنی روسیه محسوب میشود و علاوه بر تسهیل جابهجایی میلیونها نفر در طول شبانهروز، فضایی برای درک زیباییهای خاص خود نیز فراهم کرده است. این شبکه هوشمند و بسیار پیچیده که به گفته ویکیپدیا و همچنین اطلاعات رسمی مترو مسکو، روزانه نزدیک به ۵.۶ میلیون نفر از آن استفاده میکنند، یکی از شگفتیهای زیرزمینی این شهر و سیاره زیبای ما است.
بدون شک، در کنار مجموعه گردشگری کارکُشته، مترو مسکو روسیه علاوه بر قابلیت جابهجایی مسافران، توانایی خلق یک تور مسکو ویژه را بهتنهایی فراهم میکند! و شگفتانگیزتر از آن اینکه شما با ورود به مترو مسکو، وارد نوستالژیهای دوران جنگ جهانی دوم خواهید شد!

ایده ساخت متروی مسکو نخستین بار در دهه ۱۹۲۰ مطرح شد، اما تصمیم نهایی برای اجرای آن در دوران حکومت ژوزف استالین اتخاذ گردید. او در راستای سیاستهای صنعتیسازی اتحاد جماهیر شوروی، دستور داد تا احداث یکی از عظیمترین و مدرنترین شبکههای مترو جهان آغاز شود. این پروژه نهتنها بهعنوان راهحلی برای حملونقل عمومی در حال رشد مسکو در نظر گرفته شد، بلکه فرصتی برای نمایش شکوه و قدرت شوروی از طریق معماری و طراحی بود. امروزه متروی مسکو با داشتن ۱۵ خط و ۲۶۷ ایستگاه، یکی از بزرگترین و پرترددترین متروهای جهان بهشمار میرود. این شبکه پیچیده و منظم به طول ۳۹۷ کیلومتر و ظرفیت ۵۷۴۶ واگن، نهتنها بخش مهم و جداییناپذیر از زندگی روزمره مردم مسکو است.

نقشه مترو مسکو، فراتر از یک نمودار ساده خطوط، دریچهای به شناخت نبض زندگی شهری است. برای مسافرانی که به دنبال گشت و گذار در مسکو هستند، درک نقشه مترو و پوشش آن، اولین گام برای داشتن تجربهای لذتبخش در این شهر است. این سیستم به شکلی طراحی شده که تمام مناطق اصلی مسکو را به هم متصل کرده و دسترسی به جاهای دیدنی مسکو، مراکز تجاری، و محلههای مسکونی را آسان میسازد.

بر اساس تجربه سفرهای شهری در مسکو و اطلاعات رسمی منتشرشده توسط اداره مترو، متروی مسکو بهعنوان یکی از قابلاعتمادترین سامانههای حملونقل عمومی، هر روز از ساعت ۵:۳۰ صبح تا حدود ساعت ۱:۰۰ بامداد فعالیت میکند. البته این بازه زمانی ممکن است بسته به خط، ایستگاه یا حتی جهت حرکت قطار کمی تغییر داشته باشد. فاصله حرکت قطارها در ساعات پیک معمولاً بین ۹۰ ثانیه تا ۲ دقیقه است و در ساعات کمتردد شبانه، این فاصله ممکن است به ۷ تا ۱۰ دقیقه افزایش یابد.
روشهای تهیه بلیط و کارت مترو در مسکو:دستگاههای خودکار در ایستگاهها (Ticket Machines):تقریباً در تمام ایستگاههای مترو مسکو، دستگاههای فروش خودکار قرار دارد که امکان خرید بلیطهای تکی، دو سفره یا چندسفره را فراهم میکنند. این دستگاهها از زبان انگلیسی نیز پشتیبانی میکنند و پرداخت با کارت بانکی یا پول نقد امکانپذیر است.پیشخوانهای فروش بلیط (Ticket Offices):برای کسانی که ترجیح میدهند برای پیدا کردن مسیر راهنمایی بگیرند، پیشخوانهای فروش بلیط با اپراتورهای روسی زبان در دسترس هستند.
در این بخشها میتوان کارتهای بلندمدت یا شخصیسازیشده مانند کارت «Troyka» را تهیه کرد.کارت ترویکا «Troyka»:پرکاربردترین کارت مترو در مسکو، کارت هوشمند «Troyka» است که قابلیت شارژ مجدد دارد و برای مترو، اتوبوس، تراموا قابل استفاده است. این کارت در پیشخوانهای فروش، دستگاههای خودکار و برخی فروشگاههای زنجیرهای در دسترس است.اپلیکیشن رسمی MosMetro:اپلیکیشن رسمی مترو مسکو این امکان را فراهم کرده تا برخی از بلیطها را به صورت دیجیتالی خرید و در گوشی هوشمند ذخیره کرد. این روش برای مسافران خارجی با کارتهای بانکی بینالمللی نیز مناسب است.
کومسومولسکایا (Комсомольская)افتتاح: ۱۹۵۲، خط حلقهایاین ایستگاه با طراحی باشکوه به سبک امپراتوری استالینی، با سقفهای طاقدار، لوسترهای عظیم و موزاییکهایی که فرماندهان نظامی روسیه را به تصویر میکشند، یکی از نمادهای معماری مترو مسکو است. طراحی این ایستگاه توسط الکسی شچوسِف انجام شده است.
مایاکوفسکایا (Маяковская)افتتاح: ۱۹۳۸، خط زاموسکورسکایااین ایستگاه با طراحی آوانگارد و سبک آرت دکو، دارای ۳۴ موزاییک سقفی است که زندگی روزمره در اتحاد جماهیر شوروی را به تصویر میکشند. در دوران جنگ جهانی دوم، این ایستگاه بهعنوان پناهگاه و محل سخنرانی استالین مورد استفاده قرار گرفت.
پلوشاد رِوُلیوتسی (Площадь Революции)افتتاح: ۱۹۳۸، خط آرباتسکو-پوکروفسکایااین ایستگاه با ۷۶ مجسمه برنزی از شهروندان شوروی، از جمله سربازان، کشاورزان و دانشآموزان، بهعنوان یکی از ایستگاههای نمادین مترو مسکو شناخته میشود. مجسمهها توسط ماتوی مانیزر ساخته شدهاند.
نووسلوبودسکایا (Новослободская)افتتاح: ۱۹۵۲، خط حلقهایاین ایستگاه با ۳۲ پنجره شیشهای رنگی که از لتونی آورده شدهاند، فضایی شبیه به کلیساهای گوتیک ایجاد کرده است. طراحی ایستگاه توسط الکسی شچوسِف و هنرمند ویتراژ، پاول کورین، انجام شده است.
کیفسکایا (Киевская)افتتاح: ۱۹۵۴، خط حلقهایاین ایستگاه با موزاییکهایی که دوستی بین مردم روسیه و اوکراین را به تصویر میکشند، یکی از زیباترین ایستگاه مترو مسکو است. طراحی ایستگاه توسط یوری کاتونین، وادیم اسکوگارف و گئورگی گولوبف انجام شده است.
لوروسکایا (Белорусская)افتتاح: ۱۹۵۲، خط حلقهایاین ایستگاه با سقفهای گچبری شده و موزاییکهایی که زندگی مردم بلاروس را به تصویر میکشند، بهعنوان نمادی از فرهنگ بلاروس در مترو مسکو شناخته میشود.
آرباتسکایا (Арбатская)افتتاح: ۱۹۵۳، خط آرباتسکو-پوکروفسکایااین ایستگاه با طراحی به سبک باروک مسکو، دارای ستونهای مرمری و لوسترهای باشکوه است. طراحی ایستگاه توسط لئونید پولیاکوف انجام شده است.
تئاترالنایا (Театральная)این ایستگاه در سال ۱۹۳۸ افتتاح گردید. فضایی خارقالعاده با مجسمهها و نقشبرجستههایی که هنر و تئاتر را به تصویر میکشند. تئاترالنایا در نزدیکی تئاتر بولشوی قرار دارد و بهعنوان یکی از ایستگاههای فرهنگی مترو مسکو شناخته میشود.
کروپوتکینسکایا (Кропоткинская)ایستگاه «کروپوتکینسکایا» (Kropotkinskaya) در خط سوکولنیچسکایا (خط ۱)، نمونهای بینظیر از ظرافت معماری متروی مسکو است. این ایستگاه در ۱۵ مه ۱۹۳۵، به عنوان بخشی از فاز اول مترو افتتاح شد و توسط معماران خلاق آن دوران طراحی گردید. فضای آن، الهامگرفته از معماری معابد مصری باستان و همچنین هنر باهاوس، با ستونهای هشتضلعی باشکوه و نورپردازی پنهان، حسی از وسعت و معنویت را القا میکند.
دینامو (Динамо)ایستگاه دینامو یکی از قدیمیترین ایستگاههای متروی مسکو است که در تاریخ ۱۱ سپتامبر ۱۹۳۸ افتتاح شد. این ایستگاه بخشی از فاز دوم توسعه مترو بود و هدف از ساخت آن، تسهیل دسترسی به استادیوم دینامو، یکی از مهمترین مراکز ورزشی آن زمان، بود. این لیست می تواند بسیار بیشتر و طولانی تر باشد.
برای دسترسی به میدان سرخ بهترین و نزدیک ترین ایستگاه ها عبارت اند از
Okhotniy Ryad
Teatralnaya
Ploschad Revolyutsii

من ایستگاه Okhotniy Ryad را انتخاب کردم و هنگامی که از ایستگاه خارج شدم شکوه زیبایی عظیمی چشمانم را تسخیر کرده بودند و فضای خارق العاده ای وجود داشت. ساختمان State Historical Museum با جزئیات زیبایش نگاهم را دزدیده بود و تندیس ژنرال مارشال ژوکوف نیز خودنمایی می کرد. نقطه صفر و مرکزی مسکو نیز قابل مشاهده بود.
تاریخچه موزه دولتی تاریخ روسیه
موزه دولتی روسیه به عنوان اولین موزه هنری روسیه در سال ۱۸۷۲ به دستور امپراطور الکساندر سوم تاسیس گردید، سپس در سال ۱۸۹۵ امپراطور نیکلاس دوم دستور ساخت ساختمان جدید را داد و بعد از بازسازی های انجام شده در نهایت در سال ۱۸۹۸ به طور رسمی افتتاح گردید. در ابتدا این ساختمان کاربری های متفاوتی داشته اما در نهایت به موزه تبدیل شده است و مجموعه ای از کارهای هنری جمع آوری شده از کاخ زمستان، گاتچینا و الکساندر، آکادمی هنر و موزه آرمیتاژ به این موزه انتقال داده شدند. امروزه مجموعه ای بیش از ۴۰۰ هزار اثر هنری از هنرمندان روسی برای بازدید علاقه مندان در این مکان به چشم می خورند که به عنوان یکی از پیشرفته ترین مجموعه های هنری، مرکز تحقیق و مطالعه در مورد همه موزه های هنری جهان یاد می شود.

در خصوص ژوکوف باید بگویم که این مرد نظامی روسی، مسئول دفاع موفق مسکو، در جنگ های استالینگراد و لنینگراد در برابر نیروهای آلمانی بود و در نهایت آلمانی ها را به عقب نشینی مجبور کرد. او حمله نهایی به برلین را رهبری کرد و پس از جنگ به قدری محبوب بود که جوزف استالین، نخستوزیر شوروی، در حالی که احساس خطر میکرد، او را پایین آورد و به سمت فرماندهیهای منطقهای، سوق داد.

در میان هیاهوی شهر مسکو و بناهای تاریخی باشکوه آن، باغ الکساندر همچون نگینی سبز میدرخشد. این باغ زیبا، که در غرب کرملین واقع شده، مکانی آرام و دلانگیز برای فرار از شلوغی شهر و لذت بردن از طبیعت است. وارد باغ شدم فضای بزرگ همراه با نماد ها و تندیس های مختلفی بود که هر کدام برای خود شاید کتاب های فراوانی برای توضیح نیاز داشته باشد اما باید گفت که باغ الکساندر یکی از اولین پارک های عمومی شهری در مسکو روسیه است.

این پارک شامل سه باغ جداگانه است که در طول دیوار غربی کرملین به طول 865 متر، بین ساختمان مسکو مانژ و کرملین، کشیده شده است. ساخت باغ الکساندر به مناسبت گرامیداشت کشته شدگان جنگ با ناپلئون و پیروزی روس ها به دستور تزار الکساندر اول در سال 1823 به پایان رسید. در مقابل ورودی پارک مقبره سرباز گمنام با آتشی همیشگی، قرار دارد. این مقبره با جمله «نامت را نمی دانیم اما یادت جاودانه است»، عبادت گاهی برای شهروندان مسکو است. در ساخت این باغ، از سنگ هایی که در جریان حمله فرانسه، از ویرانه خانه ها به جا مانده بودند، استفاده شده است. زیبایی این باغ با چشم اندازی بی نظیر از کاخ کرملین دو چندان شده است.
با دقت به دو سربازی که پاسبانی می دادند نگاه می کردم و از تلاش و تمرکز آن ها برای ساکن ایستادن و جدی بودن شان لذت بردم و آرام آرام مسیر را ادامه می دادم که بخش یادبود شهرهای قهرمان و شهرهای افتخار نظامی را میبینیم. هر نام داستان منحصر به فرد خود را روایت میکند. رنجی که ساکنان این شهرها هنگام حمله نیروهای آلمانی به آنها متحمل شدند. هر پایه دارای کتیبهای از نام شهر است. در مجموع ۱۱ عدد وجود دارد (لنینگراد، کیف، مینسک، استالینگراد، سواستوپول، اودسا، کرچ، نووروسیسک، تولا، مورمانسک، اسمولنسک) و دوازدهمین به قلعه برست اختصاص داده شده است. ۴۵ شهر افتخار نظامی وجود دارد.
باز هم این ماجرا ادامه دارد وقتی غاری من را کنجکاو می کند تا نزدیک برونم تا ببینم چه چیزی آنجاست و علت آن چیست؟
غار ایتالیایی (غار "ویرانهها"، غرفه-ویرانه "غار") در پای برج آرسنال میانی (1493-1495) کرملین مسکو. این غار در یک تپه مصنوعی - یک سنگر (دژ) - ساخته شده است که در آماده سازی برای دفاع از کرملین در برابر حمله ناموفق سوئد در طول جنگ شمالی ساخته شده بود. طراحی شده توسط معمار اوسیپ (جوزف؛ جوزپه) ایوانوویچ بووه، 1821. غار ایتالیایی نماد تولد دوباره مسکو پس از آتش سوزی ویرانگر 1812 است.
وقتی که رویم را بر می گردانم قدیسی را می بینم اما اطلاعاتی از او ندارم بنابراین شتابان به سمت او می روم تا از روبرو تندیس را تماشا کنم و اطلاعات بیشتری را کسب کنم. این مجسمه در سال ۲۰۱۳ به مناسبت صدمین سالگرد تجلیل از هرموژن توسط کلیسای ارتدکس روسیه ساخته شد. هرموژن در اوایل قرن هفدهم پاتریارک مسکو بود و به خاطر الهام بخشیدن به قیامی که به دورهای که به عنوان زمان مشکلات شناخته میشود، پایان داد، شناخته میشود. در اینجا شما هرموژن مسن را میبینید که ردایی به تن دارد و عصایی در دست چپ و صلیب ارتدکس روسی را در دست راست خود گرفته است. این مجسمه بر روی پایهای گرانیتی با نقش برجستههای زیبا قرار دارد.

بعید است که فواره «چهار فصل» کسی را بیتفاوت بگذارد. چهار اسب در مرکز این ترکیب قرار دارند. در تئاتر بولشوی، دوباره چهار اسب وجود دارد، اما اسبها معنای متفاوتی دارند. و در نهایت، تئاتر الکساندرینسکی در سن پترزبورگ. آنجا هم چهار اسب وجود دارد.اما در مانژ، اسبها به تنهایی و بدون کالسکهای به نام کوادریگا هستند. با این حال، شاید چهار اسب در بولشوی الهامبخش فواره با چهار اسب بوده باشند.
پس از خرید از فروشگاه به گشت و گذار در این پارک زیبا ادامه می دهیم. نکته جالب توجه این است که در اکثر فروشگاه ها محلی برای گرم کردن و صرف غذا و نوشیدنی سرد و گرم تعبیه شده است و بسیاری از محصولات دارای بارکد هستند و با گوشی و توسط خود مشتری ثبت و پرداخت می شود و نسل جوان از این روش استفاده می کنند. هر برند فروشگاه بخاطر برخی خدمات و کیفیت ها و محصولات خود مشهور و معروف است مثلا یک فروشگاه به خاطر ارائه سبزیجات و میوه های تازه معروف است یا جایی به خاطر ارگانیک بودن محصولات لبنی اش و موارد مختلف انحخاب می شوند بنابراین طبق سلیقه خود فروشگاه را انتخاب کنید.
در نزدیکی دیوارهای کرملین، در باغ الکساندر، غیرممکن است که متوجه ابلیسک باشکوهی که به مناسبت سیصدمین سالگرد سلطنت خاندان رومانوف ساخته شده است، نشوید. این بنای تاریخی شاهدی واقعی بر تاریخ پرتلاطم روسیه است که دستخوش تغییرات قابل توجهی شده است، اما همچنان اهمیت خود را به عنوان یک اثر تاریخی حفظ کرده است. این ابلیسک در سال ۱۹۱۳ برای بزرگداشت سیصدمین سالگرد خاندان رومانوف ساخته شد. این ابلیسک نمادی از عظمت این سلسله بود که نه تنها میراث تاریخی آن، بلکه امیدهای آینده را نیز در خود جای داده بود. در ابتدا، نام تمام تزارهای روسیه، از میخائیل فئودوروویچ تا نیکلاس دوم، بر روی این بنای تاریخی حک شده بود.
همچنین نشان دولتی امپراتوری روسیه و شعار رومانوفها: "خدا با ماست!" بر روی آن نقش بسته بود. پس از انقلاب اکتبر، سرنوشت ابلیسک به طرز چشمگیری تغییر کرد. در سال ۱۹۱۸، بلشویکها نمادهای این سلسله را برچیدند و این بنای تاریخی را به اولین بنای یادبود کشور که به سوسیالیسم اختصاص داده شده بود، تبدیل کردند. نامهای کارل مارکس، فریدریش انگلس، ویلهلم لیبکنشت، آگوست ببل و دیگر ایدئولوژیستهای سوسیالیست بر سطح آن نمایان بود. این طراحی مجدد بنای یادبود، نمادی از گسست از گذشته تزاری و تأیید آرمانهای جدید بود. تنها در سال ۲۰۱۳، برای چهارصدمین سالگرد سلسله رومانوف، این ابلیسک ظاهر اولیه خود را بازیافت. با استفاده از اسناد بایگانی، کتیبههای اصلی و نمادهای سلطنتی مرمت شدند و این بنای یادبود به ارزش تاریخی خود بازگشت.
اکنون این بنا بار دیگر تاریخ چند صد ساله سلطنت روسیه را یادآوری میکند و آثاری از دورانی را که روسیه تحت پرچم رومانوفها وارد قرن جدیدی شد، حفظ میکند. حقایق جالب این یکی از معدود بناهای یادبودی است که در دوران اتحاد جماهیر شوروی تحت بازسازی اساسی قرار گرفت، اما به شکل اولیه خود بازگردانده شد. طرح اولیه توسط معمار مشهور سرگئی ولاسیف تهیه شده است که مأمور شده بود بنای یادبودی شایسته سالگرد سه قرن این سلسله بسازد. در طول مرمت سال ۲۰۱۳، از عکسها و اسناد بایگانی برای بازسازی جزئیات تا حد امکان دقیق استفاده شد. امروزه، ابلیسک باغ الکساندر چیزی بیش از یک بنای یادبود است، بلکه پلی واقعی بین دورههای مختلف، یادآور تاریخ پیچیده اما غنی روسیه است. اگر خود را در نزدیکی کرملین یافتید، حتماً لحظهای را برای تحسین این نماد زمان و تأمل در مورد چگونگی تغییر تاریخ حتی سنگ اختصاص دهید.
توجه کنید که برای تهیه بلیط و ورود به کاخ کرملین باید از فضایی که برای آن داخل پارک تعبیه شده است اقدام کنید. قدم زنان به انتهای پارک می رسدم و همزمان از تماشای دیوار ها و برج های مختلف و زیبای کاخ کرملین لذت می بردم و فضا و حال و هوای پارک برایم جالب بود و شاید اگر مضیقه زمان و فرصت نبود می خواستم ساعت ها بر روی یکی از نیمکت های آن جا کنار فضای دل انگیز بنشینم و از خواندن کتاب و نوشتن و فکر کردن و تماشا و حتی هیچ کاری نکردن هم لذت ببرم اما امکانش خیلی نبود. از دور مجسمه ای عظیم را دیدم بنابراین شتابان به سمتش رفتم. فضای امنیتی در این قسمت وجود داشت که به نظر می رسید ورودی و خروجی مسئولان رده بالا از این قسمت است.

یک نقطه عطف تاریخی در مسکو، بنای برجستۀ سنت ولادیمیر کبیر است، که در ابتدا گفته میشد یک شاهزاده بت پرست مسئول دستاوردهای سرزمینی مهم روسیه است. به عنوان شرط ازدواج با خواهر امپراتورهای بیزانس باسیل دوم و کنستانتین هشتم، او موافقت کرد که به عنوان یک مسیحی تعمید یابد. او همچنین دستور نابودی بت های بت پرست را صادر کرد و در سال 988 شهروندان را غسل تعمید دادند.

کلیسا او را به خاطر سخاوتش و به خاطر ایجاد ایمان ارتدوکس یونانی در روسیه قدیس کرد. این بنای یادبود در سال ۲۰۱۶ و در روز وحدت ملی رونمایی شد. این مجسمه ۱۷ متری، شاهزاده را در حالی که صلیبی در دست دارد، به تصویر میکشد که نمادی از غسل تعمید روسیه در سال ۹۸۸ است. این بنای یادبود به یاد هزارمین سالگرد درگذشت شاهزاده بزرگ ولادیمیر ساخته شده است. به تعبیری می توان گفت که مسیحیت در این زمان و توسط این فرد در روسیه به رسمیت شناخته شد. هنگام تماشای آن از عظمت و طراحی ریزبینانه و با دقت و جزئیات آن کیف کردم و مدتی به تماشای آن پرداختم و همزمان عبور و مرور وسایل نقلیه را نظاره گر بودم. خیابان ها با پرچم روسیه و گل آرایی ها به مناسبت روز ملی روسیه اگر اشتباه نکنم مزین شده بود. پل Bolshoy Moskvoretsky بسیار با شکوه زیبا بود حتما دوست داشتم که از آن عبور کنم و فضای این شهر زیبا را از روی آن نظاره گر باشم.

تصمیم بر این داشتم که کامل کاخ کرملین را دور بزنم و همزمان با تماشا کردن آن از سمت پایین میدان سرخ وارد شوم و رود زیبای موسکوا را نیز ببینم. به طور کلی فضای شهر مملو از پلیس و سربازان مختلفی بود و وقتی از کنار کاخ کرملین عبور می کردم؛ ورودی و خروجی های آن تحت نظارت شدید امنیتی بود و من ترجیح دادم تا تصویر برداری نکنم به فاصله هر 100 متر دو سرباز گشت زنی انجام می دادند در کنار دیواره های کاخ کرملین که همجوار با رودخانه بود و از قضا وقتی که از کناز یکی از آن ها رد شدم رو به من کرد و به روسی جملاتی را گفت که الته من متوجه نشدم اما حدس میزدم که درخواست بررسی مدارک شناسایی را دارد و پس از تحویل و بررسی مدارک را با لبخند تحویل من داد و رفتند و این اولین و آخرین باری بود که مدارک من را بدین شکل بررسی می کردند اما من بارها و بار ها می دیدم چه در خیابان و چه در مترو بسیاری از افراد را مدارکشانرا چک می کردند که بیشتر این افراد توریست و شهروندان کشور های اتحاد جماهیر شوروی سابق بودند بنابراین حتما مدارک مربوط به خودتان همراهتان باشد.

بلاخره آن لحظه ای که در انتظارش بودم سر رسید و یکی از نماد های زیبای میدان سر در نظرم آشکار شد و آن چیزی نبود جز کلیسای سنت باسیل که نگین درخشان میدان سرخ بود. من از دیدن اندازه آن جا نخوردم زیرا از قبل انتظار آن را می کشیدم.

کلیسای سنت باسیل حتی در نگاه اول هم یک بنای ساده نیست. شما یک قصر با مجموعه گنبدهایی میبینید که مانند خامههای رنگی رو به آسمان کشیده شدهاند. گنبدها طرح و رنگ یکسانی ندارند و همین مورد این بنا را در جهان منحصربهفرد کرده است. به نوعی میتوان گفت که کلیسای سنت باسیل را از دل کتابقصههای فانتزی بیرون کشیدهاند. این بنا شاهکار معماری روسی است که در قلب میدان سرخ مسکو روسیه قرار دارد. این بنا که در قرن شانزدهم به دستور ایوان مخوف ساخته شد، امروز بهعنوان میراث جهانی یونسکو شناخته میشود.

تاریخچه کلیسای سنت باسیل
کلیسای جامع سنت باسیل بین سالهای ۱۵۵۵ تا ۱۵۶۱ به دستور ایوان مخوف و به مناسبت پیروزی بر کازان و آستراخان ساخته شد. ایوان مخوف دستور ساخت کلیسایی را داد که تا آن زمان هیچ کس نمونهاش را ندیده باشد! نام کلیسای سنت باسیل از قدیس روسی، واسیلی مقدس گرفته شده است. فردی که در زمان ایوان مخوف بهعنوان دیوانه مقدس شناخته میشد و احترام زیادی برایش قائل بودند. پس از مرگ او در سال ۱۵۸۸، یک عبادتگاه جدید بالای قبرش ساخته شد و کلیسا به نام او شهرت پیدا کرد.

این بنا در طول تاریخ بارها در معرض خطر نابودی قرار گرفته است، از جمله در زمان ناپلئون که قصد داشت آن را منفجر کند یا در دوران شوروی که طرحهایی برای تخریب آن وجود داشت. با این حال، کلیسای جامع سن باسیل همچنان پا برجا مانده و در سال ۱۹۹۰ بهعنوان بخشی از میراث جهانی یونسکو ثبت شد.
شاید در نگاه اول کمی جا بخورید زیرا که بر خلاف تصور و تصاویر اندازه کلیسا بزرگ و عظیم نیست اما این چیزی از زیبایی و خاص بودن آن کم نمی کند. به جرات می توان گفت قلب تپنده مسکو است و مخصوصا غروب به بعد تا پاسی از شب خالی از رفت و آمد و عکس و فیلم شادی و گفت و گو بوده است. در خصوص میدان سرخ باید گفت که بازرگانان از سراسر جهان برای تجارت به اینجا میآمدند. این رفتوآمدها باعث شد میدان به بازاری بزرگ تبدیل شود. فرمان تزارها از همین میدان اعلام میشد و مردم هم برای شنیدن خبرهای جدید به میدان سرخ مسکو در روسیه میآمدند. در روزهای جشنهای بزرگ کلیسا، راهپیماییهای مذهبی در میدان سرخ مسکو برگزار میشد و میدان را به کلیسایی در فضای باز تبدیل میکرد.
ساختمانهایی با آجر قرمز که بعضی از افراد آن را اشارهای به دولت کمونیستی میدانند که بر کشور روسیه حکومت میکرد؛ اما هنوز نمیدانیم که آیا این علت نامگذاری میدان است یا نه! قرمز در زبان روسی بسیار شبیه به کلمه Krasivaya به معنای زیباست که میتواند در یک کلمه میدان سرخ را توصیف کند. این میدان در طول سالهای طولانی شاهد رویدادهای بسیار مهمی بوده که توانسته مسیر تاریخ روسیه را هم عوض کند.
آرامگاه لنین
لنین، رهبر انقلاب بلشویکی روسیه و بنیانگذار اتحاد جماهیر شوروی بود. بعد از مرگ او در سال ۱۹۲۴، ابتدا یک مقبره چوبی و موقت ساختند تا مردم بتوانند برای آخرین بار با او خداحافظی کنند. چند سال بعد، دولت شوروی تصمیم گرفت آرامگاهی دائمی برای نگهداری پیکر لنین بسازد و به همین دلیل، بنای سنگی فعلی در سال ۱۹۳۰ تکمیل شد.
ورودی مقبره لنین
یک نکتهای که ممکن است گردشگران را کمی گیج کند این است که ورودی مقبره لنین از در اصلی نیست. در میدان سرخ معمولاً صف شلوغی میبینید که از کنار برج نیکولسکایا شروع میشود؛ همان برجی که بین میدان سرخ و میدان مانژ و کنار موزه تاریخ دولتی قرار دارد. در ادامه باید اشاره کنم که این مکان را برای علاقه مندان به تاریخ و مطالعه و این گونه موارد توصیه می کنم چون در غیر این صورت شاید چیز خارق العاده ای نداشته باشد. من روز آخر حضورم در مسکو به بازدید از آن پرداختم.
مساحت میدان سرخ مسکو حدود ۷۳.۰۰۰ مترمربع است و قدمت میدان سرخ به اواخر قرن پانزدهم برمیگردد؛ البته بعضی از منابع اشاره کردهاند که قدمت آن به قرن یازدهم برمیگردد. این میدان شاهد اتفاقات و وقایای بسار زیادی بوده است و صحبت و نوشتن در مورد آن ها بسیار زمان بر و خارج از حوصله افراد است اما حتما توصیه می کنم که در موردش خلاصه وار مطالعه کنید و برای دوستانی که علاقه مند هستند مواردی که ارزش مطالعه دارند را بدین شکل معرفی می کنم.

پاساژ گوم با معماری منحصر به فردش گوشه چشمی به من داشت اما من ردش کردم و صرفا برای امروز ترجیح دادم که از بیرون تماشایش کنم. مرکز خرید گوم (GUM) یکی از معروفترین و قدیمیترین مراکز خرید روسیه است که در میدان سرخ قرار دارد. این ساختمان تاریخی بیش از ۱۰۰ سال قدمت دارد و معماری آن به سبک رنسانس روسی و ظاهر آن شبیه کاخهای قرن نوزدهم است. مرکز خرید گوم در سال ۱۸۹۳ افتتاح شد و در آن زمان بزرگترین مرکز خرید اروپا بود. امروزه هم این مرکز خرید تنها محل خرید نیست، بلکه یکی از جاهای دیدنی مسکو به شمار میرود و میتوان آن را بخشی از تاریخ و فرهنگ روسیه دانست البته نه تنها من بلکه اکثریت افراد اینجا را برای خرید توصیه نمی کنند مگر برای گردش و بازدید صرفا و امتحان کردن بستنی سنتی داخل پاساژ توصیه می شود.
زمانی که غرق تماشای پاساژ بودم گوشه چشمم به کلیسای کوچکی برخورد که کلیسای کازان بود. کلیسای کازان مسکو که بهطور رسمی با نام کلیسای بانوی مقدس کازان شناخته میشود، یکی از معروفترین کلیساهای ارتدکس در مسکو است. این بنا در گوشه میدان سرخ و کنار دروازه رستاخیز قرار دارد و بهخاطر گنبد طلایی و نمای سرخرنگش خیلی راحت دیده میشود. این کلیسا اولینبار در اوایل قرن هفدهم ساخته شد، اما در طول تاریخ چند بار تخریب شد و بنایی که امروز میبینید در واقع بازسازی همان کلیسا است.
کلیسای کازان علاوه بر معماری زیبا، ارزش تاریخی زیادی هم دارد؛ چون یادبودی از پیروزی مردم روسیه در برابر مهاجمان خارجی در قرن هفدهم بهشمار میرود. به داخل کلیسا برای بازدید رفتم و طبق معمول عکاسی و فیلمبرداری در اکثریت کلیسا ها ممنوع است و ما نیز از آن تخطی نکردیم گرچه فضای داخلی اعجاب انگیزی نسبت به بقیه کلیسا ها نداشت و معمولی و کوچک بود.
وقتی نگاهم را برگرداندم این دروازه شکیل و پر ماجرا را دیدم تاریخچه آن برایم جالب توجه شد که همراه با کلیسای کوچک اما بسیار قشنگ بود که برخی از مردمان عبادت کوتاهی انجام می دادند و گذر می کردند و صدای آواز گوش نوازی شنیده می شد که همراه با آرامش خاصی بود.
دروازه رستاخیز یا دروازه ایبری بین موزه تاریخی و تالار شهر سابق مسکو قرار دارد که میدان سرخ را به میدان مانژ متصل میکند. اولین دروازه سنگی در سال ۱۵۳۵ ساخته شد، زمانی که دیوار کیتای-گورود با آجر بازسازی میشد. در طول بازسازی در سال ۱۶۸۰، گذرگاه دوگانه با اتاقهای دو طبقه که توسط دو سقف هشت ضلعی شبیه به برجهای کرملین تاجگذاری شده بودند، پوشانده شد. نماد رستاخیز نیز در دروازه قرار داده شد و نام خود را به آن داد. در سال ۱۶۶۹، یک کپی از نماد معجزهگر پاناگیا پورتایتیسا ("نگهبان دروازه") در کلیسای چوبی در سمت میدان مانژ قرار داده شد. نمونه اولیه این نماد در صومعه گرجی ایورون در کوه آتوس نگهداری میشود و به این کلیسا و دروازه لقب "ایبری" ("ایورسکی") را داده است.
در سال ۱۷۳۱، میخائیل لومونوسوف انتشارات دانشگاه مسکو را به اتاقهای بالای دروازه منتقل کرد و پنجاه سال بعد، در سال ۱۷۸۱، کلیسای چوبی به طرز باشکوهی با آجر بازسازی شد. طبق رسم رایج، هر کسی که به میدان سرخ یا کرملین میرفت، برای ادای احترام به این شمایل از این کلیسا بازدید میکرد. در سال ۱۹۳۱، استالین دستور تخریب دروازه را داد تا وسایل نقلیه سنگین نظامی بتوانند در رژههای میدان سرخ شرکت کنند. در سالهای ۱۹۹۴-۱۹۹۵، پس از سقوط اتحاد جماهیر شوروی، دروازه و کلیسا بازسازی شدند و شمایل جدیدی از پاناگیا پورتایتیسا، که بر روی کوه آتوس نقاشی شده بود، در کلیسا قرار داده شد. بازدید از میدان سرخ قطعاً باید شامل بازدید از این دروازه و کلیسای زیبا باشد.
کمی جلوتر از کلیسای کوچک نقطه صفر و مرکزی مسکو واقع شده بود. نقطه صفر مسکو یک دایره فلزی کوچک روی زمین است که درست بین میدان سرخ و میدان مانژ قرار دارد. از این نقطه، فاصله تمام جادهها و شهرهای روسیه اندازهگیری میشود. شهرهای زیادی در دنیا چنین نشانهای دارند، اما نقطه صفر در مسکو بهخاطر سنتهای قدیمی و باورهای مردم، بسیار معروف شده است. برای گردشگران و اهالی، این مکان نه فقط یک علامت جغرافیایی بلکه جایی برای آرزوکردن، گرفتن عکس یادگاری و آشنایی با تاریخ شهر است.
برخی از باور های مردمان روس در مورد نقطه صفر مسکو
خیلی از مردم و گردشگران تور مسکو وقتی به میدان سرخ میرسند، در مرکز دایره نقطه صفر روسیه میایستند، چشمانشان را میبندند و سکهای را از پشت سر به عقب پرتاب میکنند. اگر سکه داخل دایره بیفتد و بیرون نرود، میگویند آرزوی شما در یکی دو سال آینده برآورده میشود.
یکی دیگر از باورهای محلی جالب این است که اگر در مرکز دایره بایستید، پشتتان را به دروازههای رستاخیز کنید و در جهت عقربههای ساعت بچرخید، بعد نام اولین رهگذری را که میبینید بپرسید؛ گفته میشود نام او همان نام همسر آینده شما خواهد بود.
عدهای معتقدند نزدیکی پلاک به کلیسای کوچک ایبری و وجود تصویر شمایل مقدس در آن، باعث میشود انرژی مثبتی در این محل جریان داشته باشد و دعاها زودتر برآورده شوند.به همین دلیل بسیاری از مردم مسکو پیش از امتحان، مصاحبه کاری یا سفر، برای خوشیمنی روی پلاک قدم میگذارند یا سکهای میاندازند.

راهم را به سوی پارک Ploshchad' Revolyutsii هدایت کردم پارکی که در زمستان و مخصوصا کریسمس بسیار شلوغ جذاب و همراه با تزئینات زیبایی آراسته می شود. بنای یاد بود کارل مارکس به زیبایی رو به تئاتر بلشوی قرار گرفته است.

این مجسمه برای تأکید بر این ساخته شده است که کارل مارکس یکی از چهرههای اساسی ایدئولوژی شوروی بود. در این مجسمه، مارکس با حالتی جدی و متفکرانه از دل صخره بیرون آمده است. این نمایشی نمادین از ایدههای او به عنوان ایدههایی قدرتمند و تغییرناپذیر است، گویی بخشی از طبیعت هستند.
شعار معروف او بر روی پایه حک شده است:
"پرولتاریا، متحد شوید!"
نامهای انگلس و لنین نیز بر روی بلوکهای سنگی پشت مجسمه حک شده است، و بدین ترتیب تثلیث ایدئولوژیکی که توسط شورویها مقدس شمرده میشد را تکمیل میکند.
سبک لو کربل به عنوان یک بنای یادبود توصیف میشود: چهرهها عظیم، ساده و در عین حال چشمگیر هستند. این مجسمه مارکس را هم به عنوان یک متفکر و هم به عنوان یک رهبر
مردم به تصویر میکشد. فک قوی و نگاه آیندهنگر او نمادی از اعتقاد به جامعه کمونیستی ایدهآل آینده است. سال نصب مجسمه، ۱۹۶۱، دوران نیکیتا خروشچف در اتحاد جماهیر شوروی بود. این دوره، فرآیندی برای بازتعریف مبانی ایدئولوژیک پسااستالین و تأکید مجدد بر اندیشههای مارکس بود. این مجسمه به نمادی از این تحول ایدئولوژیک و بازسازی هویت شوروی در مواجهه با غرب تبدیل شد.

حالا مجذوب تماشای این تئاتر زیبا شده بودم؛ طراحی و معماری آن برایم جالب بود و فواره ای که جلوی آن قرار داشت محل عکس برداری و نوازنده های محلی بود که فضای شادی را ایجاد می کردند. در کنار تئاتر پاساژ زیبای دیگری به نام TSUM وجود دارد که می توان گفت بعد از پاساژ گوم از برترین هاست.

ساعت حدودا 10 بود و با توجه به اینکه تقریبا یک روز و نیم بود که نخوابیده بودم تصمیم گرفتم زودتر به هاستل برگردم و خوب استراحت کنم تا فردا پر انرژی برنامه ها را جلو ببرم نکته جالب توجه این است که در روسیه به طور کلی موزه ها و جاهای دیدنی از ساعت 9/10 شروع به کار می کنند که برایم جالب بود و نکته جالب تر این بود که بانک ها تا ساعت حدودا 19 کار می کنند پس لازم نیست صبح زود بانک بریم و فروشگاه ها تا ساعت 23/22 فعالیت دارند و برخی شبانه روزی هستند.

اتاق ما 6 نفره بود که 4 نفر روسی و 1 نفر هندی بودند. با تمامی آن ها دوست شده بودم و صحبت می کردیم و فضای دوستانه ای وجود داشت. طبق آنچه که متوجه شدم بسیاری از آن ها برای مدت طولانی در اینجا اقامت داشته اند که علت آن را می توان هزینه های بالای اجاره خانه و هزینه های انرژی در شهر های بزرگ دانست. وسایل راجابجا کردم و کامل مستقر شدم و دوربین و پاوربانک ها را شارژ کردم و برنامه فردا را چک کردم و همین که چشمانم را بستم به خواب شیرین فرو رفتم.
هزینه ها
چنج پول فرودگاه 30 یورو = 2220 روبل
اتوبوس اکسپرس = 450
مترو = 270
200 دلار چنج = 13920 روبل
هزینه اقامت هاستل در مسکو 2600
خرید از فروشگاه 126

