به نام آنکه تن را نور جان داد، نقش دل دارد به جان نقش جهان
متفکرانه روی مبل نشسته بودم و چشمم به کرگدنهای توی تلویزیون بود. تقویم توی دستم بود و در فکر بودم تا تاریخی برای سفر تور طبیعتگردی انتخاب کنم. نیم نگاهی زیرچشمی به همسرم انداختم؛ لبخندی نصفه نیمه تحویلم داد و مضطربانه با تلاش برای حفظ خونسردیش به تلویزیون چشم دوخت. کاملا از تقویم به دست شدن من احساس خطر میکرد: "باز میخواد کدوم کوه و دره نرفتهای ما رو ببره!" نگاه مظلومانهاش را که دیدم کوتاه آمدم، تارزان وجودم را کنترل کردم و گفتم:"نظرت چیه این بار به جای طبیعت چند روز بریم شهرگردی؟" چشمهایش برقی زد و گفت:" آره خیلی نیاز داریم!" با این جمله به افق خیره شدم. یعنی اینقدر توی حیاتوحش بودیم که حس متمدن بودم را از دست داده بودیم و حالا نیازش داشتیم؟! انگار که با تفریحات شهری نامانوس شده بودیم.
بعد از کمی تبادل نظر به اتفاق تور اصفهان را برای سفر آبان ماه 1404 انتخاب کردیم. چند روزی روی وب و اینستاگرام را کم کردم تا در نهایت برنامه 4 روزهی زیر نتیجه این تحقیقات موشکافانه شد:
روز اول: کاخ هشت بهشت، کاخ چهل ستون، حمام شاهزادهها، هتل عباسی، سی و سه پل
روز دوم: میدان نقش جهان، عالی قاپو، مسجد شیخ لطفاله، عمارت نمکدان، عصارخانه شاهی، مسجد عتیق
روز سوم: آرامگاه صائب تبریزی، آرامگاه استاد فرشچیان، آرامستان تخت فولاد، منار جنبان، مجموعه ناژوان
روز چهارم: محله جلفا (کلیسای بیت لحم، کلیسای وانک، موزه موسیقی)، انگورستان ملک، خانه ملاباشی، قصر منشی، پل خواجو
دوشنبه 5 آبان صبح زود سفرمان را از اهواز شروع کردیم و تا ظهر به اصفهان رسیدیم. سوئیتی که از سایت رزرو کرده بودم (برای چهار شب 4.300.00 تومان) را تحویل گرفتیم و بعد از کمی استراحت راهی شدیم. اقامتگاه را نزدیک ایستگاه مترو انتخاب کرده بودم و کل چهار روز جهت نزدیکی بیشتر با فرهنگ شهر از وسیله نقلیه عمومی استفاده کردیم. خب آماده باشید بریم ببینیم در شهری که در وصفش گفتهاند: "جهان آفرین را جهانی نبود/ جهان را اگر اصفهانی نبود" چه خبره!
روز اول: کاخ هشت بهشت
اصفهان شد غیرت افزای بهشت جاودان/ زین بنای تازه سلطان سلیمان زمان
همانطور که صائب تبریزی فرموده این بنا در زمان صفویه به دستور شاه سلیمان ساخته شد. برای رسیدن به بهشتی دو طبقه که بنا بر روایتی شاه برای هشت سوگلی خودش ساخته بود، از ایستگاه مترو شهید باهنر سوار شدیم و در ایستگاه مترو امام حسین پیاده شدیم (بلیط هر سفر رفت 7000 تومان). از خیابان زیبای چهار باغ پیاده رفتیم تا به پارک باصفایی رسیدیم که عمارت در وسط آن قرار داشت. وسط هفته بود و خبری از ازدحام گردشگران نبود. این عمارت هشت وجهی حاوی چهار ایوان بود.
با اولین گام بلافاصله چشم به سقف دوختیم. مقرنسها، آینهکاریها و منبتکاریها در حد اعلا زیبا به کار رفته بود و پنجرههای مشبک در جای جای بنا اجازه داده بود نور هم دزدکی وارد این فضای بهشتی شود و نقش خودش را در زیبایی بنا ایفا کند. چهار اتاق کوچک در طبقه اول و چهار تا در طبقه بالا دیده میشد. جایی که حتما سوگلیهای شاه از لابلای پنجرههای مشبکش نظارهگر ورود سوگلی جدید بودند. اگر قرار است بهشتی در کار باشد حتما سقف یکی از عمارتهایش باید به این اندازه رنگ و لعاب داشته باشد وگرنه من که نمیرم توش!
آدرس و ساعات بازدید: خیابان باغ گلدسته، پارک شهید رجایی، از ساعت 9 الی 17
هزینه بلیط: 20000 تومان ثبت ملی: 22 آذر 1313
کاخ چهل ستون
چون کنم رو سوی کاخ چهل ستون/ آن گرانفر کاخ اعصار و قرون
بوستانی بینم از لطف و صفا/ چون دل عشاق پر مهر و وفا
راه چهل ستون را در پیش گرفتیم تا ببینیم بوستان پر مهر و صفایی که ادیب برومند شاعر اصفهانی توصیف کرده چطوره! با کمی پیادهروی از هشت بهشت به باغ چهل ستون رسیدیم. اولین چیزی که نظرم را جلب کرد تنه درخت پوسیده کنار باغ بود که مشخص بود برای بازدید قرار دادند. ظاهرا این درخت چنار 400 ساله قطرش آنقدر زیاد بوده که قبلا مغازه کوچکی درونش قرار داشته است. از ورودی کوچک عمارت که داخل شوید ابتدا انعکاس تصویر کلاه فرنگی را در حوض بزرگ جلوی عمارت میبینید.
بعد از کنار تندیس ایزدبانوی آب میگذرید تا به ایوانی 20 ستونه از جنس چوب چنار برسید که چهارتا از آنها را شیرهای سنگی زحمت کشیدند و با هم به دوش کشیدهاند. بعد از تالار زیبای آینه، وارد شاهنشین میشوید که شش تابلوی رنگ روغن در آنجا دیده میشود که روایتکننده داستانهای تاریخی هستند و در مورد هر کدام زیر عکسش توضیح دادهام. اینجا مکانی است که شاه عباس اول برای پذیرایی از رجال و سفیران ساخته بود.
کمی در باغ سرسبز و آباد چهل ستون قدم زدیم. در این فکر بودم که هر قدر شاه عباس اصفهان را آباد کرد، ظل السلطان فرزند ناصرالدین شاه و حاکم اصفهان چقدر با دلی پر از کینه به عمارتهای صفوی اصفهان خسارت زد و آنها را به تباهی و غارت کشاند و حتی نقاشیهای این عمارت را با گچ پوشاند. با آهی بر نهاد راهی بازدید بعدی شدیم.
آدرس و ساعات بازدید: میدان امام حسین، خیابان استانداری، از ساعت 9 الی 17
هزینه بلیط: 30000 تومان ثبت ملی: 15 دی 1310 ثبت یونسکو: سال 2011 میلادی
حمام شاهزادهها
هر که دارد امانتی موجود/ به بنده بسپارد وقت ورود
نسپارد اگر شود مفقود/ بنده مسئول آن نخواهم بود
این شعر قدیمی در سر در ورودی حمامهای قدیمی نوشته میشد و از همان اول بی تعارف تعیین تکلیف میکرد. با کمی پیادهروی در میانه بازارچه کوچک سرپوشیدهای به حمام شاهزادهها رسیدیم. شهربانو بیگم دختر شاه سلطان حسین صفوی ظاهرا به جای خرید لباس و جواهرات و تفرقهافکنی در اندرونی، به کارهای عام المنفعه مثل ساخت این حمام علاقه داشته و آن را وقف مدرسهای کرد که برای طلاب ساخته بودند. در بدو ورود دو فرشته بالدار در سردر حمام شما را به داخل دعوت میکنند. البته خیلی هم شکل و شمایل فرشته نداشتند و شلوار پوش بودند! با ورود به سربینه حمام کاشیهای لاجوردی جذابی به چشم میخورد. در فضای زیر نورگیر نقش و نگارهایی باقی مانده که بنا بر گفته راهنمای حمام نشانه بروج 12 گانه بودند. یک مقدار نقوش عجیب بود و با نمادهایی که برای ما آشنا بودند فرق داشت مثل آدم دو سر و پهلوان زنجیرکش. تضاد بین هنرهای عمارتهای قبلی و سادگی این فضا جالب و دوستداشتنی بود.
آدرس و ساعات بازدید: تقاطع بازار رنگرزها با بازار نو، مسجد حکیم، کوچه شاهزادهها، از ساعت 9 الی 17
هزینه بلیط: 10000 تومان ثبت ملی: 1 آبان 1354
هتل عباسی
زین کاروانسرا بسی کاروان گذشت/ ناچار کاروان شما نیز بگذرد "مولانا"
هوا کم کم تاریک میشد و طبق برنامه رفتیم جایی که بتوانیم کمی تجدید قوا کنیم. هتل پنج ستاره عباسی در حقیقت یک کاروانسرا بوده و جزو آخرین شاهکارهای عصری صفویه به حساب میآمد چراکه افغانها با حمله به اصفهان امان بیشتری برای آبادانی ندادند. خوشا به حال مادر شاه سلطان حسین صفوی، آخرین پادشاه این سلسله، چرا که شاه بعد از ساخت مدرسه چهارباغ این کاروانسرا را بهعنوان موقوفه به مادرش اهدا کرده بود و تا مدتها به نام کاروانسرای مادرشاه معروف بود. این بنا در سال 1345 بهعنوان هتل شاه عباسی افتتاح شد. با توجه به هزینه بالای اقامت مسلما انتخاب ما برای اقامت نبود
. قبل از سفر پیگیر تورهای بازدید از اتاقهای هتل بودم که متاسفانه در تاریخ سفر ما تور فعالی وجود نداشت. پس به بازدید از چایخانه سنتی در حیاط درونی هتل رضایت دادیم. اما پیشنهاد میدهم حتما تصاویر اتاقهای پر نقش و نگار هتل با تزیینات دوران صفویه و قاجار را در وب ببینید. بلیط بازدید 300 هزار تومانی را با خوشرویی جلویمان گذاشتند و قبل از اینکه مجال تفکر به ما بدهند که آیا بلیط گران است یا نه گفتند در حقیقت با پرداخت این هزینه به همین مقدار میتوانید از چایخانه سنتی سفارش دهید. پس خوشحال و دست پر راهی شدیم. ضیافت رنگ و نور در حیاط غوغا میکرد. موزیک سنتی ملایمی با صدای فوارهها همنوا شده بود و باغچهها پر طراوت و مرتب دورتادور حیاط را مزین کرده بودند.
حیاط محوطه بزرگی با چهار ایوان بود که حجرهها یا همان اتاقهای هتل در دو طبقه دورتادورش قرار داشتند. جهت عمل نمودن به این جمله معروف ما ایرانیها: "پول دادیم براش!" همت کردیم حتما تمام 600 هزار تومان ورودی را خرج کنیم و در سه نوبت چای زعفرانی (91000 تومان)، فرنی شیره مخصوص اصفهان (119000 تومان) و آش رشته (224000 تومان) سفارش دادیم که انصافا همگی خوشمزه و دلچسب بودند. البته بین سفارشها تفرجی در این فضای روحبخش میکردیم و در آخر با یک روحت شاد شاه سلطان حسین دل کندیم تا شب را کنار سی و سه پل سپری کنیم.
آدرس و ساعت بازدید: خیابان گلدسته، چهار راه آمادگاه، چایخانه سنتی: ساعت 5 عصر به بعد
بلیط ورودی چایخانه: 300 هزار تومان ثبت ملی (به عنوان کاروانسرا): 10 دی 1310
سی و سه پل
هر پلی بر زنده رودت استوار/ نام نیکویش بود صد افتخار
نام خواجو بر لبان گل آورد/ سی و سه پل از دلت غم میبرد "منصور مقدم جونقانی"
این نماد معروف اصفهان به قول شاعر دل را از غم پاک میکند چراکه تنها راه ارتباط چهارباغ بالا و پایین نیست؛ نقطه اتصال ارتباطات اجتماعی و گپ و گفتها و غیبتها است. این پل یک سال بعد از اینکه شاه عباس پایتخت صفویان را از قزوین به اصفهان منتقل کرد ساختش شروع شد. نمیدانم اگر الان پایتخت از تهران به یکی از شهرهای جنوبی منتقل شود این همه آبادانی به همراه دارد؟! با اینکه زایندهرود اینجا زنده نبود اما خود پل بار این غم را به دوش کشیده و شادیبخش پیر و جوان بود. بعد ازکمی قدم زدن دوباره با مترو به اقامتگاه برگشتیم تا برای بازدید فردا آماده باشیم.
آدرس: میدان انقلاب، نزدیک ایستگاه مترو سی و سه پل
ثبت ملی: 15 دی 1310
روز دوم: عالی قاپو
گرچه چندین نقش موزون داشت در هر گوشهای/ زین عمارت شد بلند آوازه نقش جهان
صائب تبریزی بعد از کلی بیت در مدح شاه عباس دوم و اشاره به نور اقبالی که از سیمایش عیان بود، در قصیدهای تاریخ اتمام عالی قاپو را بیان میکند. حالا در قسمتهای بعد به صائب هم میرسیم که این تبریزی در اصفهان چه کار میکرد! صبح زود در ایستگاه مترو امام حسین پیاده شدیم و پیاده به سمت میدان نقش جهان رفتیم. عالی قاپو در حقیقت ورودی دولتخانه صفوی بود و در هر دوره پادشاهی تزییناتی به آن اضافه شده است. ایوان ستوندار رو به میدان نقطه قوت بنا بود که برای شاه مکان تماشای رژه سربازان و برای ما لوکیشن عکاسی بود. در نمای روبهرو این بنا 2 طبقه به نظر میرسد ولی در اصل 6 طبقه است. متاسفانه تعدادی از قسمتها به دلیل تعمیرات قابل بازدید نبود. عنصر تزئینی مهم در نقش و نگارهای این بنا گچبریها و مقرنسهای زیبای آن است که اجازه دهید به جای هر توضیح اضافهای از تصاویرش لذت ببریم.
آدرس و ساعات بازدید: ضلع غربی میدان نقش جهان، از ساعت 9 الی 19:30
هزینه بلیط: 30000 تومان ثبت ملی: 15 دی 1310
مسجد شیخ لطفاله
شیخ لطف اله و عالی قاپو و عباسیاش/ نقش دل دارد به جان نقش جهان است اصفهان "پویا فراز اصفهانی"
درست آنطرف میدان، روبهروی عمارت عالی قاپو، قاب لاجوردی مسجد شیخ لطف اله فخر فروشی میکرد و گنبد کوتاهش با زمینهای نخودی رنگ و نقشونگاری ظریف مانند دخترکی بود که از آن پشت سرک میکشید. بی جهت نیست که دکتر اسلامی ندوشن آن را "زیباترین دوشیزه تاریخ" نامیده است. این معماری شکوهمند با معماری مساجد اسلامی تعارضاتی دارد: گنبد مناره ندارد چراکه مسجد اختصاصی بوده و مناره را صرف دعوت مردم به نماز میساختند. دوم اینکه به جهت حفظ تقارن میدان فاقد حیاط ورودی بود و در نهایت اینکه با طی پیچ 90 درجهای به محراب میرسید تا هم جهت قبله حفظ شود و هم نمای ساختمان خراب نشود. شاه عباس کبیر این بنا را برای دامادش شیخ لطف اله جبل عاملی ساخته بود که از علمای لبنان بود و توسط شاه به ایران مهاجرت داده شده بود.
شاید فکر کنید 18 سال برای ساخت این مسجد کوچک زیاد است اما از در چوبی مسجد که وارد شوید تقارن و هماهنگی رنگها و نقشها و ظرافتی که در هر نقطه دیده میشود جوابتان را میدهد. به شبستان اصلی که برسید همزمان با طرح دوار زیر گنبد چرخ میزنید و لذت میبرید. کلمات واقعا توصیف کننده این معماری جادویی نبود.
آدرس و ساعات بازدید: ضلع شرقی میدان نقش جهان، از ساعت 9 الی 16:30
هزینه بلیط: 30000 تومان ثبت ملی: 15 دی 1310؛ ثبت یونسکو: 1979 میلادی
کافه عمارت نمکدان
بسی شاهزاده دارد ملک ایران، لیک در سطوت/ ندارد کس خدیو ملک چون ظل السلطان را
نمیدانم شهاب تبریزی چقدر زر و نقره گرفته بود که اینطور مدح ظل السلطان را میگفت! کافهای که ما برای صبحانه انتخاب کرده بودیم در یکی از گذرهای میدان نقش جهان قرار داشت. حالا چرا نام ظل السلطان به میان آمد؟! این کافه نام عمارت تاریخی نمکدان را به دوش میکشد که کاخی زیبا در مجموعه عظیم سعادت آباد و مکان استقبال از مهمانان خارجی بود که توسط جناب ظل السلطان که تاب تحمل تعریف فرهنگ و هنر عصر صفویه را نداشت با خاک یکسان گشت. بنای فعلی عمارت سفید رنگ و دو طبقه است و مشرف به حیاطی با کاشیهای قدیمی است که فضای دنجی داشت. خلاصه اینکه نان و نمک هم به نمکدان وفا نکرد؛ برای همین یک تصویر از ظل السلطان قرار میدهم که هر چه خواستید نثارش کنید!
آدرس و ساعات بازدید: خیابان استانداری، ابتدای گذر پشت مطبخ، از ساعت 10 الی 24
عصارخانه شاهی
دل چو دانه، ما مثال آسیا/ آسیا کی داند این گردش چرا؟ "مولانا"
از میدان نقش جهان و ورودی قیصریه وارد بازار شدیم. کمی بین راستههای مختلف بالا و پایین رفتیم تا بالاخره عصارخانه شاهی را پیدا کردیم. حالا از آن همه نور و زیبایی وارد فضایی دنج و تاریک شدیم. داشتم الاغ یا گاوی که در گذشته سنگ آسیا را میچرخاند تصور میکردم یک دفعه لبخند عریض و طویل ماکت شتر جلوی روم سبز شد! نمیدانم چرا تصور شتر را نداشتم. وسط عصارخانه سنگ بزرگ و گرد آسیا قرار داشت و دورتادورش دانههای روغنی چیده بودند.
بالای سنگ آسیا چوب چنار قطوری قرار داشت که داخل دیوار انتهایی بالا و پایین میرفت تا کار روغنگیری را انجام دهد و از آنجا روغنها درون خمره ریخته میشد. دیوار روبهرو حسابی ویران به نظر میرسید اما ظاهرا به این دلیل بود که با سنگ و ملات خاصیت ارتجاعی داشته باشد تا تنه چنار در آن بالا و پایین رود. انصافا چنار چه خدمتی به عصر صفوی کرده بود! این عصارخانه نشان جهانی ایکوم (کمیته ملی موزههای ایران) را در سال 2017 کسب کرد و بهترین موزه کشور معرفی شد.
آدرس و ساعات بازدید: بازار اصفهان، نزدیک راسته طلا فروشان، از ساعت 10 الی 17
هزینه بلیط: 27000 تومان ثبت ملی: 1354
مسجد عتیق
بهتر بود بنزد فقیران ز باغ و راغ/ در کنج مسجدی که بسوزد چون چراغ
این بیت شعر بالای چراغدانی در شبستان شرقی نظام الملک مسجد عتیق نوشته شده بود. کم کم از میدان نقش جهان به سمت میدان امام علی رفتیم. مسجد جامع عتیق مهجور و غریب و بدون هیچ گردشگری گوشه میدان امام علی، انتهای بازار بزرگ، آرام گرفته بود. وقتی از در کوچک مسجد وارد میشدی اصلا فکر نمیکردی این بنا اینقدر عظیم باشد (10 ورودی، 14 محراب و چندین شبستان و چهل ستون). وجود تنها دو گردشگر آسیایی (از آن چشم بادامیها!) نشان میداد که به خوبی ارزش میراثی که در یونسکو ثبت شده را میدانند. حدود یک ساعت آنجا بودیم و حتی نتوانستیم کامل مجموعه را ببینیم.
اما این مسجد یک نکته مهم تاریخی داشت: مسجد توسط اعراب در سده دوم هجری قمری در دوره عباسیان ساخته شده بود اما در دوره سلجوقی به صورت 4 ایوانه درآمد و معماری معروف مساجد ایرانی 4 ایوانه از آنجا باب شد. گنبدها و چهل ستونهای این مسجد بارها طی 12 قرن زخم تخریب و بازسازی را به دوش کشیدند تا به اینجا رسیدند. زیباترین تزیینات در ایوانهای مسجد وجود دارد که اکثرا متعلق به دوره سلجوقیان و صفویان است. در این بین دنبال محراب معروف اولجایتو بودم که متاسفانه راهنمایی وجود نداشت و خدا را شکر این ایلخان مغول طلبید و به طور اتفاقی در بستهای را باز کردم و محراب رخ نمود! الجایتو ایلخان مغولی بود که بعد از مسلمان شدن اسمش شد سلطان محمد خدا بنده و به خاطر تشرفش به اسلام این محراب زیبا را ساخت که هنر دوره ایلخانی است. بازدید از این مسجد را ویژه پیشنهاد میکنم.
آدرس و ساعات بازدید: میدان امام علی، خیابان مجلسی، انتهای بازار بزرگ، از ساعت 9 الی 16:30
هزینه بلیط: 30000 تومان ثبت ملی: 15 دی 1310 ثبت یونسکو: 2012 میلادی
بازدید از مسجد عتیق انرژی زیادی گرفته بود و شتابان به سمت بریانی معروف حاج محمود شفاعت که همان نزدیکی بود رفتیم و دیگر توانی نمانده بود حتی عکس و فیلمی بگیرم. اولین بار بود بریانی میخوردم و با اینکه به گوشت علاقه زیادی ندارم اما خوشم آمد. گرسنگی واقعا طبع آدم را عوض میکند!. درحالیکه بشقابم را تمیز مثل روز اولش تحویل دادم، نگاهم به بشقاب نیم خورده همسرم افتاد که ظاهرا مغموم و گرسنه از بریانی خوشش نیامده بود و به نان سبزی و پیاز ساخته بود. بعد از ناهار برای استراحت به اقامتگاه برگشتیم. شب را دوباره کنار نقش جهان بودیم و بعد از خرید سوغاتی قدم زنان آن روز را به پایان رساندیم.
روز سوم
آرامگاه صائب تبریزی
صائب ز خوشیها که در این عالم فانی است/ ماییم و همین لذت دیدار و دگر هیچ
بالاخره نوبت این رسید ببینیم این تبریزی خوش نام در اصفهان چه میکرد! امروز دیگر از نقش و نگارهای نفسگیر خبری نبود و قرار بود جاذبههای متفاوتی را ببینیم. صائب جزو خانوادههایی بود که به دستور شاه عباس اول کوچ کردند و در محله عباس آباد اصفهان ساکن شدند. بعد از معروفیت به دربار شاه عباس دوم راه یافت و مقام ملک الشعرایی گرفت. اما بعد از مرگ شاه عباس مورد بیمهری واقع شد و به باغ خودش معروف به تکیه صائب پناه برد که در حقیقت همین مکان آرامگاه فعلیاش است. در دوره پهلوی این بیمهری جبران شد و آرامگاهی برایش ساخته شد. معماری آرامگاه صائب تبریزی از دوران صفویه الهام گرفته شده است. ایوانی بلند با قوسهای جناغی، سقف آینهکاری و 10 پله سنگی که جلویش به تقلید از چهل ستون حوضی طویل ساخته شده است.
آدرس و ساعات بازدید: خیابان بهشتی، خیابان صائب، آرامگاه در فضایی پارک مانند قرار دارد و فاقد ورودی است. ثبت ملی: 20 بهمن 1355
مزار استاد فرشچیان
شاید قلم فرشچیان معجزهای کرد/ بازار هنر چند صباحی است کساد است "محمد حسین ملکیان"
در گوشه آرامگاه صائب تبریزی مزار ساده محمود فرشچیان استاد نگارگری ایران قرار گرفته است. استاد زاده اصفهان بود و بر خلاف مینیاتورهای زیبا و پر رنگ و لعابش که شهرت جهانی داشت، سنگ مزارش تنها با جملهای ساده زینت گرفته بود: "یک جهان عشق نهان است اینجا". استاد فرشچیان در اسفند 1397 با ثبت ملی هنر نگارگری در فهرست میراث ناملموس حامل میراث فرهنگی ایران شد. با اینکه ساکن غربت بود بنا بر وصیتش در جوار صائب تبریزی به خاک سپرده شد. البته این آرامگاه موقت است و هنوز آرامگاه اصلی ایشان ساخته نشده است.
آرامستان تخت فولاد :تکیه بختیاریها و آرامگاه بیبی مریم بختیاری
گر ایران زمین بختیاری نداشت/ بر آنم که از بخت یاری نداشت "پژمان بختیاری"
فکر میکنید دلیل اینکه این قسمت را در مدح و ثنای بختیاریها شروع کردم چه میتواند باشد؟! چه دلیل بهتر از این که همسرم از بختیاریهای ایذه است و این قسمت را اول صبح که پر انرژی بودیم برای او برنامهریزی کرده بودم یعنی بازدید از تکیه بختیاریها و آرامگاه بیبی مریم بختیاری. تخت فولاد در واقع آرامستان تاریخی اصفهان است که قدمتش به قرن 4 هجری قمری بر میگردد. این مکان وسعت زیادی دارد و شامل دهها تکیه و آرامگاه و بقعه است و ما بهدلیل کمبود وقت فقط از تکیه بختیاریها و میرفندرسکی که کنار هم قرار داشتند بازدید کردیم.
اولین جایی که با ذوق به دیدنش رفتیم آرامگاه بیبی مریم بختیاری بود. جهت جلب توجه همسر و ابراز خودشیرینی و با فرهنگ بودن، او را با بیبی تنها گذاشتم تا در کمال آرامش به مراد دلش برسد. آرامگاه بیبی اتاقی کوچک با سنگ مزاری فیروزهای بود همراه با تصویر مصمم و مهربان ایشان که سادگی و اصالت قوم بختیاری را تداعی میکرد. تکیه بختیاریها در اواخر دوران ناصرالدین شاه قاجار کم کم تبدیل به مکان دفن بزرگان بختیاری شد. اجازه دهید در قالب تصاویر به دیدن تکیه بختیاری برویم.
آرامگاه میر فندرسکی
کم کم از تکیه بختیاریها به سمت آرامگاه میرفندرسکی که از جاهای دیدنی اصفهان هست، رفتیم. ابوالقاسم میرفندرسکی از نامدار عصر صفویه بود که این مکان در واقع محل تدریس هم بوده است. مزارش تاحدی نامتعارف بود. سکوی بزرگ و مرمرین به ارتفاع 2 متر که از دور اصلا متوجه نمیشوید سنگ مزار است! با اینکه چندان بلند بالا هم نیستم ولی سنگ مزاری ندیده بودم از قد خودم بلندتر باشد! بنا بر روایتی هندیها به او ارادت زیادی داشتند و قصد آمدن به اصفهان و نبش مزار و تبرک جستن از پیکرش را داشتند. یکی از شاهان صفوی با این کار جلوی قصدشان را گرفته بود. در حجره روبهروی مزار، روی دیوار، کتیبههایی از غزلیات حافظ به خط میرعماد حسنی قزوینی از خوشنویسان به نام عصر صفویه و از ارادتمندان میرفندرسکی دیده میشد. بازدید را با گشتی در این تکیه تمام کردیم و از آرامستان خارج شدیم.
آدرس و ساعات بازدید: خیابان شیخ مفید، تکیه میرفندرسکی، از ساعت 7 الی 17:30
هزینه بلیط: رایگان ثبت ملی مجموعه تخت فولاد: 10 خرداد 1384
منار جنبان
به شهرهای دگر فخر اصفهان این است/ که در زمین سپاهان منار میجنبد "ابراهیم صهبا"
تمام امروز را با اسنپ تردد کردیم و به سمت منار جنبان رفتیم. منار جنبان در حقیقت مقبره عارف قرن هشتم به نام عمو عبداله کارلادانی که زیر ایوانی زیبا با کاشیهای لاجوردی آرام گرفته است. بهتر است بدانید منارهها را در ساعات خاصی تکان میدهند (10:30؛ 12:00؛ 13:30؛ 15:00؛ 16:30؛ 18:30). ما هم کمی نشستیم تا بالاخره مسئول این کار از پلکان مارپیچ بالا رفت و شروع به تکان دادن مناره کرد که از طریق صدای زنگولهای که به مناره بسته شده بود نیز میتوانستید بفهمید. با شروع تکان دادن مناره ملت شروع به جیغ و فریاد و دست زدن کردند و مانده بودم مناره را ببینم یا این ذوق و هیجان را! نظرات مختلفی درباره دلیل تکان دادن بنا وجود دارد ولی فکر میکنم اینکه معمار قصد داشت هنرش را به رخ هم عصران و آیندگان بکشد قویتر بود چراکه به هدفش رسید و ما همچنان منارههای این بنای 700 ساله را تکان میدهیم و برایش ذوق میکنیم!
اما این بنا دو تا نکته منفی داشت: یکی اینکه پوستر معرفی بنا را با بیسلیقگی کامل روی آجرهای کنار طاق نصب کرده بودند و دیگر اینکه میز راهنمای گردشگری شکستهای زیر طاق بود که نمای بنا را خراب کرده بود. از نگهبان درخواست کردیم در فرصت مناسب آن را جابه جا کند اما توضیح داد یکی از راهنمایان گردشگری با میراث فرهنگی دعوایش شده و به خاطر بحث مالی و لج کردن اجازه خروج و جابهجایی این میز داده نشده است! این است مدیریت میراث فرهنگی در ایران!
آدرس و ساعات بازدید: خیابان آتشگاه، محله کارلادان، از ساعت 9 الی 17:30
هزینه بلیط: 20000 تومان ثبت ملی: 20 خرداد 1321
مجموعه گردشگری ناژوان
ای مرغ اسیر از چه کم حوصلهای/ از بستن بال خویش پر گلهای "فرخی یزدی"
وقتش شده بود یکم از تاریخ و معماری فاصله بگیریم. پس با اسنپ به سمت مجموعه ناژوان حرکت کردیم. بعد از صرف ناهار در رستوران مجموعه که بسیار خوب و با کیفیت بود راهی بازدید از پارک پرندگان شدیم. از همین ابتدا بگویم با این که علاقه زیادی به حیوانات دارم اما تا به حال هیچ پرنده یا جانور دیگری را اسیر خودم در خانه نگه نداشتهام و همیشه تردید بین رفتن و نرفتن به این مکانها داشتم. دیدنشان در طبیعت و آزاد و رها همیشه برایم لذتبخش بوده است. اما تجربه بازدید از پارک پرندگان پیامدی داشت که سبب شد دیگر هیچ وقت پایم را در چنین مکانهایی نگذارم. همه پرندگان رها زیر سقف توری نبودند.
طوطیهای رنگارنگ پشت اتاقهای شیشهای کوچک با جمعیت بالا محبوس بودند. پرندگان شکاری اسیر قفسهای فلزی بودند که متوجه شدیم نوک یکی از آنها بین فنسها گیر کرده است. وقتی آزادش کردیم از بیحالی و بیرمقیاش معلوم بود مدت طویلی به این حالت گیر کرده است. جغدها که بال باز میکردند حتی فضای کافی برای پهنای بالشان نبود. برکهها بسیار کم آب بود و پرندگان پابلند حتی مچ پایشان هم خیس نمیشد. خیلی از پرندهها کرک و پرشان ریخته بود و این وسط انگار فقط طاووسها کمی خوشبخت بودند.
حس بدی که از اسارت این مخلوقات و شرایط نامناسب نگهداریشان توسط اشرف مخلوقات به من دست داد تمام انرژیام را برای ادامه بازدید گرفت. کمی بعد به سمت آکواریوم رفتیم که اگر آکواریوم منطقه آزاد انزلی را دیده باشید اینجا اصلا به چشمتان نمیآید. حالا دیگر غصه اسارت لاکپشتهای بزرگ در فضای بسیار کوچک و محدود هم به غم قبلی اضافه شد. تمامی این عوامل باعث شد زودتر به اقامتگاه برگردیم تا استراحت بیشتری را برای بازدید روز آخر داشته باشیم.
آدرس و ساعات بازدید: میدان سهروردی خیابان الفت، مجموعه ناژوان
بلیط پارک پرندگان: 127000 تومان، از ساعت 8:30 الی 16:30 ؛ بلیط آکواریوم: 220000 تومان، از ساعت 10 الی 18
روز چهارم : محله جلفا
ببر از وفا کنار جلفا/ به گل چهرگان سلام ما را
ملک الشعرای بهار در زمان تبعید به اصفهان به محله جلفا پناه برد و اینچنین برای گل چهرگان طبع شعرش بیش از پیش گل کرد. کوچ اجباری ارامنه از آذربایجان (جلفای قدیم) به جلفای نو توسط شاه عباس به منظور حفظ جانشان در برابر امپراطوری عثمانی بود. ارامنه هم که تاجران و بازرگانان زبدهای بودند با حمایت شاه این مکان را آباد کردند. قدم زنان در کوچههای سنگ فرش و زیبای محله جلفا با من همراه شوید تا ببینیم حال و هوای این محله چطور بود. بازدید را از میدان کوچک جلفا، که مشخصهاش ساعت آفتابی و تندیس خندان زاون قوکاسیان (فیلمساز و منتقد سینما) است، شروع کردیم.
کلیسای بتلحم
خوشم که در سکوت سرد کلیسا ای آوازه خوان/ برای ما سرود ستایش سر نمیدهید
شهرتش به اندازه کلیسای وانک نبود. حتی خیلیها اسمش را نشنیده بودند. در کوچکش روبهروی خیابان اصلی بود و بهدلیل درختان بلند خیابان و کوچههای باریک اصلا از دور گنبدش را نمیتوان دید. نمای بیرونی کلیسا بسیار ساده و آجری بود. اینجا تلفیقی از معماری صفوی و اروپایی به چشم میخورد. وارد که میشدی عظمت و زیبایی نقاشیهای روی دیوار غافلگیرت میکرد. نوای مذهبی مخصوص کلیسا طنین دلنشینی داشت و خلوتی و آرامش آنجا، که شاید یکی دو نفری بیشتر نبودیم، سبب شد با حوصله روی نیمکت کلیسا بنشینیم و با خیال راحت در داستان نقاشیها سیر کنیم.
روایت هر تابلو در کنارش نوشته شده بود ولی از همه دردناکتر تابلوهایی بود که انواع و اقسام شکنجههایی که بر سر گریگور مقدس آمده بود را به تصویر کشیده بودند. خواجه پطروس ولیجانیان از بازرگانان عصر شاه عباس اول این کلیسا را بنا کرد که بزرگترین گنبد را در بین کلیساهای جلفا داشت. بتلحم در حقیقت نام شهر تولد حضرت عیسی بوده است. این کلیسا بسیار بیشتر از کلیسای وانک به دلم نشست و حس و حال بهتری برایم داشت.
آدرس و ساعات بازدید: میدان جلفا، خیابان نظر شرقی، از ساعت 8:30 الی 12:45 و 15:30 الی 18:30
هزینه بلیط:27000 تومان ثبت ملی: 17 اسفند 1381
کلیسای وانک
قبله ما گه کلیسا بود گاه دیر / او نخواهد رزق خویش از دست غیر "اقبال لاهوری"
در بین خیابانها باریک و سنگفرش محله سنگتراشان راهی شدیم تا به کلیسای وانک رسیدیم. روبهروی آن تندیس بزرگ خاچاطور کساراتسی قرار دارد که اولین چاپخانه را در ایران و خاورمیانه تاسیس کرده است. بعد از ورود ابتدا ناقوس کلیسا جلب توجه میکند و از سمت چپ آن وارد موزه شده و پا به فرهنگ و تاریخ ارامنه میگذارید. جالب است بدانید گنبد کلیسا مخروطی دوار است یعنی مشابه گنبدهای مساجد عصر صفوی. انگار که شاه عباس قصد کرده بود نقشی که صفویه در آبادانی این منطقه داشت را برای همیشه در تاریخ باقی بگذارد. کلیسا در زمان شاه عباس دوم توسط جامعه ارامنه جلفا ساخته شده است. درون کلیسا غوغا بود و به زحمت جا برای ایستادن بود. اینجا فقط نقاشیها روایت میکردند و آنقدر پر جزییات بودند که میتوانست ساعتها آدم را به خودش مشغول نگه دارد. کمی که در حیاط کلیسا بچرخید میتوانید از کتابخانه و نماد یادبود نسلکشی ارامنه هم بازدید کنید.
آدرس و ساعات بازدید: محله جلفا، چهار راه حکیم نظامی، از ساعت 8:30 الی 12:45 و 15:30 الی 18:30
هزینه بلیط:55000 تومان ثبت ملی: 15 دی 1310
تصویر 100:
بعد از بازدید دوباره به کوچههای زیبای جلفا برگشتیم و کافه کوچک و زیبایی به نام کافه دو بعدی با کافهداری بسیار خوشرو و مودب توجه ما را به خودش جلب کرد. کسب انرژی کوتاهی داشتیم و بازدید را ادامه دادیم.
موزه موسیقی ارامنه
گفت ز کدام فرقهای؟ گفت با لهجه دلربایش: ارمن/ گفتم که بیا و رویش امشب یک نقطه گذار و باش از من "باستانی پاریزی"
کمی جلوتر از کافه دو بعدی، موزه موسیقی ارامنه قرار داشت. موزهای بسیار تمیز و مرتب که از آراستگیاش لذت میبردی. بعد از ورود ابتکار جالبی به خرج داده بودند. یک پیانو زمینی که با حرکت روی شاسیهایش آوای پیانو بلند میشد. البته سنسورها بیشتر به کفش سفید حساس بودند و من چه خوشحال که آلاستارهای سفید به پا داشتم. ساختار فعلی موزه جدید است و در سال 1400 افتتاح شده است. اما در واقع بنای موزه در سال 1958 به یاد خیر معروف جلفایی آرام آبراهامیان توسط همسرش بهعنوان مرکزی برای نگهداری کودکان بی سرپرست ساخته شد و بعدها در سال 2005 تبدیل به آموزشگاه موسیقی شد. تابلوهای راهنمای موزه به سه زبان ارمنی، انگلیسی و فارسی بود.
در اتاقی که دورتادورش تصاویر خوانندگان ارمنی به چشم میخورد قسمتی قرار داشت که میتوانستید با هدفون به موزیک انتخابی از این خوانندگان گوش دهید. ارامنه نقش مهمی در معرفی موسیقی کلاسیک و مدرن جهانی در ایران داشتند. در غرفهای دیگر موزیک مخصوص خوانندگان دورهگرد به نام عاشوقها پخش میشد و میتوانستید اطلاعاتی در مورد آنها کسب کنید.
ابتکار جالب دیگری که به خرج داده بودند در طبقه دوم دراتاق صوتی بود. شما میتوانستید صفحهای از آهنگ مورد علاقه خودتان را انتخاب کنید و راهنما آن را برای شما پخش میکرد. من هم موزیک فیلم بن هور را انتخاب کردم و دوتایی مدتی آرام نشستیم و گوش دادیم. بازدید از این مجموعه یک بازدید جالب و تجربه محور برایتان خواهد بود و کسالت احتمالی بازدید صرف از اشیا را نخواهد داشت.
آدرس و ساعات بازدید: خیابان حکیم نظامی، محله سنگ تراشان، 9-13؛ 14:30- 17:30
هزینه بلیط: 27500 تومان ثبت ملی نشده است.
کافه رستوران موسیو آراکل
پرسه در کوچه پس کوچهها کم کم ما را به رستوران موسیو آراکل برای ناهار رساند. این جناب موسیو که 125 سال پیش به دنیا آمده بود هتلداری معروف در زمان خودش بود که مالک 13 خانه بود از جمله همین مکان که تبدیل به رستوران شده است. در بدو ورود پیرمرد ارمنی خوشرویی روی چهار پایهای کوچکی نشسته بود و به همگی خوشامد میگفت. یک گوشه حیاط پیانو بزرگ قهوهای رنگی جا خوش کرده بود. اما در طرف دیگر کوزههای سفالی بزرگ و ارسیهای چوبی با شیشههای رنگی همزیستی دو فرهنگ مختلف را به رخ میکشیدند. کف حیاط با موزاییکهای آبی و نخودی فرش شده بود و صدای ریز و آرام فوارهها، در تلفیق با گیاهان، حال و هوای خنکی را ایجاد کرده بود. کیفیت غذا و رفتار پرسنل بسیار عالی بود و حسن ختام خوبی برای بازدید صبحمان رقم زد. بعد از ناهار برای استراحت به اقامتگاه برگشتیم تا شب آخرین دقایق را در اصفهان سپری کنیم.
آدرس و ساعات بازدید: محله جلفا، کوچه سنگتراشان، از ساعت 12 ظهر به بعد؛ هزینه ورودی مجزا ندارد، ثبت ملی نشده است.
انگورستان ملک
ازین پس چو ز شعرم زمانه سرمست است/ به کار آب نیاید در اصفهان انگور " کمال الدین اسماعیل"
آخرین بازدیدهایمان از اصفهان مربوط به چند خانه تاریخی بود. به انگورستان که رسیدیم اول محو سردر زیبای عمارت و در چوبی بزرگش شدیم. وارد که شدید باید کفشها را در بیاورید، البته قرار نیست انگورستانی ببینید و سرمست شوید. این تاکستان که پیش از این 7000 مترمربع بود؛ از زمان نادرشاه تا به امروز تغییرات زیادی داشته و همین عمارت و باغ کوچک از آن باقی مانده است. زمان ناصرالدین شاه این عمارت به ابراهیم خان ملک التجار داده شد و او هم آن را برای برگزاری مراسم عروسی برای بی بضاعتان وقف کرد و بعد از انقلاب هم یک جورایی شد حسینیه.
ابتدا وارد شاهنشین تابستانه میشوید. حواستان باشد آنقدر محو ارسیهای زیبا تالار نشوید که پایتان به چوب جدا کننده وسط بخورد که فضای خدمه را از مهمان جدا میکرد. لوسترهای بزرگ فرانسوی و آینهکاریها و گچبریهای ظریف تضاد عجیبی با چهره ملک التجار داشت که در تابلوی کنار تالار جدی و سیاهپوش نشسته بود. بعد از آن میتوانید شاهنشین زمستانه را ببینید که در انتهای اتاق پشت پنجدریهای کوچکش آرامگاه ملک التجار و همسرش قرار داشت. یکم بیشتر به این شاهنشین دقت کنید، آشنا نیست!؟ بله همان حرمسرای ناصرالدین شاه در سریال جیران است. اما یکی از دنجترین قسمتهای آن حوضخانه نقلی و خنکش بود. دورتادورش حجرههای کوچکی برای نشستن بود و حیف که چایخانهاش فعال نبود. متاسفانه بسیاری از قسمتها قابل بازدید نبود. اما دیدن هنر دست استادکاران اصفهانی خالی از لطف نخواهد بود.
آدرس و ساعات بازدید: خیابان شهید واقفی، خیابان ملک، از ساعت 9-17
هزینه بلیط: 100000 تومان ثبت ملی: سال 1354
قصر منشی
ای قصر دل افروز که منزلگه انسی/ یا رب مکناد آفت ایام خرابت "حافظ"
در همان محله یکم که پیادهروی کنید به بوتیک هتل قصر منشی میرسید که سابقه تاریخیاش به اواخر دوران صفویه میرسد و خانه میرزا رضی دانشمند خوشنام و منشی الممالک عصر صفوی و داماد شاه عباس کبیر بود. این خانه بعدها رنگ و بوی قاجاری گرفت. اتاقهای اقامتگاه در قسمت پایین قرار دارد و شما میتوانید از کافه رستوران آن استفاده کنید. اقامتگاه مسافر داشت و امکان بازدید نبود و باز هم توصیه میکنم تصاویر اتاقهای پر نقشونگار و حمام سنتی این اقامتگاه را در وب حتما ببینید چرا که جزو برترین بوتیک هتلهای خاورمیانه معرفی شده است.
ما میزی جلوی هفت دری زیبای عمارت انتخاب کردیم. بنا بر نوشتار منو از طعمنامه عمارت دم نوش عطر شرقی و دم نوش بهشتی قصر را انتخاب کردیم که انصافا طعمشان مثل اسمشان بهشتی بود و با نوشیدنش به سیر و سلوک این عمارت دل افروز نایل شدیم (هزینه هر کدام حدود 190000 تومان). قسمت حوضخانه هنوز فعال نبود اما با هماهنگی پرسنل چراغهای این قسمت را روشن کردند تا با بازدید از نقشونگارهای قجری این گوشه دنج بازدید را به اتمام برسانیم.
آدرس و ساعات بازدید: خیابان نشاط، کوچه شماره 10، رستوران از 12 تا 21:30
بلیط ورودی مجزا نیاز ندارد ثبت ملی: 22 مرداد 1384
خانه ملاباشی
داغ ملاباشی آن دانشورم/ سوخت دل در سینه غم پرورم "صفایی جندقی"
هوا تاریک شده بود که ما به بوتیک هتل معتمدی یا همان خانه ملاباشی رسیدیم. برای بازدید از خانه باید از قبل تلفنی هماهنگ کنید چرا که معمولا مکان برگزاری مراسمات خاص است و طبق تماس قبلی ما امروز از ساعت 5 عصر باز بود. این خانه متعلق به ملاباشی منجم مورد اعتماد ناصرالدین شاه بود (ملاباشی عالیترین مقام روحانی دربار بود) و البته از قبل تزییناتی از دوران زندیه در دل خود داشت. جالب است بدانید شاه از تفرش ملاباشی را به اصفهان آورده بود بلکه اختلافات ظل السلطان و همسرش را رفع کند و جلوی کارهای نامتعارفش را بگیرد! وارد عمارت که شدیم کمی توی ذوقمان خورد. گلدانهای خاک گرفته و نامرتبی درون حوض خالی جلوی ورودی قرار گرفته بود.
کوزههای سفالی بزرگی جلوی ارسیهای زیبای عمارت را گرفته بود و در کل شلختگی از همان اول دلسرد کننده بود. با عبور از یک ایوان کوچک دو ستونه وارد اندرونی میشوید و بعد از تهیه بلیط و عبور از حوضخانه کوچک عمارت وارد حیاط درونی عمارت میشوید. دلیل شهرت این خانه این است که بزرگترین ارسی یا 9 دری خانههای تاریخی ایران را داراست. از کنار جلوهگری نقاشیهای روی دیوار که عبور کنید میتوانید به شاهنشین برسید که 9 دریهای زیبایش فخر فروشی میکند. وارد که شدیم دو خانم با انواع و اقسام لباسها و ژستها در حال عکاسی بودند که خب از نگاه بیصبرشان معلوم بود بی فایده است صبر کنیم تا آنها بروند و ما راحت عکاسی کنیم.
پس به احترامشان عکس زیادی از بنا نگرفتم تا مزاحمشان نباشیم و صرفا از دیدنش لذت بردیم. درست زیر شاهنشین سرداب خنکی قرار داشت که حالا موزه شده بود. در نهایت در آن طرف حیاط به بازدید راهروی زیبای آینهکاری شدهای رفتیم و بالاخره پا از آخرین عمارت تاریخی این سفر بیرون گذاشتیم.
آدرس و ساعات بازدید: خیابان هشت بهشت غربی، خیابان ملک، بازدید با هماهنگی
هزینه بلیط: 150000 تومان ثبت ملی: 25 خرداد 1381
پل خواجو
بحکم پادشاه، استاد تردست/ پلی بر زنده رود اصفهان بست
که ریزد سیل هنگام بهارش/ بجوی کهکشان از آبشارش
مولانا سایرای مشهدی با قصیدهای بلند افتتاحیه پل خواجو را با این ابیات توصیف کرده است. آخرین قدمهایمان در نصف جهان را با گذر از روی پل خواجو و دیدار دوستی عزیز و قدیمی گذراندیم. در کنجی از طاقهای پل نشستیم و خاطرات گذشته را مرور کردیم. خواجو در شب بسیار زنده و پر جنبوجوش بود و نورافشانی پل منظره آن را در دل تاریکی شب مثل نگینی درخشان کرده بود. این پل به دستور شاه عباس دوم جهت تنظیم آب رودخانه و ارتباط دو محله خواجو و دروازه حسن آباد با تخت فولاد بنا شده بود. خواجو نقطه وداع ما با اصفهان بود و نادیدههای زیادی را در این شهر فیروزهای به جا گذاشتیم تا شاید در سفر بعدی از آن بازدید کنیم.
آدرس و ساعات بازدید: انتهای خیابان خواجو؛ ثبت ملی: 15 دی 1310
داستان اصفهان
بعد از هر سفر عکسهایم را مرتب میکردم و از موبایل به هارد انتقال میدادم تا حافظه گوشی برای سفرهای بعدی آزاد باشد. اما دلم نمیآمد عکسهای اصفهان را از روی گوشیام بردارم. این بار خبری از صدای رود و آبشار و صدای پیچیدن باد لابلای برگ درختان نبود. از نقشونگار ستارهها در آسمان هم اثری نبود. این بار نقش هنر بود روی دیوارها و سنگها، رقص نور بود روی شیشههای رنگی. این بار آسمانم گنبدهای دوار فیروزهای بود که هر کدام هزار داستان ناگفته در دل خودشان داشتند. این بار نقش دل بود در نقش جهان ...
