مقدمات قبل سفر آخرین سفر خارج از ایران ما تابستان 98 و قبل شروع کرونا بود و ما شهرهای ازمیر و کوشی آداسی و چشمه و آلاچاتی و پاموکاله که در منطقه دنیزلی هست و و حسابی گشتیم و بهمون خوش گذشت و آب و هوا
به کجا چنین شتابان گون از نسیم پرسید دل من گرفته زینجا هوس سفر نداری زغبار این بیابان به سلامتی گذشتی به شکوفه ها به باران برسان سلام مارا با سلام به خوانندگان عزیزو گرامی ؛ سفر روح ما را جلا می دهد و زنگار خستگی از روزمره گی ها را از درون
سلام به همه ی سفر دوستان لست سکندی همین اول کار از همگی بابت سبک نگارش و کم و کاستی های سفرنامه م عذر میخوام ، اولین سفرنامه م هست و قصدی برای نوشتن سفرنامه نداشتم و بعد سفر احساس کردم اگر سفرنامه بنویسم شاید برای
قدم اول انتخاب شهر قبل از هرچیز ،برای شروع سفرمون شروع به تحقیق و خوندن سفرنامه های لست سکند کردم و بین آنتالیا، مارماریس ، باتومی و کوش آداسی، مارماریس رو انتخاب کردم. با توجه به کودکی که همراهمون بود ،طبق تحقیقاتی که کردم مارماریس و باتومی
سلام بر دوستان عزیز... این دومین سفرنامه ای هست که من در سایت لست سکند برای شما عاشقان سفر قرار میدم.امیدوارم که بتونه مفید باشه. برای تعطیلات نوروز من و همسرم تصمیم گرفتیم برای سفر برنامه ریزی کنیم. ما از اوایل بهمن شروع به گشتن برای تور نوروز
روزای عجیبی بود... قیمت دلار و یورو و سکه لحظه ای در حال گرون شدن بود و هر روز خودمو از برنامه سفری که دو سال بود براش نقشه داشتم دورتر و دورتر میدیدم... هنوزم هر روز قیمت تورها رو چک میکردم، تور سریلانکا، تورتایلند،
اسب من یه پژو ۲۰۶ قدیمی هست و این داستان سفر احمقانه من به ترکیه ست! سفری که هر لحظه اش از خودم می پرسیدم: واقعا داری چه غلطی می کنی؟! چند سال پیش و اون زمان ها که هنوز قیمت ها ده بیست برابر
اوایل تیرماه بود با همسرم(مصی) داشتیم کنار دریاچه چیتگر قدم میزدیم که با تماس فرشید(پسرداییم) که مقیم استانبول هم هست حال و هوای استانبول افتاد به سرمون و وقتی با خانواده مطرحش کردیم دو تا از خواهرام(آذر و فاطمه) هم اظهار تمایل کردن که باهامون
سلام به همه لست سکندی های عزیز. دو سه سالی بود که همش به همسرم میگفتم حتما باید یه سفر خارجی بریم و حتما از استانبول هم شروع کنیم. من عاشق سفرم همیشه سفرنامه های لست سکند رو که میخوندم با خودم میگفتم کی میشه
با اینکه تیر ماه امسال تازه از سفر دبی اومده بودیم ولی هیجان یه سفر تازه ولمون نمیکرد . تو این شرایط بد اقتصادی فکراینکه در یه سال دو بار سفر خارجی بری خودش هیجان انگیزه چه برسه به اینکه انجامش بدی . البته من
مقدمه در این سفرنامه توضیحات کاملی در مورد سفر زمینی من تا خوی و پرواز از وان به استانبول، به همراه همسرم ، برادرم . دوستانمون خواهم داد تا دوستانی که تمایل دارند به جای سفر با تور استانبول، با هزینه کمتری سفر کنند بتوانند از
به نام خداوند زیبایی ها سلام به همه عزیزانی که دوستدار سفر هستن و سفرنامه من رو میخونن و سلامی ویژه خدمت دوستان لست سکندی امیدوارم هرجا هستید شاد ، سلامت و موفق باشید. این اولین سفرنامه من هست و خیلی بابت نوشتنش هیجان دارم، امیدوارم
سلام معرف حضورتون هستم که بعد از نوشتن سفرنامه سریلانکا سفرنامه دور جنوبی سریلانکا در 10 روز و کامنت های پر انرژی تصمیم به نوشتن سفر زمینی پرخاطره تهران استانبول گرفتم و حالا اینجا در خدمتتونم . 4800 کیلومتر ،الان دارم بهش فکر میکنم نمیدونم چجوری پدر
تو وجود همه ما آدما عشق به سفر و کسب تجربیات جدید وجود داره حالا یه سری ها اونو پرورش میدن و واسش وقت میذارن و یه سری هاام به خاطر محدودیت ها و شرایط اجتماع و ... سراغش نمیرن و اون حس و عشق
با سلام دوباره خدمت همه لست سکندی های عزیز و دوست داران و عاشقان سفر و سیاحت. از آخرین سفر خارجیم 4 سال میگذره که در تابستان 97 به ارمنستان و گرجستان سفر کردم و شرح سفرنامه هم در داخل سایت موجود می باشد و خیلی
سلام به دوست داران سفر از نوع لست سکندی کلی آرزوی قشنگ براتون دارم که همگی یه وجه مشترک دارند. و اون هم چیزی جز تحقق سفر با رویاهای دلخواه تون نیست. سعی کردم این سفرنامه رو خيلي روان بنویسم، که مشتاقانه تا پایان دنبال
سلام خدمت همه لست سکندیهای عزیز، امیدوارم هر جا هستید شاد ، سلامت ، پرانرژی و همیشه در سفر باشید. این اولین سفرنامه منه و خیلی واسش هیجان دارم ، امید که شماام ازش لذت ببرید و تو سفر زمینی به کاپادوکیا واستون مفید باشه .
سلام خدمت همه علاقه مندان سفر و سفرنامه و طرفداران سایت لست سکند برنامه ریزی: حدود دو سالی میشد که مسافرت نرفته بودیم. درواقع از وقتی کرونا شروع شد دیگه مسافرت نرفتیم چه داخلی چه خارجی. مسافرت که چه عرض کنم حتی از شهر هم خارج نشده
در زمان این سفر یعنی آخر فروردین ۱۴۰۱، قیمت لیر حدود ۲۰۰۰ تومن و دلار حدود ۲۸۰۰۰ تومن بود. نقطه شروع سفر من و دوستم از آنتالیا بود. ترمینال آنتالیا نسبتا بزرگه ولی جوری نیست که توش گم بشی. جایی که اتوبوسها مسافر رو پیاده
من اینجا بس دلم تنگ است و هر سازی که میبینم بد آهنگ است بیا ره توشه برداریم قدم در راه بیبرگشت بگذاریم ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است؟ مهدی اخوان ثالث با سلام و عرض ادب خدمت تک تک دوستان خوبم که وقت گرانبهای خود رو صرف خوندن