5
6.2K
5 اسفند 1404 12:00
سفر زمینی همیشه یه جور هیجان شیرین تو خودش داره؛ مخصوصاً وقتی پای سه تا خانواده در میان باشه، با دو تا بچه کوچک و یه مسیر طولانی که تهش میرسه به سواحل دریای سیاه. من؟ من همون آدمِ «همیشه نگرانِ» گروهم که از ماهها
سلام به دوستان علاقمند به گردشگری و تجربیات سفر سعی می کنم در این نوشتار تجربه سفر 5 روزه به شهر دبی رو در اختیارتان بگذارم، شاید برای بعضی ها جالب باشد و قابل استفاده. افزایش اختلاف قیمت دلار مسافرتی با دلار آزاد در اوایل آبان
بعد از نوشتن سفرنامه روسیه و هند ایندفعه نوبت به نوشتن سفرنامه جذاب ترکیه شد . از آنجا که سفر با ماشین شخصی بسیار جذاب تر از سایر گزینه ها هست و از اونجا که من قصد داشتم اکثر جاهای دیدنی ترکیه رو بینم و
صبر کنید! سرزمین رنگها مرا فرا خوانده به سانِ خارِ رها گشته از اسارت خاک، بس است ماندن وماندن کمی سفر باید... پاییز امسال، بلخره قشم زیبا مرا فراخواند. از قیمت تور قشم شروع میکنم که قیمت اعلامی، همیشه برای مدت سه شب و کم قیمت ترین هتل
پنجشنبه هفتام فروردین 04 شب،سکوت،جزیره دود آتش،نور چراغ قوه،زوزه شغالها و در آخر سروصدای همسر و همسفر خواب را از چشمانم ربوده.ساعت 10شب است که از چادر بیرون میآیم در محاصره آب،پلانگتونها و شغالها هستیم.همسر و همسفر در تلاش برای دورکردن شغالها هستند.تمام تجربههایمان را برای
مقدمه؛ این سفر از همان اولش بوی یک ماجراجویی تازه می داد. پس از دو سفر قبلی از به اروپا که سفرنامه های آنها در همین سایت موجود است. نوبت دیدن آلمان و سوییس رسیده بود، سرزمین هایی که همیشه تصاویرشان روی پس زمینه لپ تاپم جا
دبی مقصدی جذاب برای بسیاری از ایرانی هاست که در کمترین فاصله از ایران می تونید به یک شهر فوق العاده لوکس و پیشرفته سفر کنید. ورود به کشورامارات برای ما ایرانی ها نیاز به ویزا داره که البته ظرف دو تا سه روز و
مهر ماه 1404 بود که شدیدا دلمون سفر میخواست و نیاز به یک استراحت و تفریح داشتیم. همسرم پیشنهادش آنتالیا بود ولی من چون قبلا آنتالیا رفته بودیم ترجیح میدادم جای جدید بریم و تور دبی را انتخاب کردم. از اونجایی هم که آقایون تو
در برنامهریزی سفر از سفرنامههای خوب دوستان در سایت لستسکند کمک زیادی گرفتیم. این سفرنامه را صرفاً جهت آپدیت آخرین تغییرات سفر به دبی مینویسم. بعد از یک تماس تلفنی با دخترخاله و صحبت از این که سفر لازم هستیم با یک تصمیم ناگهانی گفتیم بریم
درود به تو لست سکندی عزیز امیدوارم الان که داری این سفرنامه رو میخونی قصد سفر به پوکت داشته باشی و دل تو دلت نباشه که زودتر روز سفرت فرا برسه چون خودم از سفرنامه های شما عزیزان استفاده کرده بودم ، طبق عادت قدیمی وظیفه
با سلامی دوباره خدمت شما گردشگران عزیز... داستان سفر یهویی ما به کشور ارمنستان با دیدن پوستر فستیوال بالن شروع شد! پوستر و نرخ پایین تور ارمنستان برای من که تا به حال به ارمنستان نرفته بودم بسیار جذاب بود. با همسرم در میان گذاشم و ایشان
خوب سلام و درورد بر تک تک دوستان لست سکندی من امروز می خوام آخرین تجربیات خودم و دوستام رو در سفر به استانبول در اختیار سایر دوستان بزارم. شاید ذره ای بهشون کمک کنه تا کمتر دچار اسیب و خسارت بهشون بشه و بتونن سفر
بخش نخست: نادر نینوایی-در تهران که سوار هواپیما شدیم، میشد در ارتفاعات، رگههای روشنایی و نشانههای طلوع را در آسمان دید. حالا در فرودگاه تبریز و در ارتفاع پایینتر، اما یکبار دیگر شب شده و آسمان یکپارچه سیاه است. همراه رفقای خبرنگار سوار دو وَن سفید
آدمی درطی زندگی خود تجربه های فراوان کسب می کند و از این طریق بینش خود به جهان هستی را بالا می برد . سفر بزرگترین آموزنده تجربه و بینش به انسان است . از مدتی قبل من و خواهرم و یکی ازدوستانم تصمیم گرفته بودیم
روز سهشنبه، بیستم خردادماه ۱۴۰۴، با سفری هوایی از فرودگاه مهرآباد تهران راهی ماکو میشویم. هواپیمایمان چارتر و اختصاصی است، اما بسیار کوچک. حدود یک ساعت بعد در فرودگاه ماکو پروازمان به زمین مینشیند. استقبال، معمولِ مسئولان روابط عمومی استانی میراث فرهنگی و البته سخنان
بالاخره لحظهای که مدتها انتظارش را کشیدهام، فرا میرسد. از خودرو پیاده شدم؛ کولهپشتیام را میاندازم روی دوشم و میروم بهسمت ورودی مرز زمینی ارمنستان. اینجا منطقه مرزی ارس است که در حوالی یکی از روستاهای استان آذربایجان غربی به نام «نورودوز» قرار دارد. کنار در
از کودکی، یکی از آرزوهایم رفتن به آمریکا بود. بهعنوان یک کودک، آمریکا برایم همان سرزمینی بود که تمام آرزوها در آن به حقیقت میپیوندند؛ جایی که در یک روز بارانی، در طبقات بالای آسمانخراشهایش خبری از باران نیست؛ جایی که در آن میتوان به
الان که دست به قلم شدم،صبح یک سهشنبه پاییزی است.با یک فنجان قهوه جلوم از پنجره به جنگلهای لاویج نگاه میکنم. شاید همین ترکیب باعث شد بخواهم چیزی بنویسم.شهریور ۱۴۰۴ با دعوتنامه رسمی، منتظر ویزا شینگن هلند بودیم. بعد از ۲۰ روز با وجود مدارک
نیمه اول سال 1390 بود که برای ثبت نام عمره مفرده اقدام کردیم. برای هر نفر مبلغ 800 دلار[i] ( 800 هزار تومان) در بانک ملت ودیعه گذاری کردیم، ولی متاسفانه راه سفر بسته شد و تا مهر امسال در انتظار این سفر بودیم. از
ساعت 6 صبح تهران را به قصد سفری 9 روزه تور ایرانگردی به جهت کرمان ترک کردیم. دو خانواده با دو ماشین و تصمیم بر این بود بعد از هر 5 ساعت در یک جا اقامت کنیم . به همین دلیل چون سفر ما در