bn130.jpg

 

خوشا شیراز و وضع بی مثالش        خداوندا نگه دار از زوالش

به شیرازآی و فیض روح قدسی      بجوی از مردم صاحب کمالش

 

j1.jpg 

 

1- مقدمه

1-1- چرا شیراز؟

سرکار بودم و حال و هوای مسافرت به سرم زده بود. البته که از 365 روز سال من حداقل 350 روزش حال و هوای مسافرت دارم! قیمت های سر به فلک کشیده دلار و اوضاع خراب اقتصادی کلافم کرده بود. به سمت میز همکارم رفتم تا یکم غر بزنم ولی با دیدن عکس روی میزش فقط محو شدم. شیشه های رنگی.... معماری سنتی ... بازتاب نور... و مسجد نصیرالملک. فقط یک جمله توی ذهنم میچرخید: من میخوام برم اینجا! این اولین استارت برای سفر به شیراز بود.

تصویر 1: مسجد نصیر الملک (عکس از اینترنت)

1.jpg

چند ماه بعد وقتی داشتیم برنامه قشم میچیدیم برای تعطیلات 22 بهمن، متوجه شدیم که این وقت سال تمام هتل های خوب که پرن و اونایی که موندن قیمت های نجومی دارن. بلیط های پرواز به قشم هم سر به فلک کشیده بود. تو فکر این بودیم که حالا به کدوم شهر بریم که سرد نباشه ... خلوت باشه... و قیمتش هم نجومی نباشه؟؟ و اگه کسی اون لحظه به چشم های من نگاه میکرد مطمئنم که انعکاس پنجره های رنگی رو میدید! تصویب شد: شیراز، شهری با شیشه های رنگی!

1-2- انتخاب هتل و پرواز

برای رفتن به شیراز از مشهد چند راه وجود داره: ماشین، قطار و پرواز که ما همون اول به دلیل مسافت طولانی قید ماشین و قطار رو زدیم و دوهفته قبل از سفر بلیط پرواز رو به قیمت رفت و برگشت نفری 550 تومان رزرو کردیم.

برای انتخاب هتل، اول باید تصمیم میگرفتیم که هتل سنتی انتخاب کنیم و یا معمولی. از بین هتل های سنتی هتل کریم خان و اقامتگاه سنتی پنج دری چشم منو گرفته بود ولی جوری نبود که راضیم کنه. هتل کریم خان هتلی سه ستاره بود که وقتی نظرات بقیه کاربران رو میخوندم متوجه شدم که صبحانه توی همون هتل سرو نمیشه و به نظر من این خوشایند نبود. و چون تا به حال تجربه اقامت در اقامتگاه سنتی رو هم نداشتم توی انتخاب پنج دری هم دودل بودم (البته که بعدن که جاشو دیدم خوشحال شدم که انتخابش نکردم! این اقامتگاه دقیقا روی به روی شاهچراغ قرار داره و منطقه فوق العاده شلوغ و کثیفیه.)

تصویر 2: هتل کریمخان و اقامتگاه سنتی پنج دری (عکس از اینترنت)

2.jpg

از بین هتل های معمولی هم هتل چهارستاره ستارگان به نظر بد نمیومد. توی منطقه خوبی بود و نظراتش به نسبت راضی کننده بود. ولی هنوز تصمیم قطعی من نبود. وقتی در حال جستجوی هتل ها بودم هتلی بود به اسم بین الحرمین که تمام مدت ذهنم این هتل رو ایگنور میکرد! یه روز که از انتخاب هتل نا امید شده بودم با خودم گفتم تحقیقش که ضرر نداره بذار ببینم این چجوریه ! اولین چیزی که چشممو گرفت نوساز بودن هتل بود. این هتل 7 ماه از افتتاحش گذشته بود بعد از اون قیمت مناسبش و نظرات 100 درصد موافق کاربران! در نهایت همین هتل با قیمت 670 تومن برای 5 شب و دونفر رو رزرو کردم! توضیحات کامل رو در بخش نقد و بررسی هتل مفصل می نویسم.

تصویر3: هتل بین الحرمین

3.jpg

1-3- مقدمه ای بر شیراز

شیراز که قبلا با نام های تیرازیس و شیرازیس هم شناخته می شده مرکز استان فارس و در جنوب غربی ایران است. در سال 1180 هجری قمری کریم خان زند شیراز را به پایتختی انتخاب می کنه و در همان زمان شیراز پیشرفت بسیاری می کنه. کریم خان بناهای متعددی رو در شیراز میسازه مثل ارگ کریمخان، حمام وکیل و ... . بعد از کریمخان و از بین رفتن سلسله زندیه، با روی کار آمدن محمدخان قاجار پایتخت از شیراز به تهران انتقال پیدا می کنه.

تصویر4: شیراز در نقشه

4.jpg

آب و هوای شیراز معتدله و گرمترین ماه سالش تیرماه با 30 درجه و سردترین دی ماه با 5 درجه سانتی گراده. بهترین فصل سفر به شیراز اردیبهشته به دلیل وجود درخت های بیشمار نارنج در این شهر، اردیبهشت شیراز رو به بهشت معرفی می کنند ولی به نظر من هر زمان که خلوت باشه زمان خوبی برای سفر به شیرازه.

تصویر 5: آب و هوای شیراز

5.jpg

شیراز جاذبه های تاریخی، طبیعی و مذهبی زیادی داره. که جاذبه های تاریخی اون شامل نارنجستان قوام، خانه زینت الملوک، باغ ارم، باغ عفیف آباد و ... ، جاذبه طبیعی شامل دریاچه مهارلو، آبشار کوه مره سرخی، سپیدان و ... ، جاذبه مذهبی شامل حرم شاهچراغ، مسجد جامع عتیق و ... هستند. در طول سفرنامه به این جاذبه ها به طور مختصر اشاره شده. هرکدام از اینها تاریخچه مفصلی دارند که اگر در متن گنجانده می شد از حوصله خارج میشد. بنابراین اطلاعات ضروری رو در متن آوردم.

سوغاتی های معروف شیراز آّبلیمو، مسقطی و بهار نارنج ست.

 

1-4- برنامه های کاربردی

اسنپ

با اسنپ که همه آشنایی دارند. این نرم افزار تاکسی اینترنتی در شیراز به خوبی کار میکرد. هزینه پایینی داشت و همیشه و همه جا در دسترس بود. همچنین برای استفاده از اون ما هیچ وقت معطل نشدیم. از این نرم افزار به شدت راضی بودیم.

گوگل مپ

یار با وفای ما در همه سفرها!

اگه قبل از سفر تمام مناطق دیدنی شیراز رو روی گوگل مپ علامت بزنید سفرتون بسیار راحت تر خواهد شد. با توجه به مسیرها و مکان های نزدیک به هم به راحتی می تونید برای هر روزتون برنامه ریزی کنید.

تصویر6: گوگل مپ

6.png

همچنین با کلیک بر روی هر جاذبه دیدنی میتونین اطلاعات مفیدی از اون شامل ساعت فعالیت، شماره تماس، عکس های کاربران و 360 درجه و ... رو مشاهده کنید.

تصویر 7: مشاهده اطلاعات جاذبه ها در گوگل مپ

7.png

گوگل تریپس

با این نرم افزار می تونین سفرتون رو برنامه ریزی کنید. از منوی day plan میتونین برنامه روزتون رو بچیند این نرم افزار فاصله هر جاذبه و نحوه رفتن به اون رو به راحتی بهتون میگه.

تصویر 8: گوگل تریپ

8.png

تریپ ادوایزر

نرم افزار معروف تریپ ادوایزر هم برای پیدا کردن جاذبه های دیدنی، رستوران ها و ....

 

2- شروع سفر

2-1- روز اول

پنجشنبه 18 بهمن ساعت 9 پرواز داشتیم. ساعت 7:30 که وارد فرودگاه شدیم با سیل جمعیت مواجه شدیم. امروز شروع تعطیلات 5 روزه 22 بهمن بود و ما تنها کسایی نبودیم که برای تعطیلاتمون برنامه ریخته بودیم! 

پرواز با نیم ساعت تاخیر حرکت کرد. طول پرواز مشهد شیراز یک ساعت و 20 دقیقه ست. و بعد از پذیرایی مختصر به فرودگاه شیراز رسیدیم.

تصویر 9: کارت پرواز

9.jpg

از توی هواپیما که شیراز رو نگاه میکردم اولین چیزی که نظرمو جلب میکرد درختای نخل بود و وقتی پامو از هواپیما بیرون گذاشتم گفتم وااای خدای من چه هوای تمیزی! شاید اونقدرا هم که ذوق کردم تمیز نبود ولی در مقایسه با دود و دم مشهد قطعا تمیز بود!!

فرودگاه شیراز از فرودگاه مشهد خیلی جمع و جور تره و هیچ جوره نمیشه توش گم شد !! جلوی در فرودگاه مینی بوس هایی وجود داره که راحت شمارو به ایستگاه مترو میرسونه و شما با مترو میتونین وارد شهر بشین.

ما از فرودگاه شیراز اسنپ گرفتیم و با مبلغ 10 تومن به هتل رفتیم.

داخل اسنپ که بودیم من تمام مدت فکرم درگیر تخت جمشید بود. دوست داشتم زودتر به تخت جمشید برم و برنامه مو قطعی کنم و همونجا به همسرجان اس ام اس دادم که از راننده بپرس چقدر میگیره ببره تخت جمشید و برگردونه ؟؟

راننده هم واسه اینکه ما رو از هتل برداره و ببره تخت جمشید دوساعت توی تخت جمشید باشه و بعد ببره نقش رستم و نیم ساعت نقش رستم باشیم و به هتل برگردونه مبلغ 70 تومن پیشنهاد داد و آخرش هم گفت که میتونم راهنماتون هم باشم! منو میگی دوتا شاخ درآورده بودم همین پروسه رو دوستم دو هفته قبل از ما با 200 هزارتومن طی کرده بود! پس شمارشو گرفتیم و قرار شد باهاش هماهنگ کینم.

هتل ما دقیقا شبیه عکساش بود به همون تمیزی و مرتبی. حتی آدمای قسمت پذیرش رو هم احساس میکردم قبلا توی عکسا دیدم! فقط توی یک مورد فرق میکرد: محله ش! کوچه های قدیمی و تنگ و باریکی که اطراف هتل بود و برای رسیدن به جاهای دیدنی باید از همین کوچه ها رد  میشدی. تعداد زیاد موتوری که رفت و آمد میکرد و این برای کسی که تا حالا چند بار اسیر خفت گیری موتوری شده و به صدای موتور حساسیت ویژه ای داره یعنی فاجعه!

تصویر 10: لابی هتل

10.jpg

از اونجایی که اتاقمون آماده نبود وسایل و گذاشتیم و رفتیم بیرون. سه تا جاذبه ی دیدنی نزدیکمون بود: خانه زینت الملوک، نارنجستان قوام و مسجد نصیر الملک. با یه بررسی اجمالی تصمیم گرفتیم اول نارنجستان قوام و خانه زینت الملوک رو بریم.

تصویر 11: خانه زینت الملک، نارنجستان قوام و مسجد نصیر الملک روی نقشه

11.jpg

با رد شدن از این کوچه های هزارتو و باریک و مشکل همیشگیه قاطی کردن جی پی اس دیدم اینجوری هیچ وقت به مقصد نمیرسیم! در همون لحظه به دوتا حاجیه خانوم! محترم رسیدیم و پرسیدیم که نارنجستان قوام کدوم سمته ؟؟ خانم اولی یه نگاهی انداخت و گفت همه ی این کوچه ها رو برین به چهارراه که رسیدین برین سمت راست! خانم دومی یه نگاه متفکر چپ چپ انداخت و گفت نه!! به چهارراه که رسیدین برین دست چپ! خانم اولی: نه دست راسته! دومی: نه بابا من مطمئنم دست چپه !!

من و همسر جان به دعوای این دوتا خانم متعجب زل زده بودیم و من از روی نقشه که نگاه میکردم سمت راست منطقی تر میومد. پس تشکر کردیم و از دعوای دوتا خانم دور شدیم. جلوتر به دوتا حاجیه خانم دیگه رسیدیم و همسرم با خباثت گفت بیا این دوتا رو هم دعوا بندازیم و بلافاصله پرسید که ببخشید نارنجستان قوام کدوم وره ؟؟ خانومه هم در حالیکه یک دستش غذای نذری بود دستمونو گرفت گفت بیاین من دارم میرم همونجا ببرمتون! توی مسیر یک صحبت کردیم و از شهرمون گفتیم و از شهر پرسیدیم که یهو واستاد و به یه جا اشاره کرد و گفت اینجاست . تشکر کردیم ولی دستمو گرفت و پلاستیکش که توش غذای نذری و میوه و بیسکوییت بود رو باز کرد گفت هرچی دوس داری بردار ! هرچی ما انکار کردیم اون اصرار و به زور دوتا میوه و یک بیسکوییت بهمون داد و ما هم از مهمان نوازی شیرازی ها متحیر شدیم. نه اینبار بلکه چندبار دیگه هم که با شیرازی های عزیز برخورد داشتیم متوجه شدیم که خیلی انسان های خوش برخورد و مهربونی هستند.

خانه زینت الملوک :ممنوع نا ممنوع؟؟!!

از اون خانم گذشتیم و به خانه زینت الملوک رسیدیم. خانه زینت الملوک و نارنجستان قوام دقیقا کنار هم قرار دارن. بعد از پرداخت نفری 3 هزارتومن ورودی، یه تابلو دیدم که بسیااار منو ناراحت کرد! روی تابلو نوشته بود که "عکسبرداری با دوربین ممنوع می باشد!" یکم پکر شدم و گفتم اشکال نداره خودم میبینم و همشو تو ذهنم میسپرم. اما ای دل غافل که طبقه پایین خانه زینت الملوک تبدیل شده بود به موزه ای که در اون مجسمه همه افراد مشهور فارس رو گذاشته بودن! چجوری اینا رو به ذهنم بسپرم؟؟ دیگه چاره ای نبود!

خاندان قوام الملک در دوره های مختلف به عنوان والی و کلانتر در شیراز و استان فارس حکومت می کردند. زینت المک قوامی معروف به زینت الملوک دختر قوام الملک چهارم و همسر فروغ الملک می باشد. زینت الملوک از زنان خیر زمان خودش بوده و در منزلش مراسم های عزاداری و سفره های خیره برپا بوده است.

یکم که جلوتر رفتم و چندتا عکس در فضای تاریک با موبایل گرفتم شنیدم صدای چلیک چلیک دوربین میاد. دوروبرمو نگاه کردم دیدم همه دارن با دوربین عکس میگیرن! آقا به جان خودم نوشته که ممنوعه! نیست ؟؟ حتما نیست دیگه. پس دوربین و در آوردم و همزمان که سعی میکردم به ذهنم بسپرم از همه چی عکس گرفتم!

تصویر 12: موزه مادام تسو شیراز

12.JPG

تصویر 13: موزه مادام تسو شیراز

13.JPG

بعد از خروج از زیرزمین وارد یه حیاط خوشگل میشین و بعد دورتادور حیاط اتاقهایی وجود داره که یکی از یکی خوشگل تره! همشون هم سقف های خوشگلی دارن!

تصویر 14 تا 18: خانه زینت الملوک

14.JPG15.JPG16.JPG17.JPG18.JPG

 

یه اتاقی به نام اتاق آینه وجود داره که فقط مبهوتش میشین.

تصویر 19 و 20: تالار آینه خانه زینت الملوک

19.JPG20.JPG

تصویر 21: سقف تالار آینه خانه زینت الملوک

21.JPG

 ما به عنوان اولین جای دیدنی که در شیراز اومده بودیم دوتایی با لبخندی بر لب از انتخابمون خیلی راضی بودیم.

یک فروشگاه کوچیکی هم اینجا هست (البته در تمام جاهای دیدنی شیراز یک فروشگاه وجود داره.) که اجناس کوچیک و بامزه ای داره. مشابه اجناس این خونه رو در حافظیه دیدم.

در آخر به زور از اینجا دل کندیم و به سمت نارنجستان قوام رفتیم

نارنجستان قوام: لطفا سر به هوا باشید!

اینجا هم ورودی رو که نفری 3 هزار تومن بود پرداخت کردیم و وارد شدیم. هنگامی که وارد میشین فقط چند قدم به سمت راست حرکت کنین و تمام! حالا می تونین با خیال راحت از منظره لذت ببرین. اولین چیزی که به رگ های من تزریق شد آرامش بود و دیگر هیچ! البته هیچ که نمیشه گفت. آرامش و هیجان از اینکه باید گوشه گوشه این عمارت و باغ رو کشف کنم.

تصویر 22: نمای نارنجستان قوام

22.JPG

در تمام مکان های دیدنی شیراز هنگام ورودی تابلویی وجود داره که توضیحی از اون مکان رو نوشته. نارنجستان قوام در خیابان لطفعلی خان قرار داره و مربوط به دوران قاجار و قوام الملک است.

بعد از اینکه از منظره ورودی دل کندم تصمیم گرفتم وارد عمارت شم تخت هایی که زیر درختهای نارنج گذاشته بودن دلمو میبرد که بشینم و یک دمنوش بهار نارنج بخورم ولی هیجان اکتشاف جاهای جدید این اجازه رو بهم نمیداد. داخل عمارت هم به زیبایی بیرونش بود ولی به نظر من خانه زینت الملوک قشنگ تر اومد. البته شاید دلیلش این بود که نارنجستان قوام شلوغ تر بود! ولی یک توصیه: از سقف ها غافل نشین! سقف های خوشگل با نقش های گل و مرغ که نماد شیرازن شمارو مجبور میکنن که ساعت ها سر به هوا باشین!

تصویر 23: نارنجستان قوام

23.JPG

تصویر 24: سقف ایوان نارنجستان قوام

24.JPG

تصویر 25: داخل نارنجستان قوام

25.JPG

از اینجا هم دل می کنیم و من توی دلم میگم دوباره میام اینجا! ولی زهی خیال باطل و به سمت مسجد نصیر الملک میریم.

مسجد نصیر الملک: تجسم یک رویا!

یک روز یک عکس از شیشه های رنگی دیدم که نور رو انعکاس داده بود داخل و رویای من شد شیراز.مسجد نصیرالملک انگیزه ی من برای اومدن به شیراز بود. و حالا داشتم بهش میرسیدم.

البته کامل هم نمیرسیدم چون اون انعکاس نور توی شیشه های رنگی رو باید ساعت 7 تا 10 صبح به مسجد رفت و دید  و الان حدود ساعت 1.30 بعدازظهر بود ولی عاشق که این چیزا حالیش نمیشه! توی راه از هرکسی آدرس می پرسیدیم میگفتن الان میرین چیکار! ولی من دیگه طاقت نداشتم.

من ساکن و بزرگ شده مشهد هستم و توی مشهد شما هیچ مسجدی رو نمیتونین بدون چادر وارد شین و من ساده فکر میکردم همه جا همینه واسه همین توی کیفم چادر داشتم که برم وارد مسجد بشم! ولی این مسجد از اون مسجدا نبود. البته تو شیراز هیچ مسجدی از اون مسجدا نبود و همون در ورودی درحالیکه داشتم چادرو از توی کیفم در میاوردم دیدم هیچکس توی مسجد چادر نداره که پس خیلی آروم و بی صدا زیپ کیفمو بستم و 3 تومن ورودی رو پرداخت کردم و وارد شدم. بعد دیدم اینجا چادر که لازم نیست به کنار کلا حجاب هم لازم نیست! و تقریبا بی شباهت از آتلیه عکاسی نیست.

این مسجد به اندازه تمام عکساش زیباست. حتی اگر بین 7 تا 10 صبح نباشه و چه کار خوبی کردیم که به حرف بقیه نکردیم و همین ساعت از مسجد دیدن کردیم (دلیلشو بعدا میگم). من میتونستم ساعتها بشینم و فقط به شیشه های رنگی زل بزنم و به هیچی فکر نکنم.

تصویر 26 تا 30 : مسجد نصیر الملک

26.JPG27.JPG28.JPG29.JPG30.JPG

این مسجد تجسم رویای من بود... همونقدر دلنشین... همونقدر دلچسب

با فکر اینکه دوباره میام اینجا از مسجد خارج و رفتیم هتل که اتاق بگیریم.

وارد هتل شدیم اتاق هنوز آماده نبود پس رفتیم که ناهار بخوریم. من کوبیده خوردم و همسرجان کلم پلو شیرازی. کیفیت غذا متوسط بود ولی خب پرس غذا خیلی بزرگ نبود که بشه دونفری یک پرس گرفت. مزه کوبیده بد نبود ولی همسرجان گفت که کلم پلو مامانشو بیشتر دوست داره!

تصویر 31: کلم پلو شیرازی در هتل

31.jpg

تصویر 32: کباب کوبیده در هتل

32.jpg

بلاخره اتاق آماده شدو خداروشکر که به خوبی عکسش بود.

تصویر 33: نمای اتاق در هتل بین الحرمین

33.jpg

بازار خلیج فارس: بزرگترین بازار ایران؟؟؟

نزدیک عید بود و ما تصمیم گرفتیم خرید عیدمون رو شیراز انجام بدیم چون وقتی مشهد هستیم اینقدر درگیر کار میشیم که وقت بازار رفتن نداریم و روزهای آینده تعطیل بود از قبل تصمیم داشتیم که روز اول که هنوز تعطیلی شروع نشده بود به بزرگترین بازار ایران بریم البته این بازار جزو 10 تا بازار بزرگ جهان هم هست پس حسابی دیدن داشت.

تصویر 34: بازار خلیج فارس و ستاره فارس روی نقشه

34.jpg

بازار خلیج فارس یک مقدار از شهر فاصله داره. از هتل اسنپ گرفتیم به مبلغ 13.5 که به این بازار بریم . حدود 40 دقیقه تو راه بودیم و من از روی نقشه که نگاه کردم دیدم هنوز نصف راه مونده! هرچی میرفتیم چرا نمیرسیدیم؟ روی نقشه یه بازار دیگه نزدیکمون بود به اسم بازار ستاره فارس که اتفاقا توی فرودگاه یه خانم شیرازی داشت تعریفشو می کرد که خیلی شیکه و اینا. به همسرم گفتم این بازاره خیلی دوره بیا این یکی که نزدیک تره رو بریم و همسرجان هم گفتن که اشکال نداره بذار بازار خوبشونو بریم. و اینگونه بود که رفتیم و رفتیم و رفتیم تا بلاخره رسیدیم!

تصویر 35 : بازار خلیج فارس (عکس از اینترنت)

35.jpg

تصویر 36: ماکت بازار خلیج فارس

36.jpg

وارد که شدیم دیدم چقدر بازار شلوغه ! انتظار نداشتم اصلا بازاری که اینقدر دوره اینقدر شلوغ باشه ساعت 6.30 وارد شدیم و راننده تاکسی گفت شما 1 شب زودتر بیرون نمیاین!

 

به نظر من که این بازار اصلا ارزش این همه راه اومدن رو نداشت. البته به نسبت بازارهای مشهد که اتفاقا جنس های متنوع و ارزونی هم نداره عرض میکنم! سرشکسته از گشت و گذار نا فرجام در بازار به همسرجان گفتم بیا همون بازار شیکشونو بریم! البته این بین دوتا بستنی هم برای تجدید روحیه خوردیم! اینگونه بود که با کرایه 10 تومن به بازار ستاره فارس رفتیم. و اصلا دلم نمیخواد که اوج نا امیدیمونو بگم! فقط همینو بگم که در همون لحظه ما کلا قید خرید و زدیم و دوباره اسنپ گرفتیم و با 7.5 به هتل برگشتیم.

هزینه های روز اول:

رفت و آمد: 41 هزار تومان

ورودی: 18 هزارتومان

ناهار: 87 هزارتومان

بستنی: 8 هزار تومان

مجموع: 154 هزارتومن

 

2-2- روز دوم

تخت جمشید

امروز با راننده هماهنگ کرده بودیم که ساعت 8 به سمت تخت جمشید بریم . صبح بعد از خوردن صبحانه نیمه مفصل هتل به سمت تخت جمشید حرکت کردیم.

در سال 518 ه.ج همزمان با اوج قدرت پارس داریوش اول به منظور نمایش قدرت و همچنین برگزاری مراسمات و جشن ها  دستور ساخت کاخ آپادانا رو به عنوان اولین کاخ داد و 120 سال طول کشید تا تمام قسمت های تخت جمشید کامل شود. تخت جمشید اسمیه که مورخان بر روی این مکان گذاشتند و نام دیگر آن پارسه یا پرسپولیسه.

ما هیچکدممون تا حالا تخت جمشید نرفته بودیم و تنها تصور ما همون چیزهایی بود که توی عکس ها دیده بودیم. اول اینکه برای وارد شدن به تخت جمشید اجازه ورود کیف رو نمیدن. پس کیف رو تحویل امانات دادیم و بلیط ورودی به مبلغ 3 هزارتومن گرفتیم و وارد شدیم.

تصویر 37 : ماکت تخت جمشید

37.JPG

من تلفیقی از استرس و هیجان بودم. راننده قرار بود راهنمای ما باشه ولی چشمم آب نمیخورد که راهنمایی ای بلد باشه. البته من خودم یه چیزایی خونده بودم و بدون اطلاعات نبودم. البته کنار هر بنا تابلویی شیشه ای قرار داشت که اطلاعات خلاصه ای از اون بنا رو نوشته بود.

تصویر 38: نقشه راهنمای تخت جمشید

38.jpg

در شکل زیر مسیری که ما رفتیم رو براتون مشخص کردم

تصویر 39: راهنمای تخت جمشید

39.jpg

از پله ها که بالا رفتیم اول به دروازه ملل رسیدیم و من منتظر بودم که راننده یه چیزی بگه و بعد دیدم نه ! اشاره ای به نوشته ی کنار کرد و گفت همه جا اینجا اطلاعاتش هست بخونین!! خونسردیمو حفظ کردم و نوشته روی شیشه رو خوندم که خلاصش میشه دروازه ملل از چهار ستون تشکیل شده که هر کدام 16 و نیم متر ارتفاع داره

تصویر 40 : دروازه ملل از نمای بیرونی

40.JPG

تصویر 41 : دروازه ملل از نمای درونی

41.JPG

همونجا هم یه تابلو بود که راجع به عینک واقعیت مجازی چیزی نوشته بود. راهنماممون(!!) گفت که اینجا از این عینکا میتونین بگیرین و وقتی به چشتون بزنین میتونین هر قسمت و قبل از تخریب ببینین. منم ذوق زده از یه آقایی که اونجا بود پرسیدیم از کجا میشه عینک گرفت که گفت عینک الان نداریم. هیچی با لب و لوچه آویزوون به ادامه بازدید پرداختیم! بعد از دروازه ملل نمونه سرستون های  دوسر عقاب وجود داره.

تصویر 42: سرستون عقاب

42.JPG

این سرستون ها برای کاخ ناتمام بوده که هیچ وقت استفاده نشده. در کل چهار مدل سرستون در تخت جمشید داریم.

جدول 1: سرستون ها در تخت جمشید

j2.jpg

 

 

 

بعد از آن به کاخ نا تمام میرسیم که به دلیل حمله اسکندر مقدونی ساختش ناتمام مونده و اونو بهترین مکان برای مطالعه و دیدن نحوه ی ساختن کاخ ها میدونن. از این مکان لوح های بسیاری کشف کردن.

تصویر 43: کاخ نا تمام

43.JPG

بعد از این قسمت میتونین به سمت کاخ صد ستون برین و یا به سمت مقبره ها، که پیشنهاد من اینه که چون هنوز تازه نفسین به سمت مقبره ها برین. در تخت جمشید دو مقبره وجود داره. اردشیر دوم و سوم.

چون در اون زمان مرده ها رو با میراث و وسایل گرانقیمتی خاک میکردن الان داخل مقبره ها رو خالی کردن. و اگه دقت کنین میتونین ببینین ! از قسمت بالای مقبره تخت جمشید کاملا قابل دیدنه.

تصویر 44: مقبره اردشیر سوم

44.JPG

من از همین مکان کاخ ها رو براتون علامت گذاری کردم.

تصویر 45: تخت جمشید از نمای مقبره اردشیر سوم

45.jpg

در قسمت روبرو کاخ صدستون قرارداره . این کاخ صدتا ستون داشته که چیزی جز ته ستون باقی نمونده . روی دیواره آن عکس 100 سرباز هست که هر سرباز نماد 100 هزار سرباز دیگه ست. و هر کدوم از این نماد ها به یکی از این ستون ها نسبت داده میشه به این معنی که همانطور که این 100 ستون این کاخ رو محکم نگه میدارن. این 100 سرباز از کشور نگهداری میکنند

تصویر 46: کاخ صد ستون

46.JPG

تصویر 47 : کاخ صد ستون

47.JPG

کنار صد ستون خزانه داری هست . بر اساس روایت مورخین بعد از سقوط تخت جمشید، اسکندر طلا و نقره و اشیا قیمتی تخت جمشید را با سه هزار شتر، اسب و قاطر انتقال داده است.

و حالا میرسیم به موزه تخت جمشید. که البته ورودی جدا داره و در اون تعدادی از اشیا و باقیمانده هایی از کاخ ها رو نگهداری میکنند. توی این موزه به تفضیل راجع به نمادهایی که روی دیواره کاخ آپادانا هست توضیحات نوشته که هر قسمت مربوط به کدوم ملیته و چه خصوصیاتی داشته

تصویر 48: موزه تخت جمشید

48.jpg

تصویر 49: موزه تخت جمشید

49.JPG

بعد از اون وارد کاخ آپادانا میشیم. این کاخ اولین و بزرگترین کاخ ساخته شده در این مجموعه ست و جشن های نوروزی اینجا برگزار میشده. روی دیوار این کاخ شما عکس نمایندگان کشورها رو می تونین ببینین. این کاخ 72 تا ستون داشته که تعداد معدودی از اون باقی مونده.

تصویر 50 تا 52 : کاخ آپادانا

50.JPG51.JPG52.JPG

کاخ تچرا به معنی زمستان، کاخ زمستانی و اختصاصی داریوش بوده. این کاخ جزو سالم ترین بناهاییه که مونده. دلیلش هم اینه که این کاخ رو از دل صخره تراشیدن. البته قبلا تمام کاخ صیغلی بوده به همین دلیل به تالار آینه هم معروفه.

تصویر 53 و 54 : کاخ تچرا

53.JPG54.JPG

کاخ بعدی کاخ هدیشه که کاخ اختصاصی خشایار شا بوده و بر بلندترین صفحه تخت جمشید بنا شده. گفته میشه که آتش سوزی از این کاخ شروع شده. کف این کاخ سنگ اصلی کوه است.

تصویر 55 و 56 : کاخ هدیش

55.JPG56.JPG

بعد از بازدید دوباره به سمت دروازه ملل رفتیم که حالا مملو از آدم شده بود و با تخت جمشید وداع کردیم.

تصویر 57: تخت جمشید از دور

57.JPG

پس از پرداخت 5 تومن هزینه پارکینگ به سمت نقش رستم راه افتادیم. در مسیرمون نقش رجب هم بود که از توی ماشین نگاهش کردیم.

نقش رجب

نقش رجب تصویری از سه مجلس تاجگذاری پادشاهان ساسانی ست. تاج گذاری شاپور اول دومین شاهشنشاه ساسانی، اردشیر پاپکان بنیانگذار سلسله ساسانی و شاپور یکم فرزند اردشیر پاپکان.

تصویر 58: نقش رجب (عکس از اینترنت)

ALTvvAguAtZMu6zRsKKWJh4cQiugtdCE75zvoVWU.jpeg

نقش رستم. دوست داشتنی های رو به زوال

در نقش رستم چهار مقبره وجود داره که از راست به چپ منسوب به خشایارشا، داریوش کبیر، اردشیر اول و داریوش دوم می باشد.

ورودی این مکان هم نفری 3 تومن بود.

تصویر 59: نقش رستم

59.JPG

در پایین کوه هم آثاری از دوران ساسانی حجاری شده که عبارتند از:

نقش اول: تاجگذاری نرسی پسر شاپور یکم ساسانی ست که حلقه شهریاری را از آناهیتا خدای آّب دریافت می کند.

تصویر 60: نقش اول (عکس از اینترنت)

60.JPG

نقش دوم که زیر آرامگاه داریوش کبیره نشان دهنده پیروزی بهرام دوم بر دشمن خویشه.

تصویر 61: نقش دوم (عکس از اینترنت)

61.jpg

نقش سوم نشانگر شکوه و بزرگی شاپور اول ایرانه که والرین امپراطور روم در مقابل اون زانو زده.

تصویر 62: نقش سوم

62.jpg

نقش چهارم نشانگر پیروزی هرمز دوم بر دشمن خویشه

تصویر 63: نقش چهارم

63.jpg

نقش پنجم احتمالا تصویر شاپور دومه

نقش ششم نقش بهرام دوم همراه خاصان و نزدیکانشه

تصویر 64: نقش ششم (عکس از اینترنت)

64.jpg

بعد از این نقش ها هم کعبه زرتشت وجود داره. در مورد استفاده این کعبه نظرهای متفاوتی وجود داره عده ای میگن آتشکده بوده، بعضی ها معتقدن اسرار و اسناد رمزی رو اینجا نگهداری میکردن و حتی بعضی ها معتقدن که تقویم آفتابی بوده.

تصویر 65: کعبه زرتشت

65.JPG

افسوس و صد افسوس که این بناهای زیبا و ارزشمند دارن از بین میرن و معلوم نیست چند سال دیگر در چه وضعیتی باشن!

بعد از بازدید از این بناهای زیبا از ورودی این مجموعه مجسمه تخت جمشید و ستون هاشو به قیمت 90 هزارتومن خریدیم که همین مجسمه رو در آرامگاه خواجوی کرمانی کمتر از 70 تومن میفروختن!

به ماشین برگشتیم و تصمیم گرفتیم سر راه به آرامگاه خواجوی کرمانی بریم.

در طول مسیر راننده خیلی اصرار داشت که ما برنامه هامونو جوری تنظیم کنیم که به یه جایی به فاصله 70 کیلومتری شیراز به اسم بهشت گمشده بریم که متاسفانه ما وقت نداشتیم. در تمام مسیر هم از بستنی معروف باباکوهی برای ما سخنرانی کرد!

 

آرامگاه خواجوی کرمانی

با اینکه خسته بودیم ولی با فکر به اینکه شاید دیگه فرصت نشه که به آرامگاه خواجوی کرمانی بیایم جلوی دروازه قرآن پیاده شدیم و با پرداخت نفری 2 تومن وارد آرامگاه خواجوی کرمانی شدیم

تصویر 66: دروازه قرآن

66.JPG

اینجا هم یک سری نقش و نگار بر روی سنگ ها بود که واقعا توان نداشتیم اونا رو هم بررسی کنیم!

تصویر 67: نقش و نگارها در آرامگاه خواجوی کرمانی

67.jpg

و بعد غاری بود منسوب به غار سنگی که داحل آن یک شیر سنگی بود که از دهانش آب بیرون میریخت.

تصویر 68: غار شیر سنگی

68.jpg

یکم توی محوطه گشتیم و چندتا عکس گرفتیم

تصویر 69: آرامگاه خواجوی کرمانی

69.JPG

تصویر 70: محوطه آرامگاه خواجوی کرمانی

70.JPG

سوار تاکسیمون شدیم و به هتل برگشتیم و با اینکه با راننده 70 تومن توافق کرده بودیم ولی 85 تومن بهش پرداخت کردیم و در هتل بیهوش شدیم!

 

رستوران هفت خوان

ساعت 3 بیدار شدیم و تصمیم گرفتیم بریم ناهار بخوریم. اسنپ گرفتیم و به رستوران هفت خوان که تعریفشو شنیده بودیم رفتیم. این مجموعه رستوران شامل 5 رستوران و 2 تا کافی شاپه: رستوران سنتی فرود، رستوران بوفه سیندخت، رستوران فست فود بلیان، رستوران بین المللی نوفل، رستوران باربیکیو گرسیوز، کافی شاپ زریر و کافی شاپ گیسیا. اطلاعات بیشتر شامل منو ها و فضای رستوران ها رو می تونین توی سایتشون ببینین.

در نگاه اول با دیدن فضای ورودی رستوران توی ذوقم خورد. چون اصلا شبیه عکسش نبود. من انتظار یه ساختمان پر ابهت تر میگشتم که متاسفانه عایدم نشد!

تصویر 71: رستوران هفت خوان

71.jpg

 ما به فست فود بلیان رفتیم. و یک پیتزای  مخصوص هفت خوان با دوتا نوشابه به مبلغ 61 تومن سفارش دادیم که از لحاظ کیفیت خوب بود ولی از لحاظ طمع چنگی به دل نمیزد. همچنین فضای کلی هم منو جذب نکرد. در کل جوری نبود که دلمون بخواد بازم به این رستوران برگردیم!

تصویر 72: پیتزای مخصوص هفت خوان

72.jpg

باغ جهان نما: مکانی برای پرواز خیال

بعد از اون پیاده به سمت باغ جهان نما با استفاده از نرم افزار نشان حرکت کردیم. یه نکته ای رو بگم که توی نرم افزارها ورودی باغ جهان نما رو از خیابان نفت نشون میده در حالیکه ورودی در خیابان حافظ قرار داده. و اگه اینو ندونین مثل ما مجبور میشین یه عالمه پیاده برگردین. توی نقشه ورودی رو نشون دادم و البته مقصد بعدی ما که حافظیه بود هم در نقشه مشخصه.

تصویر 73 : مسیر حرکت73.png از هفت خوان به باغ جهان نما و حافظ

ورودی باغ جهان نما که 2.750 تومن بود رو پرداخت کردیم و اولین چیزی که در این باغ جلب توجه میکنه درخت های جلوی در ورودیه که اونو به شکل های زیبا تراش دادن.

تصویر 74 : ورودی باغ جهان نما

74.JPG

باغ جهان نما در زمان آل مظفر و آل اینجو در نهایت آبادانی بوده . در هنگام اقامت تیمور گرگانی اینقدر این باغ محبوب بوده که تیمور در شهر خودش یعنی سمرقند هم باغی به همین شکل و همین نام درست کرده. عمارت داخل باغ هم در سال 1185 ه. ق توسط کریمخان ایجاد شده است.

تصویر 75: عمارت باغ جهان نما

75.JPG

قدم زدن در این باغ پر از درختهای نارنج و در هوای بسیار مطبوع و عالی تجربه ای بود که شاید دیگه تکرار نشه! مخصوصا اینکه دقایقی بعد خودمون رو در سیل جمعیت جلوی در ورودی حافظیه دیدیم!

تصویر 76 و 77: باغ جهان نما

76.JPG77.JPG

حافظیه : من در میان جمع و دلم جای دیگری ست!

تقریبا نزدیک غروب بود که به حافظیه رسیدیم. از اول جوری برنامه ریخته بودیم که حافظیه رو هم در روز ببینیم و هم در شب و بهترین زمان ممکن رسیدیم. قبل از اینکه به شیراز بیام همیشه حافظیه رو برای خودم یه حس عرفانی زیبا تصور می کردم ولی وقتی با جمعیت کثیر جلوی در و صدای گوش خراش افرادی که دائم میخواستن به هر ترفندی فال حافظ بفروشن مواجه شدم آشفتگی عجیبی گرفتم. حتی بارها توی دلم تصمیم گرفتم که از دیدن صرف نظر کنم و برگردم . همسرجان توی صف بلیط فروشی بود و من سرگردان قدم میزدم.

حافظیه زیبا بود، عرفانی بود ولی از نظر من غریب بود. انبوه آدم اونجا بودن و داشتن انواع  اقسام عکس ها رو میگرفتن و من توی ذهنم حضرت حافظ رو تصور میکردم که آرام دور از جمعیت نشسته و افسوس می خوره.

تصویر 78 و 79: حافظیه

78.JPG79.JPG

این بهترین بیان من از حس و حالم در حافظیه بود.

سعی کردم تمرکز کنم و به حیاط پشتی رفتم. مثل همه جاهای دیگه بازار داغ خرید جنس های سنتی که مقدار زیادشون چینی بودن داغ بود و من در حیاط نشستم و یک فالوده بستنی 10 هزار تومنی خوردم!

تصویر 80 : فالوده بستنی در حافظیه

80.jpg

از اونجایی که شلوغی اذیتمون میکرد تصمیم گرفتیم که اونجا رو ترک کنیم، هنوز برای هتل رفتن زود بود . من توی برنامه ریزی هام جاهای نزدیک بهم رو دسته بندی و برای یک روز گذاشته بودم و چند نقطه روی نقشه داشتم که نزدیک به هیچ جایی نبود که اونا رو گذاشته بودم برای روز مبادا ! وقتی که موندیم کجا بریم! یکی از اون ها باغ ارم بود. پس سریعا اسنپ گرفتیم و به سمت باغ ارم حرکت کردیم.

تصویر 81: مسیر حافظیه تا باغ ارم

81.png

باغ ارم

ورودی باغ ارم هم 3 هزارتومان بود. و جلوی در تابلو زده بود که روز 22 بهمن باغ ساعت 4 بعدازظهر باز میشه. و من توی ذهنم فکر میکردم که 22 بهمن از کجا میشه بازدید کرد ؟!

وقتی با باغ ارم رسیدیم کامل شب شده بود و دیدن عمارت زیبای وسط این باغ که یادگار از دوران سلجوقیه ست بسیار فریبنده بود. قضاوت راجع به زیبایی این باغ را از روی عکس ها به شما میسپارم ولی چیزی که معلوم الحاله اینه که عکس آنچه رو که چشم میبینه رو نشون نمیده. ساعاتی رو در این باغ زیبا سپری کردیم. تماشا کردیم و لذت بردیم و ریه هامونو از هوای پاک پر کردیم و بعد به سختی دل کندیم به این امید که باز هم خواهیم آمد!

تصویر 82 و 83 :  باغ ارم

82.JPG83.JPG

هزینه های روز دوم:

رفت و آمد: 154 هزار تومان

ورودی: 33.5 هزار تومان

ناهار: 61 هزار تومان

فالوده بستنی: 10 هزارتومان

یادگاری تخت جمشید: 90 هزارتومان

مجموع: 348.5 هزار تومان

 

2-3- روز سوم:

برای امروز برنامه بازدید از مجموعه زندیه رو داشتیم که چون روز تعطیل بود و احتمال میرفت که تعطیل باشه برنامه رو عوض کردیم. و برای صبح طبق نقشه زیر برنامه ریختیم. البته قبلش من با تک تکشون تماس گرفتم و مطمئن شدم که باز هستند.

تصویر 84: برنامه صبح روز سوم

84.jpg

خانه فروغ الملک : آقای فروغ الملک یا خانم فروغ الملک!

مقصد اول خانه فروغ الملک بود. صبح پس از خوردن صبحانه به سمت این خانه حرکت کردیم. هتل ما چون در محله مذهبی بود بین راه هیئت های مذهبی رو میدیدم. (تعطیلی مذکور شهادت حضرت فاطمه بود) پس حدود 20 دقیقه و پیموندن مسیر مارپیچ و کوچه های تنگ به خانه فروغ الملک رسیدیم.

خانه فروغ الملک و یا موزه هنر مشکین فام به صورت خصوصی اداره میشه. اول تصور میکردیم که فروغ الملک مانند زینت الملوک از زنان خیر زمان خودش بوده ولی با مطالعه تابلویی که جلوی در ورودی نصب و بیانگر اطلاعات مکان بود متوجه شدیم که فروغ الملک در واقعا همسر زینت الملوک و داماد قوام بزرگه! من و همسر جان هردو با صدای بلند گفتیم آقای فروغ الملک ؟؟؟

خانم خوشرو و مهربونی که جلوی در در حال آماده کردن بلیطهای ما بود با لبخند نگاهی به ما کرد انگار این صحنه رو هر روز میبینه !

ساعت تقریبا 9 صبح بود که به این خونه رسیدیم و هیچ بازدید کننده ی دیگه ای نداشت پس با خیال راحت و هیجان زده دوربین رو برداشتیم و وارد حیاط خونه شدیم. این خونه هم در نگاه اول به زیبایی خانه زینت الملوک بود.

تصویر 85: نمای خانه فروغ الملک

85.JPG

در ابتدای ورود شجرنامه و عکس هایی از فروغ الملک وجود داشت.

تصویر 86: شجره نامه فروغ الملک

86.JPG

تصویر 87: عکس فروغ الملک

87.JPG

وارد قسمت اول موزه شدیم که توضیحی بر چگونگی معماری در آن زمان و لوازم و باقی مانده های معماری مثل کاشی ها بود.

تصویر 88: نمونه کاشی های موزه

88.JPG

تصویر 89: نمونه ستون ها در موزه

89.JPG

قسمت بعدی موزه مربوط به نقاشی هایی بود که خود آقای مشکین فام کشیده بودن . در اتاق بعدی هم نقاشی های بزرگتری نصب شده بود که این اتاق پنجره های رنگی زیبایی داشت.

تصویر 90: اتاق نقاشی ها

90.JPG

و اتاق بعد پر بود از عکس های قدیمی از افراد مشهور و مختلف که اگه میخواستیم تک تک عکس ها رو بررسی کنیم ساعت ها طول میکشید!

تصویر 91: اتاق عکس ها

91.JPG

از این اتاق یک در به اتاق بعدی وجود داشت که به محض اینکه بازش کردم جیغ زدددم وااااای اینجا چقدر قشنگه!

اتاقی با سقفی گنبدی زیبا و حوضی زیبا تر در وسطش! فقط یک لحظه تصور کردم که زندگی در این خانه زیبا چه حس و حال خوبی داشته و سعی کردم آپارتمان 80 متری خودمون رو از ذهنم دور کنم!!

تصویر 92 : یکی از اتاق های خانه فروغ الملک

92.JPG

 

چند دقیقه ای در همون اتاق نشستم  و از اتاق لذت بردم غافل از اینکه این خونه سراسر از زیبایی و شگفتیه.

در اتاق بعدی چند دقیقه ای مات و مبهوت موندم پنجره های رنگی خیلی زیبا با ویوی درخت های نارنج حیاط پشتی.

تصویر 93: پنجره های رنگی خانه فروغ الملک

94.JPG

اگر بدونم کسی میخواد به این خانه بره هیچ وقت اینا رو براش تعریف نمیکنم. هرکسی باید خودش بره و جز به جز این خونه رو کشف کنه

حیاط پشتی با یک درخت نارنج در وسط آن واقعا دل منو برد!

تصویر 94 و 95 : حیاط پشتی خانه فروغ الملک

95.JPG96.JPG

شما رو به عکس ها واگذار میکنم!

پس از دل کندن از این خانه زیبا دو چیز فکرمو درگیر کرده بود :

1- چرا در روزهای شلوغ فقط بناهای معروف مثل حافظیه شلوغه و جاهای دیدنی مثل این خانه پرنده پر نمیزنه ؟؟ چرا اینقدر باید بازدید این خانه کم باشه ؟

2- زینت الملوک و فروغ الملک چرا دوتا خونه ی جدا داشتن!!؟؟!!!

عمارت شاپوری: بنشین و دمی به شادمانی گذران!

عمارت شاپوری مربوط به اوایل دوره پهلوی و به سبک دوران قاجاری ساخته شده است . ورودی آن نفری 2 هزار تومنه و در خیابان خوشگل انوری قرار گرفته. خیابان انوری رو من دوست داشتم سنگ فرشه و دورتادور آن شکلات فروشی و پاساژ های کوچیکه.

طبقه بالا این عمارت رستوران شده و ساعت 11 که ما رسیدیم صبحانه سرو میکرد. طبقه پایین کافی شاپ. که در این کافی شاپ دوتا چای دارچین و چای بهارنارنج گرفتیم و "دمی به شادمانی گذراندیم!" نگاه کردن به این عمارت زیبا واقعا لذت بخشه. نقش و نگار ظریف و چشم نواز و ریزه کاری های این ساختمان رو هیچ وقت از یاد نمیبرم.

تصویر 96: نمای عمارت شاپوری

DSC_0715.jpg

از جمله چیزهایی که توی شیراز دیدیم تغییر ناگهانی هوا بود روی صندلی های کافی شاپ با خوشحالی نشسته بودیم و از هوا لذت میبردیم (همسرجان پیراهن آستین کوتاه تنش بود) که ناگهان هوا ابری شد و باران شروع به باریدن کرد. ما هم که به اندازه کافی لذت برده بودیم این عمارت زیبا رو به مقصد ارگ کریمخانی ترک کردیم.

فاصله کوتاه بین عمارت شاپوری و ارگ کریمخانی را به دلیل باران با تاکسی خطی طی کردیم که البته پشت دستتمون رو داغ کردیم که دیگه اینکارو نکنیم ! همون فاصله رو 4 هزارتومن از ما گرفت!!

 

ارگ کریمخان

ارگ کریمخان از بیرون خیلی با ابهته و همیشه دلم میخواست اینجا رو از نزدیک ببینم. جلوی در ورودی باز با صف مواجه شدیم و من باز به سوالی که بعد از خانه فروغ الملک ذهنمو مشغول کرده بود فکر میکردم!

ارگ کریمخانی محل زندگی کریم خان زند بوده و بعدها در دوران پهلوی از آن به عنوان زندان استفاده می شده به همین دلیل به زندان کریمخانی هم معروفه.

تصویر 97: ارگ کریمخانی

97.JPG

داخل ارگ کریمخان شلوغ بود.در آن مجسمه کریمخان و اطرافیانشو درست کرده بودن

تصویر 98: مجسمه کریمخان و اطرافیان

98.JPG

مثل سایر بناها اتاقی با پنجره های رنگی وجود داشت

تصویر 99: پنجره های رنگی ارگ کریمخانی

99.JPG

و قسمت جالب ترش به نظر من حمام بود که سقف و دیواره های قشنگی داشت.

تصویر 100 و 101: حمام ارگ کریمخانی

100.JPG101.JPG

از اینجا که خارج شدیم به مغازه های پشت ارگ برای خرید سوغاتی و مسقطی معروف شیراز رفتیم. همچنین مغازه های اینجا به بستنی هم خیلی معروفن ما که میل نداشتم و قسمتون نشد ولی شما اگه خواستین استفاده کنید بستنی شکرریز و بابابستنی از مغازه های معروف اینجان.

رستوران صوفی: آِیا این صوفی همون صوفی ست ؟؟؟

بعد از خرید سوغاتی تصمیم گرفتیم بریم ناهار بخوریم. صبح وقتی داشتیم به خونه فروغ الملک میرفتیم در راه رستوران "صوفی" رو دیدیم. من قبلا تعریف رستوران صوفی رو شنیده بودم اما اونچه که تو نقشه علامت زده بودم اینجا نبود ولی خب دل و به دریا زدیم و به این امید که این رستوران شعبه دیگری از همون رستوران صوفی معروفه  به رستوران صوفی رفتیم.

وقتی به رستوران رسیدیم تقریبا خیس شده بودیم و سردمون بود. وارد رستوران که شدیم از دیدن فضا انرژی دوباره گرفتیم. حوض آب وسط محوطه و چترهایی که بالای هر میز بودن واقعا منظره زیبایی رو به وجود آورده بودن.

تصویر 102: محوطه رستوران صوفی

102.jpg

 با اینکه سرد بود ولی توی محوطه نشستیم و دقایقی بعد متوجه شدیم بالای سرمون هیتر وجود داره . چی بهتر از این ؟؟؟ روی دیوار نوشته بود "رستوران صوفی شعبه دیگری ندارد!" و من دوباره از روی گوشی چک کردم و دیدم بعلهه دستورانی که من توی مپ قبلا علامت زدم توی خیابان ستارخانه و از اینجا خیلی دوره . اینم که میگه ما شعبه دیگری نداریم! ولی این رستورانه هم که خیلی خوبه پس این صوفی اون صوفی نیست ؟؟

همونجا پیشخدمت اومد و ظرفهای  خوشگل روحی با نقش و نگار زیبا جلومون گذاشت که من یکی دیگه واقعا رو ابرا بودم! یهو چشمم به کاغذ زیر بشقاب ها افتاد "رستوران صوفی:ستار خان"!! یا خدااا اینجا که ستار خان نیست! من که گیج و مبهم گفتم بیخیال دیگه ما که نفهمیدیم چی شد!

منو غذا خیلی هیجان انگیز و خوب بود مثلا یه غذا داشت به اسم "خانه مادربزرگه!" که البته چون توی برنجش هویج داشت ما سفارش ندادیم. من کباب تابه ای سفارش دادم و همسرجان ته چین. وقتی غذا رو آورد واقعا لذت بردیم. قیمت غذا با نوشیدنی 91 هزارتومن شد.

تصویر 103: غذا در رستوران صوفی

103.jpg

بعد غذا به هتل رفتیم و استراحت کردیم.

باغ دلگشا

برنامه بعد از ظهر باغ دلگشا و آرامگاه سعدی بود.

ساعت 5 از خواب بیدار شدیم و به سمت باغ دلگشا رفتیم. توی گوگل مپ ساعت کاری باغ دلگشا رو تا ساعت 6 نشون میداد. استرس داشتم که دیرنرسیم و به در بسته نخوریم. ولی جلوی ورودی خداروشکر مشکلی پیش نیومد. نمیدونم چرا ساعت کاری رو تا 6 نشون میداد ما حتی موقع برگشت هم دیدیم که هنوز وارد باغ میشن.

باغ دلگشا مربوط به دوره ساسانیان، صفویه و قاجاره. عمارت داخل آن هم مربوط به دوره قاجاریه و با الهام از معماری کاخ های ساسانیانه.

تصویر 104: باغ دلگشا

104.JPG

داخل عمارت موزه لوازم و طبقه بالا آن موزه رادیوست که البته ورودی جداگانه داره (نفری 3 تومن و ورودی خود باغ نفری 1500) . داخل ساختمان رو تا حدی بازسازی کردن و از حالت قدیمی خارج شده.

تصویر 105 و 106: موزه داخل باغ دلگشا

105.JPG106.JPG

نمای باغ از طبقه سوم واقعا دیدنی ست.

تصویر 107: نمای باغ از طبقه بالا عمارت

107.JPG

تصویر 108: باغ دلگشا

108.JPG

پس از گشت و گذار در باغ پیاده به سمت آرامگاه سعدی راه افتادیم.

تصویر 109: مسیر بین سعدی و باغ دلگشا

109.png

بین باغ دلگشا و آرامگاه سعدی، پارکی بود به اسم بوستان که روی کوه ساخته شده بود. به نظر من دیدنش خالی از لطف نیست.

آرامگاه سعدی

ورودی آرامگاه سعدی هم 3 تومن بود و جلوی آن بسته های بهارنارنج میفروختن. آرامگاه سعدی هم مثل حافظ شلوغ بود. و من از جاهای شلوغ خوشم نمیاد.

تصویر 110: آرامگاه سعدی

110.JPG

تصویر 111: آرامگاه سعدی

111.JPG

کنار آرامگاه جایی وجود داره معروف به "حوض ماهی"  که قدمت 1400 ساله داره و معروفه که ماهی آن مقدس ان. به سمت حوض ماهی رفتیم و از چیزی که دیدیم شوکه شدیم. حوضی کثیف با ماهی های مرده و پر از آشغال. و البته سکه هایی که داخل آن برای برآورده شدن آرزوها انداخته بودن!

تصویر 112: حوض ماهی (عکس از اینترنت)

112.jpeg

نا امید از حوض ماهی بیرون اومدیم و یه بستنی فالوده شیرازی به قیمت 15 تومن که به خوبی فالوده های حافظ هم نبود و یک شربت خاکشیر نوش جان کردیم. مدتی توی محوطه دور زدیم و روز سوم رو به پایان رسوندیم.

هزینه های روز سوم

رفت و آمد: 14 هزارتومان

ورودی: 31 هزارتومان

ناهار: 91 هزارتومان

سوغاتی: 132 هزارتومان

خوراکی: 41.5 هزارتومان

مجموع: 309.5 هزار تومان

 

2-4- روز چهارم

بلاخره نوبت به مجموعه زندیه رسید. به مجموعه ی حمام وکیل، مسجد وکیل و بازار وکیل مجموعه زندیه میگن. امروز بین التعطیلین بود و خودش تعطیل نبود پس کل مجموعه باز بود.

صبح بعد از صبحونه زودتر از هتل خارج شدیم. تصمیم داشتیم قبل از رسیدن به مجموعه زندیه چند جای دیگه رو هم بین راه ببینیم. نقش راه امروزم به شرح زیره:

تصویر 113: برنامه روز چهارم

113.jpg

مسجد نصیرالملک

مسجد نصیرالملک رو دیده بودیم ولی هدف دیدنش توی نور صبح بود. یادتونه دفعه قبلی که این مسجد اومدیم ساعت 2 بعدازظهر بود و گفتم چه کار خوبی کردم که این تایم رو رفتم ؟؟ بله مسجد توی نور صبح بی نهایت زیباست ولی به شرطی که تا چشم کار میکنه آدم نباشه!! ما حدود 8 صبح به مسجد رسیدم و مملو از آدم بود. حدود 90 درصدشون هم چینی بودن! هرچند که بازم دیدنش زیباست.

تصویر 114: مسجد نصیرالملک

114.JPG

 

مدرسه خان

بعد از مسجد به سمت مدرسه خان راه افتادیم. خب عادت کرده بودیم که هرجا شناخته شده است مملو از آدم باشه و هرجا که یک مقدار کمتر شناخته شده ست خلوت باشه. ولی مدرسه خان جزو هیچکدوم از این دو حالت نبود. توی مدرسه خان هیچ کس نبود! خودمون در و باز کردیم و وارد شدیم که یه آدمی بدو بدو اومد سمتون و 3 تومن ورودیشو گرفت.

تصویر 115 و 116: مدرسه خان

115.JPG116.JPG

جلوی در تابلو زده بود که ورود به طبقه بالا ممنوعه. به آقاهه گفتیم فقط باید محوطه رو ببینم ؟؟ که گفت اگه میخواین بالا رو هم ببینین نفری 2 تومن دیگه هم بدین!! که ما هم پرداخت کردیم و به طبقه بالا رفتیم.

تصویر 117 و 118: طبقه بالا مدرسه خان

117.JPG118.JPG

مدرسه خان ازآثار دوران صفویه است که به دستور شاه عباس ساخته شده. ویژگی منحصر به فردش استفاده از اعداد مقدس در ساخت آن بوده که مثلا 5 تا مدرس (محل تدریس)، 12 تا راهرو و 1 مسجد داره. (5تن، 12 امام)

همانطور که توی راهرو ها قدم میزدم تصور میکردم که اینجا قبلا مدرسه بوده و بچه ها توی این راهرو ها شلوغ کاری میکردن. کلاس ها کوچیک بودن ولی هر کلاس یک بالکن با ویوی باغ داشت. اصلا یک جوری بود که آدم دلش میخواست اینجا درس بخونه. البته همسر جان موافق نبود و میگفت من مطئنم بچه های اون موقع خیلی از درس خوندن در اینجا لذت نمیبردن. البته راست میگفت اونا از کجا میدونستن که در آینده بچه ها توی کلاسای کوچیک با حیاط هایی که به زور میشه اسم حیاط روش گذاشت درس خواهند خوند؟

تصویر 119 و 120: راهروهای مدرسه خان

119.JPG120.JPG

کل مدرسه در حال بازسازی بود و همونجا کارگاه های چوب بری وجود داشت که دوباره در و پنجره مشابه قدیمی ها می ساختن.

موزه پارس: بیچاره کریمخان !

از مدرسه که خارج شدیم به سمت موزه پارس حرکت کردیم. در راه از جلوی مجموعه زندیه رد شدیم که افزایش حجم مردم به وضوح قابل مشاهده بود و به باغ نظر رسیدیم. موزه پارس در باغ نظر قرار گرفته. ورودی این موزه 2500 ست.

کریمخان در باغ نظر، عمارت هشت ضلعی زیبایی ساخت که (بهش عمارت کلاه فرنگی، چهارفصل یا باغ حکومتی هم میگن)  محل پذیرایی از میهمانان و سفیران خارجی و انجام مراسم رسمی و.. بوده است.

تصویر 121: عمارت کلاه فرنگی در موزه پارس

121.jpg

کریمخان را پس از مرگش اینجا به خاک میسپرن اما آقا محمد خان قاجار در سال 1206 به دلیل کینه توزی دستور نبش قبر میده و استخوان ها رو به کاخ گلستان میبره. در زمان پهلوی دوباره نبش قبر میکنن و استخوان ها رو به این مکان بر میگردونن. اینجاست که باید بگیم بیچاره کریمخان! بعد از مرگ هم آسایش نداشته!

تصویر 122: مقبره کربمخان

122.jpg

توی این موزه اشیا جالبی وجود داشت. مثلا نمونه کارت عروسی قدیمی و یا قرآنی که خیلی زیبا بود یا ظروف با نقش و نگار دلبرانه.

تصویر 123: قرآن در موزه پارس

123.jpg

تصویر 124: موزه پارس

124.jpg

چیزی که بیشتر از همه من از این موزه دوست داشتم سقفش بود که فوق العاده دوست داشتنی بود و با روح و روان آدم بازی می کرد.

تصویر 125: موزه پارس

125.jpg

اگر از ارگ کریمخان بازدید نکردین الان بهترین فرصته! ارگ کریمخان روبروی این موزه زیبا قرار داره.

ما که ارگ رو دیده بودیم به سمت مجموعه زندیه حرکت کردیم. فقط قبل از اینکه وارد مجموعه زندیه بشیم توی فضای روبروش نشستیم و با یک چای نبات تجدید قوا کردیم!

حمام وکیل

ورودی حمام 3 تومنه

نکته ی برجسته راجع به این حمام معماری اونه، به طوریکه طوری طراحی شده که از هدر رفت گرما جلوگیری کنه. مثلا در زیر سنگ فرش کانال هایی برای عبور هوای گرم وجود داره تا کف حمام زودتر گرم بشه. یا اینکه ورودی حمام خیلی کوچیکه که از ورود سرما جلوگیری کنه و مثال هایی از این قبیل.

داخل حمام مجسمه هایی از افراد اون زمان درست کردن که جلوی بعضی از اونها نوارهای ضبط شده پخش میشه که در نوع خودش جالبه.

تصویر 126: داخل حمام وکیل

126.JPG

تصویر 127: مجلس حنابندان در حمام وکیل

127.JPG

تصویر 128: مجسمه های حمام وکیل

128.JPG

سقف این حمام هم واقعا زیباست.

مسجد وکیل

اینجا کمترین ورودی رو نسبت به بقیه جاها داشت! نفری هزار تومن.

این مسجد از 48 ستون سنگی یکپارچه ساخته شده که زیبایی خاصی داره. هر کسی در گوشه و کنار تلاش میکنه که این زیبایی رو در قاب دوربین جا بده ولی عکس گرفتن کی بود مانند دیدن ؟؟!!

تصویر 129: مسجد وکیل

129.JPG

تصویر 130: مسجد وکیل

130.JPG

بازار وکیل: سرای مشیر کجایی کجایی ؟؟

بازار وکیل بی شباهت به راهپیمایی نبود! شلوغ بود و به سختی میشد توش راه رفت. به همین دلیل من از اینجا عکس نگرفتم و به عکس های اینترنتی لطفا بسنده کنید!

تصویر 131: بازار وکیل (عکس از اینترنت)

131.jpg

من که شنیده بودم سرای مشیر در این بازار دیدنی ست هر سوراخ سنبه ای که میدیم سرک میکشیدم که اولین جایی که رسیدم سرای فیل بود.

حوضی در وسط و دورتادور صندلی برای صرف صبحانه یا استراحتی کوتاه! با همسرجان حسرت خوردیم که چرا نیومدیم چای نباتمونو اینجا بخوریم! من باخودم فکر میکردم که اینجا اینقدر قشنگه پس سرای مشیر دیگه چی باشه!

تصویر 132: سرای فیل (عکس از اینترنت)

132.jpg

در جستجوی سرای مشیر به راهمون ادامه دادیم. این بازار پر بود از انواع ادویه و پارچه و مسقطی شیراز که البته قیمتش از پشت ارگ کریمخان بیشتر بود.  به سختی سرای مشیر رو پیدا کردیم که اینجا از حجم مردم کاسته شده بود و با در بسته رو به رو شدم و یک آن نفس تو سینم حبس شد که با مشاهده برگه "برای ورود به سرای مشیر به این سمت بروید" نفسم آزاد شد و به راهم ادامه دادم. دقیقا جلوی همین در چندتا مغازه فالوده و بستنی وجود داره که اگه توی دوتا جای قبلی چیزی نخوردین اینجا میتونین استفاده کنین!

خوشحال و خندان به سمت سرای مشیر راه افتادیم و از یک دالان باریک گذشتیم که یهو به بن بست رسیدیم. جایی که پارچه آبی زده بودن و ای دل غافل ! سرای مشیر در دست تعمیرات بود !! دیگه از اوج ناراحتیم چیزی نگم براتون

تصویر 133: سرای مشیر (عکس از اینترنت)

133.jpg

حالا که بازدید تموم شد اگه گرسنه اید میتونین غذا رو در رستوران شرزه که دقیقا در همون مجتمع زندیه قرار داره میل کنید. ولی ما که گرسنه نبودیم سر راه دوتا کیک از نونوایی گرفتیم و به هتل برگشتیم تا به برنامه بعدازظهر برسیم.

بعد از یک استراحت کوتاه من دوباره تمام نقاط دیدنی شیراز رو چک کردم که جایی از قلم نیوفتاده باشه. بعدازظهر برنامه باغ عفیف آباد داشتیم. وقتی سرچ کردم دیدم خانه منطقی نژاد دقیقا روبرو رستوران صوفی هست که ما ندیدمش پس تصمیم گرفتیم برای ناهار دوباره بریم رستوران صوفی و بعد خانه منطقی نژاد رو ببینیم و بعدش بریم باغ عفیف آّباد

بعد صرف ناهار در رستوران صوفی که اینبار کباب کوبیده خوردیم و بازم خوشمزه بود به سمت خانه منطقی نژاد رفتیم.

 

خانه منطقی نژاد

خانه منطقی نژاد که موزه هنرهای معاصر شده مربوط به دوران قاجاره. ورودی این خانه 3 هزارتومانه و جزو دسته ی دیدنی های خلوت قرار میگیره! این خانه از بقیه خانه هایی که در شیراز دیده بودیم کمتر مورد توجه قرار گرفته بود و رو به زوال بود. حوض ماهی موجود تو این خونه دیدنی بود.

تصویر 134 و 135: خانه منطقی نژاد

134.jpg135.jpg

وقتی از اینجا بیرون اومدیم متوجه شدیم هوا سرد شده . پس تصمیم گرفتیم برگردیم هتل و لباس گرم برداریم و به باغ عفیف آباد بریم. برگشت به هتل همانا و غذاهای صوفی کار دستمان دادن هم همانا!! وقتی وارد هتل شدم دل دردی شدم که تا ساعت ها نتونستم از هتل خارج بشم و همسرمم هم دقیقا مثل من شد با شدت کمتر! نمیدونم از غذاهای صوفی بود یا کلا از عوارض مسافرت! هرچه که بود مارو از باغ عفیف آباد انداخت (ساعت کاری باغ عفیف آّباد تا 6 شبه) و اینجوری بود که فردا که ما بلیط برگشت داشتیم هم تعطیلی 22 بهمن بود و ما کلا دیگه نتونستیم باغ عفیف آّباد رو ببینیم و این خودش شد دلیلی که تا باز هم به شیراز برگردیم.

ساعت حدود 8 شب بود که بهتر شده بودیم. زدیم بیرون و تا حدود 10 شب توی خیابون ها قدم زدیم و یک کیلو توت فرنگی خریدیم و روزمون رو به پایان رسوندیم.

هزینه های روز چهارم:

ورودی: 41 هزار تومان

ناهار: 62.5 هزار تومان

خوراکی : 33 هزارتومان

مجموع: 136.5 هزار تومان

2-5- روز پنجم

روز آخر سفر ما 22 بهمن بود و همه جا بسته بود! من از صبح تلفن دستم گرفته بودم و به تک تک جاهای دیدنی زنگ میزدم (البته ک بیشتر تمرکزم روی عفیف آباد بود!) تا ببینم کجا بازه ولی نتیجه ای نمیگرفتم. از شب قبل هم باران شروع شده بود و به محض اینکه بیرون میرفتیم موش آّب کشیده می شدیم!

خلاصه که 12 اتاق رو تحویل دادیم پس از یه دور مختصر تو شهر، ناهار رو توی هتل خوردیم. طبق آفری که هتل در اون موقع گذاشته بود ناهار روز آخر رو مهمان هتل بودیم. منویی که بهمون دادن با منوی روز اول تفاوت داشت و شامل 4 5 مدل غذا بیشتر نبود. قزل آلا سفارش دادیم کیفیت متوسطی داشت.

بعد از غذا هم اسنپ گرفتیم و با 5 هزارتومان به فرودگاه شیراز رفتیم. ازدحام جمعیت زیاد بود و با یک ساعت تاخیر به مشهد برگشتیم و پرونده ی سفری پر خاطره رو بستیم.

2-6- جمع بندی

شیراز، شهر شیشه های رنگی ، عطر بهار نارنج و مردم با صفا و با کمالات ، بسیار دیدنی بود. در یک برنامه مرتب چهارروزه کاملا قابل دیدن است. کل هزینه سفر ما شامل 123.5 تومان پرداخت ورودی، 214 تومان رفت و آمد، 394 تومان خوردو خوراک و 222 متفرقه برای 5 روز و دو نفر  شد که در جدول زیر مشخص است. که کاملا به صرفه و منطقی است. امیدوارم این سفرنامه راهگشای شما برای سفر به شیراز بوده باشد.

جدول 2: مجموع هزینه های سفر

j3.jpg

 

 

 

 

 

 

 

نویسنده: Zahra Yekta

تمامی مطالب عنوان شده در سفرنامه ها نظر و برداشت شخصی نویسنده است و وب‌ سایت لست سکند مسئولیتی در قبال صحت اطلاعات سفرنامه ها بر عهده نمی‌گیرد.