Close

استانبول شهر عکاسان خلاق

4.3
از 13 رای
به شهر عکاسان خلاق خوش آمدید! +‌تصاویر
  • 3 بهمن 1398 12:00
  • 15
  • 4.2K

bn13.jpg

 

عشق فرنگ رفتن

تقریبا یه چند ماهی بود تصمیم به سفر داشتیم بعد از اینکه مراسمات عروسیمون تموم شد و همراهش کار خونه سازی مون هم تموم شده بود دنبال یه مسافرتی بودیم که سرحالمون کنه و بهمون کلی خوش بگذره بعد کلی گشت و گذار تو قیمت های تور خارجه مجبور شدیم تو این گرونی دست از تورای گرون بکشیم و بفکر تور استانبول و یا انتالیا باشیم. از اونجاییکه منو همسرم سفر اول خارجه مون بود و کلا عاشق سفرای تاریخی و جاهایی که باس گشت و گزار کرد بودیم و انرژی داشتیم تصمیم گرفتیم بریم استانبول و یه استانبول گردی خوبی بi یادگار ثبت کنیم و این شهر رنگارنگ سنتی درعین مدرنیته رو بگردیم و علت نامگذاری استانبول به ام شهر عکاسان این بود که پراز سوژه عکاسی هست و افراد زیادی بودن دوربین به دست که فک کنم دانشجو همون شهر بودن و در حال عکس برداری از مناطق خاص و به دنبال سوژه ها.

حدود یک ماهی بود نقشه استانبول و مکان های دیدنی و جذابشو که میخوندم همزمان سفرنامه های سایت لست سکند که اگه نبودن قطعا سفر به این خوبی نداشتیم رو خوندم و خوندن این سفرنامه ها باعث شد با دید بازتری سفر کنیم و از اطلاعات و تجربه های بقیه استفاده کردیم و تنها دلیل نوشتن این سفرنامه هم همینه که گفتم شاید بدرد کسی بخوره. و مکان های دیدنی استانبول رو تک به تک برا خودم نوشتم و طبق علایق و فصلی که داشتیم میرفتیم چندتاشو انتخاب کردیم و با برنامه ریزی روزانه دیدم برا داشتن یه سفر استانبول خوب طبق علایق ما باید حداقل ۵ روز بمونیم من تو این مدت انقد سفرنامه های استانبول و نقشه های مترو و .. و هرچی که مربوط به استانبول میشه رو خوندم که انگار اونجا رفته بودم چون دوس داشتم با اطلاعات برم و وقتمون هدر نره. چون معلوم نبود باز کی میشد رفت یا اصلا میشه دوباره رفت. دل تو دلم نبود و هرروز تور ها رو چک میکردم و برنامه روزانه مو هی تغییر میدادم و مکانهایی که تو یه مسیر بودن رو برای یه روز برنامه ریزی میکردم و جاهایی هم که روزای خاصی باز بود رو تو همون روز برنامه میزاشتم
و هرشب تمام چیزای جدیدی ک میخوندم رو برا همسرم تعریف میکردم چون اون وقت نداشت دنبال اینا بره. من خوندم و برا اون تعریف میکردم و اونم ذهنش از استانبول باز شده بود.
و تقریبا ۲ هفته ای دنبال تورای مختلف بودم با قیمتا و هتل های مختلف تاحدی اشنا شدم و از اونجاییکه منو همسرم دنبال یه سفر اقتصادی درعین ماجراجویی بودیم و استانبول هم چون همیشه در گردشی و زیاد هتل نمیمونیم برا همین یه هتل ۳ستاره خیلی قیمت مناسب که یه هتل بازسازی شدست رو انتخاب کردیم در منطقه فاتح. برخلاف خیلی از هم پروازی های ما که اکثرا هتل رو تو میدون تکسیم گرفته بودن. همین جا توضیح بدم هتل ما نزدیک پل اتاتورک بود و شاید به سلیقه خیلیا نگیره ولی واقعا قشنگتره و موقع برگشت دیدیم خیلیا که هتلشون نزدیک میدون تکسیم بود چقد از دیدن این پل ها و اطرافش عکس میگیرن. درحالیکه ما هر شب و صبح این مناطق رو پیاده میومدیم و برامون عادی تر بود.

ما دوس داشتم ساعت پروازمون ظهر باشه تا برسیم شب بشه و بتونیم بعدش استراحت کنیم. اخه برای ما اینکه پرواز صبح میگرفتیم بنظرم تا برسیم ظهر میشه و تا خستگی راه ممکنه باعث بشه نتونیم از اون روز بخوبی استفاده کنیم و شب هم اگه پرواز باشه تا برسیم نصف شب میشه و خستگی باعث میشد صبح زیاد بخابیم براهمین مدنظرمون پرواز ساعت 12 به بعد بود. خلاصه اینکه خوشبختانه دقیقا طبق تعداد روزی ک میخاستیم و همون تاریخ مدنظر ما دیدم سایت لحظه اخر دقیقا همونی ک میخاستیم ۲هفته قبل رفتنمون گذاشت. منم سریع رزروش کردم نفری ۳۵۸۰ تومن 26مهر ماه سال 98 تا 2 ابان وتو این یک هفته ای هم برنامه ریزی جاهایی ک میخاستیم بریمو طبق روزای هفته خودمون برنامه ریزی کردیم.
ینی قشنگ نوشتم از چه ساعتی تا چه ساعتی کجا باید بریم و هزینه های احتمالی و هرچی که باید رو نوشتم. اینکار یه خوبی که داشت تمام سفرمون با برنامه بود وقت تلفی نداشتیم ولی برای خیلیا ممکنه این سبک برنامه ریزی جذاب نباشه و دوس دارن راحت سفر کنن.خلاصه کم کم درعرض 2 روز چمدونامونو جمع کردیم و طبق لیستی که برا خودم نوشته بودم که چیا باید ببریم هی چک میکردم و باز لحظه اخر هم اون لیست رو چک کردم که چیزی جا نمونه.
و چون ما ساعت 16:15 پروازمون بود بالاخره صبح جمعه ساعت ۶ صبح از مازندران ماشین گرفتیم که نفری 50 تومن دادیم و 3 تا مسافر بودیم و ما دوتا پشت نشسته بودیم و کلا راحت بودیم و اومدیم تهرانپارس و بعدش با مترو تا فرودگاه امام اومدیم که خیلیم خوب بود و برای مترو نفری 9 هزار تومن گرفتن که خیلیم خوب بود و تا برسیم ساعت ۱۲ شد واینم بگم که بعد هم بمحض ورود به فرودگاه پولمونو یکم به لیر چنج کردیم و مابقی رو دلار داشتیم و هزینه عوارض خروج از کشور نفری 220تومن رو دادیم و رفتیم تو صف و بعد رد شدن از ایکس ری منتظر موندیم تا گیت پروازمون باز بشه و بعد بلیط مونو گرفتیم و چمدونامونو دادیم که همه اینا از لحظه ورود ما به فرودگاه برای ما ۱ ساعت و نیم وقت گرفت و بعدش یه ۲ ساعتی تو محوطه دور زدیم و منتظر موندیم تا نوبت ما بشه بریم برا هواپیما.

20191018_145558.jpg
ساعت پرواز ما ۱۶:۱۵ بود و خداروشکر تاخیر نداشت و ۱۶:۳۰  هواپیما تیک اف کرد حین پرواز هم همه چی خوب بود و یه وعده ناهار و عصرونه دادن هرچند ناهارش کم بود ولی بد نبود.

20191018_172820.jpg

ما راس ساعت ۸ شب به استانبول رسیدیم و یه خوشبختی ما این بود طبق ساعت پرواز ما شب استانبول رو هم از بالا دیدیم و پل بسفر واقعا زیبا بود و منو همسرم هرچی ک میدیدیمو برا خودمون تفسیر میکردیم و لذت میبردیم و تو فرودگاه جدید ترکیه هم همه چی خوب و سریع پیش رفت و لیدرمون هم که اومده بود دنبالمون مارو رسوندن به هتل مون و بازم خوشبختانه ما اول پیاده شدیم و معطلی کار بقیه رو به دوش نکشیدیم و لیدر هم بین راه از استانبول برامون گفت اینکه از فرودگاه چیزی نخریم چون خیلی گرون، حتما استانبول کارت تهیه کنیم و تا جایی که ممکنه از تاکسی استفاده نکنیم و اگه پول کم اوردیم چجوری با کارت بانکی ایرانی مشکلمونو حل کنیم و نگران نباشیم و به هرکسی اعتماد نکنیم و توضیحاتی هم راجع به تور هاشون داد.

من گوش میدادم به حرفاش هرچند قصد استفاده از تورهای لیدر رو نداشتیم ولی توضیحاتش دررابطه با اون مکان ها برام جالب بود و بهمون گفتن که همون شب باید ساعت پرواز برگشت رو بهش پیام بدیم. وقتیکه ما هتل رسیدیم وقتی اتاقمونو دیدیم یکم اول تو ذوق مون خورد. اخه خیلی کوچیک بود خیلی کوچیکتر از عکس ولی تمیز بود. طبق تجربه بقیه دوستان با خودمون مسواک و خمیردندون برده بودیم. اونجا فقط حوله و شامپو و صابون گذاشته بودن. متاسفانه دمپایی برا دستشویی و حمام نداشتن که شما حتما باخودتون ببرین اخه چند نفر دیگم همین مشکل رو داشتن.

ماهم وسایلمونو گذاشتیم و یه شام مختصر که خودمون داشتیم خوردیم و استراحت کردیم.


بعد بیدارشدن ساعت ۸:۳۰ سمت صبونه رفتیم. صبحونش خوب بود و اینم بگم که هوا عالی عالی بود و منم که از قبل هواشناسی رو چک کرده بودم هوای این چندروز رو نیمه ابری زده بود درحالیکه هوا خیلی خوب و حتی گرم هم بود و بنظرم این فصل فصل خوبیه برا استانبول. بااینکه ایران اکثر جاها بارون بود ولی استانبول هوا عالی بود. هرچند الان که دارم این سفرنامه رو مینوسیم هفته اخر ابان هست. قیمت تورها میتونم بگم نصف شده و خیلی پایین اومده درحالیکه هوا همچنان خوبه. بنظرم ابان فصل خوبیه برا سفر خارجه ارزون در عین حالی که قبلش هوای کشور مقصدتونو چک کنین.

و بعدش ما تصمیم داشتیم اول بریم صرافی که از قبل تو سایت ها صرافی معتبر هر منطقه رو که 4 ، 5 تا معرفی کردن رو تو مپ دیدم و صرافی که نزدیک مقصد ما بود رو تو مپ تگ کردم و از اونجاییکه تصمیم ما اینبود تاجاییکه میشه پیاده بریم و از کوچه پس کوچه هاشم لذت ببریم و از هتل ما تا اون صرافی رو پیاده رفتیم که البته از مسیر بازار مصری ها رد شدی.

20191019_094116.jpg

کوچه های بازار مصری ها

مردم در تلاطم کسب و کار بودن یه شهر مدرن و بروز درعین حال که همچنان خیلی از کسب کار سنتی خودشونو داشتن عین تهران خودمون و خیلی از شهرای دیگه و کوچه های باریک با سربالایی بود که حین راه کلی صرافی دیگه هم دیدیم که فقط بعضیهاش doviz بودن و چون منم از قبل خونده بودم که حتما جایی بریم که doviz باشه. به همسرم گفتم یکی از همینا رو بریم و لازم نیست حتما همونو بریم و برام سوال شد که چرا سایت فقط 4.5 تا شو معرفی کرد درحالیکه صرافی doviz خیلی بود و ما نصف دلارمونو چنج کردم.
و بعد پیاده تا مکانهای تاریخی ایا صوفیه و کاخ توپکایی و مسجد ابی و اب انبار با گوگل مپ رفتیم.


تو مسیر بشدت قشنگ, خونه های رنگی رنگی, کافه هایی که هرکدوم سبک خاص خودشونو داشتن و بعصی جاها سربالایی شدید داشت رفتیم و چیز دیگه اینکه اونجا کمتر خونه هاشونو تخریب میکردن و بیشتر درحال بازسازی بودن, استفاده از خورده کاشی ها رنگی رنگی برای دیواراشون و هرچیز ساده دم دستی رو برا دکورشون استفاده میکردن برامون جالب بود

20191019_101904.jpg

بین راهی ایاصوفیه

20191019_102011.jpg

بین راهی ایاصوفیه

20191019_102116.jpg

طراحی دیوار با کاشی شکسته

20191019_102400.jpg

بین راهی ایاصوفیه

20191019_102540.jpg

کافه های خاص بین راهی

20191019_103226.jpg

مگنت های استانبول دست فروش ها

و بعد اول رسیدیم اب انبار باسیلیکا که ورودیش 20 لیر بود و صفش هم خوب بود و به نسبت بقیه جاها شلوغ نبود. البته ما اب انبار نرفتیم و ترجیح دادیم به عکسهاش بسنده کنیم و یکم جلوتر رسیدیم ایاصوفیه که ورودیش ۷۲ لیر بود.

ایاصوفیه اول به عنوان کلیسای بزرگ ساخته شده بود و طی سال‌ها تغییراتی داشته و کم کم به مسجد تبدیل و دوباره بعد چندسال به دلیل معماری خاص و تاریخی اش به دستور آتاتورک به موزه تبدیل شد.از اونجاییکه شنیده بودم تقریبا شبیه مسجد آبی هست ما ترجیح دادیم نریم که ما تو برنامه مون اینجوری بود که ایاصوفیه رو کنسل کردیم که هم از لحاظ هزینه و وقت صرفه جویی بشه ولی اگه وقتشو و مهم تر از همه حوصله و انرژی شو دارین حتما برین. هرچند صف طولانی داشت مثل کاخ توپکایی ولی خیلی زود صفش جلو میرفت و اینم بگم که اگه بخواین همه این مکانها رو برین باید یه روز کامل رو اختصاص بدین و بهتره از صبح زود برین تا به همه برسین. توپکایی هم ورودیش ۷۲ لیر بود. وارد حیاط که میشیم رایگان فقط وقتی وارد محوطه قراره بشین باید بلیط بگیرین.

20191019_104205.jpg

صف شلوغ برای ورودی ایاصوفیه


خیلی شلوغ بود ولی انگار زیاد به چشم نمیومد و سریع کار پیش میرفت. فقط باید حوصله کرد و ساعت ۱۱:۳۰ ما شروع به گشتن کردیم و تا ۱:۳۰ کارمون تموم شد و البته ما حرمسرا که ۴۲ لیر بود رو نرفتیم و کاخ واقعا قشنگ بود. هرلحظه بیشتر از اولش داشت خوشمون میومد جوریکه هرلحظه میگفتیم اینجارو سریع میریم میایم ولی باز نمیشد از اون قسمت سطحی گذشت و از اونجاییکه دوستان گفته بودن تو محوطه غذا گرون و با خودتون غذا ببرین برا همین ما از ایران با خودمون کلی بیسکویت و ابمیوه و ... بردیم و هر لحظه که لازم بود تو کوله پشتی که برا هر روزمون میزاشتیم، میخوردیم، چون ادم واقعا گرسنه اش میشه و لازم یکم بشینه و استراحت کنه.

توپکایی از قصرهای معروف امپراتوری عثمانی هستش که یه زمانی مرکز اداری این امپراتوری بود.این قصر چشم‌اندازی عالی به تنگه بسفر داره و میتونین برین اطراف کاخ و از بالا هم تنگه بسفر و هم استانبول رو بخوبی ببینین البته اونروز انگار هوا مه داشت و عکس خوبی نشد بگیریم ولی از نزدیک بهتر میشد دید.

20191019_123046.jpg

چشم انداز تنگه بسفر از کاخ توپکایی

 

هرچند فعلا این کاخ به موزه تبدیل شده و پراز انواع آلات جنگی و ظروف های مخصوص اون دوران ,انواع ساعت و ... هستش و اتاق مخصوص اداری, اتاق مطالعه و ... دارد، ولی بعدها امپراطور عثمانی تصمیم گرفت محل اقامتش را به قصر دلما باغچه منتقل کند که نخستین کاخ مدل اروپایی شهر بود.کم کم بازدید ما به اتمام رسید.
بعد بیرون اومدن ما یه بلال ۴لیر خوردیم ک واقعااا شیرین و ابدار بود و چسبید. بلوط هم داشت ولی حس خوبی نداشتیم براهمین تست نکردیم.

ftBLgcJqHMCLBxqj1PLsV3Vr2g3x11cYeFGVZmBs.jpg

دستفروش بلال و بلوط

 

ازاونجاییکه خیلی پیاده روی داشتیم تشنه مون شده بود. یه بطری کوچیک اب خریدیم که ۲ لیر بود. اب انار دیدیم که ۲۰ لیر بود. لیوانی و اب میوه های طبیعی دیگه هم داشتن که کلا بنظر ما گرون بود و بقیه هم تو همین رنج قیمتا بود.

20191019_140544.jpg

ابمیوه های تازه

20191019_141312.jpg

مرد نقاش که داشت ایا صوفیه رو می کشید

بعدش رفتیم   که اول یه ارامگاه خانوادگی کنارشو رفتیم و این مکانها بایستی حجاب سر حفظ بود و خودشون شال میدادن و مردا و خانمایی که پاهاشون معلوم بود، دامن میدادن که بپوشن و بعدش سمت مسجد ابی یا همون سلطان احمط رفتیم که خیلی قشنگ بود و همه باید حجابشونو رعایت میکردن مثل قبل. جالبش اینجا بود که اقایون که شلوارک داشتن هم باید دامن میپوشیدن.

20191019_142732.jpg

مسجد ابی

 20191019_143825.jpg

رعایت حجاب برای اقایون

و اونجا اقایون خانمهای درحال عبادت هم بودن که جالب بود

20191019_143628.jpg

خانم های درحال عبادت مسجد آبی

مسجد سلطان احمط یا همون مسجد آبی جز زیباترین مسجدهای استانبول هست. مسجد آبی ترکیبی از معماری دورهٔ بیزانس و عثمانی ساخته شده و مسجد سلطان احمد یه مسجد معروف برای عبادت هستش. از شاخصه‌های این مسجد گنبد بزرگ به ارتفاع ۴۵ متر بهمراه ۴ مناره و کاشی‌کاری‌های هنرمندانه ابی رنگ، خوشنویسی‌های داخل گنبد و نقاشی‌های مسجد آبی که هرچند این نقاشی داخل مسجد بخشی از دکور داخلی اصلی نبوده و امروزه آن را از دکور داخلی حذف کردن؛ برای همین دکور داخلی مسجد منحصراً آبی رنگ نیست و البته همزمان درحال بازسازی هم بودن.


و بعدش ما خاستیم بریم سمت بازار چاپالی چارشی که پیاده داشتیم میرفتیم که بین راهش یه رستوران دیدم که دونرش ۴۸ لیر و کوکا و سودا واتر ۸ لیر هرکدام و ۱۵ لیر برنج گرفتیم.

20191019_151603.jpg

جالبش وجود گربه های بامزه و بی ازار که همه جا بودن بخصوص اطراف غذا خوریا و احترام خاصی که مردم اونجا برا گربه ها قائلن باعث شد گربه های اونجا خیلی اروم بار بیان. ما اونجا میدیدیم که گربه ها روی لباس ها و سبد هایی که تو لباس فروشی ها بود می خوابیدن و کسی هم کاریشون نداشت و اونجا کلی کوسن گربه و نماد های دیگه ایی هم از گربه بود.

20191019_151659.jpg

گربه مظلوم نما موقع ناهار

20191019_153425.jpg

بعدش ما از کوچه پس کوچه ها رفتیم سمت بازار کاپالی چارشی رفتیم بین راه این ترشی های مرتب رو دیدیم.

  تو این بازار اجناس مغازه هاش قشنگ بود. البته اینم بگم که خیلیا گفته بودن بازار سنتی تبریز خودمون خیلی قشنگ تره فقط متاسفانه اونجا ارزشی رو براش قائل نشدن، بگم که من بازار تبریز نرفتم ولی بازار وکیل شیراز که رفتم خیلی خیلی قشنگ تر از این بازار هست. درکل کلی چیزای جذاب زیاد دیدیم و بشدت گرون. انگار میدیدن توریستیم قیمت نجومی میدادن. مثلا من یه کلاه تو بندرترکمن ۱۲ تومن خریدم که اونجا همونو بهمون ۹۰ لیر قیمت دادن که من گفتم چقد گرون و همین تو ایران کمتره درکل من مطمینم این قیمت فضایی رو نداشتن و برا مسافرا این قیمت بود کافی بود سهل انگاری کنی تا گولت بزنن .

20191019_163608.jpg

مغازه های عتیقه فروشی

 20191019_163947.jpg

فرش فروشی های سنتی

20191019_165842.jpg

پیشنهاد من به شما اینه چیزی نخرین بهتره و فقط به دور زدن اکتفا کنین. دیگه کم کم از بازار اومدیم بیرون و بمحض بیرون اومدن از بازار با یکم پیاده روی رسیدیم به بازار مصری ها. یکم از اون قیمت نجومی کمتر شد ولی بازم قیمتا به نسبت بالا بود و اصلا ارزش خرید نداشت و ماهم چیزی نخریدیم و همسرم بابت این قضیه که نمیشد چیزی خرید ناراحت بود و ما اومدیم سمت بیرون بازار. نزدیک اسکله امینو یکم نشستیم که هوا داشت کم کم خنک میشد. هرچند صبح اولش سرد بود انگار میخاست بارون بیاد ولی کم کم هوا ملایم و گرم شد و ماهم متاسفانه لباس گرم پوشیده بودیم و غروبش هم هوا خنک و عالی بود در حالیکه از منظره و محیط لذت میبردیم و استراحت کردیم و باز بلال خریدیم و کنجکاو شدیم که بلوط بخریم و 5گرم خریدیم که البته هر 10 گرم 10لیر بود که بلوطشو من دوس داشتم مثل بلال شیرین بود و حتما تست کنین. البته تو میوه فروشی هاشونم خام این بلوط هارو میفروختن.

 

20191019_182600.jpg

بلوط خورون

همونجا دیدیم یه خانم پیر ۳تا اب معدنی بدست دونه ای ۱ لیر میفروشه ک ما سریع هر3رو خریدیم اخه از اونجایی که استانبول اب اشامیدنی نداره و باید اب خرید هرجا یه قیمت بود که کم کم فهمیدیم جا به جا داره و بعضی جاها 1 لیر و بعضی جاها 1.5 لیر. و بعد حرکت کردیم سمت اطراف پل گالاتا و پل اتاتورک و دنبال استانبول کارت که اول فک کردیم فقط کنار متروها دارن که تو اون تایم مراکز مترو که استانبول کارت میفروختن بسته بودن. بعد متوجه شدیم دکه های کنار خیابون هم دارن و به قیمت ۱۰ لیر یه استانبول کارت خریدیم که همونجا هم میتونستین شارژ کنیم.
و راهی هتل شدیم و یکم استراحت کردیم بعد یه روز پر از پیاده روی. بعدش تصمیم گرفتیم شام بخوریم که متوجه شدیم پشت هتل ما کلی کافه داره هرچند بازم به نسبت قیمت ایران گرون بودن و ما یه پیتزا ساده گرفتیم بقیمت ۳۰ لیر.

20191019_204841.jpg
و تو راه برگشت یه دوری اطراف هتلمون زدیم و سرکوچه هم یه اقای دستفروشی میوه داشت که انگور کیلویی ۸ لیر بود ما نیم کیلو گرفتیم.

هزینه روز اول

  • ورودی کاخ توپکایی 144 لیر
  • اب معدنی 5لیر
  • ناهار 71 لیر
  • بلوط و بلال 13 لیر
  • شام 30لیر
  • میوه 8لیر

جمعا هزینه روز اول ما 271 لیر بود

 


صبح بعد روز یکشنبه و روز اخرهفته بود. صبونه ساعت ۹ خوردیم رفتیم سمت ایستگاه اتوبوس طبق نقشه گوگل مپ تا بریم برای بازار یکشنبه فندیک زاده و البته من شنیده بودم بعضی ها گفتن روز یکشنبه حمل و نقل عمومی رایگان که اینجوری نبود و ما بعد شارژ کردن استانبول کارت تو یه کافه تو ایستگاه اتوبوس ایستادیم تا اتوبوس ما بیاد. البته متوجه شدیم میشد هر اتوبوسی رو تو ایستگاهی که مپ نشون میده سوار شد. اخه مپ اون اتوبوسی که بین راه بود و نزدیک بود برسه رو نشون میداد که ما فک کردیم فقط همون اتوبوس رو بایستی سوار بشیم. بهرحال تجربه ای بود که متوجه شدیم و کرایه نفری ۲.۵ لیر بود وقتی رسیدیم اونجا دیدیم از بازار خبری نیست. از یکی از مارکتی ها پرسیدیم که متوجه شدیم این بازار جمعه هست نه یکشنبه.
بعدش با تراموا که نفری ۲.۵ لیر بود سریع رفتیم سمت دلما باغچه که نیم ساعتی راه بود ولی مستقیم رسیدیم و بعدش با یکم پیاده روی رسیدیم که ورودیش ۶۰ لیر و حرمسرا هم ۴۰ لیر . بازم ما حرمسراشو نرفتیم ولی اگه شما وقتشو دارین حتما برین درغیر اینصورت نرین بهتره. چون خیلی انرژی از ادم گرفته میشه و دلما باغچه خیلیییی قشنگ بود و مثل باقی مکانها ورودی حیاطش رایگان بود.

20191020_110419.jpg

ورودی دلما باغچه

اون مکان رو بایستی دید و زیبایی و معماری خاصش قابل تعریف نیست.قبل از ورود به همه از این کفش های نایلونی میدادن.

20191020_113511.jpg

دلما باغچه در سمت اروپایی تنگه بسفر واقع شده‌ و  سه بخش اصلی داره طبقه مستخدمین طبقه کارمندان و منشی‌ها و طبقه حریم شاهنشاهی. ورودی دلما باغچه برای بازدید طوری برنامه ریزی شده بود که وقتی وارد میشدی همه در اخر به یکجا که خروجی بود میرسیدن و مدیریت کارمندا خیلی خوب بود و خیلی حساس و مواظب بودن تا کسی صدمه ای نزنه مثلا یه خانم میانسالی که زانوهاش درد میومد داشت با کمک نرده میومد بالا یکی از کارمندا بهش هشدار داد تا دستشو برداره و به نرده دست زده نشه و حتی به بچه های کوچیکی که از طرف اردو مدرسه اومده بودن هی هشدار میدادن تا اروم باشن و حساسیت زیاد کارمندا از بابت عکس برداری بازدید کننده ها از کل مکانهای تاریخی که ما رفته بودیم رو هر لحظه اعلام میکردن و این درخت وسط باغ رو که ظاهرا درحال شکستن بود رو با این پایه های اهنی محکم کردن.

20191020_113030.jpg

مراقبت از درخت تو حیاط دلما باغچه

و حدود 1:30 ساعت بازدید ما طول کشید بعدش یکم استراحت کردیم و یکم غذا خوردیم. موقع خروج این ساعت خورشیدی که تو حیاط بود رو من خیلی دوست داشتم.

20191020_132756.jpg

ساعت خورشیدی حیاط دلما باغچه

در اخر اینکه وقتی داشتم مکان های تاریخی استانبول رو میدیدم هی حسرت میخوردم که ایران خودمون هیچی از مکان های تاریخی کم نداره جاهایی که دیدنشون پر از رمز و راز فقط اون رسیدگی یا توجه شاید بهشون نشده. چیزی که حداقل استانبولی که ما رفتیم اونا بهش توجه میکنن اینه که برا تاریخ خودشون ارزش قائلن و از کمترین امکانات بهترین بهره هارو میبرن.

بیرونش دلما باغچه دکه هایی بود که ما یه لیوان تیکه های میوه رو به قیمت 10 لیر خریدیم.

20191020_140113.jpg 

برنامه بعدی ما میخاستیم بریم یکشنبه بازار عتیقه فروشی ۱۵۰ متر تا خط f1 فونیکولار پیاده رفتیم و بعد سوار فونيكولار شدیم رفتیم تکسیم، بعد با یکم پیاده روی با خطm1مترو رفتیم سمت بازار. البته یکم پیاده روی داشت تا خود بازار مسیر قشنگی بود و یه بازار فوق العاده جذاب البته برا ما که عاشق چیزای انتیک و قدیمی هستیم.

20191020_153653.jpg 

ورودی بازار یکشنبه عتیقه فروشی ها

و ما قبل رفتن به بازار دوتا قهوه ترک دونه ۵ لیر سفارش دادیم که بنظرم بهترین قهوه استانبول ما بود البته اون خانم به روش سنتی برامون درست کرد اخه بعضی جاها با دستگاه درست میکردن.

20191020_154457.jpg

قهوه ترک

ما متاسفانه دیر وارد بازار شدیم بازارش فوووق العاده بود. البته بستگی به علاقه هرکی داره خیلی چیزای نوستالژی داره و تخفیف باید گرفت چون متاسفانه ساعت ۵ به بعد دیگه میبندن. ماهم چندتا چیز انتخاب کردیم تا آخر بریم بگیریم متاسفانه جمع کردن و خیلی حیف شد. بااین حال چندتا چیز خریدیم و یه چیز دیگه اینجا نحوه سرو چایی که برای کاسب های بازار انجام میدادن که من از این اقای صبور و خوش خنده اجازه گرفتم تا عکس بگیرم.

20191020_164644.jpg

سرو چای و قهوه به سبک ترکیه

ما بعدش که هوا داشت تاریک میشد پیاده رفتیم تا مجتمع جواهر, البته بگم که این بازار عتیقه نزدیک مجتمع جواهر بود و تو یه مسیر بودن برای همین ما تو یه روز گذاشتیم این برنامه رو.

مجتمع جواهر هم از نظر ما بازم خیلی گرون بود و لباسای قشنگی داشت و برا شیک پوشان پولدار خوبه و چون قیمتا زیادی هوایی بود. ما بعد یه شام خیلی ارزون که کلا ۴۹ لیر شد، تصمیم گرفتیم یواش یواش بیرون بریم و البته اینم بگم اونجا شام با تنوع زیاد قیمتا مناسب در میاد. هرچند من از شاممون راضی نبودم و خوشم نیومد اما همسرم دوست داشت. احساس میکنم بقیه جاها خوشمزه تر بود و اینجایی که ما انتخاب کرده بودیم بیشتر زرق و برق داشت و فست فوداش که لقمه ای بودن اصلا ب مزاج من نیومد.

20191020_192354.jpg

شام مجتمع جواهر

و کلا در عرض 2 ساعت الی 3 ساعت میشه کل مجتمع رو چرخید. از اونجاییکه من متوجه شدم وقت برا خرید گذاشتن تو کشور دیگه بیخوده خیلی سریع گشتیم و اومدیم بیرون با مترو تا حوالی خونمون اومدیم.

هزینه روز دوم:

  • ورودی دلما باغچه:120لیر
  • میوه:10 لیر
  • قهو:10لیر
  • شام:48 لیر
  • شارز استانبول کارت:20لیر

جمع هزینه روز دوم ما 208 لیر بود

 

روز سوم:
روز بعد چون تو برنامه ما جزیره بیوک ادا بود و طبق گفته بقیه دوستان ما بایستی صبح زود میرفتیم. ماهم صبح زود تند تند صبونه خوردیم

20191021_075517.jpg

خودمونو رسوندیم و ساعت ۸:۳۰ رفتیم اسکله امینو که باجه اسکله ها بسته بود ( البته ایستگاه کاباتاش هم میتونین برین). گفتن ساعت ۹ باز میکنن و ما اولین نفر بودیم کلی صبر کردیم و کسی هم نبود و اولین حرکتش ساعت ۹:۴۰ بود. من ساعت حرکتشونو میزارم و اگه دوست داشتین و این ساعتا تغییر نکنه بااین ساعتها هماهنگ بشین.

20191021_090710.jpg

تابلو تایم حرکت به جزیره ها

20191021_091052.jpg

کشتی که به مقصد رسید

و ماهم اولین نفر بودیم ک سوار کشتی شدیم یکم عکس گرفتیم و راس ساعت ۹:۴۰  حرکت کرد. کشتی خلوت بود و ما طبقه بالا کشتی بودیم و داخل کشتی چایی و ابمیوه دور میزنن و اگه بخاین میتونین بخرین و ما چایی رو دونه ای 3 لیر خریدیم و واقعا چسبید.20191021_094257.jpg

20191021_095446.jpg20191021_095702.jpg20191021_103333.jpg

چشم  انداز جزیره از کشتی

منم که اولین تجربه ام از سوار شدن کشتی بود داشتم به این فک میکردم مگه دریاها شمال خودمون چه ایرادی داره که نباید چنین امکاناتی داشته باشه. کاش فضا جوری بود که میشد از زیبایی های اطرافمون بیشتر و بهتر استفاده کنیم و کم کم ما به انتها مسیر رسیدیم و سومین جزیره که ایستاد جزیره بیوک ادا بود. تقریبا 1:30 ساعت طول کشید تا به جزیره بیوک ادا برسیم.
چون خونده بودم بعد پیاده شدن باید بلیط برگشت رو سریعا گرفت، ماهم همون لحظه گرفتیم که البته فک نمیکنم اگه نگیریم مشکلی پیش بیاد. ولی ما محض احتیاط گرفتیم که بهتره جوری برنامه ریزی کنین که برای ساعت برگشت که هر یکساعت تا ۷ غروب هست به اسکله امینو برگردین.

از اونجاییکه بیوک ادا بزرگ‌ترین جزیره از بین نه جزیره اطراف استانبول هستش و اینجا عبور و مرور وسایل نقلیه موتوری به غیر از خودروهای عمومی مانند پلیس و شهرداری ممنوع است. هرچند ما چندتا ماشین هم اونجا دم در خونه ها دیدیم و عبور و مرور بیشتر توسط دوچرخه یا کالسکه انجام می‌شه.

خانه‌های ساخته شده تو این جزیره ویلایی و ییلاقی هستش و بخاطر داشتن هوای خوبش جمعیت آن در فصل‌های گرم سال چندین برابر جمعیت فصول سرد آن است. کلیسای ایایورگی در بلندترین تپه این جزیره هستش ما که متاسفانه ندیدیم ولی شما بچرخین و برین. اول تصمیم داشتیم دوچرخه بگیریم که ساعتی 10 لیر بود. حساب کتابی که کردیم فهمیدیم ارزش نداره و بهتره کالسکه بگیریم و اونجا ما دونفر اقا و خانم الجزایری دیدیم و باهاشون هزینه کالسکه دور بیوک ادا که ۱۷۰ لیر بود رو نصف کردیم و دور زدیم که حدود یک ساعت طول کشید.

بین راه هم خود راننده کالسکه یه جا کنار یه کافه ایستاد، ما یکم عکس گرفتیم که البته انگار این راننده ها با هر کافه هماهنگ هستن تا دقیقا کنار همون کافه بایستن که وقتی ما گفتیم فعلا چیزی نمیخوریم صاحب کافه عصبانی شد و بلند بلند یه چیزی گفت که ما متوجه نشدیم و اینم بگم تنها نفری بود که ما اوجا ازش برخورد بد دیدیم.

20191021_115037.jpg

که کلا نظر من اینه اگه ادم وقت داشته باشه بهتره یه بار با کالسکه بره و بعد با دوچرخه کوچه پس کوچه ها و جاهایی که دوست داره وایسته رو با دوچرخه بچرخه. در کل اگه ورزشکارین و وقت دارین دوچرخه خیلیم عالیه و بعدش یه قهوه خوردیم. بقیمت 10لیر و ناهارمونو میل کردیم که اون روز اسکندر کباب گرفتیم که جمعا 80 لیر شد.

20191021_131420.jpg

و بعدش یکم مغازه هارو دید زدیم.

20191021_125543.jpg

میوه فروش جزیره بیوک ادا

کلا همه اینا ۲ ساعت وقت گرفت و رفتیم همونجایی که پیاده شدیم و سوار کشتی شدیم و بین راه چون منو همسرم یکم خسته بودیم مثل خیلیای دیگه رو صندلی ها دراز کشیدیم و چرت زدیمو. بعدش یکم غذا خوردیم تا برسیم و تو کیفمون که یه پفک نمکی داشتیم تو دل استانبول نوش جان کردیم.

20191021_141848.jpg

فقط اینکه یادتون باشه لباس گرم طبق فصل موقع سوارشدن کشتی با خودتون ببرین و دوباره اسکله امیناونو پیاده شدیم و ما ازشون پرسیدیم میشه اسکله کاباتاش هم پیاده شد که اونا گفتن نمیشه. از زیبایی جزیره نمیشه حرف زد و بایستی دید و قطعا ارزششو داره. جزیره ای اروم پر از ادمایی که به سبک سنتی زندگی میکنن و لذتشو زمانی میشه کامل برد که شب ادم اونجا بمونه ما که شرایطشو نداشتیم.

بعدش که ما رسیدیم اسکله امینو  رفتیم اسکله کاباتاش تا ببینیم میتونیم تورشب کشتی ایرانی بگیریم. اینجور که ما متوجه شدیم بایستی تورهایی که خود ایرانی ها میفروشن رو خرید و نمیشه خودمون شخصی بریم، اگه بخایم خودمون بگیریم نفری 25 لیر هست ولی شام و ... نداره، فقط دور میزنه و در طول روز ساعتهای مختلف میبرن. بعدش رفتیم خیابون استقلال که نمایشگاه صنایع دستی و عتیقه داشت یه دور زدیم و بعدش هم خیابونش رو تا انتها رفتیم. خیابون قشنگ و پرهیاهویی بود و کلی مغازه باقلوا فروشی, صرافی, لباس و ... داشت. لباسا قشنگ بودن ولی خیلییی گرون حتی بیشتر از ایران و بین راه ما بستنی که شکلک در میارن دونه ای ۱۰ لیر خوردیم و خوشمزه بود. بین مسیر یه ایرانی بود که تور شب رو بهمون معرفی کرد و گفت پولشم همون لحظه که سوار شدین باید بدین و طبق قیمتایی که ما گرفته بودیم این قیمتش بهتر از همه بود و با تخفیف نفری 20 لیر گفت. ماهم کارتشو گرفتیم و قرار شد بهش خبر بدیم و تو مسیر تک و توک خرید کردم. الان که بهش فک میکنم میبینم اصلا لازم نبود چیزی که میدیدیم گرونه رو بخریم ولی اینم بگم که من از لوازم ارایشی هایی که برند بودن خریدم خیلی راضی بودم. بعدش ساعت ۸ شب کم کم رفتیم سمت خونه و شام رو تن ماهی که از قبل از ایران خریده بودیم خوردیم و اونجا چون نونوایی نبود ما نون های فانتزی خریدیم و خوردیم. همون شب هم با اون اقایی که بابت تور دیدیمش هماهنگ کردیم برا شب چهارشنبه بابت کشتی شب بسفر نفری 20 دلار که قرار شد خبرشو بده که کی اماده باشیم که راننده بیاد دنبالمون.

هزینه روز سوم:

  • کرایه جزیره بیوک ادا رفت و برگشت:40لیر
  • چایی:6لیر
  • نون سمیت:4لیر
  • ناهار:60 لیر
  • کالسکه:85 لیر
  • قهوه:14لیر
  • بستنی:20لیر
  • نون:7لیر
  • شارژ استانبول کارت:30لیر

جمع هزینه روز سوم ما  266لیر شد

 

روز چهارم

صبح فرداش برخلاف بقیه روزا یکم دیرتر بلند شدیم و چون پولمون تمام شده بود ساعت ۹ رفتیم سمت صرافی که خودم قبلا از نت تگ کرده بودم. متوجه شدیم صرافی های حتی doviz خیلی زیاده ولی اگه صرافی های که تو سایت ها چندتا دونه رو معرفی کردن تو هر منطقه بهترین صرافی و کمترین کارمزد رو میگیرن و بعد چنج کردن رفتیم سمت اولیویوم.  از اونجاییکه من شنیده بودم 3شنبه ها تخفیف خوبی میدن روز 3شنبه رو روز پاساژ گردی گذاشتم و ما با تراموا بعد صرافی رفتیم سمت اولیویوم. از اونجا ک ماهم ۳شنبه رفته بودیم انتظار تخفیف خوبی داشتم ولی متاسفانه باز هم نه تنها قیمتا خوب نبود تازه حراجی هاش هم لباسایی بود که باصطلاح من حاضر نبودم رایگان هم بپوشم. بااینحال یکم خرید لباس مارک گرون کردیم و تا ساعت ۲ اونجا بودیم. تقریبا ۳ ساعت بودیم و حرکت کردیم سمت هتل تا وسایلامونو بزاریم و بعدش هم که برنامه بالات داشتیم سبک دست بریم. رفتیم هتل همونجا ناهار خودمون رو عدسی خوردیم و نون هم ۱۱ لیر از فروشگاه خریدیم.
و بعد ناهار سریع با اتوبوس منطقه فنر پیاده شدیم رفتیم سمت بالات. منطقه جالبی بود خونه های رنگی و قدیمی ما که لذت بردیم و عکس گرفتیم و بازم خوره عکاسا بود.

 

20191022_161309.jpgکلیسای بالات

 

20191022_163119.jpg

خونه منطقه بالات

20191022_163502.jpg20191022_162032.jpg

کلیسای بالات از نمای  دیگه

20191022_163621.jpg

کوچه پس کوچه های بالات

و در اخر قهوه خوردیم به قیمت دونه ای ۱۰ لیر.

20191022_164723.jpg20191022_164751.jpg20191022_165617.jpg

 خونه منطقه بالات

ولی اگه نرفتین هم چیزی از دست ندادین اخه شبیه شو تو مسیر ایاصوفیه هست. بعدش ما برنامه فروشگاه ایکیا و فروم استانبول داشتیم. چونکه اون مسیر مترو و تراموا نداشت و باید با اتوبوس میرفتیم. متاسفانه نمیدونم چرا این مسیر راننده هاش طبق گوگل مپ نمیرفتن و ما کلی سوار پیاده شدیم تا راه رو پیدا کنیم و وقتمون از دست رفت تا بالاخره پیدا کردیم و با مترو دم در ایکیا و فروم پیاده شدیم.  از اونجایکه ساعت ۶ بود و هدف اصلی ماهم ایکیا بود ترجیح دادیم اول بریم ایکیا.

20191022_181313.jpg

که  وااااقعا زیبا بود و قیمت هام منصافه ولی ما جا نداشتیم تا باری بخریم و کلی لذت بردیم. ورودی ایکیا جوری بود که ناخوداگاه به خروجیش میرسیدی و مسیرها برای همه یکسان بود و یه انبار خیلی بزرگ داشت. منو همسرم از طراحی داخلی خونه هاش خیلی خوشمون اومد و کلی ایده گرفتیم. دیگه ساعت ۸ شده بود که ما رفتیم طبقه اخر ایکیا برا شام. جز بهترین تجربه ها و خوشمزه ترین غذاهای ما بود. پیشنهاد میکنم برا غذاشم شده برین و سروش اینجوری بود که اول سینی و بشقاب و .. رو میگرفتیم و هرغذا اونم داغ قیمتش زده بود رو برمیداشتین و در اخر قسمت کش براتون حساب میکرد و ما کلی از خوشمزه بودنش حال کردیم.

20191022_201601.jpg

و برگشت رفتیم فروشگاه فروم استانبول هم یه دور کوچیک زدیم. اونجام عین اولیویوم بود لباسای قشنگ و قیمت خودشو داشتن و لباسا تقریبا عین اولیویوم بود و البته بزرگتر و ساعت ۹ ما راهی هتل شدیم خوبی اینجا اینه دم درش مترو داره.

هزینه روز چهارم:

  • نون:12 لیر
  • قهوه:20لیر
  • شام:50لیر
  • شارز استانبول کارت:20لیر
  • اب:2لیر

جمع هزینه ما در روز چهارم 104لیر شد

 

روز پنجم
صبح فرداش که روز اخر سفر ما بود واقعا خاص بود. انگار دوست داشتیم از لحظه لحظه اش لذت ببریم. چهارشنبه صبح ما برنامه چهارشنبه بازار سنتی فاتح رو داشتیم که ساعت ۱۰ شروع بکار میکردن. چون به هتل ما نزدیک بود ۱۵ دقیقه راه بود. پیاده رفتیم یه بازار خیلی بزرگ و نزدیک و تقریبا ارزونتر از جاهایی که تاحالا دیدیم. بازار خیلیی خوبی بود و ما بین راه رسیدیم به مسجد بزرگ فاتح و اونجا یکم استراحت کردیم. مسجد بزرگی بود که ظاهرا بزرگترین مسجد استانبول هم هست و اینکه استانبول مسجد خیلی زیاد داره و البته مسجدای قشنگ که دیدنشون خالی از لطف نیست. وقت داشین حتما این بازار رو برین از تازگی و زیبایی میوه ها و تره بار نگم براتون باید از نزدیک دید. این حجم از تازگی و یکدست بودن تره بار از کجا میاد و لباسای بامزه حراج خورده.

 

20191023_131313.jpg

میوه فروش چهارشنبه بازار

البته لباسای شیک ندارنا ولی بعضی چیزا باحال و در کل دیدنش حس خوببه و به ما که خوش گذشت و ما تا ساعت ۲ اونجا بودیم. بعدش ساعت ۲ رفتیم هتلمون تا وسایلامونو بزاریم و بعدش راهی پل گالاتا شدیم. همونجا از رستورانهای دریایش ساندویچ ماهی بقیمت 15لیر که یه ساندویچ ساده بود و ترشی های لیوانی به قیمت 4 لیر که میفروشن رو خوردیم.

 

20191023_140512.jpg

ساندویچ ماهی و ترشی

20191023_140412.jpg

و از زیر پل گالاتا کنار رستورانهای دریاییش رد شدیم که یکی از جذابیت این رستوران های دریایی این بود که منوشون با نمونه واقعی ابزی های دریایی مثلا ماهی و خرچنگ و ... رو منوشون بودن و میتونستین انتخاب کنین. فقط توجه کنین که بعضی غذاها به گرم فروخته میشه و یه وقت به اشتباه نیفتین و بعدش که به انتها پل رسیدیم دیدیم دوتا دوربین با کیفیت داره که با گذاشتن سکه 1 لیری فک کنم به مدت 1دقیقه میشد راه دور رو دید که منو همسرم تست کردم و کلی لذت بردیم.

20191021_155500.jpg

ماهیگیران پل گالاتا

20191021_155516.jpg

صیدماهی ماهیگیران

و بعدش پیاده بسمت مقصد بعدی که مسجد عرب بود راهی شدیم. بین راه باقلوا خریدیم که واقعا خوشمزه و ترد بود. اون اقا 2تا دونه رایگان بعنوان تست هم به ما داد. راستش ما تو این چند روز باقلوا نخریده بودیم و جایی نخورده بودیم که بدونیم بقیه چجوری بودن ولی این عالی بود و بعد راهی دیدن مسجد عرب شدیم که نمیدونم چرا درش باز نبود یا ما ورودیشو بلد نبودیم. هرچند دور تا دورشو کامل گشتیم.

20191023_144924.jpg

مکان وضو اقایان

20191023_144932.jpg

وضو اقایان

20191023_145003.jpg

مسجد عرب

ولی مسجد زیبایی بود و بعدش با ۱۵ دقیقه پیاده روی رفتیم سمت برج گالاتا مسیرش سربالایی داشت و بالاخره رسیدیم. هدف از ساخت برج گالاتای نظارت بر حمل و نقل کشتی ها و شناسایی کشتی های دشمنان و دیده بانی بود. برای بارها طبقات فوقانی آن تعمیر و بازسازی گشت. برج گالاتای ۹ طبقه داره. اطرافش قشنگ بود ولی ما بالاش نرفتیم قیمت بلیطشم فک کنم 40 لیر باشه.

1572497646361.jpg

اخه از اونجاییکه با رفتن به منطقه بالات و کاخ توپکایی میشد تاحدی از بالا دست استانبول رو دید دیگه بالای گالاتا نرفتیم و حدود ۴۵ دقیقه ای اونجا نشستیم و لذت بردیم و بعدش با ۲۰ دقیقه پیاده روی رفتیم برای کلیسا سنت آنتوان.

20191023_160409.jpg

کلیسا سنتا آنتوان


اولین بار بود کلیسا میرفتم، برای همین برای من جذاب بود. این کلیسا تو خیابون استقلال بود. داخلش حس خاصی داشت و روی صندلی هاش نشستیم و بعدش از اونجایکه این کلیسا تو خیابون استقلال بود، دوباره به خیابون استقلال رفتیم و تا میدون رو رفتیم و یکساعتی کنار میدون نشستیم و برای اخرین روز عکس گرفتیم و کلی خاطره بازی کردیم و اونجا یه ساندویچ کوچیک 5 لیری خیلییی خوشمزه خوردیم و خیلی دنبال بلال برا روز اخر گشتیم ولی نمیدونیم چرا اونجا فقط بلوط داشتن و بلال نداشتن. ساعت ۶ رفتیم هتل تا برای برنامه کشتی شب بسفر اماده بشیم و بارامونو جمع کنیم که صبح چون باید زود بلند میشدیم مجبور بودیم از شب قبل اماده کنیم. چمدونامونو جمع کردیم و لیدر تور که بهمون گفت ساعت 8:30 اماده باشیم و ساعت ۸:۳۰ راننده کشتی تور اومد دنبالمون. یه خوبی اینجا این بود که همه چی سرتایم انجام میشه و کلی سوال تو ذهن ما ک چجوربه.
اولش رفتیم پیش غذا که شامل دوجور ماست هرکدوم اندازه یه قاشق بود و برش گوجه و خیار و ترشی و پنیر و سوسیس به همراه سالاد و نوشیدنی هم میاوردن و سر ساعت ۹ برنامشون شروع شد. یه شومن داشتن که بنظرم اجراش خوب بود. ۴۵ دقیقه برنامه داشتن و بعدش هم شام اوردن که منو همسرم زیاد خوشمون نیومد. یه ران مرغ و تیکه سینه مرغ و یکم برنج و تمام و اصلا اینجوری نبود که غذاش هرچی دلت بخاد باشه طبق گفته خودشون. یه چیز دیگه اینکه ما بمحض ورودمون یه اقایی اومد کلی بهمون ژست داد و خودش بدون مقدمه ای ازمون عکس گرفت و در اخر شب دیدم اون عکسهارو با البوم بهمون با قیمت گزاف قیمت داد. ماهم که لجمون گرفت که چرا چیزی نگفتن اصلا عکسها رو قبول نکردیم و پس دادیم، حالا هی دیدیم قیمت زیادشو میاره پایین ولی بازم بالا بود و ما قبول نکردیم کلا. بعدشام هم رفتیم بالا کشتی یکم عکس گرفتیم.

20191023_222241.jpg

نمای پل بسفر از کشتی

لذت بردیم بعدش هم اومدم پایین دوباره یه دونفر دیگه موزیک خوندن و میوه اوردن اونم باز ساده بود و بعد هم ۱۱:۳۰ برنامشون تموم شده بود. در کل اینکه برای کسی که اهل خوش گذرونی و پرانرژی خیلی خوبه، مخصوصا کسایی که دسته جمعی هستن تو تور ما که اکثرا نشسته بودن و چندنفر ثابت کلا فقط درحال شادی بودن. درکل به نسبت قیمتش نمی ارزید ولی ما قبول داشتیم و تجربه خوبی بود و مارو رسوندن هتل.

هزینه روز اخر:

  • ساندویچ ماهی:15لیر
  • ترشی:7لیر
  • ساندویچ ساده:5لیر
  • میوه:33لیر
  • چایی:3لیر
  • تور کشتی بسفر:40 دلار

جمع هزینه روز اخر ما بدون تور 63لیر شد

 

روز آخر

و صبح هم طبق تایمی که لیدر شب قبل بهمون پیام داده بود که میان دنبالمون لیدر اومد دنبالم و ما با کلی خوشی برا این ۵ روز کلی لذت بردیم راهی خونمون شدیم.

و در اخر تجربه ای که بدست اوردم اینه که وقتی داشتم به مکان های تاریخی استانبول رو میدیدم هی حسرت میخوردم که ایران خودمون هیچی از مکان های تاریخی کم نداره، جاهایی که دیدنشون پر از رمز و راز فقط اون رسیدگی یا توجه شاید بهشون نشده. چیزی که حداقل استانبولی که ما رفتیم اونا بهش توجه میکنن اینه که برا تاریخ خودشون ارزش قائلن و از کمترین امکانات بهترین بهره هارو میبرن.

20191024_143822.jpg

 

و در اخر اینکه بنظرم حداقل هزینه ممکن برا رفتن به استانبول 5 روزه بدون خرید لباس و ... برای دونفر از 3میلیون و پانصد هست به بالا و بازم میگم زیاد درگیر خرید نشین و سعی کنین لذت ببرین.

از اونجاییکه استانبول اولین سفر خارجه ما بود من فکر میکردم که باید جوری بریم که همه جاشو بگردیم و جایی نرفته نزاریم ولی بعدش به این نتیجه رسیدم اصلا مهم نیست که چندتا جا رو رفته باشی مهم اینه از تک تک لحظات لذت برده باشی و برات خاطره ثبت بشه و بعد اینکه اگه شرایط مالی اجازه سفر خارجه خیلی لوکس رو به شما نمیده بنظرم کشورای اطراف کشور خودمونو زمینی هم برین خیلی خوبه. من اگه بخوام دوباره برم حتما زمینی میرم و مصمم شدم کشورای همسایه دیگه رو زمینی تو برنامه اینده مون بزارم.

 

نویسنده: mary

تمامی مطالب عنوان شده در سفرنامه ها نظر و برداشت شخصی نویسنده است و وب‌ سایت لست سکند مسئولیتی در قبال صحت اطلاعات سفرنامه ها بر عهده نمی‌گیرد.

اطلاعات بیشتر
نظرات کاربران (15 نظر)

× در حال پاسخ به:

احساناتان 26 بهمن 1398 ساعت 23:38

خیلی خوب و خودمون نوشتین، منم مثه شما و خیلیای دیگه خب با حساب دو دوتا چارتا در طول سال میتونم یه سفر خارجی برم.. نتیجه گیری آخر سفرنامه به نظرم مهم ترین دستاورد سفر بوده، خدا قوت

ود پارسا 7 بهمن 1398 ساعت 16:06

سفرنامه خوبی بود.خسته نباشی... به نظر من خرج کردن پول زیاد هنر نیس. تو این اوضاع نابسامان ارزش پول کشور، هنره که آدم تو سفر تا جایی که خیلی بهش سخت نگذره ولخرجی نکنه و بردن کنسرو و خوردنی هم من نفهمیدم کجاش اشکال داره؟ حیف که من حاضر نیستم عوارض خروج از کشور بدم وگرنه یه سفر استانبول میرفتم و میدیدین چجوری پول خرج میکنم.ههههههههههههههههههه.با آرزوی موفقیت برای تمامی دوستان

J.z 6 بهمن 1398 ساعت 19:33

سفرنامه خوبی بود ولی از من به شما وصیت در سفرهای خارجی کمی سر کیسه را شل کنید و خساست رو کنار بگذارید.آوردن کنسرو و پفک نمکی و ... به کشور خارجی ایده جالبی نیست.

NAZI 6 بهمن 1398 ساعت 11:49

از معدود سفرنامه هایی بود که ماله همین امسال بود و ازتون تشکر می کنم. به خاطر شرایط ارز اکثر سفرنامه ها قدیمی و ماله دلار 3 -4 هزارتومنیه که هرچند جذابیت هایی داره ولی خیلی از نظر مخارج قابل استناد نیست.

اقا صادق 6 بهمن 1398 ساعت 01:59

خوب بود ولی شما کامل جاهای جذاب نرفتین

مسعود آزادی 5 بهمن 1398 ساعت 22:54

در چند جا اشاره کردید که خیلی گرون بود.در بعضی از رستوران های تهران،مشهد،کرج،اصفهان،شیراز،جزیره کیش و ... یک پرس غذا بین ۱۴۰ هزار تومن تا ۲۵۰ هزار تومن است.خدمتتون عرض کنم که پول ایران دارای ارزش پایینی است.متاسفانه اکثر کسانی که سفر خارجی میرن میگه چقدر گرونه ولی غافل از اینکه پول ایران بی ارزش ترین پول دنیاست.من به مدت شش ماه عراق کار می کردم حقوق ماهیانه من ماهی ۱۷ میلیون تومان بود.به نظر شما در ایران اینچنین حقوقی رو به یک کارمند می دهند؟

Neda 4 بهمن 1398 ساعت 19:01

سلام خیلی جالب بود من مهر ماه برای درمان به استانبول رفتم باید با یه دستگاه جراحی انجام می‌دادم که ایران دستگاه خراب بود و بی انگیزه ترین سفر توی زندگیم بود به خودم قول دادم اون بیماری رو بیمارستان بذارم و دیگه به ایران نیارمش جراحی خوب بود تا سه سال دیگه نتیجه درمانم مشخص میشه خیلی دوست دارم استانبول گردی به امید روزی که منم برای تفریح سفر کنم نه درمان!

بهنام 4 بهمن 1398 ساعت 17:26

خیلی خوب بود که نکات ریز هم ذکر کردین

امیر 3 بهمن 1398 ساعت 18:14

سلام واقعا از سفرنامه شما لذت بردم من هم در تابستان سال آینده برنامه رفتن به استانبول رو دارم و از سفرنامه شما استفاده کردم.

J.z 3 بهمن 1398 ساعت 16:57

سفرنامه خوبی بود

رای مردمی

در مسابقه سفرنامه‌نویسی جهانگردی 98 به من رای بده

وارد شوید