bn143.gif

 

اولین روز سفر 16 فروردین

با عرض سلام و مهربانی ها خدمت دوستان و همراهان گرامی و تیم محبوب لست سکند.

در سفرنامه قشم توضیح داده بودم خدمتتون که ما با یک گروه 45 نفره سفرمون رو به قشم شروع کردیم و در یزد ازشون جدا شدیم و الان هم سفر یزد رو شروع میکنیم.

از بندرعباس حوالی ساعت 6 یا 7 عصر بود که راهی شدیم به سمت شهر یزد ، مسیری کاملا خشک و کویری رو در پیش رو داشتیم که البته هوا دیگه داشت رو به تاریکی میرفت و ما دیگه نمیتونستیم از جاده و محیط اطرافمون چیزی رو ببینیم، مسیر طولانی رو در پیش داشتیم و تقریبا خسته هم بودیم ، تلاش کردیم تا کمی در ماشین استراحت کنیم که خوب خیلی سخت بود، تقریبا ساعت 23 بود در یکی از رستوران های بین راهی که اسمش هم خوب مشخص نبود توقف کردیم برای صرف شام و استراحت که ما هم چون کمی گرسنمون بود رفتیم برای شام، رستوران بزرگی بود ولی بسیار بی کیفیت و نامرتب و قدیمی، از منوی رستوران غذا سفارش دادیم زرشک پلو با مرغ به همراه سوپ و ماست و نوشیدنی، بعد از دقایقی اول سوپمون رو آوردن و ما هم مشغول شدیم به خوردن که دیدیم بسیار بسیار شور شده و قابل خوردن نیست ، زمانیکه غذامون رو آوردن به پرسنل اعلام کردیم که سوپ خیلی شور شده و قابل خوردن نیست که اونها هم گفتن همینه چیز دیگه ای نداریم ( بسیار پرسنل نا محترم و بی مسئولیتی بودند) ما سوپمون رو نخوردیم و رفتیم سراغ غذا که اون هم فاجعه ای بود برای خودش ، برنج هندی یا تایلندی قد بلندی که اصلا هم پخت خوبی نداشت و مرغ هم که انگار اصلا پخته نشده و کبود رنگ هم بود ، من اصلا غذامو نخوردم و همسرم هم دو سه تا قاشقی خوردن و دیگه دست از غذا کشیدن، برای حساب کردن رفتیم پیش مسئول رستوران که آقای مسن و بیروحی هم بودند، قبل از حساب اعلام کردیم که همچین مشکلی پیش اومده ، اول اصلا زیر بار نرفتن و بعد گفتیم که غذاتون رو تست کنید خودتون اگر غیر از این بود ما حسابمون رو پرداخت میکنیم که در نهایت خودشون از سوپ کمی خوردن و به زور قبول کردن که شور شده خلاصه این که در نهایت فقط پول یک سوپ رو از ما نگرفتن ولی خوب بقیه غذا ها رو حساب کردن ، پسر صاحب رستوران که دید ما کلی ناراحت و شاکی شدیم اومدن و از ما عذرخواهی کردن و برای رفع دلخوری برامون چای هم آوردن ولی خوب این کار به هیچ وجه از بی مسئولیتی پدرشون کم نمیکنه و فقط ادب و نزاکت خود ایشون رو نشون میداد.

یک ساعت و نیم در این مکان توقف داشتیم که پس از صرف غذا همه ی گروه راهی شدیم برای یزد، شب رو به سختی تا نیمه ها رسوندیم . حوالی ساعت 5 صبح بود که در یکی از مسجد های بین راهی ایستادیم برای استراحت کردن، پیاده شدیم از اتوبوس هوا خیلی سرد بود چون ما از جای گرمی اومده بودیم توقع همچین سرمایی رو نداشتیم ، همگی لباس گرم پوشیدیم و رفتیم برای هوای آزاد و استراحت، چای و کمی خوراکی خریدیم که با خوردن چای تقریبا گرم شده بودیم ، به ادامه مسیرمون پرداختیم، صبح حوالی ساعت ۸ بود که واردشهر یزد شدیم ،  قرار بر این شد برای صرف صبحانه به سمت گوردخمه ها بریم و در همانجا در ابتدا صبحانه صرف شود و بعد بازدید از دخمه ها انجام شود، همه ی گروه دور هم برای صرف صبحانه جمع شدیم که آخرین صبحانه ما با این گروه بود که بسیار دلچسب و عالی بود.

1 – آخرین صبحانه با گروه ( عکس توسط نویسنده )

01.jpg

تصمیم بر این شد  به بازدید از گوردخمه ها بپردازیم، من و همسرم چون خودمون هم تورلیدر و هم فوق لیسانس گردشگری هستیم برای تهیه بلیط مشخصاتمون رو به مسئول باجه اعلام کردیم که ایشون هزینه بلیط رو از ما دریافت نکردن (کلا برای بازدید از دخمه ها باید بلیط به مبلغ 3.000 تومان در ازای هر نفر بپردازید).

 بعد از شیراز و کاشان و اصفهان اینجا جایی بود که توریست خارجی زیادی دیدیم که بسیار خوشایند بود برامون، وارد محوطه بسیار بزرگی شدیم که دو تا گوردخمه یکی در سمت راست و یکی هم سمت چپ قرار داشتند، یکی از گوردخمه ها توسط شخصی هندی به نام ( مانکجی صاحب ) در زمان ناصرالدین شاه برای زرتشتیان ایران ساخته شده بود.( این شخص حتی کاری کرد تا زرتشتیان از پرداخت مالیات معاف شدند، مدارسی را هم در ایران احداث کرده بود)

2 – گوردخمه های گلستان و مانکجی ( عکس توسط نویسنده )

02.jpg

در مجموعه علاوه بر دخمه ها کلی جاذبه های کوچک ‌و بزرگ دیگری قرار داشت، ساختمان هایی که به آنها ( خیله ) میگفتند، خیله جایی بود برای محل اقامت زرتشتیانی که از نقاط دیگر به این مکان می آمدند و میتوانستند برای روزهایی که اینجا هستند اقامت داشته باشند که هر یک خیله به طایفه ای خاص تعلق داشت.

3 – خیله های محوطه گوردخمه در یزد ( عکس توسط نویسنده )

03.jpg

  آنها را هم بازدید کردیم و به دخمه گلستان که رفتن و بازدید از آن به علت داشتن پلکان راحت تر و بهتر بود رسیدیم، از پلکان به سمت بالا رفتیم ، تعداد پلکان هم تقریبا زیاد بود، وقتی به نیمه های راه رسیدیم و برگشتیم و پشت سرمان را نگاه کردیم با منظره بسیار زیبایی از شهر یزد روبه رو شدیم، واقعا بینظیر بود از همینجا میشد به شهرسازی خوبش پی برد.

4 – گوردخمه گلستان ( عکس توسط نویسنده )

04.jpg

5 – شهر یزد  از فراز گوردخمه گلستان ( عکس توسط نویسنده )

05.jpg

پس از طی پله کان، سرانجام به ورودی دخمه رسیدیم و از درب چوبی بسیار قدیمی آن وارد سالن و به محوطه دخمه که جای دایره ای شکلی بود و حفره ای در وسط آن جای داشت این حفره همان جایی بود که وقتی لاشه اجساد توسط پرندگان خورده میشد استخوان هایشان را در آن حفره می انداختند، رسیدیم.

6 – ورودی گوردخمه گلستان ( عکس توسط نویسنده )

06.jpg

7 – گودال و یا دخمه که محل مردگان بود ( عکس توسط نویسنده )

07.jpg

بعد از خواندن توضیحاتی درباره زرتشتیان و انجام مراسماتشان کمی ایستادیم و به این نقطه نگاه کردیم و به متفاوت بودن انسان ها و باورهاشون فکر کردیم که روی این کره خاکی چقدر چیزهای عجیبی رو میتونید ببینید و تجربه کنید، در حال حاضر بنا به گفته ها دیگه زرتشتیان ایران مردگانشان را به دخمه ها نمی آورند بلکه آنها را دفن میکنند ،به سمت درب خروجی راهی شدیم و در حال پایین اومدن از پلکان بودیم که منظره بسیار چشم نوازی روبرومون بود و از دیدنش بسیار بسیار لذت بردیم تا اینکه به محوطه رسیدیم و چون وقت نداشتیم نتونستیم به سمت دخمه مانکجی بریم ، همگی به سمت اتوبوس برگشتیم که قرار بود به بازدید از باغ دولت آباد در بلوار دولت آباد بپردازیم، پس از عبور از خیابان های زیبای شهر یزد که در جای جای آن میتوانستید جاذبه ای را همانند خانه های قدیمی، هتل های سنتی، مساجد و آب انبارها و ... ببینید که واقعا دوست داشتنی و دلنشین بود،به باغ رسیدیم و چون با گروه بودیم همگی به راه افتادیم به سمت ورودی باغ و عکسی دسته جمعی و به یادگار در ورودی باغ گرفتیم و رفتیم برای بازدید از داخل این باغ زیبا که یکی از مجموعه باغ های ایرانی ثبت شده در یونسکو نیز میباشد.

8 – ورودی باغ دولت آباد یزد ( عکس توسط نویسنده )

08.jpg

برای وارد شدن به باغ باید بلیط به مبلغ 3.000 تومان تهیه فرمایید که ما چون گروه بودیم از قبل  بلیطمون رزرو و سریع وارد مجموعه شدیم، در ابتدا وارد راهرو یا سالنی که در سمت چپ آن فروشگاه های صنایع دستی قرار دارد میشوید و پس از عبور از این راهرو وارد حیاط  بیرونی میشوید که تمامی خانه های قدیمی در خودشان داشتند، در حیاط بیرونی شما استخر کوچکی را که در اطراف آن با گلدان های زینتی پر از گل تزئین شده مشاهده میکنید، همینطور هم باغ کوچکی در اطرافش که با درختچه های انگور و کاج پر شده که این حیاط مختص ملاقات با مهمانان و انجام کارهای اداری بوده و هیچگونه دیدی به حیاط اندرونی نداشته است.

9 – سالن ورودی و محل فروش صنایع دستی ( عکس توسط نویسنده )

09.jpg

10 – حیاط بیرونی باغ دولت آباد( عکس توسط نویسنده )

10.jpg

سپس وارد اندرونی که رابط بین دو حیاط هست میشوید و در نهایت هم وارد حیاط اصلی یا  اندرونی که اصلی ترین و زیباترین مکان باغ میباشد، ( باغ دولت آباد در اواخر دوره افشاریه توسط محمد تقی خان بافقی ( خان بزرگ) ساخته شده است، ایشان در ابتدا قناتی به طول ۶۵ کیلومتر را احداث و آب را از مهریز به یزد و محل کنونی باغ دولت‌آباد رساندند و سپس مجموعه حکومتی (باغ دولت آباد) خو د را بنا کردند. در بخش حیاط اندرونی شما باغ بزرگی را با درختان انگور و کاج و انار و گل های بسیار زینتی و کاخ بسیار زیبایی که در حیاط جای گرفته و استخر بزرگ روبه روی آن که همگی در کنار هم سبک چهار باغی را تداعی میکنند، مشاهده میکنید.

11 – کاخ و باغ دولت آباد ( عکس توسط نویسنده )

11.jpg

12 – استخر باغ دولت آباد ( عکس توسط نویسنده )

12.jpg

 به سمت کاخ رفتیم که در ورودی آن همکاران گردشگری ما مشغول خدمات رسانی به مسافران نوروزی برای گشت های شهر یزد و اطرافش بودند، از درب اصلی کاخ که چوبی و بسیار با ظرافت درسته شده بود وارد کاخ شدیم، به این صورت بود ( اتاقی در وسط که هشت ضلعی  و در هر یک از ضلع های آن دربهایی با شیشه های مشبکی و رنگارنگ بود قرار داشت در وسط هم حوض کوچکی بود و در اطراف حوض هم اتاق هایی که هر یک در نوبه خود زیبا و مشرف به قسمتی از باغ بودند ، وقتی نور خورشید به پنجره ها میتابید بازتاب نور آن به اتاق ها شگفت انگیز بود طوریکه اتاق ها با رنگ های زیبا محصور شده بود ، سقف کاخ نیز بسیار زیبا و دارای طراحی خاص منحصر به فردی بود که همگان را خیره به خودش میکرد .

13 – معماری داخلی کاخ دولت آباد ( عکس توسط نویسنده )

13.jpg

14 – اتاق داخلی کاخ دولت آباد ( عکس از نویسنده)

14.jpg

15 – سقف کاخ دولت آباد ( عکس از نویسنده )

15.jpg

تک تک اتاق ها را دیدیم و عکسی از این کاخ زیبا هم گرفتیم دیدن باغ از داخل کاخ و از ایوان آن به قدری آرامش بخش بود که ما دقایقی را فقط در این جا ایستادیم و به منظره زیبای باغ نظاره گر شدیم، تقریبا شلوغ شده بود و مسافران زیادی اعم از داخلی و خارجی در این باغ مشغول گشت و گذار بودند ، در کنار استخر بزرگ وسط حیاط که کل گروه در آنجا جمع شده بودند برای گرفتن آخرین عکس یادگاری رفتیم، و در نهایت هم من و همسرم با گروه خداحافظی کردیم و رفتیم برای اقامت در هتل مهر یزد که  سفر دو روزه ما در این هتل و شهر زیبا بود.

16 – منظره حیاط از روی ایوان کاخ ( عکس از نویسنده )

16.jpg

با یکی از تاکسی های اینترنتی به مبلغ 5.000 تومان راهی هتل مهر که هتلی سنتی و بسیار بسیار زیبا بود شدیم، این هتل در محله زرگرها در شهر یزد قرار دارد.

17 – هتل مهر یزد ( عکس از نویسنده )

17.jpg

در زمان ورود به هتل یکی از کارکنان به استقبال شما می آید و چمدان هایتان را تا بخش رزرواسیون حمل میکند، بعد از ورود ما به لابی هتل به رزرواسیون مراجعه کردیم و بعد از انجام مراحل رزرو ( که خیلی سریع و به خوبی انجام شد )به همراه پرسنل هتل برای بازدید از اتاق ها رفتیم و چندین تا از اتاق ها رو دیدیم که بعضی ها رو به باغ و حیاط اصلی و برخی هم بدون دید به حیاط و برخی هم با دید به حیاط کوچک هتل بودند.

18 – لابی هتل مهر ( عکس از نویسنده )

18.jpg

19 – اتاق اقامت ما در هتل مهر ( عکس از نویسنده )

19.jpg

در نهایت هم انتخاب ما اتاق 215 مهرشید بود ( هر یک از اتاق های هتل اسم جداگانه ای داشتند) که رو به حیاط اصلی بود، اتاق با ملزومات سنتی تزئین و دکور شده بود و وسایل مورد نیاز هم شامل ( مسواک و خمیر دندان و صابون و دمپایی و حوله و سشوآر...) در اتاق و سرویس قرار داشت، اتاق بسیار تمیزی بود ( هزینه اقامت شبی 389.000 تومان در ازای اتاق)

20 – اتاق مهرشید در هتل مهر ( عکس از نویسنده )

20.JPG

از چند تا راهرو‌ گذشتیم و وارد حیاط شدیم واقعا به سبک خونه های قدیمی بود با اتاق های سه دری و پنج دری و درب هایی با شیشه های کوچک و رنگی ، حیاط هم که با حوض و گل و تخت های تزیین شده دکور شده بود ، وارد اتاقمان شدیم، اتاقی تقریبا متوسط نه کوچک و نه بزرگ بود که با تخت و دو عدد مبل و تلویزیون و کمد لباس پر شده بود و تاقچه هایی هم داشت که روی هر کدام را با وسایل سنتی چیده بودند، سرویس بهداشتی هم تقریبا تمیز بود. در کل تمیز و خوب بود و بهتر از همه اینکه حس خوب و قشنگی داشت اقامت در هتل سنتی.

21 – حیاط اصلی هتل مهر ( عکس از نویسنده )

21.jpg

هتل کلا در یک طبقه بود و شامل اتاق های یک تخته، دو تخته، سه تخته و شاه نشین بود، رستوران و سالن ماساژ هم داشت، چون خیلی خیلی خسته شده بودیم تا عصر خوابیدیم و بعد از یک استراحت خوب و جانانه راهی شدیم برای گشت و گذار،  هوا در حال تاریک شدن بود قدم زنان کوچه ها و خیابان ها را گشتیم که پر بود از مغازه های فروش صنایع دستی و خوراکی های یزدی ، به مجموعه امیر چقماق رسیدیم که در نزدیکی هتل ما بود 5 دقیقه پیاده ،این مجموعه شامل(مسجد، بازار، تکیه و دو تا آب انبار) میباشد که بسیار زیبا و بینظیری بود مخصوصا در شب با نور پردازی زیبا و بینظیری که داشت واقعا خاص و فوق العاده بود ( در ابتدا وارد میدان شدیم و کمی از تکیه و مسجد و میدان امیر چقماق و بازارهایش عکس گرفتیم که واقعا عکس های زیبایی شد.

22 – میدان  امیرچقماق ( عکس از نویسنده )

22.jpg

سپس وارد مسجد شدیم که بسیار ساده اما زیبا بود یه حس خوب و قشنگی داشت انگار دوست داشتید تو این مکان بشینید و به در و دیوارهاش خیره بشید ما هم کمی نشستیم و بعد دور تا دور مسجد رو گشتیم و محرابش رو هم از نزدیک دیدیم ، این مسجد توسط (امیرجلال‌الدین چقماق شامی حاکم یزد و همسرش ستی فاطمه خاتون در دوره شاهرخ تیموری احداث شده‌است). متاسفانه خیلی به مسجد رسیدگی نشده و به نسبت بقیه بخش های امیرچقماق، مورد بی مهری قرار گرفته است.

23 – مسجد امیرچقماق ( عکس از نویسنده )

23.jpg

24 – مسجد امیرچقماق ( عکس از نویسنده )

24.jpg

سپس به بازارچه ای که در کنار مسجد بود رفتیم و کمی قدم زدیم و به صنایع دستی هایی که در مغازه ها  برای فروش بود نگاه کردیم و از این همه رنگ و زیبایی لذت بردیم و به ادامه شهر گردی پرداختیم، در حال قدم زدن  در کوچه های زیبا و رنگارنگ بودیم که به امامزاده شاهزاده فاضل رسیدیم و چون کمی دیر رسیدیم بسته بود و فقط از بیرون تونستیم ببینیم که به نظر جالب میومد معماریش دقیقا مثل مسجد بود ( گنبد و دو مناره هم داشت) و در شب هم با نور آبی رنگ دیده میشد .

25 _ امامزاده شاهزاده فاضل ( عکس از نویسنده )

25.jpg

خیلی وقت نداشتیم و به قدم زدن ادامه دادیم شهر پر جنب و‌جوش و زیبایی بود مخصوصا در شب که مغازه ها باز بودند، بسیار بازی رنگ ها در شب مغازه ها و خیابان ها را زیبا تر مینمود و از هر جایی که رد میشدیم سرا یا راسته ای را مربوط به صنفی میدیدم مثلا ( راسته یا سرای زرگران، مسگران، ترمه فروشان و ...) در حین قدم زدن و کشف خیابان ها بودیم که به برج ساعت (میدان وقت الساعت) رسیدیم ،کمی ایستادیم و چند تایی هم عکس گرفتیم و به رسم اکثر شهرها که میدان و یا برج ساعتی دارند شهر یزد هم همینطور بود و به این خاطر جالب بود که خود برج کاملا خشتی و به سبک معماری شهر یزد بود( این ساعت اولین ساعت شهری ایران و در زمان قاجار توسط ساعت ساز ماهر یزدی به نام ابوبکر ساخته شده است) میدان وقت الساعت در واقع مجموعه ای از میدان با طرح مربع شکل و حسینیه و آب انبار و ساباط قدیمی میباشد.

26 – میدان وقت الساعت ( عکس از نویسنده )

26.jpg

 خواستیم به سمت دیگر خیابان برویم در همین حین گردشگران خارجی را دیدیم که برای رفتن به آن سمت خیابان کمی استرس داشتند و ما به کمکشان رفتیم و با هم راهی آن سمت خیابان شدیم و به آنها خوش آمد گفتیم و در نهایت خداحافظی کردیم ( کمی دیدن این صحنه ها برامون سخت بود که در کشور ما که مهد فرهنگ و تمدن بود این بی قانونی ها مثل رعایت نکردن مقررات در رانندگی و ... را ببینیم طوریکه یک گردشگر خارجی را به استرس وا میدارد) به ابتدای خیابان مسجد جامع رسیدیم که روبه روی میدان وقت الساعت قرار داشت، در شب واقعا بینظیر و متفاوت بود ، به قدری زیبا بود که دقایقی ایستادیم و فقط نگاه کردیم.

27 – پیاده راه مسجد جامع ( عکس از نویسنده )

27.jpg

بعد قدم زنان رفتیم به سمت مسجد، در دو طرف خیابان پر بود از مغازه های صنایع دستی مانند ترمه دوزی و قلم بری و لباس های سنتی یزد و ... مغازه ای به چشممان خورد که خانم جوانی مشغول به انجام کار هنری بود وارد مغازه شدیم و شروع کردیم به صحبت کردن با ایشون و راجع به هنرشون پرسیدیم که گفتن کارشون قلم بری هست خیلی کار زیبا و ظریفی بود و این هنر در یزد به نام خانواده ایشون که دهقان بود به ثبت یونسکو رسیده است، کل خانواده دهقان این هنر را انجام میدادند خواهرها، برادرها، دامادها که هر کدام در یکی از بخش های قلم بری استاد بودند، در نهایت با اجازه ایشون عکسی از ایشون و هنرشان گرفتیم و راهی مسجد شدیم.

28 – هنر قلم بری ( عکس از نویسنده )

28.jpg

(مسجد در شب بسیار زیبا و چشم نواز بود)  قبل از رسیدن به مسجد ، هتل سنتی فاضلی را که معماری جالبی داشت دیدیم و ما رو وسوسه کرد تا بریم و ازش بازدیدی به عمل بیاوریم، رفتیم واردش شدیم( هتل در دو طبقه و حیاط محور بود طوریکه اکثر اتاق ها دور حیاط بودند) از هتل و اتاق هاش بازدید کردیم ، زیبا و تمیز بود و اتاق ها هم شامل یک و دو و سه تخته و حتی چهار تخته هم بودند ، واقعا این هتل های سنتی مکان خوبی برای اقامت مخصوصا برای خارجی ها که با معماری و گذشته ما آشنا شوند میباشد.

29 – هتل فاضلی ( عکس از نویسنده )

29.jpg

30 – نمای داخلی هتل فاضلی ( عکس از نویسنده )

30.jpg

راهی مسجد شدیم که بین راه یک باجه ی گردشگری دیدیم و رفتیم برای اطلاعات درباره تور میبد و خرانق و چک چک که در نهایت هم برای فردا هماهنگ کردیم ساعت رفت رو با لیدر هماهنگ شدیم و قرار شد من و همسرم و لیدر با ماشین ایشون صبح ساعت 8.30 بریم برای بازدید از این مناطق .

31 – بازارهای شبانه بافت قدیم یزد( عکس از نویسنده )

31.jpg

از داخل بازار وارد مسجد جامع شدیم ، که تقریبا بزرگ بود و به سبک تمامی مساجد جامع ایران ، وقتی وارد میشوید یک ایوان یا رواق بزرگی را در وسط می بینید و اتاق هایی را هم در دور تا دور مسجد که محل اقامت طلبه های در حال آموزش بود( این بنا توسط ساسانیان پایه ریزی شد و بعدها به سبک معماری آذری در دوره ایلخانیان و تیموریان ساخته و کاربری آن به مسجد تغییر داده شده ) کمی روی رواق نشستیم که حس بسیار خوبیه وقتی تو این هوای خوب روی رواق یا صحنی با همچین معماری زیبایی بنشینی و نظاره گر این همه زیبایی باشی، عکس از جای جای مسجد گرفتیم که اعلام شد مسجد در حال بسته شدن میباشد و باید خارج شویم،( قنات یا پایاپی هم در مسجد جامع که سرچشمه اش از زارچ(قنات جهانی) میباشد قرار دارد)، در ضمن محراب مسجد جامع نیز تماما آینه کاری و بسیار با ظرافت درست شده.

32 – مسجد جامع یزد ( عکس از نویسنده )

32.jpg

33 – مسجد جامع یزد ( عکس از نویسنده )

33.jpg

وارد بافت قدیم شدیم و از کوچه های گلی و تنگ و باریک رد شدیم که در شب با وجود نورها زیبا بود البته بعضی از کوچه ها کمی حس ترس و استرس میداد بهتون، همه ی کوچه ها پیچ‌در پیچ‌و تو در تو بود،کافه ها و رستوران ها و خانه ها و هتل های سنتی زیادی را در این‌کوچه ها میبینید که همگی بر زیبایی های این کوچه ها می افزاید، یاد فیلم های قدیمی افتادم که تو این کوچه ها ساخته میشد تو تک تک شهرهای کویری ایران مثل کاشان، اصفهان، کرمان و یزد و حتی تهران)

34 – کوچه های بافت قدیم یزد ( عکس از نویسنده )

34.jpg

 ازبار چهارسوق" href="https://lastsecond.ir/attractions/9064-chahar-soq-cistern-yazd" target="_blank" rel="noopener"> آب انبار چهار سوق هم که در محله چهار سوق ،در داخل بازار و در میدانگاهی  بود دیدن کردیم ( این آب انبار قدمتش به سال 1033 برمیگردد و بانی آن نیز خواجه عطاالله بود)

35 – آب انبار چهار سوق ( عکس از نویسنده )

35.jpg

کم کم سمت هتلمون رفتیم صدای موسیقی زنده در حال اجرا شدن از هتل ما در محله پخش شده بود ، رفتیم برای صرف شام، بعد از بررسی منوی هتل انتخابمون شنیسل مرغ به همراه پیتزا مخصوص شد که تقریبا زود آماده شد و تا زمان آماده شدن از موسیقی در حال اجرا لذت بردیم ،( غذا تقریبا زود سرو شد و کیفیتشم معمولی بود به نسبت تجربه های قبلی ما از این غذا ها در رستوران های بیرون، پیتزاش کوچیک و یک نفره بود ولی هزینش حتی بیشتر از دو نفره ها بود، شنیسل هم طعم خوبی داشت) هتل تقریبا خلوت بود و مسافر زیادی نداشت و این برای ما خوب بود و در کمال آرامش غذا صرف شد و کمی هم نشستیم و  به موسیقی گوش دادیم و در نهایت هم رفتیم برای استراحت در اتاقمان.

36 – شام در رستوران هتل ( عکس از نویسنده )

36.jpg

 برای اینکه فردا صبح اتاق را تحویل ندهیم با هتل صحبت کردیم و آنها هم موافقت کردند تا ساعت ۵ عصر که از گشت بر میگردیم اتاق در اختیارمان باشد بدون پرداخت هیچ هزینه ای ، چای سفارش دادیم برای رفع خستگی که واقعا عالی و دلچسب بود و بهترین چیز برای رفع خستگی، وسیله های فردا رو گرفتیم و در نهایت هم خوابیدیم. ( هزینه شام و چای : 130.000 تومان).

37 – سرویس چای هتل مهر ( عکس از نویسنده )

37.JPG

 

روز دوم سفر 17 فروردین 1398

صبح زود بیدار و آماده برای رفتن شدیم، وسیله های مورد نیازمون رو برداشتیم و برای صرف صبحانه که فقط برای من و همسرم آماده شده بود ( صبحانه که شامل پنیر و گوجه و خیار و مربا و عسل و خرما و شیرینی و کیک بود را در یک سینی برای ما چیده بودند و روی آن را هم با سلفون پوشانده و چای و آب میوه هم برامون آورده بودند) وارد حیاط شدیم، فکر کنم چون هتل خیلی خلوت بود صبحانه به این شکل برامون سرو شد چون میز بزرگی در حیاط برای سرو صبحانه به همراه یک سماور بزرگ بود که در حال چیدن وسایل صبحانه بر روی آن بودند.خیلی زود صبحانمون رو خوردیم و رفتیم بیرون هتل که لیدر هم اومده بود دنبالمون برای گشت امروزمون.

38 – صبحانه هتل مهر ( عکس از نویسنده )

38.JPG

ساعت 8.30 صبح بود که حرکتمون برای گشت ها آغاز شد، هوا بسیار بسیار عالی و خوب بود نه گرم و نه سرد طوریکه واقعا لذت میبردید، ابرها هم تو آسمون که دیگه واقعا خودنمایی میکردن و شکل های عجیب و خاصی را از خودشان نشون داده بودن، به جاده اصلی رسیدیم که دو رو بر آن کوه هایی با شکل ها و فرم های عجیب را دیدیم که مختص مناطق کویری هستند، جاده بسیار خلوت و خوب بود ، بین راه شروع کردیم به صحبت با لیدرمون کمی از مردم یزد و شرایط زندگی در این شهر رو ازشون پرسیدیم که خوب دیگه هممون میدونیم ( مردمان یزد افرادی مذهبی و کمی خشک و متعصب میباشند ولی خوب آدم های خوبی هستند) درباره شرایط زندگی هم که در حال حاضر تمام نقاط ایران مثل هم دارای شرایط سختی برای امرار و معاش میباشند، تقریبا 60 کیلومتری را طی کردیم تا به روستای خرانق رسیدیم، در همان ابتدای روستا متوجه عجیب و خاص بودنش شدیم بسیار خلوت و آرام و یه جور خاصی بود در کل، حس عجیبی مثل خوفناک بودن رو بهتون القا میکرد .

39 – روستای خرانق ( عکس از نویسنده )

39.JPG

راهی قلعه شدیم ، در گوشه ای از روستا که منظره بسیار بسیار سرسبز و زیبایی از طبیعت با کوه ها و دشت و رودخانه به همراه درختان زیبا  را داشت جای گرفته بود.

40 – قلعه خرانق ( عکس از نویسنده )

40.JPG

41 – منظره روبه روی قلعه خرانق ( عکس از نویسنده )

41.JPG

برای ورود به قلعه بلیط به مبلغ 3.000 تومان برای هر نفر تهیه کردیم و برای بازدید وارد قلعه شدیم، از کوچه های باریک و بسیار تمیز و زیبایی گذشتیم که تماما خشتی و گلی و بلند بود تا اینکه به حمام قدیمی که تا چندی پیش قابل استفاده بود رسیدیم کاملا به سبک حمام های دوره عباسی و قاجار بود با همان سقف های گنبدی شکل به همراه نورگیرهایی بر روی سقف آن، وارد حمام شدیم که بسیار مخروبه شده بود و چقدر حیف که از این جاذبه ها نمیتونیم مراقبت کنیم کمی عکس از جای جای حمام گرفتیم ( حمام متعلق به عصر قاجار بوده و شامل دو بخش حمام کوچک و حمام بزرگ بود که تمامی اجزای یک حمام ایرانی مثل : ورودی، هشتی، سربینه، میاندر، بینه، خزینه، تون، گرمخانه و گلخن را دارا بود، حمام کوچک مختص بانوان و حمام بزرگ هم از صبح تا شب در اختیار بانوان و از شب تا صبح در اختیار آقایان بوده است.

42 – حمام خرانق ( عکس از نویسنده )

42.jpg

43 – داخل حمام خرانق ( عکس از نویسنده )

43.jpg

 از حمام بیرون آمدیم و به ادامه مسیر پرداختیم در کوچه های کاهگلی باریک و زیبا با منظره فوق العاده ای از طبیعت گذر کردیم و به مسجد رسیدیم ، مسجد هم تا چندی پیش مورد استفاده قرار میگیرفت ولی در حال حاضر به خرابه ای تبدیل شده است که هنوز آثاری مبنی بر استفاده از مسجد همانند منبر و وسایل برگزاری مراسم تعزیه و ... را در آنجا میبینید، حیاط بسیار به دلنشینی را در کنار مسجد مشاهده میکنید که واقعا زیباست ساختمان مسجد از بیرون کاملا سالم و تمیز میباشد ولی داخل آن بسیار نا مرتب و از هم پاشیده میباشد.

44 – مسجد خرانق ( عکس از نویسنده )

44.JPG

45 –داخل مسجد خرانق ( عکس از نویسنده )

45.JPG

همینطور به گشت و گذار مشغول بودیم که به خود قلعه رسیدیم وارد قلعه خرانق شدیم تقریبا داخل آن مخروبه شده بود و شما آثار کمی از بقایای آن همانند آشپزخانه، اتاق نگهداری حیوانات، اتاق های زندگی افراد را میتوانستید ببینید، برخی از اتاق ها دید بسیار خوبی را به منظره طبیعت روبه روی قلعه داشتند، وارد یکی از آشپزخانه ها شدیم رنگ تمامی دیواره هایش به رنگ سیاه کربنی بود خیلی برامون جای سوال بود که چرا این رنگی؟ آیا از ابتدا به این رنگ بوده یا در اثر سوختگی به این رنگ درآمده است. که متاسفانه لیدرمون هم نتونستند راهنمایی خیلی خوبی داشته باشند ولی خوب طبق گفته ایشون بر اثر پخت و پزهای زیاد در آشپزخانه دیواره ها و سقف ها به این رنگ درآمده اند.

46 – آشپزخانه قلعه ( عکس از نویسنده )

46.JPG

47 – قلعه خرانق ( عکس از نویسنده )

47.JPG

48 – کوچه ها و راهروهای قلعه خرانق ( عکس از نویسنده )

48.jpg

از راهروهای بسیار تنگ و تاریکی گذشتیم جایی که هیچ نوری وجود نداشت و مجبور بودیم با نور چراغ گوشیهامون جلو بریم تا اینکه به محوطه بازتری رسیدیم که از دور منارجنبان را دیدیم به سمتش راهی شدیم از دالان هایی که در آن ها نور ورود کرده بود و منظره بسیار زیبایی را به وجود آورده بود گذشتیم تا اینکه به منار جنبان رسیدیم ، قدمت این منارجنبان قدیمی تر از منارجنبان اصفهان است و واقعا تکانش را وقتی که با دست آن را هل میدهید یا در اثر وزش باد میتوانید ببینید. بسیار بسیار از این قلعه زیبا( که متعلق به  دوران ساسانیان (1.800 سال پیش) است و دلیل منحصر به فرد بودن این قلعه تماما خشتی و گلی هم به خاطر کوچه های پیچ در پیچ و هولناکش است که برای غافلگیر کردن دزدان وراهزنان مورد استفاده قرار می‌گرفت، نام یکی از این کوچه‌ها گرگ میباشد و همچنین این قلعه دارای چهار دروازه به نام‌های دروازه بالا، پایین، رضا خان سرداری و خالو است و ساختمان قلعه در 3 طبقه بوده که بسته به توانایی اقتصادی و موقعیت اجتماعی افراد ، در طبقات سکونت داشتند) لذت بردیم و تا دقایقی  کاملا مبهوت این همه عظمت و مهندسی بینظیر در سازه بودیم ، تقریبا یک ساعت و نیم یا شاید کمی بیشتر در این مکان به بازدید پرداختیم .

49 – منارجنبان خرانق ( عکس  از نویسنده )

49.JPG

کم کم برای خارج شدن از قلعه به مسیری که در ابتدا از آن وارد شدیم برگشتیم و به سمت کاروانسرای عباسی خرانق راهی شدیم، جایی که هنوز هم مورد استفاده برای اقامت مسافران میباشد و در آن اتاق هایی را برای اسکان مسافران آماده کرده اند، کاروانسرا کاملا مرمت شده و سالم و زیبا و حیاط بسیار زیبایی هم داشت، محیط بسیار آرام و بی سر و صدایی بود واقعا روستای عجیبی بود همه جا را سکوت فرا گرفته بود انگار کسی در این روستا زندگی نمیکرد همچنان در بهت بودیم از این همه سکوت و آرامش، بلیطی را به مبلغ 1.000 تومان برای وارد شدن به کاروانسرا باید پرداخت کنیدو سپس وارد شوید، نکته جالب اینه که در کاروانسرا علاوه بر اقامت، غذاهای محلی خرانق و یزد نیز به مسافران عرضه میگردد مانند ( میرزا مملی، لقمه انجیری، شولی یزدی و ...) که متاسفانه چون مسئول غذا در کاروانسرا حضور نداشتند ما نتوانستیم آنها را تجربه کنیم. کاروانسرا رستورانی هم برای ارائه غذا به مسافران دارد و همانند تمامی کاروانسراهای عصر صفوی و قاجار حیاطی در وسط کاروانسرا وجود دارد و اتاق هایی هم در دورتا دور آن که از قدیم محل استراحت و اقامت گردشگران نیز بوده است .

50 – کاروانسرای خرانق ( عکس از نویسنده )

50.JPG

51 – ورودی کاروانسرای خرانق ( عکس از نویسنده )

51.JPG

52 – داخل کاروانسرای خرانق ( عکس از نویسنده )

52.JPG

53 – رستوران کاروانسرای خرانق ( عکس از نویسنده )

53.JPG

پس از بادید کلی از قلعه و کاروانسرا راهی شدیم برای چک چک که تقریبا در فاصله 30 دقیقه ای از خرانق قرار داشت، از مسیری که در اطراف آن کوه هایی با شکل های عجیب بودند گذشتیم و در بین راه برخی از کوه ها را لیدر به ما نشان دادند که بنا به روایاتی زمانی که یزدگرد سوم و فرزندانش از حمله اعراب گریختند در برخی از این کوه ها پنهان شده بودند ، از دور زیارتگاه چک چک را که بر فراز کوهی بود دیدیم و به سمتش رفتیم در جایی که دورتا دورش کویر و خشک بود ناگهان بر فراز تپه ای بلند شما مکانی را که دور تا دورش با درخت پوشیده شده بود را مشاهده میکنید، اینجا همان زیارتگاه چک چک ( مهمترین زیارتگاه زرتشتیان دنیا) است.

54 – زیارگاه چک چک ( عکس از نویسنده )

54.JPG

 بنا به روایات و اسناد تاریخی زرتشتیان این مکان را به دختر یزدگرد سوم ( نیک بانو) نسبت داده اند که در زمان حمله اعراب به این کوه پناه آورده و در آن پنهان شده اند، درخت چنار بزرگی در زیارتگاه میباشد که قدمت آن را بیش از هزار سال میدانند و آن را چوب عصای نیک بانو میدانند و در زمان پنهان شدنش آن عصا را به شکافی در کوه زده و در اثر رطوبت آب شیرینی که از کوه میچکید سبز شده است و امروزه هم آن چنار به عصای پیر معروف است و این مکان هم برای زرتشتیان بسیار مقدس میباشد و همه ساله در روزهای 24 تا 28 خرداد ماه تمامی زرتشتیان از جای جای دنیا به این مکان برای زیارت می آیند.

55 – ورودی چک چک ( عکس از نویسنده )

55.JPG

56 – مسیر پله کانی تا زیارتگاه ( عکس از نویسنده )

56.JPG

به ابتدای مسیر که رسیدید باید ماشینتان را پارک بفرمایید و بعد از پلکان شیب داری به سمت بالا و خود زیارتگاه بروید که در طی این مسیر شما مکان هایی را برای اقامت مسافرانی که در زمان زیارت می آیند را که مختص زرتشتیان میباشد( خیله ) میتوانید مشاهده کنید همینطور هم تابلوهایی را در طی مسیر میبینید که شامل پندهایی از زرتشت پیامبر میباشد ، پس از طی این مسیر پر شیب و کمی طولانی به زیارتگاه که نزدیک میشوید شخصی با لباس کاملا سفید را که بر روی پلکان نشسته و بلیط ورود به زیارتگاه را میفروشد که در واقع همان( پیر نام دارد) میبینید که مبلغ 3.000 تومان از هر نفر بابت بلیط دریافت میکند با اجازه ایشان میتوانید عکسی هم به یادگار با خودشان بگیرید، مجددا از پله کان بالا رفتیم تا به ورودی زیارتگاه که پر از گل های زینتی بود رسیدیم همینطور هم درخت چنار قدیمی و سرسبز را که از داخل کوه به بیرون آمده بود از نزدیک دیدیم.

57 – پندهای زرتشتی ( عکس از نویسنده )

57.JPG

58 – خیله محل اقامت زرتشتیان ( عکس از نویسنده )

58.JPG

59 – ورودی زیارتگاه و درخت چنار چیر ( عکس از نویسنده )

59.JPG

قبل از وارد شدن باید کفش هایتان را درآورید و تابلویی بر در ورودی آن میباشد که بر روی آن نوشته شده است لطفا کفش هایتان را درآورید و با درون و برون پاک وارد شوید. ما هم کفش هایمان را درآورده و دمپایی هایی را که در جلوی درب قرار داده اند را پوشیدیم و وارد زیارتگاه شدیم، بسیار جای خنکی بود کف زیارتگاه که از سنگ مرمر ساخته شده بود به خاطر چکه کردن قطره های آب از کوه خیس بود و کلا طراوت و نشاط خاصی را در این مکان میدیدید، بسیار جای عرفانی و آرامی بود به غیر از شنیدن صدای قطره های آب صدای دیگری نبود فوق العاده بود، ظرف پایه دار بزرگی را در وسط زیارتگاه میبینید که شبیه به گلبرگ میباشد و در وسط گلبرگ ها نیز ظرف استوانه ای شکلی جای گرفته که محل روشن نمودن و نگه داشتن آتش میباشد و در گلبرگ ها نیز از سنگ پر شده و درون آنها شمع قرار داده اند.

60 – ظرف گلبرگ در داخل زیارتگاه ( عکس از نویسنده )

60.JPG

دور تا دور زیارتگاه و بر روی دیوارها عکس هایی از زرتشت پیامبر و دستوراتش و همینطور هم آیاتی از کتاب آسمانیشان را میبینید و از پلکانی که در داخل زیارتگاه است به سمت پایین بروید که تقریبا 3 تا پله میباشد هم تابلوی بزرگی از توضیحات این زیارتگاه را مشاهده میکنید، کمی در اینجا نشستیم و مشغول خواندن توضیحات شدیم که در بالا توضیحاتش را ارائه کرده بودم و بعد از خواندن توضیحات هم غرق در آرامش از این مکان شدیم و به این موضوع پی بردیم که چقدر تفاوت میان مسلمانان و زرتشتیان میباشد آنها عبادتگاه هایشان بسیار ساده و بدون هیچگونه زرق و برقی میسازند ولی برای مسلمانان پر از زرق و برق و بسیار لوکس و با هزینه های هنگفتی که صرف ساختشان میشود میباشد.

61 – زرتشت پیامبر ( عکس از نویسنده )

61.JPG

تقریبا با احتساب مسافت رفت و آمد از پایین تا زیارتگاه تقریبا  یک ساعت و نیم در این مکان زیبا بودیم که همیشه آرزوی دیدنش را داشتم و سپس به سمت ماشین رفتیم برای حرکت به میبد، از مسیرهای کویری و خشک گذشتیم تا پس از نیم ساعت به شهر زیبای میبد که در همان ابتدا و در ورودی شهر نوشته شده به میبد شهر  جهانی زیلو خوش آمدید چون زیلوی میبد به ثبت یونسکو رسیده است.

62 – ورودی شهر میبد ( عکس از نویسنده )

62.JPG

تقریبا شهر سرسبزی به نظر میومد با اینکه در دل کویر بود ولی خوب خیابون هاش با درختان بلند پوشیده شده بود، بعد از گذر از این خیابان ها به نارین قلعه یا ( ارگ حکومتی میبد) رسیدیم که در یکی از ضلع های میدان شهر قرار داشت خیلی بزرگ و عظیم بود از فاصله دور پیدا بود، ماشین رو پارک کردیم و راهی شدیم برای بازدید از این جاذبه کهن و قدیمی، ورودی قلعه تابلویی میبینید که بر روی آن نوشته شده کهن دژ نارین قلعه میبد، قدمت 4.000 سال،سپس از درب ورودی چوبی بزرگی وارد محوطه قلعه میشوید که در سمت چپ مجموعه باجه فروش بلیط را میبینید که باید بلیط به مبلغ 2.500 تومان تهیه کنید و وارد مجموعه میشوید، چادر عشایری در کنار باجه فروش بلیط هست که میتوانید در کنار آن بنشینید و عکس بگیرید و چای هم سفارش دهید.

63 – ورودی نارین قلعه میبد ( عکس از نویسنده )

63.JPG

 تابلوی خشتی بزرگی را در وسط حیاط محوطه دیدیم که توضیحات قلعه بر روی آن نوشته شده بود، کمی ایستادیم و توضیحات را که شامل ( این سازه تماما خشتی بوده و بر روی تپه ای با ارتفاع 25 متر بنا شده است، که حدود 5.000 هزار متر مربع وسعت و در پنج طبقه تو در تو میباشد. تنها ارگ حکومتی میباشد که هرگز توسط دشمنان فتح نشده است و قدمت این بنا را بر اساس کاووش ها به هزاره چهار تا سوم پیش از میلاد میدانند) بود خواندیم و راهی شدیم به سمت بازدید از درون قلعه، روبه روی قلعه بر روی کف زمین زیلویی را با کاشی نقش کرده اند که بسیار بسیار زیبا و دیدنی میباشد.

64 – نقش زیلو در نارین قلعه ( عکس از نویسنده )

64.JPG

65 – نارین قلعه ( عکس از نویسنده )

65.JPG

از پله کانی که در سمت راست محوطه و در کنار قلعه وجود داشت بالا رفتیم که از آنجا میتوانستید گودالی را که در کنار قلعه بود مشاهده کنید و سپس به سمت پله کان اصلی رفتیم و بعد از عبور از درب چوبی وارد محوطه بیرونی قلعه شدیم، مسیر طولانی را طی کردیم که دور تا دورش را با میله های آهنی محصور کرده بودند تا وارد بخش های اصلی نشوید.

66 – فضای داخلی نارین قلعه( عکس از نویسنده )

66.JPG

به مسیر ادامه دادیم و از فراز قلعه جای جای شهر میبد مشخص بود بافت قدیمی زیبایی را از شهر میبد دیدیم که واقعا جالب و دیدنی بود ، وارد قلعه شدیم که بسیار تو در تو بود با معماری عجیب و خاص که واقعا به راحتی قابل فتح برای دشمنان نبود، دیوارهای قلعه همگی چند جداره بودند که تخریب آنها بسیار سخت و در واقع غیر ممکن بود، اتاق هایی را دیدیم با دیواره های بلند که تنها پنجره باریکی در بالای آن قرار داشت متاسفانه مجموعه لیدری نداشت که توضیحات رو ارائه کنه و لیدر ما هم اطلاعات چندانی از این قلعه نداشتند، کمی خودمان از گوگل اطلاعات رو خواندیم ولی خوب کافی نبود،در بخش زیرین قلعه نیز فضاهایی به صورت بوکن( کنده) در کنار یکدیگر قرار دارند و در بالاترین سطح قلعه نیز شاه نشین به همراه صفه ای وسیع با چشم انداز بینظیر از شهر میباشد، مردم نشین و جایگاه سربازان نیز در پایین قلعه جای گرفته است. پس از عبور از راهروهای تو در تو و تاریک و به عبارتی وحشتناک به بالای قلعه که شاه نشین و یا صفه بود رفتیم که بسیار بسیار دید خارق العاده ای به شهر داشت بینظیر بود کل شهر از چهار طرف قلعه پیدا بود هم بافت قدیم و هم بافت جدید قابل مشاهده بود خلاصه اینکه از بهترین جاذبه هایی بود که در این سفر رفتیم ، تقریبا یک ساعت و ربع در این مکان بودیم که تقریبا بازدیدمون تموم شده بود و راهی شدیم به سمت ادامه گشت هامون.

67 – شهر میبد از فراز نارین قلعه ( عکس از نویسنده )

67.JPG

68 – استحکامات نارین قلعه ( عکس از نویسنده )

68.JPG

از چندین تا خیابان که در آن ساختمان های قدیمی و زیبایی بود رد شدیم تا اینکه به کاروانسرا و آب انبار کلار و یخچال که در خیابان امام خمینی و در بلوار قاضی میر حسین بود رسیدیم، در ابتدا به سمت بار کلار" href="https://lastsecond.ir/attractions/6638-kolar-cistern-meybod" target="_blank" rel="noopener">آب انبار کلار رفتیم و جالب این بود که این آب انبار همچنان قابل استفاده میباشد و دقیقا رو به روی درب کاروانسرا میباشد, بسیار زیبا و دیدنی بود ساختمان خود آب انبار، تمیز و کاملا بازسازی شده و چهار تا بادگیر در چهار طرف آب انبار قرار داشت شاید به جرات بگم  زیباترین آب انباری بود که تا به امروز دیدم ( قدمت آب انبار کلار به دوره صفوی سال 1070 هجری قمری، برمیگردد) مزیت این آب انبار به نسبت آب انبارهای دیگر میبد تعداد پلکان اندک آن تا پاشیر میباشد.

69 – آب انبار کلار میبد ( عکس از نویسنده )

69.JPG

70 – آب انبار کلار میبد ( عکس از نویسنده )

70.JPG

71 –پاشیر آب انبار کلار میبد ( عکس از نویسنده )

71.JPG

درب ورودی کاروانسرا دقیقا رو به روی آب انبار بود بسیار ورودی زیبایی داشت، معماری سقفش بینظیر بود ، وارد کاروانسرا شدیم متاسفانه در حیاطش هیچگونه درخت و یا گلی نبود که زیبایی هاش رو بیشتر کنه و یا هوای محوطه رو دلچسب تر کنه .

72 – درب ورودی کاروانسرای میبد ( عکس از نویسنده )

72.JPG

73 – معماری سقف کاروانسرای میبد ( عکس از نویسنده )

73.JPG

74 – محوطه داخلی کاروانسرای میبد ( عکس از نویسنده )

74.JPG

تمامی اتاق ها به عرضه محصولات دستی و سنتی تبدیل شده بود که بسیار کار جالب و زیبایی بود، وسط حیاط یک رواقی بود که برای نشستن و دورهمی البته در زمان غروب آفتاب خیلی خوب بود، اتاق هایی که در آن زیلو بافته میشد، ظروف سفالی فروخته و عرضه میشد خلاصه خیلی جالب بود کاربری کاروانسرا به فروش صنایع دستی تغییر پیدا کرده بود ، وارد کارگاه زیلو بافی شدیم که خیلی هنرمندانه دیزاین شده بود و مراحل درست کردن زیلو رو هم از نزدیک دیدم .

75 – اتاق های کاروانسرای میبد ( عکس از نویسنده )

75.JPG

 چون خیلی وقت نداشتیم رفتیم برای بازدید از جاذبه بعدی که یخچال بود، یخچال دقیقا در روبه روی آب انبار و کاروانسرا در آن سمت خیابان میباشد ، سازه ای تقریبا بزرگ و کاملا خشتی میباشد، یخچال ها در گذشته محل نگهداری یخ بوده اند که کالای بسیار گرانبهایی بوده و تقریبا افراد ثروتمند جامعه میتوانستند از آن استفاده کنند و کسانی هم که این یخچال ها را داشتند از افراد متمول و ثروتمند جامعه بوده اند ، کارگرانی هم که در این مکان ها کار میکردند در ازای دستمزدشان کمی یخ دریافت میکرده اند، مبلغ 2.000 تومان در ازای بلیط پرداخت کردیم و وارد یخچال شدیم فضای خنک و تقریبا تاریکی بود که با لامپ های کوچک نورپردازی شده بود دور تا دور دیوارهایش تابلوهایی بود که به معرفی جاذبه های شهر میبد میپرداخت.

76 – یخچال شهر میبد ( عکس از نویسنده )

76.JPG

77 – داخل یخچال میبد ( عکس از نویسنده )

77.JPG

 پلکانی در ورودی به سمت پایین و مرکز سازه میرفت که اگر در آنجا می ایستادید و پایتان را بر کف زمین میزدید صدای پا به صورت اکو در محوطه پخش میشد و حس سنگینی برای خود شخصی که در مرکز بود داشت ، فضای جالب و عجیبیه که چطور میشه در دل گرمای طاقت فرسای کویر همچین بنایی در روی زمین و با این مکانیسم وجود داشته باشه و خنک هم باشه، تقریبا نیم ساعتی را در اینجا به بازدید مشغول شدیم .

جاذبه بعدی که در برناممون برای دیدن بود کارگاه های سفال سازی بودند که در جای جای شهر میبد میتوانید آنها را مشاهده کنید، وارد یکی از این کارگاه ها شدیم که در ورودی آن پر بود از ظرف ها و وسایل سفالی در رنگ ها و طرح های مختلف که بسیار زیبا و چشم نواز بودند ، وارد کارگاه و با اجازه صاحب کارگاه وارد بخش ساخت و طراحی وسایل شدیم و مراحل و طریقه ساخت این سفال ها را از نزدیک دیدیم به همراه توضیحاتش، حتی خود ما هم در ساخت این وسایل کمک کردیم که تجربه جالبی بود کار با دستگاه کوزه گری و سفال سازی تا حالا فقط از تو تلویزیون و یا در برخی مکان ها از دور دیده بودم اینکه لمسش کنم و خودم طرحی بدم برای اولین بار بود که حس بسیار خوبی داشت. قیمت های وسایل هم بر روی آنها نوشته شده بود که به نظرم خیلی فرقی با بیرون نداشتن قیمت ها ،در صورتیکه شما باید درب کارگاه یا کارخانه ارزان تر تهیه کنید، یک سری از وسایل بسیار زیبا و فانتزی و استادانه ساخته شده بودند ولی خوب چون برنامه ای برای خرید نداشتیم و عجله هم داشتیم نتونستیم چیزی بخریم و با تشکر و قدردانی از صاحب کارگاه خداحافظی کردیم .

78 – کارگاه سفال سازی ( عکس از نویسنده )

78.JPG

رفتیم برای بازدید از کبوتر خانه( جایی بود در قدیم که هزاران کبوتر را در آنجا جمع و از فضله های آنها برای کود حیوانی استفاده میکرده اند، این سازه به گونه ای استوانه ای طراحی شده که بر روی بدنه بیرونی آن در قسمت بالا  دارای تزیینات قطار‌بندی آجری و گچی است که مانع تردد مارها به داخل برج می‌شود. در بالای آن هم دریچه ای بوده که کبوتران از آنجا وارد این مکان میشده اند و رنگ تند مقرنس ها عامل جذب پرندگان بوده و تقریبا 4 هزار لانه کبوتر دارد، وارد که میشوید با معماری بسیار خارق العاده و زیبایی روبه رو میشوید طوریکه تا دقایقی واقعا مات و مبهوت هستید ، چندین طبقه که در هر کدام از آنها لانه های گلی کوچکی که مختص هر کبوتر بود وجود داشت از پلکان های بسیار باریک و سختی وارد طبقات دیگر شدیم که آنها هم به همین صورت پر بود از لانه های کبوتران که متاسفانه امروزه دیگر از این مکان ها استفاده نمیشود و کودهای حیوانی جایشان را به کودهای شیمیایی داده اند، تقریبا 20 سالی میشود که این کبوترخانه ها دیگر کاربردی ندارند). مبلغ بلیت هم برای هر نفر 2.500 تومان و قدمت این برج نیز به دوران قاجار برمیگردد.

79 – برج کبوترخانه میبد ( عکس از نویسنده )

79.JPG

80 – فضای داخلی کبوترخانه میبد ( عکس از نویسنده )

80.JPG

تجربه بسیار زیبا و بینظیری را از گشت های امروز تا به این ساعت داشتیم واقعا لذت برده بودیم از این همه جاذبه های خارق العاده و تاریخی، واقعا باید شاکر باشیم با وجود همچین تاریخچه و آثاری از گذشتگان در ایران عزیزمان.

تقریبا ساعت 14.00 شده بود و خیلی وقت نداشتیم چون باید بافت قدیم یزد رو هم به همراه جاذبه هاش تا قبل از پروازمون میدیدم این بود که راهی یزد شدیم و در بین راه در اشکذر یکی از شعبات اکبر جوجه رو دیدیم که واقعا نمیشه از این غذای لذیذ اون هم در این شهر گذشت این بود که برای صرف نهار وارد این رستوران شدیم که خیلی رستوران بزرگی نبود ولی خوب تمیز و خنک بود و غذا هم زود سرو شد که مبلغ غذا هم برای 3 نفرمون 97.000 تومان شده بود.

81 – رستوران اکبرجوجه اشکذر ( عکس از نویسنده )

81.JPG

82 – اکبرجوجه ( عکس از نویسنده )

82.JPG

بعد از نهار راهی شدیم برای یزد و دیدن جاذبه های بافت قدیمش، در ابتدا از هتل وسیله هامون رو برداشتیم و در ماشین قرار دادیم و سپس به سمت بافت قدیم به همراه لیدرمون رفتیم، از کوچه ها و پس کوچه های خشتی و گلی زیبایی که دیشب هم از آنجا گذشته بودیم و چون تاریک بود نتوانستیم زیبایی هایش را حس کنیم رد شدیم ، از چندین تا حسینیه و آب انبار و مسجد های قدیمی و خانه های تاریخی که به هتل سنتی تبدیل شده بودند گذشتیم .

83 – بافت قدیم یزد ( عکس از نویسنده )

83.jpg

84 – بافت قدیم یزد ( عکس از نویسنده )

84.JPG

در گذر از این کوچه ها بودیم که به کافه ( خانه هنر) رسیدیم ، ما از لیدرمون خواسته بودیم تا ما رو به سقف یکی از خانه ها ببرند تا بتوانیم بافت قدیمی یزد را از فرازش ببینیم این بود که وارد خانه هنر شدیم که بهترین دید را به بافت قدیم دارد.

85 – خانه هنر یزد ( عکس از نویسنده )

85.JPG

 از درب چوبی وارد شدیم که در روبه روی آن پله کانی در سمت راست بود و وسایل سنتی هم در راهرو چیدمان شده بودند که بسیار زیبا به نظر اومده بود، از پله کان به طبقه بالا و سپس پشت بام رسیدیم که با پرسنل مجموعه روبه رو شدیم و بلیت برای هر نفر 4.000 تومان تهیه کردیم و رفتیم برای دیدن شهر از بالای خانه.

86 – کافی شاپ خانه هنر یزد ( عکس از نویسنده )

86.JPG

کافی شاپی در پشت بام بود که جای بسیار دنج و آرامی به نظر میرسید و کاملا سنتی دکور شده بود با مبلمان چوبی و ظروف سفالی و رنگارنگ و تخت های سنتی که با زیلوهای دست بافت و زیبا پوشیده شده بود، از اینجا گذشتیم و از پله کان دیگری بالا رفتیم و در نهایت به پشت بام و بلندترین نقطه خانه هنر رسیدیم جایی که کل بافت قدیم از آنجا پیدا بود، خدایا چقدر زیبا و حیرت انگیز بود هر چی بگم از این همه زیبایی کم گفتم واقعا در خور ثبت شدن بود این شهر ، اصلا انگار ساخته شده بود تا ثبت بشه ، حیاط خانه های قدیمی که مرمت شده بود ، بادگیرهای زیبایی که در شهر خودنمایی میکردند ، واقعا نمیتونم این همه زیبایی رو در غالب کلمات براتون توصیف کنم قطعا خیلی از شما عزیزان این منظره زیبا رو از نزدیک دیدید و عزیزانی هم که هنوز به این شهر تاریخی و ارزشمند سفر نکردن توصیه میکنم هر چه زودتر به بازدید آن بپردازند.

87 – پشت بام خانه هنر ( عکس از نویسنده )

87.JPG

88 – منظره شهر یزد از فراز خانه هنر ( عکس از نویسنده )

88.jpg

از دیدن و بودن در این خانه و پشت بامش سیر نمیشدیم ولی خوب به دلیل کم بودن وقت مجبور به ترک آن و رفتین به سمت جاذبه های دیگر شدیم، از کوچه های باریک و زیبا با خانه های قدیمی که در کنارشان سکوهایی برای نشستن و دم زدن بود و کافی شاپ های سنتی که پر بود از مسافران گذشتیم و به محله فهادان که از قدیمی ترین و بهترین محله های شهر یزد بود رسیدیم که بیشتر جاذبه ها را در این محله میتوانستید ببینید.

89 – خانه های قدیمی بافت قدیم یزد ( عکس از نویسنده )

89.jpg

به پارکی که در محله فهادان بود رسیدیم ، در کنارش بقعه دوازده امام قرار داشت، رفتیم برای بازدید که دیدیم دربش بسته است و امکان بازدید ندارد خیلی ناراحت شدیم و به گرفتن عکس از نمای بیرونش بسنده کردیم ( این بقعه متعلق به دوران سلجوقیان میباشد، کتیبه رنگی بر روی دیوار گچی در سمت شرقی بقعه وجود دارد که بر روی آن نوشته شده که این بنا به دستور دو برادر به نام های یعقوب و ابومسعود ساخته شده است و تاریخ دقیق تغییر نام این سازه به دوازده امام مشخص نیست ، در محراب آن سنگ قبری از یشم یا مرمریت سبز بوده که از آنجا سرقت شده است. این بنا مربع شکل و دارای گنبدی بر روی سقفش است که چند ضلعی میباشد و تماما خشتی ساخته شده. خلاصه اینکه زیبا و جالب بود انگار این نقطه و محله از شهر خیلی چشم نواز و دوست داشتنی به نظر میرسه نمیدونم چرا وقتی به اینجا رسیدیم حس خیلی خوبی داشتم انگار با جاهای دیگه فرق داشت پر بود از انرژی مثبت.

90 – بقعه دوازده امام یزد ( عکس از نویسنده )

90.JPG

مدرسه ضیائیه (زندان اسکندر) در کنار بقعه دوازده امام جای گرفته که ما هم به سمتش رفتیم که در ابتدا از درب چوبی کوچکی وارد سالنی شدیم که باید بلیت به مبلغ 2.500 تومان تهیه میکردیم و سپس از درب دو دهنه چوبی مشبک داری واردحیاط مدرسه شدیم که در ابتدا نخل کوچکی در وسط حیاط نمایان است و اتاق هایی در دو طرف و بادگیر مدرسه نیز کاملا مشهود است.

91 – مدرسه ضیائیه ( زندان اسکندر ) ( عکس از نویسنده )

91.JPG

92 – محوطه داخلی مدرسه ضیائیه (زندان اسکندر) ( عکس از نویسنده )

92.JPG

تمامی اتاق ها دارای دربهای دودهنه چوبی و مشبکی هستند که بر زیبایی بنا می افزاید و توضیحاتی هم بر روی تابلوهای چوبی درباره مدرسه و تاریخچه اش میبینید ( این بنا از آثار ضیای الدین حسین رضی بوده که در سال 631 هجری شوع به ساختن آن نموده و بعدها توسط پسرانش به اتمام رسیده است و سبک معماری آن آذری و متعلق به دوره اتابکان یزد میباشد، در مورد این بنا روایت‌هایی مطرح می‌باشد که قدمت ساخت آن را به زمان حمله اسکندر مقدونی به ایران نسبت می‌دهد که از این بنا به عنوان زندان استفاده می‌گردیده که بعدها تغییر کاربری داده و به عنوان مدرسه مورد استفاده قرار گرفته‌است ، این مدرسه شامل بخش هایی نظیر میانسرا سه ایوان گنبد خانه ، پایاب و اتاق های زیادی میباشد، این بنا در دوره صفویه بسیار معروف بوده و قابل استفاده زیاد و همینطور هم در دوره قاجار بخش هایی به آن اضافه شده است).

در حال حاضر از اتاق های مدرسه برای فروش و عرضه صنایع دستی و سنتی و آثاری نظیر تابلوها و ظروف قلم بری شده و لباس های سنتی و ترمه دوزی و همینطور هم موزه استفاده میشود.

93 – اتاق های مدرسه ضیائیه ( عکس از نویسنده )

93.JPG

در کنار نخل ایستادیم و به دقت نگاه کردیم به ساختش که کاملا چوبی بود سپس به تک تک اتاق ها رفتیم که هر کدام محل فروش و ارائه محصولات هنری و سنتی بودند، سپس به سمت زیر زمین رفتیم که آنجا هم به موزه تبدیل شده بود و میز و صندلی هایی هم قرار داده بودند برای نشستن و گوش کردن به موسیقی که در حال پخش شدن بود و اتاق بادگیر مدرسه نیز به محل فروش لباس های سنتی یزدی تبدیل شده بود که بسیار اتاق رنگارنگ و زیبایی شده بود، اتاق بزرگی هم در ورودی سمت چپ قرار داشت که به موزه ای تبدیل شده بود که در آن پر بود از سنگ قبرهای قدیمی و تاریخی با قدمت ها چند صد ساله.

94 – زیرزمین مدرسه ضیائیه ( عکس از نویسنده )

94.JPG

جاذبه بسیار عجیب و پر رمز و رازی بود تقریبا 45 دقیقه مشغول به بازدید شدیم و در نهایت رفتیم برای ادامه مسیر به سمت خانه لاریها که در بین راه از بازارچه سنتی و هتل فهادان و مسجد قدمگاه و خانه نساجی و همینطور هم آسیاب آبی گذشتیم تا به خانه لاریها رسیدیم ،به انتهای کوچه باریکی که تماما خشتی بود رسیدیم ، کنار خانه و انتهای کوچه را با گلدان های پر از گل های رنگارنگ و زیبا دکور و اسم شهر یزد را نیز به تحریر در آورده بودند، بسیار زیبا و دوست داشتنی و پر از گردشگرانی بود که در حال گرفتن عکس های هنری و یادگاری از اینجا بودند.

95 – کوه خانه لاریها ( عکس از نویسنده )

95.JPG

ما هم بعد از گرفتن چندتا عکس زیبا به سمت ورودی خانه رفتیم ، از درب چوبی وارد راهرو یا همان هشتی شدیم و بلیط به مبلغ 2.000 تومان برای هر نفر خریدیم و بعد از عبور از درب دیگری قدم گذاشتیم به حیاط خانه لاریها، خانه ای تماما خشتی با پنجره های مشبک و چوبی هلال دار که با وجود هلال ها زیبایی خانه چندین برابر شده بود و اتاق های دو دری و سه دری و پنج دری که داخل هر کدام تزئینات متفاوتی را میدید، خصوصا اتاق آینه که پنج دری و بینظیر و حیرت انگیز بود ، سقف اتاق تماما با تصاویری از بانوان و آینه کاری های دورش طراحی شده بود و هلال هایی هم بر روی دیوارهای این اتاق مشاهده میکردید که علاوه بر گچ بری بسیار هنرمندانه، آینه کاری هم شده بود و نور خورشید هم از پنجره های مشبک رنگارنگ وقتی به اتاق میتابید صحنه بسیار دلنوازی را رقم میزد، درب ها و پنجره ها بسیار بسیار ماهر و استادانه ساخته شده بودند، حیاط تقریبا بزرگ و خوبی داشت که دور تا دورش با درختان و درختچه های زینتی و درخت مو آراسته شده بود، حوض بزرگی هم در وسط حیاط و رو به روی ایوان بزرگ و دلباز خانه وجود داشت که پر از آب بود و بر روی آن تخت بسیار بزرگی برای استراحت و دم زدن گذاشته بودند که در حال حاضر قابل استفاده نبوده و صرفا جهت زیبایی بود.

96 – حیاط خانه لاری ها ( عکس از نویسنده )

96.JPG

97 – خانه لاریها ( عکس از نویسنده )

97.JPG

98 – اتاق آئینه خانه لاریها ( عکس از نویسنده )

98.JPG

در قسمت ایوان و یا رواق ( که بسیار هنرمندانه و با سلیقه طراحی شده و هلال هایی را بر روی دیوار در دو ردیف گچ بری شده مشاهده میکنید) ساختمان دو طبقه میشد و اتاق هایی هم در طبقه بالا قرار داشت که تراس کوچک آنها با گلدان های زینتی تزئین شده بودند . بادگیرهای سقف خانه هم بر زیبایی ها و خاص بودنش افزوده بود که متاسفانه نمیشد بر روی سقف خانه رفت و آنها را از نزدیک مشاهده کرد، تقریبا نیم ساعتی هم در خانه مشغول به بازدید شدیم و در نهایت رفتیم به سمت ماشین و راهی شدیم به سمت آتشکده که در بین راه پارک سرسبز و آرام و زیبایی را دیدیم که مقبره وحشی بافقی در وسط آن قرار گرفته بود، از ماشین پیاده شدیم و رفتیم برای بازدید از این مکان غریبانه ای که متاسفانه هیچ کس در اطرافش برای بازدید نبود خیلی ناراحت شدیم واقعا حس غریبانه و غم انگیزی داشت و چقدر حیف که خیلی ها از بودن این مقبره حتی خبر هم ندارند، معماری جالب و بسیار ساده و به دلنشینی داشت و تماما آجری بود و سنگ قبر هم هشت ضلعی ساخته شده بود و بر روی آن نوشته شده بود وحشی بافقی و هیچ توضیح دیگری نداشت ، هزاران بار حیف که در این برهه از زمان که کسی قدردان این عزیزان نیست ما هستیم و شاهد اینچنین بی مهری هایی.

99 – مقبره وحشی بافقی ( عکس از نویسنده )

99.JPG

100 – مقبره وحشی بافقی ( عکس از نویسنده )

100.JPG

از چندین تا محله های قدیمی و مسیحی نشین یزد گذشتیم تا به میدان مارکار که در وسطش برج ساعت بزرگی (ساعت مارکار) قرار داشت رسیدیم این میدان و مدرسه و پرورشگاه اطرافش را شخصی هندی به نام پشوتن جی دوساباتی مارکار که از زرتشتیان ساکن هند بوده است احداث کرده بود، این میدان دقیقا نقطه وسط ایران میباشد، در چهار طرف برج اشعار فردوسی بر روی بدنه آن نوشته شده ( ز فردوسی اکنون سخن یادگیر  ..  سخن های پاکیزه و دلپذیر ، بزرگی سراسر به گفتار نیست ..  دو صد گفته چون نیم کردار نیست ، به داد و دهش دل توانگر کنید  .. ز آزادگی بر سر افسر کنید ، جز از نیکنامی و فرهنگ و داد .. ز رفتار گیتی نگیرید یاد ) ساختمان برج ساعت مارکار بسیار معماری زیبایی دارد در هر چهار طرف آن ساعت قرار گرفته و درب ها و پنجره هایی هم بر روی بدنه ساختمان وجود دارد،  خیلی خوشمون اومد از این میدان و چقدر خوب که شخصی از هند برای رفاه هم کیشان خودش ( زرتشتیان) به ایران آمده بود و سرمایه گذاری انجام داد و هنوز هم برای نگهداری این سازه ها از محل وقف آقای مارکار استفاده میشود.

101 – میدان مارکار یزد( عکس از نویسنده )

101.JPG

آخرین بازدید ما هم از جاذبه های شهر یزد آتشکده زرتشتیان بود که در فضای بسیار سرسبز و قشنگی بنا شده بود دور تا دور آن با دیوارهای بلندی پوشیده و درب ورودی آن هم آهنی بود که در ابتدا باید بلیط به مبلغ 5.000 تومان تهیه کنید برای هر نفر و سپس وارد محوطه شوید که دقیقا در روبه رویتان ساختمان آتشکده را با معماری بسیار بسیار ساده و هنرمندانه ای (که ساختمانی است مستطیل شکل با پنج هلال و چهار ستون و نماد فروهر بر روی بدنه آن )  و حوض آب بزرگی در روبه روی ساختمان مشاهده میکنید .

102 – آتشکده زرتشتیان ( عکس از نویسنده )

102.JPG

در دو طرف محوطه هم باغ هایی با کاج ها و سروهای تنومند و بزرگ و همینطور هم تابلوهایی با توضیحاتی درباره زرتشت پیامبر و دینش میبینید، از پله کان ساختمان بالا رفتیم و از درب ورودی وارد سالن شدیم که از همان ابتدا حس بسیار عجیبی با شنیدن موسیقی زرتشتی و آیات کتاب مقدسشان میگیرید که وصف نشدنی است ، فضایی بسیار ساده و به دلنشین که بر در و دیوارش آیاتی از اوستا و سخنان زرتشت و همینطور هم تصاویر زرتشت پیامبر را میبینید و در وسط ساختمان پشت شیشه ای ظرف بزرگ استوانه ای شکلی وجود داشت که در آن آتش مقدس روشن بود ، بنا به گفته ها این آتش غریب به 1.500 سال است که روشن مانده و از آن مراقبت و پرستاری شده است، زرتشتیان برای ورود به این نیایشگاه باید آداب خاصی را نظیر ( پاکیزگی مردان و زنان ، مردان با کلاه سفید و زنان با روسری سفید و لباس رنگ روشن و بدون کفش وارد شوند ) رعایت کنند ، دلمان نمیخواست از این اتاق بیرون برویم واقعا آرامش خاصی داشتیم از بودن در این مکان، ولی خوب به خاطر کم بودن وقت مجبور به ترک این ساختمان شدیم .

103 – جام آتش در آتشکده زرتشتیان یزد ( عکس از نویسنده )

103.JPG

 برای بازدید از ساختمان پشتی وارد حیاط شدیم و از راهروی سمت چپ ساختمان وارد ساختمان دیگری شدیم که در آنجا هم توضیحاتی را درباره مراسمات و آداب آئین زرتشتی( مراسم عقد و نکاح، نماز زرتشتی، خوان نوروزی، کشتی بافی،لٌرک، گواه گیری، و جایگاه زن در دین زرتشت و ...) به همراه تصاویرشان و آدمک هایی با پوشش لباس زرتشتی میدیدیم که با پخش آیاتی از اوستا و شعرهای زرتشتی همراه بود، همینطور هم کتاب های زرتشتیان که شامل ( گات ها، ویسپرد، خرده اوستا، یسنا و یشت ها) می باشد. ( متاسفانه به دلیل زیاد بودن مطلب نمیشه مراسمات رو در اینجا توضیح داد و لطفا جهت آشنا شدن با این مراسمات به گوگل مراجعه کنید).

104 – مراسمات زرتشتیان ( عکس از نویسنده )

104.JPG

105 – ساختمان دوم آتشکده ( عکس از نویسنده )

105.JPG

خیلی به زمان پروازمون نزدیک شدیم بخاطر همین سریعا به سمت ماشین رفتیم و برای اینکه دلمون نمونه که تا یزد اومدیم و فالوده یزدی نخوردیم با توصیه لیدرمون رفتیم به کافه و یا فروشگاه شیر حسین که معروفترین مکان برای خوردن فالوده و خرید سوغاتی های یزد میباشد ، ( بسیار بزرگ و پر بود از محصولات ارده و باقلوا و ...) فالوده سفارش دادیم که سروش در کاسه های چینی بزرگی بود و با یک لیوان شربت تخم شربتی و خاکشیر که باید لیوان شربت را به فالوده اضافه کرده و با هم مخلوط کنید ، فوق العاده بود طعمش ( تا حالا همچین فالوده ای نخورده بودم انقدر حجمش زیاد بود هرچی میخوردیم تموم نمیشد) کمی سوغاتی خریدیم و در نهایت هم برای پرداخت مبلغ رفتیم که لیدرمون اجازه پرداخت به ما رو ندادند ( هزینه فالوده هر نفر 5.000 تومان)

106 – فالوده یزدی ( عکس از نویسنده )

106.JPG

107 – تولیدی عرقیجات شیرحسین ( عکس از نویسنده )

107.JPG

سریعا رفتیم سمت فرودگاه ( شهید صدوقی ) که خیلی فرودگاه بزرگی نیست و معماری و ساختش کاملا خشتی و آجری و دقیقا مطابق با معماری شهر یزد میباشد، با لیدرمون خداحافظی کردیم و وارد سالن شدیم و بعد از چک وسیله و کارت پروازمون وارد سالن ترانزیت شدیم .( هزینه لیدر 270.000 تومان)

108 – فرودگاه شهید صدوقی یزد ( عکس از نویسنده )

108.JPG

ساعت پروازمون 19:15 بود که با تاخیر تقریبا دو ساعته مواجه شدیم که خیلی برامون اذیت کننده بود من کلا آمار و ساعت پروازهای امروز رو که چک میکردم هیچ تاخیری اعلام نشده بود و پرواز رو به موقع نشون میداد ولی متاسفانه حقیقت نداشت و با تاخیر مواجه شدیم، بعد از دو ساعت تاخیر رفتیم برای سوار شدن به سمت هواپیما که وقتی وارد محوطه شدیم من در حال عکس گرفتن از محوطه و خود ایرلاین بودم که یکی از پرسنل اومد و به من تذکر داد که دیگه عکس نگیرم ، برای من جای تعجب داشت که چرا؟

109 – محوطه فرودگاه یزد و ایزلاین کارون ( عکس از نویسنده )

109.JPG

خلاصه سوار هواپیما شدیم با ایرلاین کارون که اول فکر میکردیم شاید ایرلاین خوبی نباشه و کمی نگران بودیم ولی بعد از سوار شدن نظرمون عوض شد ، داخل کابین تمیز و خوب بود و مهمتر از همه اینکه فاصله بین صندلی ها خیلی زیاد بود که ما واقعا راحت بودیم حتی از ماهان و ایران ایر هم بهتر بود ، کمی بعد از نشستن مهماندارها شروع به پذیرایی کردن که غذای خوبی هم بود به نسبت بقیه ایرلاین ها، تقریبا یک ساعت و ده دقیقه مدت پرواز بود که رسیدیم به فرودگاه مهرآباد. ( هزینه بلیط از یزد به تهران برای دو نفر (632.500 تومان شد)

 بعد از مراحل پیاده شدن از هواپیما و تحویل بار ، تاکسی اینترنتی از فرودگاه تا ترمینال شرق که هزینش 18.000 هزار تومان شد رفتیم، تقریبا دیروقت بود رسیدیم و از فرودگاه تا ترمینال شرق تقریبا نیم ساعتی تو راه بودیم و در نهایت وارد ترمینال شدیم و از تعاونی ساری گشت ماشین گرفتیم برای ساری ( ماشین تویوتا بود و ما صندلی های پشت ماشین رو کلا گرفتیم که هزینش 120 هزار تومان شد).

انقدر خسته بودیم که کل مسیر رو تا خونه خواب بودیم و وقتی بیدار شدیم دیدیم رسیدیم به شهرمون و راننده زحمتش رو کشیدند و ما رو تا خونمون بردند .

 

این هم از داستان ها و سفرنامه ی شهر تاریخی یزد، امیدوارم مفید بوده باشه براتون و منتظر نقدها و نظرات ارزندتون هستم.

توصیه ها :

  • حتما در بافت قدیم هم در روز و هم در شب قدم بزنید.
  • فالوده یزدی را امتحان کنید.
  • از گشت های اطراف یزد خصوصا خرانق دیدن کنید.

 

 

نویسنده : فاطمه خرقه پوش

تمامی مطالب عنوان شده در سفرنامه ها نظر و برداشت شخصی نویسنده است و وب‌ سایت لست سکند مسئولیتی در قبال صحت اطلاعات سفرنامه ها بر عهده نمی‌گیرد.