Close

روزی روزگاری اسپادانا (سفرنامه اصفهان)

4.3
از 14 رای
روزی روزگاری اسپادانا + تصاویر دیگر قسمت ها

روزی روزگاری اسپادانا

سفرنامه اصفهان؛ دل سپردن به سمفونی معاشقه تاریخ و هنر

 

مقدمه

سفرنامه اصفهان، دشوار ترین سفرنامه ای بود که تا به حال نوشته ام. نوشتن از شهری که دنیایی جاذبه را در دل خود جای داده است و هر کدام از این جاذبه ها به اندازه یک کتاب حرف برای گفتن دارند، امری دشوار است. چگونه بنویسم که این همه شکوه و عظمت در چند هزار کلمه خلاصه شود؟ و چه بنویسم که حق مطلب در مورد اصفهان ادا شود؟ اگر از تاریخش بنگارم، قلم خسته خواهد شد. اگر از هنرش بنویسم، یک مثنوی بلند خواهد شد. اگر آداب و رسومش را کتابت کنم، مجلدی قطور خواهد شد. بی اغراق عظمت اصفهان بیش از آن است که بتوان آن را یک سفرنامه گنجاند. اما به مصداق بیت معروف:

آب دریا را اگر نتوان چشید     هم به قدر تشنگی باید چشید

تمام تلاش خودم را کردم بخش اندکی از دنیای زیبای اصفهان را برای دوستان تصویر کنم. دنیایی حرف ناگفته در خصوص اصفهان هست که بنا بر حفظ اختصار نگارش آن در سفرنامه میسر نیست.

 

qnswZHsa6OZkep2PITMyPgvDrmdqUJuR2NMiKMf6.jpeg

 نقاشی های زیبای سقف عمارت تاریخی چهل ستون 

مطالعه این سفرنامه، گوش دل سپردن به سمفونی معاشقه تاریخ و هنر است. نمی توان به اصفهان سفر کرد فقط به تاریخش پرداخت. تاریخ و هنر دو بخش جدا ناشدنی سفر به اصفهان هستند و بنده نیز دو رکن اصلی سفرمان را سیر در تاریخ و تماشای هنر اصفهان قرار دادم و سفرنامه نیز بر پایه همین اصول نگارش شده است. چیزی که نگارش سفرنامه اصفهان را بیش از پیش سخت می کند، نوشتن از شهری است که احتمالاً اکثر خوانندگان محترم تجربه سفر به آن را دارند و تاریخ و فرهنگ و هنرش بخشی از هویت همه مردم ایران شده است. اکنون حس دانش آموزی را دارم که قرار است در مقابل معلم خود درس پس دهد و نمی داند معلم به او چه نمره ای خواهد داد. امیدوارم سفرنامه را مطالعه کرده و لذت ببرید.

 

نقشه اصلی.jpg
موقعیت استان اصفهان در جغرافیای ایران

معرفی اصفهان

استان اصفهان ششمین استان پهناور و مرکز آن، شهر اصفهان با جمعیتی حدود 2 میلیون نفر، سومین شهر پرجمعیت کشور عزیزمان ایران است. اصفهان از سال 1050 تا 1722 میلادی پایتخت بوده است. اوج شکوفایی اصفهان در سده 16 میلادی و دوره صفویان است و در این دوره آثار زیادی ساخته شد که اکنون بخشی از هویت اصفهان شده اند. مهمترین شهرهای این استان، اصفهان، کاشان، خمینی شهر و نجف آباد هستند. شهر اصفهان در گذشته با نام های مختلفی مثل اسپادانا، جِی، سپاهان و ... شناخته می شده است.

 

جغرافیای اصفهان

استان اصفهان در مرکز ایران و در همسایگی استان های سمنان و قم و مرکزی در شمال، استان های فارس و کهگیلویه در جنوب، استان یزد و خراسان جنوبی در شرق و استان های لرستان و چهارمحال بختیاری در غرب قرار دارد. 10 درصد از کل بیابانهای کشور و زیباترین کویرهای ایران مثل کویر مرنجاب، کویر ورزنه و... در این استان قرار دارند. این استان قطب تولید فولاد و طلای کشور است. بزرگترین کارخانه های فولاد، طلا و لوازم خانگی کشور در این استان قرار دارند.

 

آب و هوای اصفهان

اصفهان در منطقه کویری قرار گرفته و شهری گرم و خشک است. این شهر در فصل‌های مختلف سال آب‌ و‌ هوایی متفاوت دارد. در تابستان‌ خیلی گرم و زمستان‌هایی سرد و خشک دارد. بهار بهترین فصل سفر به اصفهان است. اگر از تعطیلات نوروز صرف نظر کنید و بتوانید در در نیمه دوم بهار به اصفهان سفر کنید، مطمئناً سفری به یاد ماندنی خواهید داشت. در نیمه دوم بهار آب و هوای اصفهان بسیار دلپذیر است و از شلوغی و گرانی های تعطیلات نوروز خبری نیست. اگر بهار را از دست دادید و تمایل داشتید در نیمه دوم سال به این شهر سفر کنید، پیشنهاد می کنم نیمه اول پاییز را انتخاب کنید. 

0145.jpg
جدول شماره 1 / وضعیت دمای هوای اصفهان در ماه های مختلف سال

 روز نخست

سه شنبه نوزدهم شهریور ماه 98 - روز عاشورا

برای ما که اصالتمان از یکسو به اصفهان می رسد و کلی فامیل و دوست و آشنا در این شهر داریم، سفر به اصفهان همیشه معجونی از میهمانی و دورهمی و خوشی و خنده بوده و یادم نمی آید هیچگاه فقط برای سیاحت به این شهر سفر کرده باشیم. اما این بار با همسرم تصمیم گرفتیم فقط سیاحت کنیم و از میهمانی های ناهار و شام مرسوم (که گاهی از حوصله خارج می شد) دوری کنیم. لذا قرار گذاشتیم کمی یواشکی! به اصفهان بیائیم و در هتل اقامت کنیم و از دیدن این شهر لذت ببریم. تعطیلات تاسوعا و عاشورا و تعطیلات آخر هفته و یک روز مرخصی بین التعطیلین در شهریور 1398، بهترین فرصت برای انجام این سفر است.

وقتی دوست صمیمی ام از عزم سفر ما آگاه شد، دعوت کرد که عاشورا را در روستایی که اصالتشان مربوط به آنجاست و از قضا در استان اصفهان است سر کنیم و مراسم عزاداری سنتی محرم را ببینیم و سپس در ادامه به شهر اصفهان برویم.

چه پیشنهادی بهتر از این؟ هم فال بود و هم تماشا! 

اصلا نگذاشتم کلام دوستم کامل منعقد شود! و گفتم چشمممممممم!!! حتماً خدمت می رسیم...!!

و اینگونه صبح روز سه شنبه مصادف با صبح عاشورا خودرو را آتش کرده و از تهران حرکت خود را آغاز کردیم. تخته گاز از مسیر اتوبان تهران-قم و قم-کاشان، 310 کیلومتر پیمودیم تا به روستای برز رسیدیم.

در انتهای مسیر و حدود 14 کیلومتری روستا، هنگامی که به پاسگاه انتظامی رسیدیم، متوجه شدیم مسیر توسط پلیس بسته شده است و فقط افراد بومی اجازه ورود دارند. بی درنگ با دوستمان تماس گرفتیم و ایشان با موتور خود را به ما رساند و با نشان دادن کارت ملی به پلیس، اصالت و بومی بودن خانواده خود را اثبات کرد و ما را بعنوان میهمانان خود معرفی نمود و ما اجازه ورود یافتیم. ظاهراً بعلت آئین های زیبای محرم مردم در روستاهای این مسیر، توریست های زیادی در روز عاشورا به این روستاها خصوصا ابیانه و برز مراجعه می کنند که زندگی و عزاداری مردم را مختل می کنند. به همین علت در روز عاشورا اجازه ورود به افراد غیر بومی داده نمی شود. مهمترین چیزی که پای ما را به روستای برز باز کرده بود، همین عزاداری خاص و زیبای محرم مردم روستا بود.

 

00087.jpg
پاسگاه انتظامی برزرود در ابتدای مسیر فرعی قرار دارد

سراسر مسیرمان از تهران تا رسیدن به پاسگاه، بیابانی بود و فکر می کردیم در ادامه هم مسیر همینطور باشد. اما به محض وارد شدن به جاده کنار پاسگاه که به برز می رسید، سرسبزی شروع شد. در امتداد مسیر که کوهستانی شده بود یک رودخانه جریان داشت که موجب ایجاد یک مسیر سر سبز و پر از دار و درخت شده بود. خودرو را در روستا پارک کردیم و پیاده با همراهی دوستمان راهی محل برگزاری مراسم عزاداری ظهر عاشورا شدیم.

 

00108.jpg
نقشه شماره 1 / بالا: موقعیت روستای برزرود نسبت به تهران  پایین: مسیر روستای برزرود و ابیانه

روستای برز (برزرود)

روستای برز از توابع بخش نطنز استان اصفهان است که قدمتی دیرینه دارد. اگر گذرتان به اتوبان کاشان - اصفهان افتاده باشد؛ حتماً کارخانه تاسیسات غنی سازی اورانیوم که در نزدیکی نطنز قرار دارد را دیده اید. اگر از اتوبان خارج شده و در راستای جاده مقابل تاسیسات غنی سازی حرکت کنید بعد از حدود 14 کیلومتر به یک پاسگاه انتظامی خواهید رسید. اکنون اگر از کنار پاسگاه به سمت راست بپیچید و حدود 14 کیلومتر دیگر در این جاده کوهستانی حرکت کنید به روستای تاریخی ابیانه خواهید رسید. در این مسیر شش روستا قرار دارد که به ترتیب عبارتند از هنجن، یارند، کمجان، برز، طره و ابیانه. دقیقا چند کیلومتر پیش از رسیدن به ابیانه روستای تاریخی برزرود قرار گرفته است. نام این روستا تحت الشعاع نام روستای معروف ابیانه قرار گرفته است و کمتر جنبه توریستی آن معرفی شده است.

 

00081.jpg
 طبیعت زیبای روستای برزرود

برز دارای طبیعتی دل انگیز و آب و هوایی فرح بخش و حیات وحش بکر است. برای همین آب و هوای سحر انگیز و حیات وحش بکر است که این روستا مورد توجه تنی چند از وزرای صفوی بوده است. آنها منازل خود را در اینجا ساخته بودند که متاسفانه بعلت سیل های چند دهه قبل اکثر این منازل که جزو آثار تاریخی بوده از بین رفته است. برز و روستاهای اطراف در منطقه حفاظت شده کرکس قرار دارند که اکنون منطقه شکار ممنوع است. در این روستا اکنون کمتر از 300 نفر سکونت دائمی دارند. بخشی از اهالی روستا به شهر مهاجرت کرده اند و فقط در نیمه نخست سال که آب و هوای برز بسیار مطبوع است برای ییلاق به برز می آیند.

 

عزاداری محرم و نخل گردانی

 پارادوکس میان سنت و مدرنیته

در این منطقه از کشور آئین نخل گردانی برای عزاداری سرور و سالار شهیدان یک رسم قدیمی محسوب شده و در برخی روستاها نخل های تاریخی و قدیمی وجود دارد. رسم است در روزهای منتهی به تاسوعا و عاشورا، افرادی که اصالت برزی دارند و اکنون به شهر مهاجرت کرده اند به روستا بازگشته و آئین باشکوه نخل گردانی را در روستا برگزار می کنند. در تاسوعا و عاشورا تمام مردم روستا و میهمانانشان، میهمان سفره نذری هستند و به جای برگزاری چند مراسم، همه نذرها یکپارچه شده و کل روستا در چند وعده اطعام می شوند.

 

00080.jpg
مراسم نخل گردانی در روستای برزرود

نخل قدیمی روستای برز طی مراسمی خاص با حضور بزرگان، تزئین شده و برای مراسم محرم آماده می شود. به نظر می رسد این نخل استعاره و یادبودی از تابوت پیکر مطهر شهید کربلاست و گویی مردم برای حضرتش مراسم تشییع برگزار می کنند.

 

00079.jpg
نخل استعاره از تابوت پیکر شهید کربلاست

در روز عاشورا نخل سنگین وزن، توسط چند نفر روی دوش حمل شده و با همراهی مردم، در روستا گردانده می شود. نخل چند پایه دارد که هر پایه مربوط به یک خاندان خاص است و یکی از افراد آن خاندان، آن پایه را روی دوش می گذارد. میزبان ما خاندان حاج گل محمد عابدینی برزی بود و دوستمان به نمایندگی از این خاندان زیر پایه مربوط به این خاندان را گرفته بود. قربانی کردن گوسفند، دود کردن اسفند، سینه زنی، نوحه خوانی و... از آیین های جانبی این مراسم بزرگ و سنتی است. (توضیح: تصاویر روستای برز مربوط به دو سفر است)

FV9GRMa72K8CANWAcWEvyiwg2aBJ1oIjkSfY64aD.jpeg
مراسم نخل گردانی در روستای برزرود

بخش جالب این عزاداری تقابل سنت و مدرنتیه در سبک عزاداری است. بزرگان و مهتران قوم، همچنان به نخل گردانی پایبندند و با گرداندن نخل عزادای می کنند. اما این سبک عزاداری برای جوانان روستا تکراری شده است؛ لذا خودرویی را با بهترین سیستم های صوتی تجهیز کرده اند و با همراهی یک طبل بسیار بزرگ، با زنجیر زنی مشغول عزاداری می شوند.

 

00006.jpg
جوانان روستا از روشی نوین تر نسبت به نخل گردانی در عزاداری استفاده می کنند

 در نهایت پس از نخل گردانی و دسته گردانی، هر دو گروه بهم پیوسته و به حسینیه بزرگ برز رفتند و مراسم ظهر عاشورا برگزار شد.

 

JrBdhiO9cRr2T2cuKfxIoHTgYg7rYZkTbNeGvpKg.jpeg
بالا: دسته عزاداری بزرگان و مهتران روستا     پایین: دسته عزاداری جوانان

پس از پایان مراسم همه مردم اطعام شدند. شب را در خانه روستایی پدربزرگ دوستمان اقامت کردیم. میزبانان صمیمی با خانه ای قدیمی، خاطره ای به یاد ماندنی برایمان ساختند.

 

بازدید از گله داران و عشایر

سفر به دل کوه ها

چند ساعتی در منزل بودیم و شب به نیمه رسیده بود که در حین گفتگوهای دوستانه، گفتم شب های اینجا انگار یک چیز کم دارد! و ادامه دادم همه چیز روستا خوب است اما اینکه بعد از غروب آفتاب باید در منزل بمانیم کمی کسل کننده است!

همین که این جمله را گفتم، گویی دوستم را برق گرفت! از جای برخواست و گفت: خب پاشید بریم عشایر را ببینیم!

  • من :       مگه اینجا عشایر داره؟!!
  • دوستم:   من شنیده ام بعد از ابیانه کوه هایی هست که عشایر در آن زندگی می کنند!
  • من:        این وقت شب؟ دیر نیست؟ راهشو بلدی؟
  • دوستم:   حالا میریم و از یکی می پرسیم!

و اینگونه راهی کشف محل عشایری می شویم که نه محل زندگی آنان را می دانیم و نه حتی مطمئنیم اصلا وجود دارند. به پایین ده آمدیم و سوار خودرو شدیم. پنج کیلومتر رانندگی کردیم و به ابیانه رسیدیم. در نزدیکی هتل ابیانه یکی دو نفر با لباس محلی دیدیم و از آنها سراغ عشایر را گرفتیم. نفر اول ابتدا یک نگاهی به ساعتش کرد و یک نگاهی عاقل اندر صفیه!!! به ما کرد و گفت داداش اشتباه می زنی!! اینجا عشایرش کجا بود!! اما نفر بعدی کمی امیدوارمان کرد. او گفت چند کیلومتر از راه مقابل سفره خانه ابیانه مسیر را در دل کوه ادامه دهید، تعدای گله دار هستند که به سبک عشایر زندگی می کنند. سپس پرسید:

  • با این ماشین می خواهید بروید؟!!
  • بله!
  • با این که نمیشه. من فکر کردم آفرود دارید!

اما ما تصمیممان را گرفته بودیم. با همین خودرو سواری و در نیمه شب، می خواستیم راه کوهستانی و خاکی را طی کنیم و به عشایر برسیم. از جاده کنار سفره خانه سنتی سفر را شروع کردیم. هر چقدر بیشتر پیش می رفتیم جاده پستی و بلندی بیشتری پیدا می کرد و بیشتر به خودرو فشار وارد می شد. در بعضی بخش های مسیر، باران جاده را شسته بود و کار برایمان سخت تر می شد. به خاطر نبودن نور کافی گاهی مجبور می شدیم توقف کنیم تا با چراغ قوه ببینیم آیا خودرو می تواند از پستی و بلندی مقابلمان عبور کند یا خیر. به هر سختی بود مسیر را آهسته و با دقت طی می کردیم.

1Bwt6k0VaeCnpqCyA7OfFOOMn4UzL1WkgG4poxm2.jpeg
 مسیر رسیدن به عشایر با پستی و بلندی زیادی همراه بود

هر از چند گاهی دو چشم درخشان در نزدیکی امان می دیدیم که واقعا ترسناک بود. چشم حیوانات کوهستان همچون الماس در شب می درخشید و هر چقدر این درخشندگی بیشتر می شد، ترس ما هم بیشتر می شد. سرعتمان کم بود و نمی دانستیم چقدر باید در این شب تاریک پیش برویم. نیم ساعتی گذشته بود که بچه ها پشیمان شدند و خواستند که برگردیم. اما مگر می شد دست از پا درازتر و بدون رسیدن به هدف بازگشت؟

با خیره سری! گفتم من باید امشب عشایر را ببینم و مسیر را ادامه دادیم. اندکی بعد در تاریکی مطلق، کورسوی امیدی از دور دیده شد. چند نقطه نورانی را می دیدم که نوید دیدار عشایر را می داد. مسیر را ادامه دادیم و به آنجا رسیدیم. سه چهار خانواده شبیه عشایر بودند که در کنار دامهایشان اتراق کرده بودند.

 

pmBLuSGEEL4EXKtiPbuz5UUSsKHG4O8uryk041wl.jpeg
 چند خانواده که در دل کوه و شبیه عشایر زندگی می کردند

به ما خوش آمد گفتند و از کتری و قوری دود گرفته ای که روی آتش غُلغُل می کرد برایمان چای آتشی ریختند. ساعتی به گپ و گفتگو با آنها گذشت. آنها چند خانواده از اهالی ابوزیدآباد بودند که در فصل گرم سال دام هایشان را به این منطقه که آب و هوای مطبوعی دارد می آورند و در تمام این چند ماه در زیر آسمان خدا اتراق می کردند. شغل آنها دامداری بود و از فروش فرآورده های دامی روزگار می گذراندند. در کنار آغل گوسفندان، تعداد بسیاری زیادی مشک روی زمین پهن بود که در مرحله تبدیل شیر به ماست محلی بودند. صادقانه بگویم بعد از دیدن این مشک ها، دیگر هیچوقت نتوانستم لب به ماست محلی بزنم!

 

K6WKl5iTkikMXCokk8hWLqQOMFL0qAOGbuw7ys8k.jpeg
 مشک هایی که در کنار آغل گوسفندان روی زمین قرار داشت

شیر بز مطاعی است که بعید است بتوان آن را در شهر یافت. ظاهراً برای اینکه محصولات فرآوری شده شیر بز در نهایت سود بیشتری نصیب این خانواده ها می کند، ابتدا از فروش آن طفره رفتند، اما در نهایت حاضر شدند با قیمت هر کیلو 15 هزار تومان چند کیلو به دوست ما بفروشند. این شیر نوید یک صبحانه خاص برای فردا را می داد.

pPdaBLpvTSG2mkD9CUL86QeFS8cpX0SuGXYYxcVr.jpeg
شیر بز مطاعی است که بعید است بتوان آن را در شهر یافت

در کنار یکی از چادر ها در یک استانبولی، دو غذای توپی شکل دقیقا مثل کوفته وجود داشت که فکر کردم کشک است. من هم که تریپ "کمک به بومیان منطقه" و "گردشگری مسئولانه" برداشته بودم؛ خواستم آنها را بخرم که مثلا کمکی به آنها کرده باشم. وقتی گفتم این کشک ها فروشیه؟ با خنده آنها مواجه شدم.

AyStmP6EvUPeTov1JpkSLJKdtvOgISwPZXh1TNxO.jpeg
گندولی سگ

آن توپک ها غذای سگ های آنان بود که از ترکیب خمیر نان و چند چیز دیگر درست می شد. اگر اشتباه نکنم اسم آنها "گندولی سگ" بود!! منم که حسابی کنف شده بودم اصلا به روی خودم نیاوردم سوتی دادم و قدم زنان در افق محو شدم!

کمی بعد مسیر بازگشت را در پیش گرفتیم و به برز رسیدیم. خودرو را در پایین ده پارک کردیم و به منزل بازگشتیم و خوابیدیم.

 

چگونه به اصفهان سفر کنیم؟

1- استفاده از خودرو شخصی: از آنجائیکه اصفهان در مرکز ایران قرار گرفته است، فاصله این شهر با خیلی از استان ها نسبتاً معقول است و رانندگی با خودرو شخصی برای رسیدن به این شهر چندان طولانی نخواهد بود. به نظر بنده بهترین وسیله نقلیه برای سفر به این استان وسیله نقلیه شخصی است.

2-استفاده از اتوبوس: استفاده از اتوبوس یکی از ارزان ترین ترین راههای سفر به شهر اصفهان است. اصفهان چهار پایانه اتوبوسرانی برون شهری دارد: 1-پایانه کاوه 2-پایانه صفه 3-پایانه جی 4-پایانه زاینده رود

 

انواع حمل و نقل.jpg
وسایل نقلیه مرسوم برای سفر به اصفهان

3-استفاده از هواپیما: سریع ترین و گران ترین روش رسیدن به اصفهان استفاده از هواپیما است. فرودگاه بین المللی شهید بهشتی نام فرودگاه اصفهان است و از طریق آن می توان با هواپیما به اصفهان سفر کرد.

4-استفاده از قطار: اصفهان از قدیم الایام صاحب خطوط آهن بوده و سفر به شهر با قطار همواره مقدور بوده است. ایستگاه راه آهن اصفهان سال 1347 شمسی ساخته شده است. استفاده از قطار یکی از ایمن ترین راه های سفر به این شهر است.

نشانی ایستگاه راه آهن اصفهان : میدان آزادی، خیابان هزار جریب، ۵ کیلومتری جاده شیراز، روبروی سپاهان شهر  تلفن : ۳۶۵۴۲۰۲۶ ۰۳۱

 

روز دوم

چهارشنبه بیستم شهریور ماه 98

صبح با طنین اذان پیرمرد همسایه که روی پشت بام مشغول اذان گفتن بود بیدار شدم. کمی تلاش کردم کاملا بیدار شوم، اما دیشب بسیار دیر خوابیده بودیم و تلاشم بیهوده بود. کمی در رختخواب جابجا شد و باز هم خوابم برد. ساعتی بعد وقتی چشمانم را باز کردم، دیدم همه بیدارند و من مثل یک مُرده! وسط پذیرایی خوابیدم و همه دورم نشسته اند!! دوست عزیزمان برای صبحانه سرشیر و شیر بز و شیره انگور 40 ساله که یادگار مادربزرگ مرحومش بود تدارک دیده بود. ترکیب شیره 40 ساله و سرشیر محلی بز یک صبحانه رویایی در آن سفره ساده و بی ریا بود. 

 

JTNdrMu8Mqpzwu7oXvsWsz9ygGOkUJXfC8OjRmrv.jpeg
شیره انگور 40 ساله

این صبحانه با نان سبوس دار محلی برز؛ یکی از لذت بخش ترین صبحانه های عمرم شد. پس از صرف صبحانه از دوستمان و پدربزرگ ایشان که میزبان ما بودند خداحافظی کردیم تا سفر را به سمت نطنز و اصفهان ادامه دهیم.

 

IMG_2154.JPG
حاج گل محمد مرحوم

توضیح: اندکی پس از این سفر، حاج گل محمد عابدینی برزی پیرمرد باصفایی که میهمانش بودیم در سن 90 سالگی از قفس تن برست و رخ در نقاب خاک کشید. در این سفر وقتی می خواستم این عکس را بگیرم، هیچگاه فکر نمی کردم آخرین عکس ایشان باشد. روحشان شاد.

 

00109.jpg
نقشه شماره 2 / موقعیت شهرستان نطنز و فاصله آن با روستای برزرود

شهرستان نطنز

از روستای برز حرکت کردیم و 35 کیلومتر رانندگی کردم تا به نطنز زیبا رسیدیم. نطنز از توابع استان اصفهان و با 15 هزار نفر جمعیت، شهری آرام و با آب و هوای نسبتاً معتدل است. نطنز در کنار باغات و مزرعه هایی که زعفران و گلابی آن بسیار معروف است، آثار تاریخی زیادی را در دل خود جای داده است و قدمت زیادی دارد. هیچ پیش زمینه ای در ذهنم نسبت به نطنز نداشتم و منتظر بودم ببینم چه تحفه ای برایمان دارد. همان ابتدای ورود به شهر، نظرم به کارگاههای هنری جلب شد. از کارگاه های ساخت اُرسی تا خراطی و کارگاه های ساخت کاشی های سنتی.

در همین ابتدای راه، نطنز روی خوش به ما نشان داد. نطنز درست مثل پدرخوانده اش اصفهان، شهر هنر است. شهر مردمان هنرمند و هنردوست. نخستین برنامه را بازدید از مسجد تاریخی جامع نطنز و چنار تاریخی مقابل مسجد تعیین کردیم. از روی نقشه به محل مسجد رسیدیم.

 

pBuOookK9sVSTpIZWeji7pNrci4ka3iar3G8PC1D.jpeg
مسجد جامع نطنز در کنار پیر چنار 2000 ساله

مسجد جامع (مسجد جمعه) و چنار معروف نطنز

ورودیه: ندارد

نشانی: استان اصفهان، شهرستان نطنز، نزدیک میدانگاه بازار

درست در همسایگی یک پیر چنار 2000 ساله و سر به فلک کشیده، مسجدی تاریخی قرار دارد که به آن مسجد جامع گویند. درخت در مقابل مسجد سینه ستبر کرده و گویی مشغول نگاهبانی از مسجد جامع است. درخت و مسجد هر دو سرد و گرم روزگار را چشیده اند و استوار و پایدار، رفت و آمد پادشاهان زیادی را دیده اند و اکنون بخشی از فهرست پر افتخار آثار ملی ایران هستند. مسجد جامع نطنز شاهکار معماری دوره ایلخانان است و در دوره اُلجایتو و بین سالهای 704 تا 709 هجری قمری ساخته شده است.

 

doR9uTOG0hHYhtUbZnjwXzHliRD1G0PxNU75MX2P.jpeg
 طاق ورودی مسجد جامع نطنز

اگر از طاق ورودی مسجد که با کاشی های زیبا و مقرنس های بی همتا زینت داده شده است صرف نظر کنیم، اکنون مسجد از هنر استادکاران کاشیکار نطنز بی بهره است. البته که کاشیکاری در داخل خصوصا محراب مسجد وجود داشته، اما دیگر نمی توان آنرا به راحتی دید زیرا به یغما رفته اند. در داخل مسجد بقعه ای وجود دارد که شبستان آن از شبستان مسجد جداست. در ابتدای امر و وقتی می خواستیم وارد بقعه شویم به خاطر شرایط دیوارها که کنده کاری داشت، فکر کردم عملیات بازسازی در آن جریان دارد، اما زهی خیال باطل.

 

بقعه شیخ نورالدین عبدالصمد نطنزی

ایشان یکی از قطب های صوفیه است که در قرن هفتم هجری می زیسته است. تزئینات بقعه همچون گوشت قربانی پخش شده است و هر بخش در کنجی از یک موزه در مغرب زمین نگهداری می شود. البته که این گوشت قربانی را بانیان آن پیشکش نکرده اند، بلکه میهمانان چموش سرزمینمان آنرا به یغما برده اند.

 

Txda2ahKwytlQvgdZZlepU8W3d1iUrUoxjziN3dV.jpeg
بقعه شیخ نورالدین عبدالصمد نطنزی

کاشی کاری های فیروزه ای دیواره بقعه به سرقت رفته و اکنون در موزه ویکتوریا و آلبرت لندن نگهداری می شود. کاشی کاری های حاشیه محراب نیز به سرقت رفته و در موزه متروپولین نیویورک نگهداری می شود. ضریح بقعه، چوبی بود و قدمت تاریخی داشت و خوشبختانه هنوز سرجایش بود. خوشحال بودم که حداقل پیکر مرحوم عبدالصمد سر جایش است و مجبور نبودیم برای فاتحه خواندن تا نیویورک بریم! (البته معلوم نیست اونم سر جاش و زیر خاک باشه!)

سقف بقعه بسیار هنرمندانه با گچ مُقَرنَس کاری شده است. هنگامی که از مرکز بقعه به مقرنس کاری زیر گنبد نگاه می کنیم طرح گُلی دیده می شود که گلبرگ های آن به سمت پایین باز شده و در کف گنبد کتیبه ای به صورت گچ بری برجسته به خط ثلث بر روی زمینه گل و بوته حکاکی شده است.

 

kOPANm4kMobPDkxM0Unvo7k8t2Vialm4dgGt2aor.jpeg
زیر گنبد بقعه شیخ نورالدین عبدالصمد نطنزی

هنگام خروج از مسجد به این فکر می کردم اگر تکنولوژی در زمان قاجار جواب می داد، مسجد و مناره را با هم و آش را با جاش سرقت می کردند و احتمالاً مجبور بودیم برای دیدن مسجد جامع نطنز راهی موزه لوور پاریس شویم! از مسجد جامع خارج شدیم و با پای پیاده به آتشکده نطنز که در فاصله کمی از پشت مسجد قرار داشت رفتیم.

 

00018.jpg
آتشکده نطنز

آتشکده نطنز

ورودیه: ندارد

نشانی: نظنز - جنب مسجد جامع - محله

این آتشکده مربوط به دوره ساسانیان است که ویرانه های آن اکنون بازسازی شده است. ساختار آتشکده به شکل چهارطاقی است. این بنا از مصالحی همچون قلوه سنگ رودخانه‌ای و ملات گچ و خاک ساخته شده‌ است. آتشکده نظنز یکی از مهترین و قدیمی ترین آثار تاریخی شهر نطنز است که در فهرست آثار ملی ایران ثبت شده است. بازدید از آتشکده رایگان است و متاسفانه محوطه سازی ندارد و از بافت جدا نشده است. اداره میراث فرهنگی نطنز دقیقاً در مقابل آتشکده است. اداره ای که به خاطر وجود آثار تاریخی فراوان در این شهرستان، احتمالاً باید بسیار فعال باشد. به مقابل مسجد بازگشتیم و راهی بافت قدیمی شهر (که در کنار مسجد جامع است) شدیم تا نخستین بخش از گردشگری هنری امان را آغاز کنیم.

 

هنر سرامیک و کاشی کاری: کارگاه استاد عباس عبادی

کاشی از لحاظ تاریخی پنجمین روش پر استفاده در تزئینات ساختمان‌ است. این رشته هنری دارای سبک های های متعددی مانند کاشی معرق، کاشی مشبک، کاشی خشتی(هفت رنگ) و ... است. این هنر کم کم از تزئینات ساختمان، به روی ظروف راه یافت و زینت بخش ظروف نیز شد. این هنر در در کشورهای اسلامی به اوج شکوفایی رسید و یکی از مهمترین ویژگی های سبک معماری اسلامی است. چند کارگاه ساخت کاشی های سنتی در نطنز وجود دارد که کار یکی از آنها نسبت به بقیه بهتر است و به دنبال محل آن می گشتیم. همچنان که در محله های قدیمی کنار مسجد جامع نطنز به دنبال کارگاه کاشی و سرامیک سنتی می گشتیم، از آقایی مسن و جا افتاده که از محل عبور می کرد سراغ کارگاه را گرفتیم. وی از جیبش یک کارت ویزیت خارج کرد و به ما داد که آدرس کارگاه روی آن بود. عکس استاد کاشی کار نیز روی کارت ویزیت بود.

ما چه خوش اقبالیم و چه تصادف شیرینی روی می دهد!

آقای مسن خودش استادکار ماهری بود که قرار بود به سراغش برویم! پس از شناختن ایشان و سلام و احوالپرسی، ایشان گفت دخترم در کارگاه مشغول است و می توانید بازدید کنید. اما من ساعتی بعد باز خواهم گشت.

 

8xHKWFbyWbLzrYQCsFY2NmquknmGw9K74TRQvtyo.jpeg
کارگاه کاشی سنتی استاد عبادی

قدم زنان به کارگاه استاد عبادی رسیدیم و وارد شدیم. سکوت هم جا را فرا گرفته بود.

  • کسی اینجا نیست؟
  • خانم؟!!
  • تشریف دارید؟!

بانویی جوان با روپوش آشپزی که رنگی شده بود از درب انتهای مغازه به داخل آمد و سلام کرد. خودمان را معرفی کردیم و عرض کردیم پدرشان گفته اند اجازه دهند از کارگاه بازدید کنیم. با رویی خوش پذیرای ما شدند و از درب انتهای مغازه به کارگاه وارد شدیم. بانو مشغول ادامه کارش شد و ما همچون تشنه ای که جرعه ای آب گوارا یافته باشد، سیراب هنر او شدیم.

 

wNNkcXqIw02ex3eBD1A7n4yBmKsiGnk9m6ow79uw.jpeg
 رنگ های مورد استفاده در هنر کاشی کاری

بانو با عشق و علاقه نقوش زیبای روی ظروف و کاشی ها را رنگ می کرد و هر لحظه بر زیبائی ظروف افزوده می شد. با تکمیل فرآیند، یک آفرینش هنری ایجاد می شد که دیگر فقط یک ظرف ساده نبود؛ بلکه نمایشی برآمده از ذهن خلاق یک هنرمند بود.

 

 

بانو با حوصله شروع به توضیح نحوه ساخت ظروف کردند:

این نقوش با قلموهایی که توسط شخص استاد ساخته می شوند رنگ می شود. در این هنر، قلمو ها از موی یال الاغ ساخته می شود. هر رشته هنری از موی یک حیوان خاص استفاده می کند. مثلاً در هنر مینا کاری از قلموهایی که با موی گربه ساخته می شود استفاده می شود. موی یال الاغ استفاده می شود چون رنگ را روی خودش خوب نگه میدارد. ترجیحاً بهتر است موی یال "الاغ ماده پیر" باشد.

با هم فیلم و ادامه توضیحات را ببینیم:

 

 

ما برای این کار از سنگ سیلیس یا چخماق استفاده می کنیم. ابتدا سنگ را در آسیاب پودر می کنند و آن را با آب مخلوط کرده و تبدیل به گِل می کنند. گِل باید دو سه ماه بماند تا اصطلاحاً وَر بیاد. سپس کارهای مدور مثل کاسه و کوزه ... را با چرخ سفالگری می سازند. پس از اینکه کارها آماده شد، برای طراحی می رود و خطوط راهنما روی آن ایجاد می شود. سپس با کارتک های مخصوص نقوش پیاده شده را برجسته می کنند. یعنی بخش های سفید طرح خالی می شود.

با هم فیلم و ادامه توضیحات را ببینیم:

 

 

از دیدن این همه هنر و زیبایی حسابی سر ذوق آمدم. با خودم فکر می کردم در آینده چه اتفاقی برای این آثار هنری که در کارگاهها آفریده می شوند خواهند افتاد؟ آیا این آثار صدها سال دیگر وجود خواهند داشت تا بازدید کنندگان نام استاد عباس عبادی را در زیر آن ببینند؟ آیا این آثار همین جا می مانند یا مثل خیلی از کاشی های نطنز از موزه های بزرگ دنیا سر در خواهند آورد و آیندگان برای دیدنشان مثل این روزها باید به کشورهای غربی بروند؟

 

lS6BOHzNYbc1PA2lpVECIrYIGMgDn0zvXCGCMx6G.jpeg
کارگاه کاشی سنتی استاد عبادی

پس از پایان توضیحات و آشنایی با فرآیند خلق آثار در این هنر، از بانوی هنرمند تشکر کردیم و از کارگاه خارج شدیم. سوار خودرو شدیم تا کمی بیشتر نطنز را بشناسیم. در حین دور دور کردن در خیابانهای شهر، به خراطی محسن در خیابان قدس رسیدیم. خراطی نیز هنر جالبی است و دوست داشتیم بیشتر با آن آشنا شویم.

 

هنر خراطی با چوب

خراطی هنر تراش و شکل بخشیدن به چوب در اثر حرکت دورانی دستگاه خراطی است. با خراطی می توان طیف مختلفی از اشیاء مثل قلیان، نرده چوبی راه پله، دسته انواع ابزارآلات، انواع ظروف و... را تولید کرد. علی رغم اینکه این هنر در خارج از مرزهای ما تحولات شگرفی را پشت سر گذاشته و هر روز ابتکاری جدید در آن ایجاد می شود، اما متاسفانه در کشور ما خراطی آنچنان که شایسته است پیشرفت نکرده است. در هنر خراطی اشیاء معمولاً به صورت متقارن ساخته می شود و از چوب های نسبتاً نرم و مرطوب استفاده می شود. برای خراطی های ظریف چوب باید کمی محکم تر و فشرده تر از حالت معمول باشد. خراطی با چوب انواع درختان مانند سپیدار انجام می شود. در خراطی با استفاده از ابزار "مُغار" روی چوب های در حال دوران فشار می آورند تا شکل مورد نظر روی چوب خراطی شود.

 

00022.jpg
دستگاه خراطی و کولر خلاقانه

همان ابتدای ورود، کولر خلاقانه خراطی خودنمائی می کرد. هنرمند خراط روی یک بشکه آب پلاستیکی یک حفره ایجاد کرده بود و یک فن برقی در محل حفره نصب کرده بود. با ریختن آب درون بشکه، و روشن کردن فن، کولر ساده و پرتابل او شروع به کار می کرد.

 

00021.jpg
اوس محسن خراط در کارگاه

خودمان را معرفی کردیم و به آقای هنرمند گفتیم که علاقمند هستیم تا هنر ایشان را ببینیم. باروی گشاده پذیرفتند و مشغول به کار شدند.

 

 

آقا محسن هنرمند خراط، با دل و جان به معرفی هنر خراطی پرداخت و دقایقی مشغول اجرای هنر خود روی دستگاه خراطی شد تا بتوانیم فیلم بگیریم. پس از اینکه اثر هنری او در میان جسم بی جان یک کُنده جان گرفت، از او تشکر کردیم و راهی ادامه سفر شدیم. همچنان در شهر می گشتیم که تابلوهای بی شمار راهنمای محله افوشته ما را ترغیب کرد که به این محله تاریخی برویم.

 

اَفوشته نطنز

در محله‌ای به نام افوشته در شهر نطنز، قرارگیری 9 اثر تاریخی زیبا و منحصر به فرد متعلق به دوره‌های مختلف تاریخی در کنار هم، باعث خلق یک شگفتی در دنیای تاریخ شده است. این آثار عبارتند از: 1- خانه سورگاه افوشته 2- مقبره سید حسن واقف 3-مقبره میر سید واقف 4-حمام افوشته 5-شربتخانه افوشته 6-آب انبار افوشته 7-مسجد افوشته 8-حسینیه افوشته 9-سردر خانقاه افوشته

 

XoV2PkjxFrP500hfgc7uZDyMQrrlM0ybhhXX4Wfm.jpeg
بنای تاریخی در محله افوشته

با راهنمایی تابلوهای خیابان ها که به خوبی آدرس را نشان می دهند، راهی محله افوشته می شویم. به کوچه های پیچ در پیچ قدیمی می رسیم. اما دیگر خبری از تابلوهای راهنما نیست. در این وقت صبح نیز کسی در کوچه ها حضور ندارد که آدرس آثار تاریخی را از آنها بگیریم. نقشه ها نیز کاری از دستشان بر نمی آید. دست از پا درازتر و بی هدف در کوچه پس کوچه های افوشته می گردیم و فقط موفق شدیم چند اثر تاریخی را بیابیم که نمی دانیم چیستند!

 

00020.jpg
بنای تاریخی در محله افوشته

ابنیه تاریخی در حال بازسازی بودند و درب آنها بسته بود. چند عکس یادگاری تنها چیزی است که از آثار تاریخی افوشته نصیبمان می شود. آثاری که حتی نامشان را نمی دانیم. خوب است اداره میراث فرهنگی نظنز فکری به حال راهنمای مسیر گردشگران در محله افوشته کند. ناکام از بازدید تمام و کمال افوشته، راهی خروجی شهر شدیم که به اصفهان برویم. در نزدیکی های خروجی شهر، تابلوی کاروانسرای تاریخی ابوالمعالی را دیدیم و راهی شدیم تا آخرین اثر تاریخی نطنز که قرار بود ببینیم را بازدید کنیم.

 

قلعه کوهاب (کاروانسرای میر ابوالمعالی برزرودی)

با راهنمایی تابلوهای راهنمایی و رانندگی شهر به کاروانسرا رسیدیم. این کاروانسرا که در فهرست آثار ملی ایران جای خود را باز کرده است، یک چهار ایوانی با 23 اتاق است که بازسازی آن هنوز به اتمام نرسیده بود. قدمت کاروانسرا به زمان شاه عباس اول پادشاه صفویه می رسد و توسط ابوالمعالی برزرودی نطنزی ساخته شده است. آنطور که از نام ابوالمعالی بر می آید، باید از اهالی روستای برزرود که در ابتدای سفرنامه به آن اشاره کردیم بوده باشد. تاریخ ساخت این بنا احتمالاً 1620 میلادی بوده است. خوشبختانه حال کاروانسرا بسیار خوب بود و بازسازی آن به شکلی عالی در حال انجام بود.

 

UsIwN2m3gBIRvkn8KYpqif8xFM5k6iVZ4qLLuDWO.jpeg
قلعه کوهاب (کاروانسرای میر ابوالمعالی برزرودی)

حتما می پرسید چه معنی داره حال بنا خوب باشه و بازسازی آن به شکل عالی پیش بره؟ مگه ما در ایران از این قرتی بازیا داریم؟! عارضم به حضورتون که بازسازی این بنا به بخش خصوصی واگذار شده و قرار است به مجتمع اقامتی و تفریحی تبدیل شود و به همین جهت بازسازی بنا با سرعت قابل قبول و به شکلی آبرومند در حال انجام است. وگرنه اگر احیاناً قرار بود بازسازی توسط دولت انجام شود، بعید بود حتی نوادگان ما هم موفق شوند بنای بازسازی شده را ببینند!!!

 

00008.jpg
قلعه کوهاب (کاروانسرای میر ابوالمعالی برزرودی)

نزدیک ظهر شده بود که به سمت اصفهان حرکت کردیم. 130 کیلومتر مسیر را ادامه دادیم تا از نطنز به اصفهان رسیدیم.

 

00110.jpg
نقشه شماره 3 / موقعیت شهر اصفهان و فاصله آن با شهرستان نطنز

ورود ما به اصفهان مصادف با ظهر بود و نوش جان کردن یک پرس بریانی، می توانست خوش آمد گویی خوبی از سوی اصفهان به ما باشد. پس راهی یکی از قدیمی ترین و شناخته شده ترین بریانی های اصفهان شدیم.

 

غذا های سنتی اصفهان

اگر مثل من شکمگردی برایتان یک اولویت مهم در سفرهای داخلی است، به شما تبریک می گویم. مقصد خوبی را برای سفر انتخاب کرده اید! اصفهان یک مقصد ایده آل برای شکم بازان! است. نخستین غذایی که معرفی خواهد شد بریان (بریونی) است. بریان با استفاده از گوشت، پیاز، روغن، دارچین، نعناع خشک، زعفران و کشک آماده می شود. در اصفهان این غذا به همراه مقداری جگر سفید پخته و چرخ شده، آب ‌گوشت، نان سنگک، ریحان و دوغ خنک سرو می شود. اگر به رستوران رفتید و حجم کم این غذا را دیدید یکه نخورید! درست است که این غذا کم حجمه ولی چون سنگین است نمی گذارد شما گرسنه از رستوران خارج شوید. از آبگوشتی که در کنار بریان سرو می شود نیز غافل نشوید. به نظر من بریان از جمله غذاهایی است یا عاشقش می شوید یا متنفر!! حد وسط ندارد! پس برای اینکه عاشق این غذا شوید حتماً آن را در بریانی های شناخته شده میل کنید.

 

00025.jpg
آبگوشت بریان و بریان

اسم این غذا "بریان" است و به محلی که در آن بریان فروخته می شود بریانی (بریونی) گفته می شود. مثل کباب و کبابی! یعنی نام بریانی که گاهی به این غذا اطلاق می شود چندان صحیح نیست.

 

00023.jpg
بریانی حاج محمود شفاعت

بریانی حاج محمود شفاعت یکی از قدیمی ترین های این صنف در اصفهان است که قدم زنان به آن رسیدیم. مغازه بسیار شلوغ بود و نیم ساعتی منتظر شدیم تا سالن خالی شود. خوشحال و خسته، نخستین بریان این سفر را نوش جان کردیم. جای شما خالی. غذای این بریانی عالی بود و ارزش صف ایستادن داشت.

 

00086.jpg
بریانی حاج محمود شفاعت

 نقد و بررسی و آدرس بریانی حاج محمود شفاعت را می توانید از این لینک در سایت لست سکند ببینید.

 

 

 

00144.jpg
منوی بریانی حاج محمود شفاعت

بریانی اعظم نیز با چهار شعبه یکی دیگر از شناخته شده ترین بریانی های اصفهان است که کیفیت غذای آن عالی است. برای دریافت آدرس شعبات این بریانی به سایت این رستوران مراجعه فرمایید. غذای سنتی بعدی که پیشنهاد می کنم در اصفهان آنرا بچشید، حلیم بادمجان و حلیم عدسی است. غذای سنتی بعدی آش شله قلمکار است. قطعا آش شله قلمکار اصفهان همتا ندارد. پس اگر به اصفهان سفر کردید آن را از دست ندهید.

 

0151.jpg
 آش شله قلمکار و خورشت ماست

از آش شله قلمکار که بگذریم به خورشت ماست می رسیم. وقتی نخستین بار خورشت ماست را دیدم فکر کردم دسر زعفرانی است. این غذا شباهتی عجیب به دسر زعفرانی دارد ولی مزه آن هیچ شباهتی به آن ندارد. در تهیه خورش ماست از ماست چکیده، مرغ، زرده تخم مرغ، خلال پوست پرتقال، شکر، زرشک، نمک و زردچوبه استفاده می شود. خورش ماست رنگی زرد دارد و طعم آن نیز ترکیبی از شیرینی و ترشی می باشد. به منوی غذاهای سنتی اصفهان باید غذاهای زیادی اضافه کنم، اما مجبورم برای حفظ اختصار از آنها فاکتور بگیرم. از بریانی حاج محمود شفاعت که در نزدیکی مسجد جمعه اصفهان قرار گرفته است خارج شدیم. بلافاصله راهی مسجد جمعه شدیم تا ادامه بازدیدهایمان را پی بگیریم. با چند دقیقه پیاده روی در راستای بازار عتیق به مسجد جمعه رسیدیم. به کانتر بلیت رفتیم تا بلیت تهیه کنیم. نخستین صحنه ای که در مسجد دیدیم این هموطن عزیزمان بود که کله مبارکشان را تا خرتناق و بدین شکل در پنجره کوچک بلیت فروشی فرو کرده بود و در حال خرید بلیت بود!

 

00029.jpg
هموطن عزیزمان در حال خرید بلیت

 

سفرنامه های مرتبط

نظرات کاربران (14 نظر)

× در حال پاسخ به:

ویدا مهین پو 9 بهمن 1399 ساعت 11:18

جناب جعفری عزیز
مثل همیشه سفرنامه روان، کامل و سودمندی را ارایه دادید. نقطه قوت سفرنامه شما کلیپ‌هایی بود که از خلق آثار هنری مختلف اصفهان تهیه کرده بودید و بازدید از کارگاه ها بسیار مفید بود. سفرنامه شما نکات جدیدی برایم به همراه داشت مانند روستای برزرود، همراهی دوغ و گوشفیل و به خصوص استفاده از گل مصنوعی جهت مراسم ترحیم که بسیار جالب بود!! جایی اشاره کردید به استفاده از موی گربه به عنوان قلمو که به شخصه به خاطر علاقه به این بنده خدا امیدوارم درست نباشد! فقط یک انتقاد شخصی و کوچک اینکه به نظرم ارایه توضیحات اینترنتی در مورد شهر شناخته شده ای همچون اصفهان از قبیل جغرافیا، میانگین دما و بارش، چگونه سفر کنیم یا حتی اقامتگاه ها زیاد بود.
شما همیشه راوی خوبی هستید، توضیحات کامل و عکسهایی که با دقت و به زیبایی گرفته شده است سفرنامه تان را بی نیاز از ارایه آن توضیحات میکند. سپاس از زحمت زیادی که جهت تهیه مطالب متقبل شدید. سفرهای خوبی داشته باشید

kimia 5 بهمن 1399 ساعت 11:16

عالی. کامل. دلچسب.

مجتبی امیدپور 27 دی 1399 ساعت 22:35

جناب آقای جعفری عزیز
سفرنامه بسیار زیبا و جذابی بود و فکر نمی‌کردم هیچ وقت یک چنین سفرنامه مفصلی برای سفر به اصفهان بتوان یافت.بسیار لذت بردم و قطعا با اینکه بسیار به اصفهان رفته ام شوق دیدار مجدد از این شهر در درونم شعله ور شده.
اما اگر اجازه بدهید دو انتقاد کنم اولی عکس ذبح گوسفندان در مراسم عزای اول سفرنامه حال و هوای خوب اون رو خراب کرد.
دوم اشاره به سفرنامه های دیگر و تصاویر و اشارات زیاد در انتهای سفرنامه رو نپسندیدم.
ارادتمند شما مجتبی امیدپور

روزبه شهنواز 27 دی 1399 ساعت 12:19

سلام خدمت شما، سفرنامه‌ی بسیار زیبایی نوشته بودید که لذت بردم از خوندنش. توضیحات خوب و کاملی داشت و قطعا به عنوان یک راهنمای سفر کامل در سفرم به اصفهان ازش استفاده خواهم کرد. ممنون از شما

رادمان آذر 24 دی 1399 ساعت 23:45

خسته نباشید ، لازم به ذکر چند نکته هست ، مترویی که نقشه اش را گذاشتین فقط یک خط آن تکمیل شده و دو خط دیگر در حال ساخته ، بیشتر به جنبه های تاریخی اشاره شده بود که جای تقدیر داره ولی اصفهان شهریت زیبا و خوبی داره وبسیار مناسب شهرگردی و دوچرخه سواری و قدم زدنه مخصوصا در چهارباغ و جلفا صفه ، در بسیاری از موارد میتوانید واحد های مبله هم به صورت روزانه اجاره کنید که قوانین دست و پاگیر اقامتگاه های رسمی رو هم ندارند - ممنون

amirkamranfar 24 دی 1399 ساعت 10:51

سلام آقای جعفری عزیز
از آنجایی که خودم ساکن اصفهان هستم مثل یک معلم که احساس میکند همه چیز را بخوبی می داند در نوشته های شما دقیق شدم تا ایرادهای شما رو بگیرم و نمره کم کنم! اما مثل یک راهنمای گردشگری حق مطلب رو ادا کرده بودید.
فقط در مورد مجموعه پارک ناژوان که باغ پرندگان و چند تای دیگه رو هم شامل میشه و پارک کوهستانی صفه چیزی ندیدم. کوه آتشگاه هم بلیط میگیرن اما در یک دو ساعتِ ابتدای صبح رایگان هست. همچنین خط مترو هم که عکس آن را گذاشته اید همان طور که مستحضر هستید فقط یکی از خطوط راه اندازی شده.
شهر ورزنه بجز کویر و سایت واحه، جاذبه های گردشگری فراوون دیگه ای هم داره که حیفه مسافران از دست بدهند...
اصفهانی ها میگن: " نون و پنیر با دل دردِ بعدش پول همون چلوکباب میشه" و این رو بابت استفاده شما از خودرو شخصی جهت حرکت در رمل های شنی عرض کردم که تجربه ای برای دیگران هم باشه.
شهرهای مجارو اصفهان، مثل خمینی شهر( دقیقاً چسبیده به اصفهان) هم جاذبه های گردشگری خوبی دارند مثل چند خانه قدیمی و پارکِ چشمه لادر...
اصفهان شهر زیبایی هست که اگر رودخانه زاینده رود جاری باشه زیبایی های آن رو صد چندان میکنه و اگر خشک باشه (مثل الان) که انگار روح زندگی ازش رفته...
البته این روزها هم به یکی از آلوده ترین شهرهای ایران تبدیل شده...
به هر حال از خواندن این سفرنامه لذت بردم.

fatemeh 24 دی 1399 ساعت 10:34

عالی بود ،یعنی واقعا لذت بردم از خوندن سفرنامتون ،بعد از مدتها اولین سفرنامه ای بود که انقدر به دلم نشت،چقدر با جزییات همه چیزو گفتین ،کاش همه اینجوری بنویسن تا هیچ سوالی تو ذهن مخاطب نمونه ،بازم مرسی احساس کردم بعد از ۸ سال دوباره رفتم اصفهان