Close

سفر از دروازه خورشید تا قلب گرمای زمین - چابهار تا کرمان

4.4
از 26 رای
سفر از دروازه خورشید تا قلب گرمای زمین! +تصاویر

bn131.jpg

 

 

بنام خداوند جهان آفرین

سفر از دروازه خورشید تا قلب گرمای زمین - چابهار تا کرمان

 

سفری به سرزمینی که هر روز زودتر از تمام ایرانیان  به خورشید سلام می دهند و چه بسا بخشی از خونگرمی وصف ناپذیرشان از این  رو باشد .

سفر به دیار باغ و کویر ، نخل و طوفان شن ، صمیمیت و تاریخ ، کرمان زیبا

 

سلام

بارها و بارها در ایرانگردی ها و سفرهای خارجی نهایت بهره را از سفرنامه های دوستان عزیز در سایت وزین لست سکند برده بوده و واقعا احساس دین میکردم که من هم در این رسالت نقشی داشته باشم از اینرو تصمیم گرفتم برای منطقه ای که چند سالی بود بشدت علاقمند سفر به آنجا بودم ، تجربه هایم را بنگارم تا شاید مفید باشد .

نکته : در طول این سفر علیرغم میلم به علت اینکه باید محدودیت زمانی و ناتوانی فرزند معلولم را رعایت می کردم بعضی از برنامه هایم را حذف کردم ، اما سعی کردم اطلاعات آنها را برای دوستان عزیز قراربدهم .

برنامه سفر : 4 شب منطقه کنارک و چابهار – 2 شب بم – 2 شب کرمان با احتساب مسیر رفت و برگشت کلا 10 روز 

تاریخ سفر : یکم فروردین 98 الی 10 فروردین 98

 

القصه :

برای من کارمند خیلی کم فرصت میشود که سفری طولانی داشته باشم اما به لطف خدا ، ابر و باد و مه و خورشید دست به دست هم دادند تا ما سا عت 9:00 صبح روز اول فرودین سال 1398 سفر خود را از قزوین به سمت رویاهای اقیانوسی ، کویری خود شروع کنیم .

یک خانواده چها ر نفره به همراه خودرو L90  و امیدوار به یاری خداوند .

تصویر1 : آغاز راه

1.jpg

 خارج از قزوین بنزین زده و به سمت بویین زهرا راه افتادیم . بعلت شلوغی جاده ، مسیر سلفچگان و جاده قدیم نیاسر کاشان را انتخاب کردیم که واقعا انتخاب درستی بود .

تصویر 2 : مسیر رفت

2.jpg

 ساعت 11 حوالی سلفچگان برف و باران شدیدی باریدن گرفت و هوابسیار سرد شد .

در 25 کیلومتری دلیجان در مجتمع همای سعادت که بنا به تابلوی آن بزرگترین مجتمع بین راهی کشور است توقف کردیم . واقعا هم امکانات بسیار خوب و البته بسیار تمیز بود .

 

ساعت 1 بعد از ظهر شروع به حرکت کردیم و از شهر نراق شهر ملا احمد نراقی، که از شهر های دارای تاریخ کهن ایران است و تعریف نمایشگاه شهاب سنگ آن شنیده ام گذشتیم، امیدوارم در آینده فرصتی دست دهد تا از این شهر نیز دیدن کنیم.

به هر شکل دل به جاده داده و همینطور که هوا گرمتر میشد، جاده هم خلوت تر و البته عشق من به حرکت بیشتر .

ساعت 17 به یزد رسیدیم . گشتی در یزد زدیم و خاطرات بهمن 97 را با خوردن قطاب یزد شیرین کردیم . دست آخر به رستوران خوان دو حد در نزدیکی امیر چخماخ رفتیم . در سفر قبلی نیز از فضا و غذای بی نظیر آن بهره برده بودیم  .

تصویر 4 :رستوران خوان دو حد ( تصویر از اینترنت )

4.jpg

به هرحال پس از خواندن نماز و صرف شام از یزد زیبا خداحافظی کردیم و بسمت کرمان راه افتادیم . چون قصد داشتیم یکسره به مقصد برسیم استراحت هایمان را زیاد کردیم .

جاده کرمان خوب ، خلوت و البته برای من شب رو ایده آل ساعت 12 شب در کشکوییه نزدیک رفسنجان بنزین زدیم.

 

ساعت 1 دوم فروردین حوالی کرمان در کنار مسجد الزهرا که در واقع پمپ بنزین نیمه ساخته ای بود توقف کردیم و در ماشین خوابیدیم . چرا که برخلاف نمای زیبای آن فضای داخل مسجد هنوز ساخته نشده بود و بسختی نماز خواندیم و به حرکتمان خندیدیم  و راس ساعت 7 جدید حرکت کردیم . تا اینجا کیلومتر عدد 1064 را نشان میدهد .

تصویر 5: مسجد الزهرا و پمپ بنزین متروکه

5.jpg

تصویر 6: مسجد الزهرا و پمپ بنزین متروکه

6.jpg 

ساعت 8 در ورودی کرمان به شهرک ویلایی هفت باغ علوی رفتیم و گشتی در آن زدیم . شهرکی عیان نشین که معماری سبک شیروانی های شمال آن در کویر کرمان جالب توجه بود .

تصویر 7 : هفت باغ علوی – آسیاب هلندی

7.jpg

تصویر 8 : هفت باغ علوی – مرد سنگی

8.jpg

بعد از هفت باغ از مغازه های کنار جاده نان و پنیر  چای خردیم و پسرم در مسجد آنجا از سرویس استفاده کرد با کیلومتر 1158 بسمت بم حرکت کردیم . در راه از باغ شازده ماهان گذشتیم اما چون هوا بارانی بود و در برگشت برنامه مفصلی برای کرمان داشتیم . از دور نکاهی به آن بهشت در میان کویر نگاهی انداختیم و رهسپار سفر عشق شدیم .

کم کم بافت بیابانی اطراف جاده با جاده های شمالی تر تغییر میکرد و برای ما جذاب بود . حدودا 20کیلومتر بعد از ماهان اولین تابلو چابهار را دیدیم .

تصویر 10 : اولین تابلو چابهار

10.jpg

ساعت 11 صبح پس از 1205 کیلومتر رانندگی  از دل کویر به بهشت بم رسیدیم . سرسبز و زیبا با نخلهای استوار.

تصویر 11 : بم و بروات

11.jpg

محو دیدن نخلها بودیم که پلیس محترم ما را به علت سرعت 83 کیلومتر مبلغ 600.000 ریال جریمه کرد . این اتفاق برای خیلی از رانندگان اتفاق افتاد . این بلوار بشدت برای سرعت 50 کیلومتر برساعت کنترل می شود .  به هرحال هشدار خوبی بود .

تصویر 12 : بم و بروات

12.jpg

بم زیبا را هم به امید دیدار ترک کردیم و در جایگاه خلیج فارس بنزین زدیم . طبق راهنمایی های که در سفرنامه خوانده بودم با کارت سوخت همراه خودم براحتی بنزین زدم . از همینجا مشکلات هموطنان را که کارت سوخت نداشتند و در شهرها جنوبی تر مجبور به خرید بنزین از دستفروشها می شدند را مشاهده کردم .  با کیلومتر 1308 به حرکت ادامه دادیم . هوا نسبت به قزوین 15 درجه بسیار گرمتر است. به فاصله یکروز تفاوت 9 درجه دما را حس میکنیم . تقریبا از جنوب کرمان به بعد جاده ها دوطرفه میشوند از اینرو با احتیاط بیشتری سفرمان را ادامه دادیم . ساعت 13 پس از طی 1387 کیلومتر به شهر زیبا و آرام محمد آباد ریگان رسیدیم . البته در بازگشت شرایط فرق می کرد که در جای آن توضیح خواهم داد . پارک خوبی در خروجی شهر است که امکانات قابل قبولی دارد. پس از صرف نهار و اقامه نماز استان کرمان را ترک و وارد دیار بلوچستان خوب و زیبا شدیم .

در مورد ریگان باید بگویم که این شهر دره ای میان کویر است و بعلت اینکه سطح آب زیرزمینی آن بسیار بالاتر از مناطق دیگر است بسیار حاصلخیز است و تپه های شنی بسیار زیبا به قامت 75 متر دارد .

تصویر 13 : ریگان (عکس از اینترنت )

1397010410595428713712424.jpg

تصویر 14 : ریگان (شهر )

14.jpg 

مسیر را ادامه دادیم . به علت اینکه فاصله شهر ها زیاد و بعضا پمپ بنزینها شلوغ است توصیه میکنم بمحض اینکه باک به نیمه رسید آن را پرکنید و با خیال راحت برانید . ساعت 19:45 به نیک شهر رسیدیم و با طی کردم صفی بسیار طولانی باک را پر کرده و با کیلومتر1806 و با مصرف 5/136 لیتر بنزین بسمت ایرانشهر حرکت کردیم .

در مسیر منظره ای جالب دیدیم ، کامیونی با 2 پلاک متفاوت

تصویر 15 : کامیونی با 2 پلاک متفاوت ( زوم بفرمایید )

15.jpg

 جاده خلوت ، باریک ، تا حدودی خطرناک ، و شوق مقصد که ما را با تمام توان به خود می کشید . پس از عبور از کمربندی ایرانشهر در ساعت 21:37 پس از گذراندن 1934 کیلومتر به اسکله سنگی کنارک رسیدیم . اقامتگاه ما در کنارک 25 کیلومتری منطقه آزاد و 50 کیلومتری چابهار بود .

تصویر 16 : مقصد اول – اسکله سنگی کنارک

16.jpg

چون یک شب زودتر از رزرو به کنارک رسیدیم شب را زیر سایبانهای اسکله چادر زدیم. امکانات ضعیف اما در حد منطقه مناسب بود . از سوپری اسکله کنسرو لوبیا و تخم مرغ و نان و مخلفات خریدم و شام صرف نموده و در خنکای نسیم دریا خوابیدیم .

تصویر 17: مقصد اول – اسکله سنگی کنارک

17.jpg

تصویر 18: مقصد اول – اسکله سنگی کنارک

18.jpg

صبح پس از قدم زدن و عکاسی از لنجها و باز دید از آنها، از آنجاییکه ما در سفر ها عادت به خوردن صبحانه در حال حرکت داریم اینبار هم فرصت را غنیمت شمرده راس ساعت 8 اسکله را ترک کردیم و پس از گشتی مختصر در کنارک و بنزین زدن بسمت جاده چابهار و سه راهی بندر عباس و زرآباد حرکت کردیم. در ابتدای سه راهی با مرد بلوچ خوش صحبتی مواجه شدیم و اطلاعات خوبی از مناطق اطراف گرفتیم . حالا کیلومتر دقیقا 2000 را نشان میدهد .

بسمت روستای کهیر حرکت کردیم. در راه کودکان بلوچ زیادی دیدیم که مشغول جمع آوری ضایعات از کنار جاده بودند. از این دست کودکان مظلوم در این منطقه زیاد دیده میشود. کودکانی که چون بزرگترهایشان علی رغم فقر و کمبود امکانات قلبهایی بسیار بزرگ و مهربان دارند . هرکس که به این دیار سفر کند بی شک این مهربانی را احساس خواهد کرد .

پس از روستای کهیر چند کیلومتری جاده یک طرفه با کیفیت وجود دارد که چون نگینی در میان 168 کیلومتر جاده بسیار بد آن منطقه می درخشد ، 50 کیلومتر پس از روستای کهیر  برای اولین بار رخ کوههای مریخی را مشاهده کردیم . البته کوههای مریخی معروف در جاده گواتر واقع شده اند اما کوههای این منطقه زیبایی و صلابت خاص خود را دارند که در جاده درک حتی گاهی میتوان نقش کاخ هایی را در آنها تصور کرد .

تصویر 19 : کوههای مریخی روستای کهیر

19.jpg

تصویر 20 : کوههای اطراف منطقه درک

20.jpg

در کیلومتر 70 جاده زرآباد در کنار پمپ بنزین تابلو کوه گل افشان بندر تنک را دیده و به سمت چپ تغییر مسیر داده و پس از گذراندن چند کیلومتر جاده بسیار بد به مجتمع گل افشان رسیدم. در و ورودی با پیرمرد زیبای بلوچ ملاقات کردیم پس از دادن عیدی و میوه به شهمراد با پرداخت 5 هزار تومان وارد مجتمع شدیم .

مجتمع دارای آلاچیق و سرویس بهداشتی و دکه مواد غذایی است .

تصویر 21 : گل افشان

21.jpg

تصویر 22 : گل افشان

22.jpg

تصویر 23 : گل افشان

23.jpg

تصویر 24 : مجتمع گل افشان

24.jpg

با خودرو شخصی تقریبا میتوان تا نزدیکی قله رفت و پس از پارک خودرو پس از دادن عیدی و میوه به خیل کودکان و پیرمردهای بلوچ به محل جوشش گل که هر چند دقیقه جوشی میزند رسید. بنا به گفته محلی ها عمده گل های اطراف در اثر فوران عظیم اسفند 94 به اطراف پخش شده است. منظره گل اندود کردن صورت توسط خانمهای توریست برای بهبود آنی پوستشان برایم جالب بود . محلی ها همین گل ها را 10 متر پایین تر میفروشند .

تصویر 25 : تپه  گل افشان

25.jpg

تصویر 26 : تپه  گل افشان

26.jpg

ساعت 11 با کیلو متر 2080 بسمت منطقه رویایی درک راه افتادیم . اگر در جاده چابهار بندر عباس تابلو سرعت گیر دیدید ، بدانید و آگاه باشید خبر از دره هایی عمیق که در واقع آبراههای سیل آب است مواجه هستید . به هیچ عنوان فکر سرعت زیاد در این جاده به سرتان نزند .

بعد از گذر از پاسگاه ارتش و بلافاصله بعد از پل تابلو ساحل جد را میبینیم که در واقع همان درک معروف است به سمت چپ پیچیده و از تلاقی جنگل و کویر و دریای آبی غرق لذت میشویم . 2150 کیلومتر مسافت کمی برای دیدن این همه زیبایی است . ساعت 12 ساحل درک .

تصویر 27 : ساحل جد ( درک )

27.jpg

تصویر 28: ساحل جد ( درک )

28.jpg

تصویر 29: ساحل جد ( درک )

29.jpg

 

ساعت 13 بسمت کنارک و تحویل گرفتن اقامتگاه حرکت کردیم .

پس جابجایی چمدانها و نماز و صرف نهار بلافاصله به منطقه آزاد چابهار رفتیم . منطقه بسیار شلوغ و جای پارک بسختی پیدا میشد .اما از آنجاییکه خداوند به پسر معلول من لطف زیادی دارد نزدیک ورودی مجتمع صدف جای مناسبی پیدا کرده و مشغول خرید شدیم. بیشتر نسکافه و شکلات خریدیم فارغ از اینکه قیمتها با قزوین چقدر تفاوت دارد . به هر حال ما بدون سوغاتی نمیتوانیم برگردیم. ساعت 23 به کنارک برگشتیم .

تصویر 31 : منطقه آزاد چابهار

31.jpg 

صبح چهارم فروردین هوای ملایم و نم باران عاشقانه ای برای طبیعت گردی ، هرچند ازکیفیت عکسها کم می شد . ساعت 9:30 بسمت بندر گواتر حرکت کردیم تا اینجا 2371 کیلومتر راه پیمودیم . منطقه آزاد را  روز دیدنی تر از شب یافتیم . شهری تمیز و با  آذین های نوروزی

تصویر 33 : منطقه آزاد چابهار

34.jpg

پس از ورود به منطقه آزاد ابتدا وارد منطقه تیس میشویم که صرف نظر از ساحل مناسب آن برای شنا آثار تاریخی از جمله غار تیس و قبرستان اجنه نیز در آن وجود دارد . اما جدای اینها بیشتر از تصورمان شلوغ بود . بناچار از تیس صرف نظر کردیم و یکسره به گل سرسبد چابهار یعنی ساحل دریا بزرگ رفتیم . افسوس که موجهای خروشان آن در حال استراحت بودند . زیبا تر از آنچه شنیده بودیم بود .

تصویر 35 : ساحل تیس ( عکس از اینترنت )

35.jpg

تصویر 36: ساحل دریا بزرگ

36.jpg

 در مسیر حرکت به گواتر از کنار ساحل  رمین که در آن  مجتمع ساحلی و پارک بازی بزرگی ساخته شده و تنها ساحل دارای امکان موج سواری در ایران بوده گذشتیم و به سمت درخت انجیر معابد رفتیم .

تصویر 38 : درخت انجیر معابد ( تصویر از اینترنت )

38.jpg

سپس از دریاچه لیپار دیدن کردیم. بنا به گفته محلی ها بیشترین رنگ صورتی در شهریور ماه دیده میشود و هنگام بارش باران مانند روز بازدید ما چون پلانگتونها به سطوح زیر آب میروند اثر از رنگ صورتی نیست . در کنار دریاچه محلی های زیادی مشغول فروش نمک دریا و دستبند های بلوچی هستند دونه ای  10 هزار تومان . زیباست 2 تا برای همسرم خریدم .

 

تصویر 39 : دریاچه لیپار

39.jpg

ساعت 12 به کوههای مریخی رسیدیم البته همانطور که گفتم در مسیر درک نیز می توانیم شاهد این کوهها و چه بسا نزدیکتر باشیم اما اینجا کپر بزرگی برای اقامت و رستوران کوچک و ماکت سفینه فضایی ساخته اند .

تصویر 40 : کوههای مریخی

40.jpg

هم اکنون کیلومتر 2458 را نشان می دهد و تا بریس 30کیلومتر راه مانده .

از بعد از دیدن تابلوی بریس خروجی اول راه ورود به اسکله است اما برای دیدن یکی از زیباترین مکانهای زمین باید وارد روستا شد و از کنار پمپ بنزین خود را به افق زیبای بریس رساند واقعا زیباتر از هر تصویر و تعریفی است باید دید و از عظمت پروردگار یاد کرد .

تصویر 41 :  دور نمای صخره های سا حل بریس

41.jpg

تصویر 42 : ساحل بریس

42.jpg

تصویر 43 : ساحل بریس

43.jpg

تصویر 44 : ساحل بریس

44.jpg

 در بازگشت چند همشهری دیدیم و خوش و بشی با آنها نمودیم . سپس بعد از پمپ بنزین  از سوپری نسبتا بزرگ نبش تقاطع خوراکی و موزمحلی  و تنقلات خریدیم . با توجه به شرایط ادامه مسیر این کار رو به همه دوستان سفارش میکنم .کیلومتر 2493 مسیر 35 کیلومتری تا پسابندر را آغاز کردیم .  جاده خلوت و آرام .

تصویر 45 : مسیر پسابندر

45.jpg

پس از عبور از منطقه اقتصادی پسابندر راس ساعت 14 پس از طی 2534 کیلومتر به ساحل گواتر رسیدیم .

 

تصویر 46 : بندر گواتر

46.jpg

بی درنگ برای کرایه قایق به ساحل رفتم . کرایه قایق را 150 هزار تومان قیمت گذاشته بودند اما براحتی با پیشنهاد 80 هزار تومان موافقت شد و با قایق بسمت جنگلهای حرا رفتیم . امید وار بودیم در این مسیر دلفین ببینیم که بنا به اظهار محلی ها این اتفاق خیلی کم پیش می آید . قایق سواری همیشه با هیجان و لذت بخش است . پس از پیاده شدن از قایق به ناگاه پسرخاله های همسرم را که بصورت 6 خانواده به سفر آمده بودند دیدیم . جالب و دور از انتظار بود . باهم عکس گرفتیم از تجربیات هم شنیدیم .

تصویر 47 : جنگلهای حرا

47.jpg

بالاخره بازگشت از دورترین نقطه ایران که ما میتوانستیم به آن سفر کنیم را آغاز کردیم . 2534 کیلو متر و 197.3 لیتر بنزین .

تصویر 49 : بازگشت از دور ترین نقطه ایران

49.jpg

تصویر 50 : بازگشت از دور ترین نقطه ایران

50.jpg

جاده خلوت تر از رفت ، مهیای سرعت مجاز....

در بازگشت طی حرکت در مسیر خاطرات روز را مرور میکردیم . غروب به منطقه آزاد رسیدیم . و تا 12 شب به خرید کسری سوغاتی ها خریدیم . نمیدانم مجتمع های تجاری چه جاذبه ای دارند. نمیشود از کنار آنها بسادگی گذشت. تازه هشتم فروردین هم تولد پسرم در راه است کادوی تولد گلم را خریدم و با بسته شدن مغازه ها به کنارک برگشتیم .

 

صبح 5 فروردین، از آنجاییکه همسرم علاقه زیادی به لته بازار نشان نداد با پسر کوچکم در اقامتگاه ماند و برای دور دوم سفر استراحت کرد من هم پس از خرید نان و مرغ و مایحتاج ادامه سفر و صرف صبحانه با پسر بزرگم به لته بازار رفتیم و واقعا لباسهای خوبی خریدیم. علیرغم اینکه این بازار کهنه فروشی است اما اگر حوصله زیادی داشته باشید لباسهای بسیار خوبی خصوصا اقلام کوهنوردی پیدا میکنید .

نکته مهم در لته بازار حتما با دمپایی بروید چون مغازه ها موکت شده اند و نمی توان با کفش وارد شد . کفش جلوی سرعت شما را می گیرد .

تصویر 51 : نانوایی محلی – انصافا نانهای بهتری نسبت به نانوایی های سطح شهر داشت .

51.jpg

تصویر 52 : لته بازار ( عکس از اینترنت )

8NSz8M67eVgmfmT0oeqO0nGTFp0d1D4L1XWNR9ZZ.jpg

تصویر 53 : فاکتور خرید سال 2011 کاپشن اسکی سوئدی بسیار نویی که هنوز در جیب کاپشن بود و به قیمت 80 هزار تومان خریدم .

53.jpg

چند شلوار کورتکس  و ترکینگ بسیار نو و بلوزهای کورتکس و ضد باد هر کدام زیر 50 هزار تومان و 2 جفت کفش کوه سالمون برای خودم و پسرم  به قیمت 350 و 200 هزار تومان خریدم .

با صرف حوصله و چانه زیاد خرید های خوبی میتوان انجام داد.

خرید ما تا ساعت 15 طول کشید. به اقامتگاه برگشتیم و جمیعا به ساحل پزم (POZM) رفتیم ساحل ماهیگیری آرام و زیبا با امکان شنا و تفریح آبی فقط مواظب باشید خرچنگها به شما آسیب نرسانند .

تصویر 54 : ساحل پزم

54.jpg

تصویر 55 : ساحل پزم

55.jpg

اگر  از سمت چپ ساحل پزم و از طریق راه باریکی در کنار صخره حرکت کنید با دنیای زیباتری بنام شوکین آشنا می شوید . ساحلی دنج و سرشار از زیبای وصف ناپذیر .

تصویر 56 : مسیر شوکین

56.jpg

تصویر 57 : ساحل شوکین

57.jpg

تصویر 58 : ساحل شوکین

58.jpg

به کنارک برگشتیم . ابتدا با بازار میوه فروشها رفتیم و مقداری میوه از جمله موز شیرین زرآباد خریدم البته پیگیر زیتونهای محلی هم شدیم که فصل آن تمام شده بود و پیدا نکردیم. سپس  به بازار ماهی فروشها رفتیم و یک ماهی شیر که محلی ها به آن کد میگفتند به قیمت کیلویی 23 هزار تومان خریدیم و شب ماهی مفصلی خوردیم . جای شما خالی ...اما شب برای اولین با خبر سیل ها و مصیبتهای 12 استان کشور و خسارتهای آن را شنیدم و بسیار متاثر شدیم .

تصویر 59 : موز محلی زرآباد

59.jpg

تصویر 60 : بازار ماهی فروشهای کنارک

60.jpg

و اما صبح خداحافظی

ساعت 6 صبح به ساحل سنگی اولین جای حضورمان در کنارک رفتیم. تعدادی صدف زیبای اقیانوسی جمع کردیم . البته زیباترین هایشان یا منزلگاه خرچنگها بودند و یا زنده بودند که از برداشتن آنها صرف نظر کردیم . داخل لنجها رفتیم و چند عکس یادگاری گرفتیم و از کنارک به قصد بم خدا حافظی کردیم .

تصویر 61 : صدفهای زنده

61.jpg

تصویر 62 : ساحل ماهیگیری کنارک

62.jpg

تصویر 63 : خرچنگ های صید شده

63.jpg

تصویر 64 : لنجهای اسکله سنگی

64.jpg

تصویر 65 : درختها محافظت شده از بزهای حاضر در تمام خیابانهای منطقه

65.jpg

تصویر 66 : آب لوله کشی شهر کنارک

66.jpg

تصویر 67 : مسجد شیعیان کنارک

67.jpg

تصویر 68 : مسجد جامع اهل تسنن  کنارک

68.jpg

تصویر 69 : مسجد اهل تسنن  کنارک

69.jpg

تصویر 70 : دستبند های زیبای هنر دست کودکان بلوچ

70.jpg

 تصویر 71 : کیلومتر خداحافظی

71.jpg

تصویر 72 : تابلو خروجی کنارک

72.jpg 

ادامه مسیر به سمت بم صبح روز ششم فروردین 1398

جاده به نسبت روزهای اول عید شلوغ تر شده و بسیار آهسته تر باید می راندیم . از ایرانشهر به بعد باد شدیدی در حال وزیدن بود ، این باد در شهر ریگان که در روز بسیار آرام به نظر می رسید تبدیل به طوفان شن شدیدی شد که ظاهرا چیز جدیدی در آن شهر نبود و مردم صبور آنجا به خوبی با این طوفانها خو گرفته بودند . ما ساعت 18 کاملا در طوفان قرار داشتیم و با توکل به خداوند مسیر بم را به سرعت بسیار پایین در پیش گرفتیم .

تصویر 73 : طوفان شن – جاده ریگان -بم

73.jpg

این طوفان تا بم نیز ادامه داشت . در طی شب و تا ظهر فردا نیز ادامه یافت .

تصویر 74: طوفان در بم

74.jpg

تصویر 75: طوفان در بم – صبح هفتم فروردین

75.jpg

و اما بم، شهری زیبا با رستورانهای و باغ رستورانهای بسیار عالی و غذاهای لذیذ و البته با قیمتهای بسیار مناسب تر حتی از شهرهایی مانند یزد و کرمان . به محض تحویل اقامتگاه به باغ رستوران دشت بهشت رفتیم و شام مفصلی صرف نمودیم . ایکاش بخشی از این امکانات در شهرهای محروم استان سیستان و بلوچستان قرار داشت .

تصویر76 : باغ رستوران دشت بهشت

76.jpg

در بازگشت و نزدیکی اقامتگاهمان مجتمع بزرگ اطلس قرار داشت که بهترین برنامه فردا صبح طوفانی بود . صبح هشتم نوبت من بود که از پسر کوچکم نگهداری کنم و در طوفان بم همسر و پسرم بازار گردی نمایند. جای من خالی .

تصویر 77 :  اطلس مال بم

77.jpg

همسرم ناهار مفصلی خریده بود. پس از صرف نهار و به محض آرام گرفتن هوا برای بازدید ارگ قدیم بم راه افتادیم . ارگ داخل شهر و بسیار نزدیک است . طبق معمول جای پارک بسیار مناسبی در ورودی ارگ پیدا کردیم و با خرید بلیط های 3000 تومانی داخل قدمتی بیش از 6000 سال شدیم . متاسفانه بیشتر ارگ در اثر زلزله تخریب ، اما به همتی بمی ها و یونسکو در حال مرمت بود . عظمتی بی نظیر داشت . قلعه ای خشتی  که نخلستانهای استوار آن را چون نگینی در میان خود حفظ کرده اند .

تصویر 78 – ارگ قدیم بم

78.jpg

تصویر 79 – ارگ قدیم بم

79.jpg

تصویر 80 – ارگ قدیم بم

80.jpg

پس از بازدید بلافاصله از بم خارج شده و در 25 کیلومتری جاده ایرانهشر به ارگ جدید بم رسیدم. عکسهای بسیار زیبایی از آن دیده بودیم و تعاریفی بسیار خصوصا در ایام نوروز اما ، شنیدن کی بود مانند حضور در ارگ . به واقع انتظار بالاتری از آن داشتیم حتی از نگهبانان ارگ این مطلب را پرسدیم که عنوان نمودند که : به دریاچه بروید تا در شب هنگام نظرتان عوض شود . این گونه کردیم . شب زیبایی بیشتری داشت . در دریاچه قایق سواری کردیم . هرشب در آمفی تئاتر ارگ کنسرت برگزار میشد ما از آن صرف نظر کردیم و به سفارش پسرم به باغ رستوران البرز رفته و شام صرف نمودیم .

تصویر 81 – ارگ جدید بم

81.jpg

  شب هنگام خبر های ناگوار بیشتری در اخبار دیدیم . دو روز قبل هم زلزله ای به قدرت 3.5 ریشتر بم را لرزانده بود. بین روزهای قبل و بعد فقط فردا طوفان کویر شهداد آرام میگرفت.

بدیهی بود عزم سفر کردیم و ساعت 7 صبح روز 8 فرودین به سمت کرمان راه افتادیم .تا اینجا 3728 کیلو متر راه پیموده بودیم. در راه تابلوهای ارگ راین و آبشار راین را دیدیم اما فرصت بازدید آن را نداشتیم پس به راه ادامه دادیم. ابتدا از باغ شازده ماهان دیدن کردیم . ساعت 10 صبح باغ شازده باد خنکی از کوههای بالاسر باغ متولد و روی صورتهای ما آرام میگیرد . البته این باغ با این همه زیبایی باید سر مشق ساخت بسیاری از باغهای منطقه باشد  . باغی ساخته شده در سال 1298 و به دستور عبدالحمید میرزا ناصر الدوله در نزدیکی مقبره شاه نعمت اله ولی که فرصت بازدید مزار ایشان را نیافتیم .

تصویر 85 – باغ شازده ماهان 

85.jpg

تصویر 86 – باغ شازده ماهان 

86.jpg

 از بازارچه باغ کماجهای خرمایی و ساده و خوراکی خریدیم . خودمان را برای سفر به گرمترین نقطه دنیا مجهز نمودیم و مجددا به سمت بم حرکت کرده و پس چند دقیقه وارد خروجی شهداد شدیم .انتظار این همه شلوغی را نداشتیم این همه عاشقان کویر ؟!!! بر خلاف تصورم ، روستا ها و امکانات خوبی در مسیر بود . به استقامت مردم آنجا آفرین گفتیم و دل به کویر زدیم . کویر لوت ، گرمترین نقطه دنیا . اگر قصد اقامت در جایی ندارید جاده را به سمت زاهدان ادامه دهید. در ورودی شهداد از دور برگردانی که متاسفانه تابلوی آن پوشانده بود دور زدیم و به اعتماد ماشین های محلی راه افتادیم . خیلی زود نتیجه اعتمادمان را دیدیم. بزرگترین گلدانهای طبیعی (نپکا ) را دیدم و این نوید رسیدن به کلوتهای شهداد بود .

تصویر 87 – جاده کویر لوت – باغ نپکا NEPAK

87.jpg

و بالاخره کلوتهای شهداد . 1 کیلومتر بعد از شهداد با خرید بلیط 3000 تومانی وارد پارکینگ کلوتها شدیم .

تصویر 89 – کلوتهای شهداد

89.jpg

فرصت را غنیمت شمردم و بهترین ماشین منطقه را که استاد میرزایی باحال ترین راننده منطقه آن را می راند را به قیمت 100 هزار تومان کرایه کردم و بیست دقیقه هیجان را آغاز کردیم . پیشنهادهای زیادی برای رفتن به منطقه گندم بریان به ما می شد اما هم بخاطر کرایه 800 هزار تومانی و هم خستگی خانواده متاسفانه از آن صرف نظر کردیم .

تصویر 90 – کلوتهای شهداد -  آفرود

90.jpg

پس از آفرود هنوز هیجان پسرم تخیله نشده بود و حالا پشت فرمان ماشین خودمان نشست و تا حد توان تندر 90 در کویر به رانندگی پرداخت .  به سوی کرمان حرکت کردیم . کمی خجالت کشیدم تا اینجا برای طی کردن 3820 کیلومتر 298 لیتر بنزین مصرف کرده  و هوا را آلوده کرده بودیم باید این هزینه به طبیعت را با دوچرخه سواری جبران کنم . ساعت 14:45 عصر به کرمان رسیدیم . بی درنگ اقامتگاه را تحویل گرفته و پس از مقداری استراحت به رستوران مکث که تعریف آن را در گوگل مپ خوانده بودیم رفتیم . امشب تولد محمد امین جان است .

تصویر 92 – رستوران مکث کرمان – تولد محد امین جان

92.jpg

صبح روز نهم – کرمان گردی را آغاز نمودیم . کرمان زیبا و سرسبز با پارکها زیبا، از یخچال مویدی – مجموعه بازار و مسجد و حمام های گنجعلی خان دیدن کردیم . بازار پر از صنایع دستی مسی زیبا و البته پته های بسیار زیبای کرمانی بود . البته بسیار گران ، 3 پته نسبتا کوچک را به قیمت یک میلیون و دویست هزار تومان البته پس از کلی چانه زدن خریدیم . مقداری هم کلمپه کرمانی ابتیاع کردیم . قوتوهم که روی پته ها اشانتیون گرفتیم . به اقامت گاه رفتیم برای رفتن به باغ فتح آباد برنامه ریزی کردیم .

تصویر 93 : یخدان مویدی کرمان

93.jpg

تصویر 96 – پته فروشی های کرمان

96.jpg

تصویر 97 : کلمپه کرمانی

97.jpg

با تماسی که از قزوین گرفته شد و با اعلام وضعیت اضطراری سیل از دیدن باغ فتح آباد صرف نظر کردیم و ساعت 4 بعد اظهر از کرمان خداحافظی کرده و به سمت شهر انار آخرین جایی که در برنامه داشتیم رفتیم. در شهر انار قلعه ای متعلق به دوران ساسانی وجود دارد که تقریبا تخریب شده. ازاین رو زمان زیادی در آنجا صرف نکردیم و راه را به سمت یزد آغاز کردیم. در یزد مقداری سوغاتی و شام خریدیم و شبانه به سمت قزوین راه افتادیم .

تصویر 98 : باغ فتح آباد کرمان ( تصویر از اینترنت )

98.jpg

تصویر 99 : قلعه ساسانی شهر انار

99.jpg

 و پایان سفری خوش . با آرزوی شادکامی برای همه خوانندگان عزیز و دوستان خوب لست سکندی .

تصویر 100 : قزوین – پارکینگ منزل پس از طی 5092 کیلومتر و مصرف 399.8 لیتر بنزین

100.jpg

 

نویسنده: حسین فرازفر

 

تمامی مطالب عنوان شده  نظر و برداشت شخصی نویسنده است و وب‌ سایت لست سکند مسئولیتی در قبال صحت اطلاعات بر عهده نمی‌گیرد.

اطلاعات بیشتر
نظرات کاربران (16 نظر)

× در حال پاسخ به:

مصطفی گودرزتباری 24 بهمن 1398 ساعت 20:16

بسیار عالی به همراه جزئیاتی که حتما در طول سفر به درد دیگران هم می خوره
شوق سفر به این مناطق در من زنده کردید

ع. حمزه نژادی 15 بهمن 1398 ساعت 13:26

درود . عالی بود از اینکه تصاویر زیبایی هم ضمیمه کرده بودید اما شاید لازم بود سفر کرمان و سیستان که هر دو استانهای پهناور و کهنی هستند را از هم جدا میکردید .
و دوم اینکه شاید لازم بود قبل از سفر با یک نفر کرمانی آگاه مشورت میکردید تا لذت بیشتری ببرید . مثلا در شهر ماهان در فاصله کوتاهی از باغ شازده ، آرامگاه شاه نعمت اله را ندیدید و راهی طولانی را به سمت بم برگشتید تا به شهداد بروید . در حالیکه می توانستید آرامگاه را ببینید و سپس به طرف کرمان بروید و از جاده تونل سیرچ که خیلی به شهداد نزدیکتر است به کلوتها مسافرت کنید . از طرفی بجای بازدید از ارگ جدید که نام فریبنده ارگ را دارد و بیشتر یک مجتمع تولید خودرو و مرکز صنعتی است از ارگ راین دیدن میکردید . و سوم اینکه فرصت کمی را به شهر بزرگ و کهن کرمان با تنوع بیشمار آثار تاریخی اختصاص دادید و شاید وقت زیادی از شما برای رانندگی در مسیرها صرف شده است . برایتان آرزوی تندرستی و شادکامی دارم. علی حمزه نژادی

علیرضا 15 بهمن 1398 ساعت 11:15

باسلام خسته نباشید نوروز 98 من هم چابهار رفتم واقعا شلوغ بود جاده گواتر و دیدنی های آنرا هم دیدم ولی جاده درک واقعا بد بود و از گل فشان به بعدش را نرفتم، ضمنا از سمت بم، بعد از ریگان، بزمان، سپس ایرانشهر و بعد نیکشهر و در نهایت کنارک و چابهار می باشد لذا بعد از نیکشهر ایرانشهر نمی باشد، در مجموع به نظرم سفری فشرده و سختی داشته اید، دستتان درد نکند زیبا بود ولی مختصر !

yasi 14 بهمن 1398 ساعت 13:05

ممنون که تجربیات سفرتون را با ما به اشترام گذاشتید.

Ehsan 13 بهمن 1398 ساعت 23:16

خسته نباشید مخصوصا دست تنها خیلی سخته.
اتفاقا سال ۹۴ من از تهران اون مسیر رو رفتم و واقعا می‌دونم چه راه طولانی و خسته‌کننده‌ای هست.
راستی چرا کنارک اقامت کردید؟
به خاطر هزینش؟

ود پارسا 13 بهمن 1398 ساعت 16:09

سلااااااااام
با آرزوی سلامتی برای گل پسر کوچولوتون و خانواده
سفرنامه بسیار عالی و خواندنی بود
و چه همتی داشتین شما با این همه رانندگی
من عید همون سال 1200کیلومتر تا خراسان رفتم.هنوز که هنوزه خسته ام.
موفق باشین

ناصر فرهادی 11 بهمن 1398 ساعت 17:56

سلام اقای فرازفر.... سفر نامه جالبی بود ... به نظرم ارزشش را هم داشت 400 لیتر بنزین مصرف کنید ... آنهم کنار فرزند معلول دلبنتان این مسیر طولانی را سفر کردن واقعا دست مریزاد داره . بهر حال من که لذت بردم امیدوارم کنار خانواده همیشه شاد زندگی کنید و باز هم تجربیات سفرهای بعدییتان را بخونیم

کامبیز 10 بهمن 1398 ساعت 10:08

سلام و درود
ممنون از اینکه تجربه سفرتون رو به خوبی بازگو کردید.